نقش ظرفیت‌های مردمی در فعال‌سازی سنت‌های الهی

خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین صدف*؛ تحلیل تحولات کلان اجتماعی معمولاً در میان دو رویکردِ «تاریخ‌نگاری محض» و «تحلیل‌های سیاسی روزمره» سرگردان است. رویکرد اول صرفاً به توصیف گذشته می‌پردازد و رویکرد دوم در چنبره‌ی رخدادهای مقطعی گرفتار می‌ماند. برای عبور از این دو سطح و دستیابی به نگاهی راهبردی، ضروری است که مدل تحلیلی خود را بر سه لایه استوار کنیم: «سنت‌های الهی» به مثابه قوانین ثابت هستی، «ظرفیت‌های مردمی» به مثابه متغیرهای تعیین‌کننده و «رخدادهای تاریخی» به مثابه خروجی نهایی.

سنت‌های الهی: هندسه تغییرات اجتماعی

سنت‌های الهی، قوانین تخلف‌ناپذیر حاکم بر جوامع هستند که فراتر از اراده‌های فردی عمل می‌کنند؛ بی‌آنکه نافی آنها باشند. این قوانین و سنت‌ها را می‌توان از یک منظر در چهار دسته اصلی طبقه‌بندی کرد؛

سنت‌های رشد و اعتلا

1.سنت تغییر: «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمی‌کند تا آنان حال خود را دگرگون کنند.» (رعد، 11)

2.سنت نصرت: «اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد.» (محمد، 7)

3.سنت است خلاف (جانشین‌سازی): «خدا به مؤمنان شایسته وعده داده است که آنان را در زمین جانشین و مستقر سازد.» (نور، 55)

4.سنت همراهی خداوند با صابران: «بی‌گمان خدا با شکیبایان است.» (بقره، 153)

سنت‌های آزمون و غربالگری

5.سنت ابتلا: «شما را به چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش اموال و جان‌ها می‌آزماییم.» (بقره، 155)

6.سنت امهال: «به آنان مهلت می‌دهم؛ همانا تدبیر من استوار است.» (اعراف، 183)

سنت‌های توقف و افول

7.سنت کیفر ظلم: «چون مردم آن شهرها ستم کردند، نابودشان کردیم.» (کهف، 59)

8.سنت فَشَل و سستی: «با هم نزاع نکنید که سست می‌شوید و قدرت و ابهت شما از میان می‌رود.» (انفال، 46)

9.سنت زوال نعمت: «خدا نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خود دارند تغییر دهند.» (انفال، 53)

سنت سقوط تدریجی

10.سنت استدراج: «آنان را به‌تدریج از جایی که نمی‌دانند، به‌سوی سقوط می‌بریم.» (اعراف، 182)

ظرفیت‌های مردمی؛ حلقه واسطه تحول

قوانین فوق (سنت‌ها) زمانی از حالت بالقوه به فعلیت درمی‌آیند که در بستر «ظرفیت‌های اجتماعی» قرار گیرند. این ظرفیت‌ها شامل چهار مؤلفه‌ی اصلی است: انسجام اجتماعی (پیوندهای درونی)، مشارکت فعال (کنشگری جمعی)، آگاهی راهبردی (درک درست از موقعیت) و پایداری اخلاقی (صبر در برابر فشارها)؛ در واقع این مردم هستند که با تقویت یا تضعیف ظرفیت‌های خود، تعیین می‌کنند کدام سنت الهی (نصرت و رشد و اعتلا یا توقف و سقوط و زوال) در زندگی و زمانه‌ی آنها جاری شود.

تجربه تاریخی مدینة النبی از فعال‌سازی سنت‌های الهی

در صدر اسلام، «مدینه» نمونه‌ای برجسته از این مدل بود. جامعه‌ای که پیش از هجرت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌‌آله) درگیر «سنت سستی و زوال» (جنگ‌های داخلی اوس و خزرج) بود، با هجرت پیامبر و ایجاد «تغییر درونی»، ظرفیت‌های جدیدی آفرید. با ایجاد پیمان برادری (انسجام) و مشارکت همگانی در بنای تمدنی جدید (کنشگری)، سنت‌های «تغییر»، «نصرت» و «است خلاف» فعال شدند. رخداد نهایی، تبدیل «یثربِ» پاره‌پاره به «مدینه» ای مقتدر بود که توانست در برابر تهدیدات پیرامونی به ثبات برسد. این تحول، نه رخدادی تصادفی، بلکه خروجیِ دقیقِ فعال شدن قوانین رشد در بستر ظرفیت‌های اجتماعی بود.

تطبیق با شرایط معاصر جمهوری اسلامی

بررسی تحولات دهه‌های اخیر در ایران نشان‌می‌دهد که الگوی «سنت- ظرفیت» همچنان موتور محرک وقایع است. تحلیل این وضعیت در سه مقطع، پویایی این مدل را آشکار می‌سازد:

پیروزی انقلاب و دفاع مقدس (فعال‌سازی سنت نصرت)

وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 مصداق بارز «سنت تغییر» (تغییر از درون) بود؛ پس از آن در دوران دفاع مقدس، علی‌رغم نابرابری مادی، «ظرفیت‌های مردمی» در قالب انسجام بی‌نظیر، ایثار جمعی و مشارکت داوطلبانه به اوج رسید. این آمادگی اجتماعی، «سنت نصرت» و «سنت معیت با صابران» را فعال کرد که نتیجه تاریخی آن، پیروزی و تثبیت اقتدار کشور در برابر تهاجمی جهانی بود.

چالش‌های معاصر و سنت ابتلا

در شرایط کنونی، جامعه‌ی ایران در معرض «سنت ابتلا و آزمون» است. فشارهای اقتصادی، تحریم‌های گسترده و جنگ‌های رسانه‌ای و جنگ نظامی چهل‌روزه ابزارهای این آزمون بزرگ هستند. از منظر تحلیلی، این فشارها نه صرفاً رخدادهای سیاسی، بلکه بستری برای سنجش «استقامت در راه خدا» هستند. اگر ظرفیت «آگاهی راهبردی» (شناخت درست نقشه‌های دشمن) و «پایداری اخلاقی» در توده‌ها حفظ شود، بی‌تردید این ابتلا به «سنت نصرت و است خلاف» ختم خواهد شد؛ چنان که از هم اکنون نیز برخی از نشانه‌ها و مؤلفه‌های آن پیدا شده‌است.

مخاطرات سنت سستی و زوال

یکی از جدی‌ترین هشدارهای قرآن، «سنت سستی» در اثر تفرقه است. در تحلیل راهبردی شرایط فعلی، هر فرد یا جریانی که آگاهانه یا ناآگاهانه به دوقطبی‌سازی‌های کاذب و مخرب اقدام کند و سبب فرسایش انسجام اجتماعی شود، در حقیقت در حال فعال‌سازی «سنت زوال» است. کاهش مشارکت اجتماعی یا تضعیف اعتماد عمومی، ظرفیت‌هایی هستند که در صورت فرسایش، مسیر را برای سنت‌های تنبیهی هموار می‌کنند.

راهبرد آینده

آینده‌ی جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه تابع متغیرهای صرفاً مادی یا دیپلماتیک باشد، تابع «مدیریت ظرفیت‌های اجتماعی» بر اساس «سنت‌های الهی» است. برای تداوم مسیر رشد، راهبرد اصلی باید بر سه محور استوار باشد:

1.تقویت انسجام داخلی برای بستن راه سنت نزاع؛

2.ارتقای مشارکت و نقش‌آفرینی مردم برای فعال‌سازی سنت نصرت؛

3.تولید آگاهی و امید اجتماعی برای عبور سربلند از سنت ابتلا.

شناخت این هندسه به ما می‌آموزد که تحولات تاریخی تصادفی نیستند؛ ما در جهانی قانونمند زندگی می‌کنیم که در آن، «اراده‌ی جمعی مردم» کلید اصلی فعال‌سازی قوانینِ پیروزی یا شکست است. اگر ظرفیت‌های معنوی و اجتماعی جامعه بازسازی و تقویت شود، طبق وعده‌های قطعی الهی، عبور از بحران‌های فعلی و دست‌یابی به افق‌های گسترده‌تر پیشرفت، ضرورتی تاریخی و تخلف‌ناپذیر خواهد بود.

*پژوهشگر فلسفه و علوم انسانی

انتهای پیام/