تولدتان مبارک؛‌روایتی از یک دیدار دسته‌‌جمعی در خیابان کشوردوست

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، لبه‌ی جدول خیابان کشوردوست نشسته‌ام و دست می‌کشم روی زبری بتن‌های طوسی بلند. راستش را بخواهید آقا، تا امروز جرئت نکرده بودم بیایم؛ می‌ترسیدم با این «نبودن صریح»، با این دیوارهای بی‌تعارف، چشم‌تو‌چشم شوم. مدام به روزهای دیدار فکر می‌کردم؛ به ساعت شش صبح و غلغله‌ی جمعیتی که با کارت‌های دعوت‌شان عکس یادگاری می‌انداختند و از خنده می‌شکفتند. خیال می‌کردم حالا که دست‌های پرمهر و سایه‌ی بلندتان نیست، کشوردوست هم جاده‌ای بن‌بست شده که به هیچ‌جا نمی‌رسد. اما همه‌چیز برعکس شده! اینجا باز هم شلوغ است. آدم‌ها دسته‌دسته می‌آیند و روبه‌روی همین دیوارهایی که قرار بود مرز یتیمی ما باشند می‌ایستند؛ چشم می‌دوزند به انتهای بیت؛ به خانه‌ای که حالا پنجره‌های بی‌شیشه‌اش، صدای هق‌هق غریبه‌ها را مثل امانت در خود حفظ می‌کنند.

عجیب است آقا! فرقی ندارد چه شکلی باشند. با روسری یا بی‌روسری، چادری یا بلوز و شلواری، با ریش یا بی‌ریش. همه می‌آیند و ساعتها اشک می‌ریزند. یکی داد می‌زند: «آقا! جواب نامه‌م بمونه اون دنیا...» دیگری ماژیک برمی‌دارد و حرفهایش را روی تن سرد بتن‌ها فریاد می‌زند. یکی مداحی گذاشته و زار می‌زند. دیگری ایستاده، دستهایش را توی هم قفل کرده و اشکهایش از زیر قاب دودی عینکش سر می‌خورند. همه آمده‌اند؛ چون یقین پیدا کرده‌اند آن «دشمن» که سال‌ها در گوش‌مان زمزمه می‌کردید، نه یک استعاره بود و نه یک توهم؛ گرگی بود که دندان‌هایش را برای نفت و انرژی و عزت این خاک تیز کرده بود.

آقا! چقدر بچه‌هایتان بزرگ شده‌اند! انگار قد اراده‌شان از ارتفاع این بتن‌ها هم بلندتر شده. حالا دیگر کسی منتظر معجزه نمی‌ماند؛ خودشان آستین بالا زده‌اند. دست دور شانه‌ی هم انداخته‌اند و کف همین خیابان داغ‌دیده پیمان بسته‌اند که پشت سر پسرتان، «آقا سیدمجتبی» بایستند. حالا دیگر فهمیده‌اند که قوی بودن، یک انتخاب نیست؛ تنها راه زندگی عزتمندانه است. فهمیده‌اند که باید ایران را همان‌طوری بسازند که شما در آرزوهایتان داشتید. و حقیقت این است که کشوردوست سوت‌وکور نشده. اینجا حالا پناهگاه تمام علی‌دوستانی است که بیدار شده‌اند. باید اعتراف کنم که اشتباه می‌کردم؛ شما نرفته‌اید، شما در رگ‌های غیرت این جمعیت تکثیر شده‌اید.

حرفم تمام آقا! فقط آمده بودم که بگویم: «تولدتان مبارک... چقدر جایتان خالی‌ست برای دیدن این قد کشیدنی که به بهای یتیمی‌مان تمام شد...»

 انتشار به مناسبت زادروز آقای شهید، سید علی حسینی خامنه‌ای

انتهای پیام/