تابآوری ساختاری جامعه ایران در مواجهه با موقعیتهای بحرانی
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
- 29 فروردين 1405 - 12:40
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- تحلیل رفتار جمعی جامعه ایران در موقعیتهای بحرانی چون جنگ 12 روزه و خصوصاً جنگ رمضان، تنشهای ادراکی یا شرایطی که افکار عمومی با موجی از ابهام مواجه میشود، نشان میدهد که جامعه ایرانی از نوعی ظرفیت ساختاری برخوردار است که میتوان آن را «تابآوری هویتی» نامید.
این تابآوری، برخلاف الگوهای معمول کنش جمعی که بر بسیج سازمانیافته یا محرکهای اقتصادی متکیاند، بر مجموعهای از پیوندهای فرهنگی، تاریخی، ملی و دینی استوار است. حضور آرام، منظم و خودجوش مردم در فضاهای عمومی طی چنین دورههایی، پیامد یک تصمیم عقلانی فردی یا یک تحریک رسانهای نیست؛ بلکه نتیجه فعال شدن لایههای عمیق هویتی است که در حافظه تاریخی و اجتماعی جامعه رسوب کردهاند.
در چارچوب جامعهشناسی هویت، میتوان سه لایه اصلی هویتی را در جامعه ایران شناسایی کرد: هویت ملی، هویت تاریخی-تمدنی و هویت دینی. این سه لایه در طول قرنها نه بهصورت مجزا، بلکه بهشکل یک ترکیب چندسطحی عمل کردهاند و ساختاری را پدید آوردهاند که پژوهشگران میتوانند آن را «هویت چندوجهی ایرانی» توصیف کنند.
بر اساس این الگو، رفتار جمعی ایرانیان در شرایط بحرانی صرفاً محصول انگیزههای سیاسی یا واکنشهای احساسی نیست، بلکه تجلی نوعی همپوشانی میان این سه لایه هویتی است؛ همپوشانیِ معناداری که به شکلگیری نوعی انسجام درونی کمک شایانی میکند.
لایههای سهگانه هویت و مراقبت جمعی
هویت ملی در جامعه ایران، نقش پیونددهنده میان تجربه زیسته افراد و تصور آنها از مفهوم «سرزمین» را ایفا میکند. برخلاف برخی جوامع که هویت ملی در آنها صرفاً پدیدهای مدرن و وابسته به دولت-ملت است، در ایران هویت ملی بر حافظهای طولانیتر استوار است؛ حافظهای که از طریق زبان، تاریخ مشترک، نمادهای فرهنگی، اسطورههای جمعی و تجربههای مکرر دفاع از تمامیت سرزمینی شکل گرفته است.
در موقعیتهایی که احساس مخاطره نسبت به امنیت سرزمینی، ملی، روانی یا انسجام اجتماعی افزایش مییابد، این لایه از هویت فعال میشود و افراد را بهسوی کنشهای جمعی سوق میدهد که کارکرد آنها تثبیت، دفاع، حمایت، آرامسازی و تقویت انسجام درونی جامعه است.
در کنار آن، هویت تاریخی-تمدنی نیز نقش مهمی در توضیح رفتار جمعی ایفا میکند. ایران از معدود جوامعی است که دارای حافظه تمدنی یکپارچه و مستمر است؛ حافظهای که طی هزاران سال شکل گرفته و مجموعهای از ارزشها، روایات و نمادها را تولید کرده است.
این حافظه تمدنی نه یک عنصر تزئینی، بلکه یک منبع اصیل اجتماعی است؛ منبعی که افراد در شرایط بحران یا تهدید به فروپاشی، از آن برای معنابخشی به وضعیت و بازسازی روایت ملی استفاده میکنند.
در چنین لحظاتی، کنش جمعی نوعی تلاش برای «حفظ تداوم تاریخی و تمامیت ارضی» تلقی میشود؛ یعنی بازتولید این ذهنیت که جامعه میتواند بهرغم تهدیدها یا فشارها، ساختار کلان خود را حفظ کند.
سومین لایه، هویت دینی است که در ایران پیوندی وثیق با هویت ملی دارد. نقش دین در جامعه ایران صرفاً در سطح اعتقادی خلاصه نمیشود؛ بلکه دین یک سازوکار معنابخش، تولیدکننده همبستگی و مدیر روانی بحران است. در شرایطی که جامعه با فشار ادراکی و رسانهای، جنگ یا اغتشاشات روبهرو میشود، مفاهیم دینی مانند امید، صبر، اعتماد، مسئولیت جمعی و ارزشهای اخلاقی برای مدیریت وضعیتهای مبهم فعال میشوند. از منظر جامعهشناسی دین، چنین سازوکاری میتواند به افزایش احساس کنترل، کاهش اضطراب و ارتقای تابآوری روانی-اجتماعی منجر شود.
این سه لایه هویتی بهصورت همزمان سبب میشوند که حضور مردمی در فضاهای عمومی، بهمثابه یک کنش چندبعدی دیده شود. این حضورها تنها واکنشی منفعلانه به یک وضعیت نیستند، بلکه ابزار بازتولید هویت جمعیاند.
تحلیل دادههای میدانی نشان میدهد که مشارکت در چنین کنشهایی اغلب با احساس دفاع از ارزشهای فرهنگی و ملی همراه است؛ ارزشهایی که در ذهن کنشگران با امنیت سرزمینی و اجتماعی، ثبات روانی و آینده جمعی گره خوردهاند. از این منظر، کنش جمعی نه یک رفتار سیاسی صِرف، بلکه شکلی از «مراقبت جمعی از هویت» است.
مقاومت ادراکی و انسجام ملی در برابر بحرانها
یکی از عوامل مهم در فعال شدن این سازوکارها، فشار روایتهای بیرونی است. در جهان امروز، بحرانها بیش از آنکه در میدانهای فیزیکی رخ دهند، در سطح روایت و معنا شکل میگیرند. رسانههایی مانند ایراناینترنشنال که با برجستهسازی تهدید، تحریف ادراک یا ساختن تصویر تضعیفکننده از جامعه هدف فعالیت میکنند، در تلاشاند تا ذهنیت جمعی را در جهت مطلوب خود تغییر دهند.
از منظر جامعهشناسی ارتباطات، این نوع کنشها به بازتولید مفاهیمی چون «دیگرسازی»، «بحرانسازی ادراکی» و «هویتزدایی» منجر میشود.
با این حال، واکنش مردم ایران به چنین روایتهایی نشان میدهد که جامعه از توان بالای مقاومت ادراکی برخوردار است؛ مقاومتی که از اعتماد درونگروهی، ملیگرایی و حافظه تاریخی تغذیه میشود.
خنثیشدن بسیاری از فتنههای خیابانی، از جمله برخی فراخوانهای جریان پهلوی در قبل و بعد از جنگ خرداد 1404 و همچنین در جنگ تحمیلی کنونی، بیش از هر چیز به وجود شبکههای پیونددهنده درون جامعه، سرمایه اجتماعی و مکانیسمهای فرهنگی مدیریت بحران بازمیگردد. تجمعات پایدار و منظم مردم از زمان آغاز جنگ، نوعی پاسخ اجتماعی به همین روایتهای تنشزا، اقدامات بحرانآفرین و تجاوزات آمریکایی-صهیونیستی است.
از سوی دیگر، دادههای معتبر منتشرشده درباره نگرشهای ایرانیان مهاجر (مانند گزارشهای شورای ملی ایرانیان آمریکا - NIAC) نیز نشان میدهد که تعلق به هویت ملی ایران، حتی در شرایط مهاجرت و دوری جغرافیایی پایدار است. حدود 70 درصد ایرانیان خارج از کشور در مواجهه با جنگ کنونی، موضعی مبتنی بر صلح، حفظ ثبات و مخالفت با هرگونه تشدید بحران دارند. این همسویی با نگرش داخل کشور نشان میدهد که هویت ایرانی یک هویت فرامرزی است؛ هویتی که مرزهای سیاسی را پشت سر میگذارد و بهعنوان یک سرمایه اجتماعی جهانی عمل میکند. چنین پدیدهای در جامعهشناسی مهاجرت بهعنوان «تداوم هویت مبدأ» شناخته میشود و یکی از شاخصهای مهم انسجام ملی است.
جامعه ایران در لحظات حساس، بهویژه در بزنگاههایی که امنیت سرزمینی در معرض تهدید قرار میگیرد، الگویی کمنظیر از همبستگی ملی را فعال میکند که ما در حال حاضر در اقصینقاط ایرانزمین شاهد آن هستیم. تجربههای تاریخی نشان داده است که با وجود تنوع گسترده قومی، زبانی و فرهنگی، هنگامی که مسئله حفظ سرزمین مطرح میشود، همه گروهها از کردها و بلوچها گرفته تا عربها، ترکها، لرها و سایر اقوام، در قالب یک هویت ملی مشترک به هم نزدیک میشوند.
این همگرایی نه نتیجه اجبار یا سازماندهی بیرونی، بلکه حاصل پیوندهای عمیق فرهنگی و حس تعلق به «ایران» است؛ پیوندی که در لحظه خطر، شکافها و مسائل قومیتی را به حاشیه میراند و انسجامی فراتر از تفاوتها ایجاد میکند. به همین دلیل است که در بحرانها، از جمله شرایط جنگی، جامعه ایران بارها نشان داده که تنوع قومی در آن نه عامل تفرقه، بلکه سازنده موزاییکی زیبا از وفاداریها و دلبستگیهای مشترک به سرزمین مادری است.
در جمعبندی میتوان گفت که رفتار جمعی مردم ایران در لحظات حساس، از منظر سازوکارهای عمیق فرهنگی، هویتی و روانی قابل تبیین است. حضورهای نمادین، مشارکتهای خودجوش، حفظ آرامش اجتماعی و مقاومت در برابر جنگ و ناملایمات، نه محصول عوامل سطحی، بلکه نتیجه همپوشانی سه لایه کلیدی هویت ایرانیاند: هویت ملی، هویت تاریخی-تمدنی و هویت دینی. این همپوشانی یک ظرفیت ساختاری ایجاد کرده است که جامعه را قادر میسازد در شرایط فشار، انسجام خود را بازتولید کرده و روایت اصیل خود را حفظ نماید.
بنابراین، جامعه ایران دارای یک مدل تابآوری مبتنی بر «هویت» است؛ مدلی که همچنان قدرت توضیحدهندگی بسیار بالایی برای فهم رفتار جمعی ایرانیان در موقعیتهای حساس دارد.
انتهای پیام/