روایت حجت‌الاسلام شهیدانی از شدت علاقه رهبر انقلاب به امام شهید

خبرگزاری تسنیم – گروه امام و رهبری: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی (قدس‌سره) در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، تعبیر نغز و بدیعی را در وصف ملت بزرگ ایران مورد طرح و تاکید قرار دادند. ایشان ضمن اشاره به نقش خطیر مردم در رویارویی با حوادث و اتفاقات گوناگون، بیان داشتند: «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»

از زمان طرح این معنا تا به امروز، تعبیر رسا و درخور تامل «ملت مبعوث» و نیز مشتقات دیگر آن مانند «امت مبعوث» و «بعثت مردم» به یکی از مهم‌ترین مفاهیم الهام‌بخش و مورد توجه اصحاب فکر و قلم تبدیل شده است. به‌ویژه ساعاتی پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، جوشش و پیوند وثیق امام و امت که تجلی آن، خروش پرشکوه، حماسه‌آفرین و دشمن‌شکن مردم در خیابان‌ها بود، بیش از هر چیز توجه اصحاب تامل و اندیشه را به تعبیر بلیغ «ملت مبعوث» و صدق وقوع آن معطوف ساخت. حالا هر روز و هر شب در نقطه نقطه جغرافیای پهناور ایران، شاهد تجلیات تازه‌ای از بعثت شکوه‌مند ملت و تزاید اوراق زرین دیگر بر تارک پرافتخار تاریخ این مرز و بوم هستیم.

اما به نظر می‌رسد سبقه و پیشینه بعثت مردم را باید در دوران آغاز نهضت بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)‌ جست‌وجو کرد. نهضت خطیر و تاریخ‌سازی که به وقوع بزرگترین انقلاب مردمی تاریخ و نقطه عطفی در سیر تحولات سیاسی جهان منجر شد و نظم نوین و یگانه‌ای را بنیان گذاشت.

برای تبیین پیشینه بعثت مردم از زمان امام خمینی (ره) تا دوران زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی و اینک؛ در دوران رهبری حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) به سراغ حجت‌الاسلام والملسمین سهراب مقدمی شهیدانی، تاریخ‌پژوه و عضو هیئت علمی گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم رفتیم و با او در این زمینه هم‌کلام شدیم.

مشروح نخستین بخش از این گفت‌وگو پیش‌تر در خبرگزاری تسنیم منتشر شد:

در ادامه، دومین و آخرین بخش از این گفت‌وگو را می‌خوانید:

تسنیم‌: با توجه به شناخت و سابقه انس شما با رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای لطفا کمی از خصوصیات ایشان بگویید.

شهیدانی: یکی از نکاتی که باید بدان اشاره کنم، اتصال به غیب، توحید کلمه و ارتباط با عالم بالاست. من بدون غلو و اغراق، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) را یک مرد موحد الهی دیدم. ایشان با بزرگان اهل معرفت مثل آیت‌الله العظمی بهاءالدینی (ره)، آیت‌الله العظمی بهجت (ره)، آیت‌الله کشمیری (ره) و دیگران ارتباط داشته‌اند و آن آقایان، بشارت‌ها و پیش‌بینی‌هایی درباره جنابشان مطرح کرده‌اند که بنای باز کردن آنها را نداریم.

سیره مستمر هر سه رهبر انقلاب این بود که برای رهبر شدن قدمی برنداشتند

یکی از نشانه‌های موحدین این است که برای مطرح شدن خود، قدمی برنمی‌دارند، منصب‌گریز و ریاست‌گریزند. کسانی بودند که اطرافیان‌شان برای رهبر شدن آنها تمهید مقدمات کرده بودند اما این کار نزد اعضای محترم خبرگان که صلاحیت افراد مختلف را بررسی می‌کردند، نکته‌ای منفی به شمار می‌آمد. این سیره مستمره هر سه رهبر عزیز ماست که برای رهبری قدمی برنداشتند و بلکه تا حد مقدور خود را از میان ریاست دور ساختند؛ آن‌چنان که امام خمینی کبیر پس از ارتحال حضرت آقای بروجردی (ره) مراجع را در منزل حاج شیخ (آیت‌الله عظمی حائری) جمع کردند و جلساتی را به‌منظور هم‌فکری تشکیل دادند. به مرور، بزرگان، علمای بلاد و مردم ما تشخیص دادند که امام (ره) بهترین فرد برای رهبری این نهضت است. یعنی رهبری به صورت تعینی و طبیعی در ایشان تجلی یافت. بار مسئولیت رهبری نهضت که منتج به پیروزی انقلاب اسلامی شد، چگونه روی دوش امام (ره) گذاشته شد؟ برای همگان احراز شد که ایشان بهترین فرد است. سال 1368 هنگام انتخاب رهبر شهیدمان هم عینا همین اتفاق رخ داد و ایشان طی چند مرحله اقدام کردند تا کار به انتخاب‌شان کشیده نشود[1]. با اینکه حضرت امام (ره) پس از آگاهی نسبت به عدم صلاحیت قائم مقام وقت و مشاهده موضع‌گیری‌های ضدمردم و ضدجنگ او، در جلسه مسئولین نظام گفته بودند که فلانی فاقد عدالت است. این نقل خود رهبر شهید انقلاب است. سپس پرسیده بودند که ما چه فرد دیگری را داریم؟ ایشان گفته بودند که همین آقای خامنه‌ای. با وجود این، رهبر شهید ما در جلسه انتخاب رهبری همه تلاش‌ خود را کردند تا مسئولیت به دوش‌شان قرار نگیرد اما اقبال قاطع خبرگان متقی، باعث شد که ایشان به عنوان رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزیده شوند و در ادامه هم شاهد پذیرش و بیعت سراسری مردم با آن شهید والامقام بودیم. پس نکته اصلی، تقوا، توحید کلمه و ایمان است که در ریاست‌گریزی و منصب‌گریزی تجلی پیدا می‌کند.

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای همواره در معرض شهادت بودند

نکته دوم، ناظر به شهادت‌طلبی است. کسی می‌تواند امانت‌دار امام زمان (عج) در عصر غیبت باشد که حاضر باشد جانش را در راه این مکتب تقدیم کند. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هم از بیت شهادت‌اند. امام (ره) هم همین‌گونه بودند؛ ایشان فرزند شهید، پدر شهید و خودشان هم همواره در معرض شهادت بودند. رهبر معظم انقلاب هم در تمام طول عمر خویش، شخصیتی مبارز و مجاهد بودند. از دهه 30 که با فدائیان اسلام و مرحوم قلعه‌زاری (معلم گیلانی عضو فدائیان اسلام) آشنا شدند و مبارزه را آغاز کردند تا همین امروز که در معرکه جهاد به شهادت رسیدند. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هم فرزند شهید هستند و پدر بزرگوارشان به شهادت رسیده‌اند. نقلی را از خود ایشان مطرح کنم که به یکی از دوستان عزیز ما فرموده بودند مادر ما برای همه از اعضای خانواده -از حضرت آقا تا فرزندان‌- طلب شهادت کرده بودند. اگر می‌بینیم این خاندان، خاندان شهادت و مشتاق شهادت است و تا شهادت، پای مکتب و ملت می‌ایستد، به همین سبب است. جا دارد که ملت بزرگ ما مراتب قدرشناسی خود را نسبت به این بانوی بزرگوار ابراز کند.

سطح زندگی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای از 99درصد شاگردانشان ساده‌تر بود

نکته سوم،‌ زهد، ساده‌زیستی و مردم‌داری است. هرچند شعارها و رفتارهای پوپولیستی در دنیا و در کشور ما رایج شده است، با وجود این، از کجا می‌فهمیم که یک فرد واقعا مردمی است؟ هنگامی که سطح زندگی‌اش از سطح زندگی عموم مردم پایین‌تر باشد. به جرات می‌گویم که سطح زندگی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از 99 درصد شاگردان‌شان هزار مرتبه ساده‌تر بود. حتی ما بعدا فهمیدیم لباس‌هایی که ایشان می‌پوشیدند، همان لباس‌های حضرت آقا بوده است. لباس‌هایشان در عین‌حال که بسیار نظیف و اتوکشیده بود، مندرس هم بود. در طول سال‌هایی که ایشان در قم تدریس داشتند، هر روز در رفت‌ و‌ آمد بودند. طوری حرکت می‌کردند که راس ساعت 8 صبح در کلاس درس حاضر باشند و پس از پایان کلاس هم به تهران بازمی‌گشتند. دلیل رفت و آمدهای مکررشان چه بود؟ تکلیف‌شان این بود که تدریس کنند، خصوصا با اقبالی که نسبت به درس ایشان در قم وجود داشت و علاقه‌ای که به طلبه‌ها، امور طلبگی، تحصیل، تدریس و تحقیق در معارف علوم اسلامی داشتند. از ایشان پرسیده شده بود که چرا هر بار مسیر قم به تهران را برمی‌گردید؟ فرموده بودند می‌خواهم در جایی باشم که حضرت آقا نفس می‌کشند. این مصداقی از علاقه شدید ایشان به حضرت آقا بود. روزی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با یکی از دوستان عزیز و مخلص ما که زحمت برخی پیگیری‌ها را می‌کشید، تماس گرفته و فرموده بودند که من در یکی از اقامتگاه‌های بین‌راهی وضو گرفتم، اما خریدی از آنجا نکردم. شما بابت این امر، پولی به صاحب آن اقامتگاه بدهید. این قسم مراقبت‌های جزئی در زندگی ایشان به وفور مشاهده می‌شود. آقای دکتر حداد عادل که پدر همسر شهید و بزرگوارشان هستند، روایت‌های بسیار جالبی درباره‌ ایشان دارند. دکتر حداد عادل می‌فرمودند که سطح زندگی ما با سطح زندگی حاج آقا مجتبی خیلی تفاوت داشت. از مجاهدت‌های همسر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این بود که از یک زندگی با آن امکانات، وارد زندگی دیگری با امکانات بسیار کمتر شدند. تا جایی که گفته بودند ما می‌دانستیم که حاج آقا مجتبی ساده‌زیست‌اند اما تصور نمی‌کردیم که زهد و ساده‌زیستی‌شان تا این اندازه باشد.

رهبر شهید انقلاب مصر بودند که شخصا به فقرا رسیدگی کنند

ما در جمهوری اسلامی، کسانی را داشتیم که اشرافیت را تئوریزه و ادبیات مربوط به آن را تولید کردند. توجیه‌شان هم این بود که ما اهل زهدفروشی نیستیم و این‌گونه کاخ‌نشینی، عافیت‌طلبی و زندگی اشرافی خود را موجه جلوه می‌دادند. اما می‌بینیم که سطح زندگی امامِ (ره) محله یخچال قاضی- جایی که مبارزه از آنجا آغاز شد- با امامِ نجف و امامِ نوفل‌لوشاتو و امامِ جماران، یکسان است. در ارتباط با رهبر شهید انقلاب اسلامی هم به همین ترتیب؛ از منزل محقری که در مشهد مقدس داشتند تا شرایط تبعید، زمانی که به تهران آمدند و در خیابان ایران ساکن شدند، در دوران ریاست‌جمهوری و رهبری، سطح زندگی‌شان هیچ تغییری نکرد. یکی از نشانه‌های مردم‌دوستی و مردم‌داری این است که اولیاء و رهبران الهی، سطح زندگی خود را در پایین‌ترین سطح از زندگی مردم نگه دارند.

یکی از اموری که رهبر عزیز ما مصر بودند مستقیما خودشان آن را پیگیری کنند، رسیدگی به فقرا بود. در همین راستا شبکه گسترده‌ای از نیازمندان شناسایی شده بودند و با نظارت ایشان به آنها رسیدگی می‌شد؛ بی‌آنکه هیچ اسمی از آن جناب در میان باشد. در روایات ما هم هست که معصومین (ع) امر رسیدگی به فقرا را مستقیما و مباشرتا بر عهده می‌گرفتند.

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای واسطه رساندن گلایه‌های مردم به رهبر شهید بودند

ناگفته‌ دیگری که باید درباره آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) مطرح شود، این است که بسیاری از شکایات، گلایه‌ها و نکات مردم درباره مسئولین، نارسایی‌ها و کاستی‌های موجود در سراسر کشور از طریق ایشان به سمع و نظر رهبر شهید انقلاب می‌رسید و بسیاری از این‌ مشکلات و مطالبات توسط خود ایشان و شبکه مردمی و جهادی که سازماندهی کرده بودند، پیگیری و رفع می‌شد. برای مثال، روستایی بود که وضع بسیار بغرنجی در زمینه سوخت داشت و گزارش‌های رسمی برخلاف گزارش‌های واقعی بود. این مسئله پیگیری شد و به افرادی که گزارش‌های اشتباه داده بودند، تذکرات جدی و فراتر از آن هم داده شد. یا موارد مربوط به افرادی که بی‌خانمان بودند و مشکلات شدید اقتصادی داشتند، توسط مجموعه دوستانی که با جناب ایشان مرتبط بودند، مورد پیگیری قرار گرفت و منزلی به صورت جهادی برایشان ساخته شد. از این دست موارد، فراوان است. هرچند ایشان مسئولیت رسمی نداشتند اما خداوند عزت و آبروی زیادی به جنابشان عطا کرده بود و آبروی خود را خرج رسیدگی به محرومین ساخته بودند.

ذره‌ای از نشانه‌های آقازادگی در آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای وجود ندارد

من تعبیری که رهبر شهیدمان درباره حاج آقا مصطفی خمینی (ره) دارند و می‌فرمایند ذره‌‌ای از نشانه‌های آقازادگی در ایشان نبود[2] را عینا در جناب استاد حاج آقامجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دیده‌ام. می‌دانید که در حوزه علمیه، طلاب به سبب انتساب استادان به بزرگان در کلاس درس آنها شرکت نمی‌کنند؛ جذابیت، علمیت و فقاهت، ازجمله مولفه‌هایی است که افراد را پای درس یک استاد می‌نشاند. ممکن است برخی از حیث تسلط به اصطلاحات هم قوی باشند اما در برخورد، تواضع، محبت و عطوفت لازم را نداشته باشند.

 مسئله ولایت، مسئله‌ای زمینی نیست؛ بلکه امری الهی و آسمانی است. رهبر شهید ما بارها می‌فرمودند که قلوب، دست خداست. البته همانطور که عرض کردم، ما همواره روند حکیمانه‌ای که حضرت امام (ره) بنیان گذاشته‌اند را طی می‌کنیم. پیش از آنکه خبرگان این فرایند سخت‌گیرانه را طی کند، خود مردم، امام خود را شناسایی و به ایشان اقبال پیدا کردند. آیا در قیام 15 خرداد، شورای هماهنگی تبلیغاتی وجود داشت و اطلاعیه‌ای صادر شد؟ خیر. به محض اینکه خبر پخش شد، خدا این لشکر الهی را به میدان آورد. یا پس از اعلام خبر شهادت حاج آقا مصطفی خمینی (ره) چه کسی آن اجتماع 8 هزار نفری را در مسجد اعظم یا آن اجتماع 12 هزار نفری را در مسجد ارگ به رغم خفقانی که آن سال‌ها وجود داشت، به پا کرد؟ یا به هنگام ورود و استقبال از حضرت امام (ره)‌ و تشییع پیکر مطهر ایشان که شاهد اجتماعی پرشور و بی‌نظیر بودیم.

تسنیم: قدری هم به پیام‌هایی که تاکنون از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به ملت بزرگ ایران صادر شده است، ب‍پردازیم. یکی از فصول مشترک مشهود در تمامی این پیام‌ها به نقش و جایگاه کلیدی مردم در قوام انقلاب اسلامی و تداوم آن بازمی‌گردد. تحلیل و ارزیابی شما در این زمینه چیست؟

بعثت مردم ورای تفسیرهای سکولار و تلقی‌های پوپولیستی است

شهیدانی: در اینجا مایلم درباره نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی نکاتی را بیان کنم. شالوده این پیام، فارغ از جهات معنوی، توحیدی و ابراز ارادت به اهل‌بیت (ع) خصوصا امام زمان (عج) به نقش و جایگاه مردم در انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. می‌فرمایند: «در ادامه لازم است نکته‌ای را که ربط مستقیم به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم. آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر و سلف کبیر ایشان، امام خمینی (ره) وارد کردن در همه عرصه‌ها و بصریت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل، تکیه بر نیروی آنان بود.» پس نکته اصلی که ایشان در پیام مورد تاکید قرار می‌دهند، همین است و اساسا محوری‌ترین عنصر در امر ولایت را هنر به میدان آوردن مردم تلقی کردند. ایشان اصلی‌ترین عنصر در تبیین جایگاه دو ولی فقیه پیش از خودشان را هنر کار کردن با مردم، نقش دادن به مردم و اتکا به نیروی مردمی تلقی کردند. این تعابیر برای فردی که در غایت امر توحیدباور است، تعابیر فنی و دقیقی به شمار می‌آید.

حال، می‌توان نقش مردم را در منظومه فکری رهبران انقلاب، به بازخوانی و بازکاوی نقش مردم پرداخت. تعبیر بعثت مردم که در یکی از آخرین بیانات رهبر شهید ما آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (قدس‌سره) مطرح شد از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هم مورد تاکید قرار گرفته است. بعثت یا مبعوث شدن، ورای تفسیرها و تلقی‌های سکولار و بیان‌های پوپولیستی نسبت به مردم است. وقتی این تعبیر مطرح می‌شود که مردم از جانب خداوند مبعوث می‌شوند، بدین‌معناست که مردم مجرای تحقق اراده الهی و مامور خدا هستند و این معنای دیگری از جمهوریت است. چنین جمهوریتی نه‌تنها با اسلامیت در تضاد نیست، بلکه خود منبعث از مصادر شرعی ما است. لذا خدا به مردم نقش داده است. این مطلب بسیار مهمی است.

بعثت مردم اثبات می‌کند که هیچ دوگانگی بین جمهوریت و اسلامیت وجود ندارد

با این نگاه دیگر دوگانگی میان جمهوریت و اسلامیت معنا ندارد. جمهوری اسلامی یک مفهوم بسیط است و جمهوریت و اسلامیت، دو مفهوم از یک حقیقت‌اند. تعبیری که رهبر معظم انقلاب دارند، این است؛ می‌فرمایند که ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان به آن معتقد بودند. بنابراین وقتی ما از نقش مردم به عنوان امری شرعی و الهی حرف می‌زنیم، جز اعتقاد و باورمندی به آن، از ولی خدا توقع نمی‌رود. «اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت». و بعد این جمله کلیدی و تاریخی که در ادبیات سیاسی ما تعبیر بسیار بدیع و جالبی است؛ «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید». پس ارجاع رهبر معظم انقلاب به مردم و سیره امامین انقلاب اسلامی در به میدان آوردن مردم مسئله بسیار مهمی است. گویی رهبر شهید انقلاب اسلامی چنین روزهایی را می‌دیدند که ما دچار حوادث و فتنه‌های سخت آخرالزمانی می‌شویم و خداوند، مردم را مبعوث خواهد کرد تا کار را تمام کنند.

تسنیم: با این اوصاف، به نظر می‌رسد که مردم در منظومه فکری هر سه رهبر انقلاب، اساسی‌ترین عامل صیانت و پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند.

با وجود چنین مردمی عاشورا هرگز تکرار نمی‌شود

شهیدانی: بله، مردمی که در بیان هر سه رهبر انقلاب اسلامی این‌گونه ستایش شده‌اند، اساسی‌ترین عامل صیانت از این آب و خاک‌ و نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. چه اینکه امام خمینی (ره) تعابیر لطیف و دقیقی را درباره مردم مطرح می‌فرمایند. با وجود چنین مردمی ثقیفه تکرار نخواهد شد و این نکته‌ بسیار مهمی است که باید بدان توجه داشته باشیم. ما می‌دانیم که فتنه‌ها و تحولات مختلفی در تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی رخ داده است. همانطور که امام (ره) درباره ماجرای قطع‌نامه فرمودند بعدا باید رمزگشایی شود، بسیاری از حوادث این ایام و تعابیری چون شبه‌کودتا و مانند آن نیز بعدا باید مورد رمزگشایی قرار گیرد. شاید بعضی که مسائل التفات دارند هم اکنون مصلحت اقتضا نکند که بازگو کنند اما اجمالا این نکته را برای تاریخ عرض می‌کنم که با وجود چنین ملتی، جمل، نهروان و صفین تکرار نخواهد شد. با وجود چنین ملتی امکان تحمیل صلح امام حسن (ع) وجود نخواهد داشت. این ملت، ملت عاشورایی است و مردم مثل 72 یار شیدای حضرت سیدالشهدا (ع) شهادت‌طلبانه در معرکه و میدان حاضرند. لذا عاشورا تکرار نمی‌شود؛ چون ملت ما عاشورایی و امام حسینی است. با وجود این ملت رشید، شهیدپرور و شهادت‌طلب، ما امید داریم که زمینه برای طلوع خورشید عظمی و ظهور حضرت حجت (عج) فراهم شود. در پیام تاریخی رهبر معظم انقلاب هم به مسئله ظهور و ابراز ارادت به امام عصر (عج) اشاره پررنگی شده است. اتفاقا تعبیر رهبر ما نسبت به امام زمان (عج) تعبیر لطیف و جالبی است؛ هم در مطلع کلام که سخن خود را با سلام به آن وجود نورانی آغاز می‌کنند و هم در پایان که تعبیرشان این است «در نهایت از سرورمان‌(عج) تقاضا می‌کنم در این باقی مانده از مدت لیالی و ایام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق (جل و اعلی) برای ملت ما غلبه قاطع بر دشمن و همچنین عزت و و سعت و عافیت و برای رفتگان‌شان مقامات عافیت اخروی را طلب نمایند».

علم مقدمه‌سازی برای ظهور روی دوش ملت بزرگ ایران قرار گرفته است

بی‌دلیل نیست که علم مقدمه‌سازی برای ظهور روی دوش ملت بزرگ ایران قرار گرفته است. به قول یکی از اولیای الهی هر چه به ظهور نزدیک می‌شویم، حوادث، ابتلائات و فتنه‌ها سنگین‌تر خواهد بود و هر چه این‌ها سنگین‌تر شوند، باید یقین پیدا کنیم که به آن اتفاق مبارک نزدیک‌تر شده‌ایم. ان‌شاءالله بتوانیم حق هر سه رهبرمان را ادا کنیم و در این جهت از آحاد مردم بصیر عقب نمانیم. بدانیم که اینک مردم فرسنگ‌ها از طیف‌های نخبگانی جلوتر هستند. در بصیرت این مردم همین بس که خیابان، رهبر خود را زودتر از خبرگان، کشف و اعلام کرد. البته خبرگان باید مطابق با سازوکار دقیق و مشخص خود کار را پیش می‌برد و طبیعی هم بود. در آینده نیز هر زمان که شرایط فراهم شود، خواهیم دید که آیین تشییع پیکر پاک و مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، بزرگترین آیین تشییع در طول تاریخ بشریت خواهد بود و حضور لشکریان خدا بهترین جلوه را یافته و عالم‌گیر خواهد شد.

انتهای پیام/

 

 

[1] ایشان نطق کوتاه خود را این‌گونه آغاز کردند: «بسم الله الرّحمن الرّحیم. اوّلاً واقعاً باید خون گریست بر جامعه‌ى اسلامى که حتّى احتمال کسى مثل بنده در آن مطرح بشود... من نمیخواهم درباره‌ى این صحبت کنم. مسئله اشکال فنّى دارد؛ اشکال اساسى دارد. من قبلاً خدمت آقاى هاشمى هم گفتم. در یکى دو هفته قبل از این، که همین قضیّه مطرح بوده، ایشان فرمودند. من جدّاً به ایشان گفتم من قاطعاً چنین چیزى را قبول نخواهم کرد. حالا غیر از اینکه خود من حقیقتاً لایق این مقام نیستم و این را بنده میدانم. شاید آقایان هم میدانید. اصلاً ازلحاظ فنّى اشکال پیدا میکند این قضیّه. رهبرى، رهبرى صورى خواهد بود، نه رهبرى واقعى. خب، من نه ازلحاظ قانون اساسى و نه ازلحاظ شرعى، براى بسیارى از آقایان حرفم حجّیّت حرف رهبر را ندارد. این چه رهبرى خواهد بود؟... قانون اساسى که خب میگوید مرجع. حالا یا مرجع شأنى یا مرجع فعلى. اینکه حالا هیچ. ازلحاظ شرعى هم حجّیّت قول رهبر در صورتى است که آن کسى که میخواهد به حرف او عمل کند، او را فقیه و صاحب‌نظر در امور دین بداند. خب الان در همین جلسه چند نفر از آقایان آمدند صحبت کردند، تصریح کردند که بنده صاحب‌نظر نیستم... همین آقاى آذرى که اسم بنده را اوّل بار آوردند در این جلسه، بنده اگر حکم بکنم، ایشان قبول خواهند کرد؟» . آقاى آذرى قمى در پاسخ به این پرسش آیت‌الله خامنه‌اى گفت «بله!». ایشان امّا ادامه داد: «قطعاً قبول نمیکنند.». آقاى خلخالى گفت «بعد از رهبر شدن بله...». آیت‌الله خامنه‌اى امّا این سخن را نپذیرفتند. چند تن دیگر از اعضا از جایگاه خود بلند شده و هم‌زمان به احتجاج با آیت‌الله خامنه‌اى پرداختند. آقاى فاضل لنکرانى به سخن آیت‌الله خامنه‌اى درباره‌ى صاحب‌نظر ندانستن ایشان توسّط تعدادى از اعضاى خبرگان اشاره کرد و گفت «امام شما را صاحب‌نظر میدانستند.»؛ آیت‌الله خامنه‌اى تا خواست پاسخ دهد و گفت «آخر امام...»، آقاى خلخالى با اشاره به مسئله‌ى پذیرش حکم که ایشان مطرح کرده بودند، گفت «آقا، مسئله تمام است. ما نمیخواهیم از شما تقلید بکنیم.». آیت‌الله خامنه‌اى پاسخ داد «بحث تقلید نیست. بحث حکم است.». آقاى آذرى قمى در این میان برخاسته و گفت که «من اعتقادم این است... همان‌طورى که امام در نامه‌ى خود تصریح کردند، هرکسى که خبرگان انتخاب کنند، حال به‌عنوان مجتهد باشد، به‌عنوان عدول‌المؤمنین باشد، ولایت مطلقه دارد... اگر مجتهد هم نباشد، عدول‌المؤمنین است.». آیت‌الله خامنه‌اى پاسخ گفت «ولایت فقیه نیست. ولایت عدول مؤمنین است پس.». باتوجّه‌به مبانى فقهى شیعه، سرپرست حکومت، در درجه‌ى نخست، شخص معصوم است و در زمان غیبت، به استناد ادلّه‌ى شرعى، فقیه این مسئولیّت را به عهده میگیرد. برخى از فقها حکومت فقیه در عصر غیبت را از باب حسبه دانسته‌اند. بر اساس این اندیشه و باتوجّه‌به ضرورت حکومت و اینکه حکومت از امور حسبى است، فقیه از باب قدر متیقّن، حکومت را برعهده میگیرد. امّا در صورت عذر فقیه، بر مبناى این اندیشه نوبت به مؤمن عادل میرسد تا زمام حکومت را در اختیار بگیرد. منظور آقاى آذرى قمى از عبارت «عدول‌المؤمنین» این بود که میتوان از درجه‌ى فقاهت تنزّل کرد و مؤمن عادل را به‌عنوان ولیّفقیه انتخاب کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌اى البتّه این نظر را رد کردند. دغدغه‌ى جدّى ایشان لازم‌الاتّباع بودن حکم ولیّ‌فقیه از سوى دیگر مجتهدان بود و در یکى از جلسات شوراى بازنگرى قانون اساسى در دوران حیات حضرت امام، گفته بودند «ما فقیهى را لازم داریم که بتواند حکم او مورد قبول باشد، حتّى براى مجتهدین دیگر.». لذا مى‌بینیم که خطاب به آقاى خلخالى که میگوید «ما نمی‌خواهیم از شما تقلید کنیم.»، می‌گویند بحث تقلید نیست و بحث حکم ولیّ‌فقیه است؛ یعنى مجتهدانى که از مرجعى تقلید نمی‌کنند، باید حکم ولیّ‌فقیه را بپذیرند. امّا این نگرانى در ایشان وجود داشت که ممکن است کسانى به فقاهت ایشان عقیده نداشته باشند و بنابراین، از حکم ولایى ایشان در صورت انتخاب به‌عنوان ولیّفقیه تبعیّت نکنند و آینده‌ى نظام اسلامى دچار مخاطره شود. بحث عدول‌المؤمنین امّا صرفاً نظر شخصى آقاى آذرى قمى بود و از سوى دیگر اعضا پى گرفته نشد. آقاى امامى کاشانى در این میان برخاسته و با اشاره به بحث استنابه که پیش از این مطرح کرده بود، خطاب به آیت‌الله خامنه‌اى گفت: «شما میفرمایید افرادى اینجا عقیده ندارند که جنابعالى فقیه هستید... ولى در این خبرگان همه عقیده دارند که افرادى صاحب‌نظر هستند. آنهایى که صاحب‌نظر هستند، براى اینکه این احتیاط جنابعالى حل شود، استنابه میدهند، آنهایى هم که نظر دارند جنابعالى فقیه هستید، اصالتاً [رأى میدهند]. مجموعاً مسئله حل است.». آیت‌الله خامنه‌اى گفتند «من به‌هرحال مخالفم... بنده در بحث شورایى و فردى میخواستم بیایم اینجا صحبت کنم. فکر نمیکردم که فردى رأى بیاورد.» و سپس به جایگاه خود بازگشتند. آقاى اسدالله ایمانى درباره‌ى آن لحظات میگویند: «هیچ سابقه‌ى ذهنى در این قضیّه در هیچ‌کدام از آقایان نبود. یک دفعه دلها تغییر پیدا کرد. در واقع این مسئله یک معجزه و اعجاز الهى بود. دلها رفت به این سمت و بعد شروع کردند نشانه‌ها را بازگو کردند... حرف تمام آقایانى که آنجا بودند مستند شد به اجتهاد مسلّم ایشان که امام تأیید کرده بودند.» . آیت‌الله خامنه‌اى هر استدلالى در مخالفت با رهبرى خود آورده بود، خبرگان که همه از مجتهدین بودند، پاسخش را داده بودند. ایشان بعدها درباره‌ى این لحظات گفتند: «مخالفت جدّى کردم، نه اینکه میخواستم تعارف بکنم، خدا خودش میداند که در دل من، در آن لحظات چه میگذشت... هرچه اصرار کردم، قبول نکردند. هرچه من استدلال کردم، آقایان مجتهدین و فضلایى که در آنجا بودند، استدلالهاى مرا جواب دادند. من قاطع بودم که قبول نکنم؛ ولى بعد دیدم چاره‌اى نیست. چرا چاره‌اى نبود؟ زیرا به گفته‌ى افرادى که من به آنها اطمینان دارم، این واجب، در من متعیّن شده بود؛ یعنى اگر من این بار را برنمیداشتم، این بار زمین میماند. این بود که گفتم قبول میکنم. چون دیدیم بار بر زمین میماند، براى اینکه بار بر زمین نماند، آن را برداشتم. اگر کس دیگرى آنجا بود یا من مى‌شناختم که ممکن بود این بار را بردارد و دیگران هم او را قبول میکردند، یقیناً من قبول نمیکردم که این بار را بردارم.». جبرائیلی، یاسر، روایت رهبری، ص 484 488، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1383

[2] ازلحاظ عملى، آقاى حاج‌آقا مصطفى یک انسان انصافاً ممتازى بود؛ این مهم است. پسر کسى مثل امام خمینى [بود] - خب ایشان در قم معروف بودند؛ چه قبل از مرجعیّت، چه زمان مرجعیّت - [امّا] یک‌ذرّه نشانه‌هاى آقازادگى در حاج‌آقا مصطفى نبود. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندر کاران کنگره بزرگداشت منزلت و خدمات علمی و انقلابی آیت‌الله شهید سید مصطفی خمینی 30/07/96.