مخمصه‌ بزرگ نتانیاهو بعد از آتش‌بس در میان خشم و ناامیدی صهیونیست‌ها

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در پی تحولات اخیر منطقه و برقراری آتش‌بس در لبنان با فشارهای دیپلماتیک ایران و قدرت میدانی حزب‌الله، نظرسنجی‌های اسرائیلی عمق بحران و شکاف عظیم بین آنچه اسرائیلی‌ها می‌خواهند و آنچه ارتش آنها می‌تواند انجام دهد را آشکار می‌کند.

به گزارش المیادین، انتظار نمی‌رود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر به راحتی آنچه را که در راستای برنامه‌ها و آرزوهایش نبوده است، بپذیرد. این امر نه تنها آینده او، بلکه میراث و گذشته او را نیز از بین خواهد برد. بنابراین، تله‌ها در مسیرهای توافق آتش‌بس بین لبنان و رژیم صهیونیستی که نتانیاهو تا حد امکان از آن اجتناب کرده بود، همچنان حاضر هستند.

پیش از اجرایی شدن آتش‌بس، در میان اکثر متخصصان و ذینفعان، از جمله در داخل محافل رژیم صهیونیستی، این ارزیابی غالب بود: همه اتفاق نظر دارند که منافع نتانیاهو در ادامه جنگ، حتی در یک جبهه، و مانع‌تراشی در مذاکرات، هر زمان که برایش مقدور باشد، تا زمانی که به اهداف خود برسد، نهفته است. این موضوع به نجات نتانیاهو از چالش‌هایی که او را تهدید می‌کند و به جنگ برای بقا مربوط می‌شود.

رویاها و توهمات نتانیاهو درباره ایران و حزب‌الله که دود شد

در طرح اولیه جنگ، همه چیز روی کاغذ، نتانیاهو را به جشن و پایکوبی وعده می‌داد، به ویژه پس از آنکه موفق شد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را به حمله به ایران متقاعد کند. از نظر نتانیاهو، زمان زیادی نمانده بود که نظام ایران سرنگون شود و پس از آن حزب‌الله نابود شود؛ زیرا در این صورت حزب‌الله تنها و محاصره شده می‌ماند و پس از آن نوبت به نابودی جبهه‌های مقاومت در یمن و عراق می‌رسید.

بنابراین نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی که تحت تعقیب دادگاه بین‌المللی قرار دارد، احساس می‌کرد که تنها یک گام تا رسیدن به "پیروزی مطلق" و "تغییر چهره خاورمیانه" برای همیشه و تأسیس "اسرائیل بزرگ" فاصله دارد.

دستیابی به این هدف نه تنها به نتانیاهو اجازه می‌داد تا دستاوردهای خود را در صندوق‌های رأی‌گیری که قرار بود چند ماه دیگر برگزار شود، سرمایه‌گذاری کند، و نه تنها شانس او را برای رفع محاصره اتهاماتی که در دادگاه فعلی او را تعقیب می‌کنند، افزایش می‌داد، بلکه همچنین لکه ننگ ناشی از پیامدهای عملیات هفتم اکتبر 2023 را که در دوران او و تحت رهبری او رخ داد، از بین می‌برد.

در این پرونده ( عملیات 7 اکتبر حماس با هنوان طوفان الاقصی)، نتانیاهو هنوز هم تا به امروز بر رد تشکیل یک کمیته رسمی برای تحقیق در مورد این عملیات مقاومت فلسطین و شکست اسرائیل در پیش‌بینی آن اصرار دارد؛ امری که از نظر مخالفان او و بخشی از افکار عمومی اسرائیل، او را در معرض اتهام و تلاش برای شانه خالی کردن از مسئولیت قرار می‌دهد.

مخمصه بزرگ نتانیاهو بعد از آتش‌بس

بنابراین سوال بزرگی که مطرح می‌شود این است که اگر به این چالش‌ها، مشکلات جدیدی اضافه شود که در شکست در دستیابی به اهداف جنگ علیه ایران و بروز یک مشکل پیچیده در جبهه شمالی توسط حزب‌الله که عملاً به انباشت صورت‌حساب بحران‌های نتانیاهو او کمک کرده است، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

از یک سو، روشن شده که دستاوردهایی که نخست‌وزیر رژیم اشغالگر در طول ماه‌های گذشته در مورد تضعیف نهایی توانایی‌های حزب‌الله و تغییر موازنه قوا و بازدارندگی در جبهه شمالی تبلیغ می‌کرد، بی‌اساس است، و از سوی دیگر، او باید با این مشکل مقابله کند که بخش قابل توجهی از افکار عمومی اسرائیل بر ضرورت رهایی نهایی از شر وی اصرار دارند، به ویژه ساکنان شهرک‌های شمالی.

به این ترتیب کاملا مشخص شده که امروز سابقه شخصی نتانیاهو در معرض خطر است: او می‌خواست آن را با آب طلا بنویسد، به عنوان یکی از پادشاهان اسرائیل که موفق شد شکست 7 اکتبر را به یک پیروزی تاریخی و نهایی تبدیل کند، اما به جای آن ممکن است به عبرتی برای تاریخ تبدیل شود: مردی که همه چیز را می‌خواست و همه چیز را از دست داد.

این مسئله فراتر از یک بحران خاص برای بنیامین نتانیاهو است و در عمق خود یک بن‌بست گسترده‌تر را آشکار می‌کند که ارتش اشغالگر، دستگاه‌های امنیتی و نظامی اسرائیل و کل افکار عمومی اسرائیل را در بر می‌گیرد. به دنبال آتش‌بس میان ایران و آمریکا و سپس مجبور شدن رژیم صهیونیستی به آتش‌بس در لبنان با فشارهای ایران، حجم نارضایتی در محافل اسرائیلی چه در میان متحدان ائتلاف نتانیاهو و چه مخالفان وی همچنان زیاد است.

درواقع جریان عظیم اخبار و اطلاعاتی که در ساعات و روزهای اخیر در محافل صهیونیستی منتشر شده، مستلزم تلاش برای بازسازی صحنه به دور از عوامل حواس‌پرتی است:

-اولاً، در طول هفته‌های گذشته، مواضع اسرائیل بر این نکته تأکید داشت که جنگ علیه لبنان ادامه خواهد یافت، حتی اگر در جبهه ایران متوقف شود و مقامات صهیونیست این وعده‌ها را تا چند روز پیش برای اسرائیلی‌ها تکرار می‌کردند. در مقابل، تهران اعلام کرد که به عدم رها کردن متحدان خود و عدم اجازه به انفراد لبنان متعهد است. در نهایت، اراده ایران پیروز شد، و هیچ چیز گویاتر از شرمساری مقامات اسرائیلی نیست که از تصویب موضوع آتش‌بس در جلسه اخیر کابینه خودداری کردند.

خبرنگار کانال 14 تلویزیون رژیم صهیونیستی اشاره کرد که وزرا در یک تماس تلفنی از آتش‌بس مطلع شدند، بدون اینکه حق اعتراض به آنها داده شود، و این موضوع بسیار شگفت‌انگیز و شرم‌آور است.

از سوی دیگر شبکه کان رژیم صهیونیستی در واکنش به اعلام آتش‌بس در لبنان اعلام کرد: قابل توجه است که این رئیس جمهور ایالات متحده است که آتش‌بس بین اسرائیل و حزب‌الله را به مردم اعلام می‌کند و نه کابینه اسرائیل یا نخست‌وزیر آن.

-ثانیاً: تصویر صحنه‌های جنگ در مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی با آنچه که نتانیاهو وعده داده بود یا انتظار داشت، بسیار متفاوت بود؛ جایی که ارتش اسرائیل در جنوب لبنان ناتوان از ارائه تصویری از پیروزی به او بود، و بنت جبیل که به نمادی از رویارویی تبدیل شده بود، همچنان پابرجا ماند، و تعداد کشته‌شدگان و مجروحان ارتش صهیونیستی هر روز در سایه مدیریت تشدید تنش محاسبه‌شده توسط مقاومت به سمت عمق سرزمین‌های اشغالی فلسطین افزایش می‌یابد.

اما آنچه در اینجا برای ما اهمیت دارد این است که افکار عمومی اسرائیل از درخواست برای ادامه جنگ به منظور از بین بردن خطر مقاومت دست برنداشته است، در حالی که نیروهای اسرائیلی بدون متحمل شدن خسارات سنگین قادر به نفوذ و استقرار نبودند.

بالاتر از این مشکل، فاجعه‌ای بزرگتر برای صهیونیست‌ها و شخص نتانیاهو وجود دارد؛ کسی که اسرائیل در جنگ خود به او (نتانیاهو) تکیه کرده است، خود در یک بن‌بست استراتژیک در تنگه هرمز غرق شده و نمی‌تواند از آن رهایی یابد، و یکی از برجسته‌ترین عواملی که علیه او عمل می‌کند و به او فشار می‌آورد، عامل زمان است.

-سوم: مواضع زیاده‌خواهانه نتانیاهو ممکن است در صورت عدم ارتباط با زمینه‌های میدانی و سیاسی، تصوری مبهم ایجاد کند. گفتمان سیاسی گاهی با واقعیت‌ها همخوانی دارد و گاهی نیز برای جبران کمبودها، پر کردن شکاف‌ها، فریب و تقویت دیپلماسی به کار می‌رود. این امر در وعده‌های نتانیاهو به افکار عمومی اسرائیل مبنی بر ادامه جنگ در جبهه لبنان برای دستیابی به اهدافی که تا ساعات پایانی نیز دست‌نیافتنی به نظر می‌رسیدند، آشکار می‌شود.

از این رو، صحبت‌های نتانیاهو پس از آتش‌بس مبنی بر اینکه توقف درگیری با لبنان فرصتی برای "صلح تاریخی" مبتنی بر قدرت و تغییر ریشه‌ای در موازنه قوا است، و تأکید او بر خلع سلاح حزب‌الله به عنوان پیش‌شرط هرگونه توافق، چیزی است که در صورت عدم دستیابی به هیچ یک از آنها، با شکست حتمی روبرو خواهد شد.

در این میان شاید گزینه بد برای نتانیاهو برای فرار از این مخمصه، این باشد که ادعا کند ترامپ به او فشار آورده و او را مجبور به پذیرش آتش‌بس کرده است، اما این امر او را به وضعیتی سوق می‌دهد که حتی بدتر است؛ به طوری که تصویری را که او همواره برای افکار عمومی اسرائیل به عنوان مردی که قادر به تعامل برابر با واشنگتن است، تبلیغ کرده بود، خدشه‌دار می‌کند.

-چهارم: از این منظر، مسیر مذاکرات لبنان و با نظارت آمریکا، راه خروجی برای بن‌بست اسرائیل است. با اعلام آتش‌بس، مشخص شد که تلاش برای جداسازی جبهه‌های مقاومت از طریق این مسیر با شکست مواجه شده است، اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است، و هم زمان با آن، تلاش‌های اسرائیل و آمریکا برای دستیابی به آنچه در میدان نتوانستند به دست آورند، با ابزارهای دیگر ادامه دارد. از این رو، ابراز موضع محتاطانه از سوی ایران در برخورد با آتش‌بس، از همین جا نشأت می‌گیرد.

بنابراین مسیر آتش‌بس کنونی میان لبنان و رژیم صهیونیستی، مین‌گذاری شده و پس از پایان آتش‌بس هنوز معلوم نیست چه خواهد شد. در شرایطی که دولت سرسپرده لبنان موضع تسلیم کامل را اتخاذ کرده، برای روشن شدن برخی جنبه‌های سرنوشت این آتش‌بس، بازگشت به صحنه اسرائیل در مرحله قبل از آتش‌بس ضروری است.

اسرائیل سند تسلیم و خیانت را امضا کرد

پس از اعلام آتش‌بس بین لبنان و اسرائیل توسط رئیس‌جمهور آمریکا، موجی از نارضایتی در محافل سیاسی و رسانه‌ای اسرائیل حاکم شد؛ در میان بحث‌های صریح درباره شکست اسرائیل در دستیابی به اهداف خود، و تبدیل شدن سطح سیاسی اسرائیل به تابعی کامل از دولت آمریکا. این موج خشم بیشتر توسط رؤسای شهرک‌های شمالی فلسطین اشغالی ابراز شد، که برخی از آنها این توافق آتش‌بس را سند تسلیم و خیانت توصیف کردند.

نظرسنجی‌هایی که هفته گذشته در محافل صهیونیستی انجام شد، عمق بحران را آشکار می‌کند. در 9 آوریل گذشته، یعنی پس از آتش‌بس با ایران، یک نظرسنجی که توسط روزنامه "معاریو" منتشر شد، حمایت گسترده صهیونیست‌ها را از ادامه عملیات نظامی علیه حزب‌الله نشان داد، به طوری که 77% از اسرائیلی‌ها با ایده آتش‌بس مخالفت کرده و خواستار ادامه حملات تا دستیابی به اهداف مشخص شده بودند. میزان حمایت از ادامه جنگ در میان رأی‌دهندگان ائتلاف کابینه هم به 94% رسید، در حالی که در میان رأی‌دهندگان مخالف به 70% بود.

ناامیدی و خشم صهیونیست‌ها بعد از آتش‌بس

این رسانه عبری در آن زمان به نقل از منابعی گزارش داد که نتانیاهو، با حمایت مقامات ارشد نهاد نظامی، با گنجاندن لبنان در هرگونه توافق آتش‌بس با تهران مخالفت کرده است.

نظرسنجی دیگری که توسط مؤسسه مطالعات امنیت داخلی اسرائیل وابسته به دانشگاه تل‌آویو در روزهای 9 و10 آوریل جاری انجام شد، موارد زیر را نشان داد:

-69 درصد از شرکت‌کنندگان حمایت خود را از ادامه عملیات علیه حزب‌الله بدون توجه به تحولات در صحنه ایران نشان دادند. 62% معتقد بودند که عملیات در لبنان ثبات امنیتی بلندمدت را برای اسرائیل به ارمغان نخواهد آورد. این امر قابل توجه و گیج‌کننده است و حاوی تناقضی است که ممکن است نظرسنجی بعدی آن را توضیح دهد.

-نظرسنجی‌ای که توسط دانشگاه عبری در قدس در روزهای 9 و 10 آوریل انجام شد، نشان‌دهنده وضعیت خستگی در میان اسرائیلی‌ها به دلیل جنگ بود، و همچنین نشان داد که حدود دو سوم آنها با آتش‌بس فعلی بین واشنگتن و تهران مخالف هستند.

اکثر شرکت‌کنندگان اظهار داشتند که ایران یا حزب‌الله را در نتیجه بمباران آمریکا و اسرائیل به طور قابل توجهی تضعیف شده نمی‌بینند. بر اساس این نظرسنجی، یک سوم شرکت‌کنندگان کلمه "ناامیدی" را برای توصیف احساس فعلی خود انتخاب کردند، پس از آن "سردرگمی" و سپس "خشم" قرار گرفت، در حالی که "امید" در رتبه چهارم قرار گرفت.

این نظرسنجی نشان داد که اکثر اسرائیلی‌ها موافقند که لبنان نباید در هیچ آتش‌بسی با ایران گنجانده شود و به طور کلی شواهد نشان می‌دهد که شکاف عمیقی بین آنچه اسرائیلی‌ها می‌خواهند و آنچه ارتش آنها می‌تواند انجام دهد، وجود دارد.

انتهای پیام/