یادداشت | وجوه مترقی انقلاب توحیدی در برابر نظامهای تکساحتی
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 30 فروردين 1405 - 15:45
به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، مرتضی یوسفیراد، عضو هیأت علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در سلسله یادداشتها و گفتارهای «نوآوریهای علمی امام شهید در اندیشه سیاسی» که به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تدوین شد، در بررسی فلسفهی سیاسی شهید آیتالله خامنهای به جامعیت نظام ولایی و توحیدی پرداخت و نوشت: فلسفهی سیاسی آیتالله خامنهای، فلسفهی جریان توحید در حیات بشری خاصه حیات سیاسی اجتماعی از مجرای امامت و ولایت است و در اندیشهی ایشان، جریان توحید در حیات بشری از دو طریق امکانپذیر است: یکی رفع دو دسته تهدیدات دروننفسانی و برون اجتماعی؛ و دیگر استقرار حکومت اسلامی. این ایده تمام حیات علمی و مبارزاتی قبل از انقلاب و رهبری بعد از انقلاب ایشان را در بر میگیرد.
چارچوب نظری
جامعیت دین؛ در اندیشهی آیتالله خامنهای دین اسلام شامل همهی نیازهای فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی، مادی و معنوی و همهی آنچه در طول حیات بشری کمال و عزت و انسانیت دانسته شده است را در بر میگیرد، در مقابلِ کسانی که میپندارند اسلام عهدهدار حیات معنوی میباشد یا برای حوزهی فردی است.
جهانبینی توحیدی آیتالله خامنهای؛ در اندیشهی توحیدی آیتالله خامنهای، توحید، مفهوم کانونی است. بدین معنا که توحید، نظریهی توجیه هستی و انسان و دکترین چگونه زیستن است و رویکرد توحیدی نهضتساز و انقلابساز و نظاممند به دین اسلام داشتن است. توحید، نه یک نظریهی فلسفی و ذهنی و نه یک عقیدهی قلبی است که انسان را بهسوی عبادت و معابد بکشاند، بلکه یک مبنای توجیهی هستی و انسان و یک دکترین چگونه زیستن در ابعاد سیاسی اجتماعی و فرهنگی و زیربنای اندیشهی عدالت و حقوق ذاتی مردم برای یک نهضت و انقلاب و نظام سیاسی اجتماعی در میان نظامات غیر توحیدی است. چنین ویژگی در طول تاریخ، مبدأ همهی دعوتها و نهضتهای الهی در طول تاریخ بوده است. نهضتهایی که هم نفی انواع عبودیتها را در نظر داشته و هم اثبات حاکمیت و وحدت همهی ابنای بشری را.
جهانبینی توحیدی و نیاز بشر به هدایت آسمانی از طریق نبی / پیامبر؛ در اندیشهی آیتالله خامنهای، در عالم انسانی، آنچه شرط استمرار عنایت حق تعالی و شرط کمال هستیِ انسان و افراد انسانی است دریافت هدایت الهی از طریق انبیاء الهی است به همین جهت بهاعتقاد او، بسط توحید بزرگترین هدف انبیا است.
جهانبینی توحیدی و نیاز بشر به امامت الهی؛ در اندیشهی آیتالله خامنهای، در عالم انسانی آنچه مقصود عنایت حق تعالی است تحقق توحید بر حقیقت وجودی افراد یعنی بر فکر و اندیشه و عمل و رفتار فرد فرد افراد انسانی و بسط آن در حیات فردی و جمعی در هر سطح و مقامی و از هر قوم و نژادی و فرهنگ و جامعهای است. آنچه چنین تحققی را تضمین میکند، استقرار حکومت اسلامی با حاکمیت امام و راهبری آن با کمالات و حیثیات علمی، معنوی و سیاسی است بهطوری که با تحقق آن، زنجیر اطاعت از غیر خدا برداشته میشود و زمینه برای پذیرش توحید در جسم و جان و روح و روان افراد جامعه فراهم میگردد. به عقیدهی ایشان، هدف انبیاء این بود که انسانها را از ولایت غیر الله خارج و به ولایت الله برساند البته از طریق حکومت. (خامنهای، 19/ 5/ 1375) حکومتِ حاکمان الهی، ضامن خیر و صلاح انسانها و حفظ حقوق مردم است و این ویژهی اسلام است. (خامنهای، 10/ 4/ 1370)
ولایت الهی و ولایتفقیه؛ در عصر غیبت، اینکه در رأس حکومت، پارساترین شخص تحت عنوان ولی فقیه قرار گیرد، عاقلانهترین شیوهی حکومت است که در صورت تفهیم، مورد تصدیق عقلای عالم جهان خواهد بود و در اینصورت، چنین حکومتی بیشترین ضمانت استیفای حقوق مردم، همراه با بهترین شکل نظارت مردمی (خامنهای، 10/ 4/ 1370) را در بردارد؛ بنابراین، نقش ولی فقیه در یک نظام سیاسی، نه نقش قدرت اجرایی و نه نمادین و سمبلیک، بلکه نقش مهندسی نظام و جلوگیری از انحراف آن است (خامنهای، 14/ 3/ 1383)
وجوه مثبت و مترقی این نوع نظام (در مقابل نظامهای سکولاریستی، لیبرالی، مادی و تکساحتی)؛
1-این نظام برخاسته از یک انقلاب توحیدی است و توحید مطابق فطرت است و انقلاب و نظام سیاسیِ برخاسته از خاستگاه توحیدی میتواند با همهی جوامع و مردم آن ارتباط برقرار کند.
2-این نوع نظام، علاوه بر مراقبت از بیرون از طریق ساختار نظارتی بازدارنده (خامنهای، بیانات در گرامیداشت هفتهی دولت 1370؛ در دیدار با هیئت دولت 1380؛ پیام افتتاحیه مجلس دورهی چهاردهم 1371؛ ابلاغ سیاستهای کلی برنامهی پنجم توسعه 1387؛ دیدار با مسئولان قوه قضائیه 1389)، دارای بازدارندگی درونی است؛ یعنی با سلب معیارهای لازم از جمله دین و تقوا در وجود حاکم و ولی و رهبر، خودبهخود از او صلاحیت حاکمیت سلب میگردد (خامنهای، بیانات؛ 12/9/1379؛ 25/5/1370؛ 12/12/1380).
3-اصول و زیرساختهای توحیدی: دین اسلام دین حقوقی و سیاسی و اقتصادی است و معارف و عبادات و احکامش در سایهی سیاست و حکومت محفوظ میماند؛ بهعبارتی اسلام، قرآنش برنامهی کامل و جاودانهی زندگی و نظام سیاسی است. کتابی است برای تصحیح عقاید و تعدیل اعمال و افعال و برای تربیت نفس بشر و تقویت عقل آدمی و بعثت انبیاءش؛ نه صرف ابلاغ پیام بلکه یک حرکت عملی است تا بشر را به کمالات برساند تا ملازم با معنای بعثت در جامعهی انقلاب رخ دهد و انقلاب، آغاز طرد نمادها و نمودهای ساختاری غیر توحیدی و طراحی و ساختن و تثبیت نمادها و نمودهای توحیدی است.
4-از حیث ساختاری، میتوان به این مصادیق اشاره کرد؛
نفی زیرساختی و ساختاری حاکمیت حاکمان طاغوتی و استبدادی و فاسد و ظالم و اثبات زیرساختی و ساختاری حاکمیت توحیدی و استقرار حاکمان عادل جهت حاکمیت بخشیدن به ارزشهای الهی بر جامعه.
5-از حیث کارکردی، موارد زیر مورد بررسی قرار میگیرند؛
- تحقق عدالت اجتماعی (خامنهای، 9/ 11/ 1360)؛ از نظر ایشان، بدون عدالت و عدالت اجتماعی، جامعهی توحیدی معنا پیدا نمیکند. ازاینرو استقرار عدالت، پیام همهی پیامبران الهی بوده است و حتی همهی انسانهای والامقام در طول تاریخ در این راه سعی و تلاش نمودهاند (خامنهای، پیام حجاج 1377).
- نفی و قطع پیوند با کفار و تحقق ولایت میان مردم با ولی و امام (پیوندی از نوع عطوفت و رحمت) و میان مؤمنین؛
- حیات طیبه با هدایت امامت جامعه به فلاح و رستگاری (خامنهای، 10/ 9/ 1389).
نزد متفکرین اسلامی از جمله علامه طباطبایی، اسلام برای تأمین سعادت دنیا و آخرت بشر، رشد و کمال انسان را از طریق معارف حقه و دعوت به «توحید» آغاز میکند تا افراد بشر، انسانهای موحد گردند؛ آنگاه قوانین خود را بر همین اساس تشریع نمود و تنها به تعدیل خواسته و اعمال اکتفا نکرد بلکه آن را با قوانینی عبادی تکمیل نمود (طباطبایی، المیزان، ج 4: ص 172) تا اسباب امنیت و آرامش و سعادت تکمیل گردد.
از این رو آیتالله خامنهای معتقد است اسلام فقط یک اعتقاد نیست؛ اسلام زندگی طیبهی انسانها است. حیات طیبهای است که همهی خیرات مورد علاقهی انسان نظیر رفاه مادّی و امنیت اجتماعی و روحی در آن وجود دارد. (خامنهای، 11/ 4/ 1368)
بدیهی است دستیابی به حیات طیبه بهعنوان یک نظم و نظام مدنی جامع و شامل در زمینهی پیشرفت و تعالی حیات مادی و معنوی نیازمند مدیریت کارآمد و هدفمند و هدفگذاری شده بهسوی سعادت و رستگاری میباشد. جمهوری اسلامی باید به معماری و مهندسی حیات طیبه و ترسیم و تبیین الگوی امامتِ دانش، حق و عدالتمحور بپردازد تا بتواند تحققبخش حیات طیبه باشد.
انتهای پیام/