ترامپ لاف زد تنگه بسته شد

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، تنگه هرمز باز نشده، بسته شد. این تنگه در شرایطی که نگاه‌ها و نگرانی‌های زیادی به سمت خود جذب کرده بود، روز جمعه پس از توییت سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان برای ساعاتی و به صورت مشروط بازگشایی شد: «در چهارچوب آتش‌بس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز برای باقی‌مانده دوره آتش‌بس، از طریق مسیر هماهنگ‌شده‌ای که ایران اعلام کرده است، به‌طور کامل باز اعلام می‌شود.»

بعد از حدود 50 روز انسداد کامل تنگه هرمز، این اظهارات عراقچی تکانی اساسی به فضای خبری داد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز که تمام تلاش خود و متحدانش را برای بازگشایی تنگه به کار گرفته بود، بلافاصله با چندین پست در «تروث» اعلام پیروزی کرد. دستاوردسازی او اما دوام چندانی نداشت؛ چراکه ایران تنگه هرمز را به صورت «مشروط» و «محدود» برای «کشتی‌های تجاری» باز کرده بود و این در صورتی ادامه پیدا می‌کرد که محاصره دریایی ادعایی ترامپ - که مصداق بارز اعلان جنگ است - پایان یابد.

با این حال ترامپ همچنان به مواضعش در خصوص محاصره ادامه داد: «تنگه هرمز «کاملاً باز» شد؛ اما محاصره دریایی ایران متوقف نمی‌شود» و تنگه هرمز نیز فوراً به حالت «کاملاً بسته» بازگشت.

قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ایران «پیرو توافقات قبلی» در مذاکرات صورت گرفته با حسن نیت با عبور «تعداد معدودی» از کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز «به صورت مدیریت شده» موافقت کرد ولی متأسفانه آمریکایی‌ها «با بدعهدی‌های مکرر» که در سابقه خود دارند همچنان به «راهزنی» و «دزدی دریایی تحت عنوان به اصطلاح محاصره» ادامه دادند. به همین دلیل کنترل تنگه هرمز به حالت قبل برگشت و این تنگه راهبردی تحت مدیریت و کنترل نیرو‌های مسلح ایران قرار گرفت. 

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز روز گذشته اعلام کرد تا زمانی که محاصره دریایی به‌عنوان ناقض آتش‌بس از سوی طرف مقابل ادامه داشته باشد، از مذاکره و بازگشایی تنگه هرمز خبری نخواهد بود.

محاصره‌؛ حرکت جنگی و مصداق نقض آتش‌بس

محاصره دریایی در متون حقوق بین‌الملل معمولاً به‌عنوان یکی از شدیدترین ابزار‌های فشار علیه یک کشور و نوعی از اعلان جنگ تلقی می‌شود. اگر یک کشور به‌طور یک‌جانبه مسیر‌های دریایی کشور دیگر را ببندد و مانع ورود و خروج کالا و انرژی شود، مصداق «استفاده از زور» است، چیزی که طبق منشور سازمان ملل اصولاً ممنوع است؛ اما ظاهراً قواعد حقوقی مدت‌هاست به نفع بازیگران خاصی کار می‌کنند.

با این حال، از منظر منطقی، محاصره دریایی به این معناست که یک کشور عملاً شریان‌های حیاتی اقتصادی و ارتباطی کشور مقابل را قطع می‌کند؛ به همین دلیل، در روابط بین‌الملل آن را «اقدام جنگی» یا دست‌کم «آستانه جنگ» می‌دانند. نمونه‌های تاریخی هم نشان می‌دهد که محاصره‌ها اغلب به درگیری‌های مستقیم منجر شده‌اند. بنابراین محاصره دریایی ایران توسط آمریکا در شرایطی که دو کشور در وضعیت آتش‌بس قرار دارند، مصداق بارز نقض آتش‌بس از سوی طرف آمریکایی است و ایران هم با استناد به این امر و هم با تکیه بر پیش‌شرط‌های مذاکراتی مورد تفاهم فی‌مابین، حق کنترل مجدد تنگه هرمز را دارد. آبراهه‌ای که مقامات رسمی کشور بار‌ها اعلام کرده‌اند توسط ایران مسدود نشده و صرفاً در وضعیت جنگی تحت کنترل نیرو‌های مسلح ایران به‌عنوان کشور ساحلی درآمده تا مبادا کشتی‌های عبوری حامل تهدیدی علیه ایران باشند. 

با اینکه بخش قابل توجهی از واردات و صادرات ایران از طریق خط ساحلی جنوبی صورت می‌گرفته؛ اما نباید فراموش کرد که محاصره ادعایی اگر به صورت حداکثری نیز علیه آب‌های جنوبی شکل بگیرد، ایران همچنان هم مرز‌های زمینی گسترده‌ای دارد و هم همچنان می‌تواند از آب‌های شمالی خود را که متصل به کشور‌های مختلفی از جمله روسیه است داشته باشد. بنابراین ترامپ تکیه بر مهره بی‌ارزشی‌زده که خود می‌داند تأثیری بر تصمیمات کلان ایران نخواهد داشت؛ چراکه با توجه به بازبودن مسیر‌های ترانزیتی دیگر و آمادگی ایران برای قرارگیری در شرایط جنگی، محاصره دریایی ایران توسط ترامپ بیشتر دستمایه تمسخر رسانه‌های بین‌المللی شده است. 

شرایط تنگه‌ای که کمی باز شد

بنا به اعلام مقامات ایران، سازوکار عبور و مرور از تنگه هرمز دیگر شبیه به گذشته نخواهد بود و این تنگه به یک آبراه تحت نظارت و حاکمیت کامل تغییر شکل یافته است. طی روز گذشته، بخشی از این سازوکار موقت طی باز و بسته‌شدن تنگه هرمز مشاهده شد که کشتی‌ها ناچار بودند برای عبور از این آبراهه، شرایط ویژه ایران را بپذیرند. 

1- حرکت فقط از شمال و جنوب لارک 

مهم‌ترین اتفاق این است که جغرافیای حرکتی در تنگه عوض شده است. اگر در گذشته کشتی‌ها از هر مسیری در آب‌های بین‌المللی تردد می‌کردند، حالا باید از یک مسیر مشخص و مهندسی‌شده عبور کنند که آن‌ها را به آب‌های ساحلی و سرزمینی ایران می‌آورد. طبق این قانون جدید، تمام کشتی‌هایی که قصد ورود به خلیج‌فارس را دارند باید از شمال جزیره لارک حرکت کنند و برای خروج نیز ملزم هستند از جنوب این جزیره بگذرند. این یعنی هر شناوری که بخواهد از این گلوگاه عبور کند، باید دقیقاً از کنار سواحل ایران رد شود.

2- نظارت و تشخیص هویت کشتی‌ها

دیگر این‌طور نیست که هر کشتی با هر هویتی اجازه تردد داشته باشد. اولویت عبور تنها با «کشتی‌های تجاری» است؛ اما نکته اینجاست که تعریف «تجاری بودن» بر عهده ایران است. مقامات مسئول، مدارک کشتی را بررسی می‌کنند تا متوجه شوند مالک اصلی کیست، چه باری حمل می‌شود و ذی‌نفع این کالا چه کسی است. اگر مشخص شود که محموله‌ای (حتی اگر نفت یا کالای عادی باشد) متعلق به دشمنان است یا سود نهایی آن به طرف‌های درگیر در جنگ می‌رسد، آن کشتی دیگر تجاری محسوب نشده و اجازه عبور نخواهد داشت.

3- هماهنگی و کسب اجازه

هر نوع رفت و آمد در این منطقه باید با اطلاع، همکاری و هماهنگی کامل نیرو‌های متولی، یعنی نیروی دریایی سپاه و سازمان بنادر و دریانوردی ایران انجام شود. کشتی‌ها موظف هستند پیش از ورود، تمام هماهنگی‌های لازم را انجام دهند و ملاحظات امنیتی ایران را رعایت کنند. عبور و مرور‌هایی که برای امنیت منطقه خطرناک تشخیص داده شوند یا حامل سلاح و تجهیزات نظامی برای طرف‌های خاص باشند، مطلقاً ممنوع خواهند بود.

4- پرداخت عوارض در ازای امنیت

از این پس، عبور از تنگه هرمز خدماتی رایگان نخواهد بود. از آنجایی که ایران مسئولیت تأمین امنیت این آبراه و کشتی‌های عبوری را بر عهده دارد، کشتی‌ها موظف هستند بابت این خدمات امنیتی و نظارتی، عوارض پرداخت کنند. در واقع تنگه هرمز به مسیری تبدیل شده که عبور از آن مستلزم پذیرش قواعد حاکمیتی ایران و پرداخت هزینه‌های مربوط به تأمین نظم و امنیت آن است. 

در مجموع، این سازوکار جدید به معنای پایان دوره عبور و مرور بدون نظارت است؛ اکنون ایران به عنوان متولی اصلی، تعیین می‌کند که چه کسی، از چه مسیری و تحت چه شرایطی اجازه دارد از این شاهراه حیاتی استفاده کند. این تغییرات به سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز اعلام شده و به عنوان واقعیت جدید منطقه در حال اجراست.

بحران هرمز موقت نیست

تنگه هرمز مثل یک شیر فلکه بزرگ برای کل دنیاست که اگر فقط کمی سفت شود، زندگی مردم در دورترین نقاط زمین هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. برای درک عمق فاجعه‌ای که ترامپ برای جهان رقم‌زده باید به عدد و رقم‌هایی نگاه کنیم که اندیشکده آتلانیتک به بررسی آن پرداخته و مستقیماً به زیست مردم جهان گره خورده است.

24 ساعت اختلال در سوخت جت = اختلال در 8هزار پرواز

در بخش سفر و حمل و نقل، این تنگه مسیر عبور «20 درصد از سوخت جت» کل دنیاست. شاید بپرسید این یعنی چه؟ یعنی سوخت لازم برای «8 هزار پرواز در روز» از اینجا تأمین می‌شود. آتلانتیک هشدار داده است که اگر این مسیر بسته بماند، نه تنها قیمت بلیت هواپیما به شدت بالا می‌رود، بلکه جابه‌جایی کالا‌ها هم فلج می‌شود. مثلاً در اروپا «60 درصد» و در آفریقا «70 درصد» از سوخت هواپیما‌ها مستقیماً به همین منطقه وابسته است.

رشد 38 درصدی قیمت گازوئیل در آمریکا

در مورد کامیون‌ها و قطار‌ها هم وضعیت مشابه است؛ قیمت گازوئیل در کشوری مثل آمریکا بعد از بسته شدن تنگه «38 درصد» جهش کرده است. این یعنی هزینه جابه‌جایی هر کالایی که با کامیون حمل می‌شود (که در آمریکا سالانه 400 میلیارد مایل راه ‌می‌روند) گران می‌شود.

وابستگی امنیت غذایی جهان

اما موضوع فقط سوخت نیست؛ بحث نان و غذای مردم جهان هم در میان است. «یک‌سوم کل کود‌های شیمیایی» دنیا از این تنگه عبور می‌کند. همچنین مواد اولیه‌ای مثل «آمونیاک» که پایه اصلی تولید غذاست، «23 درصدش» از اینجا عبور می‌کند. آتلانتیک می‌گوید اگر این مواد به مزارع نرسد، تولید محصولاتی مثل برنج تا «24 درصد» کاهش می‌یابد. این یعنی یک فاجعه برای امنیت غذایی که باعث می‌شود قیمت نان، برنج و ذرت در سراسر جهان افزایشی شود.

وابستگی صنعت پزشکی به هرمز

در دنیای تکنولوژی و پزشکی هم وابستگی عجیبی به این باریکه آب وجود دارد. «33 درصد از هلیوم جهان» در همین منطقه تولید می‌شود. هلیوم گازی است که هیچ جایگزینی ندارد و برای کارکرد دستگاه‌های ‌ام.آر.آی در بیمارستان‌ها و ساخت تراشه‌های کامپیوتری حیاتی است. اگر تأسیسات تولید این گاز آسیب ببیند، بازگرداندن آن‌ها به حالت عادی «3 تا 5 سال» زمان می‌برد.

خودروسازی

حتی صنعت ساختمان و خودرو هم از این موج در امان نیست، چون «23 درصد آلومینیوم جهان» (بدون در نظر گرفتن چین) از همین مسیر صادر می‌شود. طبق بررسی‌های آتلانتیک اهمیت این آبراه به قدری است که حتی کشوری مثل استرالیا که فرسنگ‌ها دورتر است، تنها برای «24 روز» دیگر ذخیره سوخت دارد و بعد از آن با بحران روبه‌رو می‌شود.

در نهایت آتلانتیک تأکید دارد که بحران در این تنگه موقتی نیست. حتی اگر این مسیر پس از مدتی بازگشایی شود، آسیب‌های وارد شده به زیرساخت‌های پالایشی و صادراتی و همچنین از بین رفتن اعتماد شرکت‌های کشتیرانی، باعث می‌شود که پیامد‌های اقتصادی و لجستیکی آن تا سال‌ها بر دوش اقتصاد جهانی سنگینی کند. این وابستگی شدید نشان می‌دهد که ثبات در تنگه هرمز، فقط مربوط به خاورمیانه یا حتی آسیا نیست، بلکه پیش‌نیاز صلح و رفاه در تمام کره زمین است. 

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/