یادداشت | باخت دشمن در برابر نرم افزار انقلاب اسلامی

خبرگزاری تسنیم ـ امیر ابوالفتحی*؛ حتماً شما هم این روزها در گروه‌های مجازی یا در گعده‌ها و گفت‌وگوهای دوستانه، شنیده‌اید که برخی به طنز، کنایه یا طعنه می‌گویند: «اگر حوزه‌های علمیه این‌قدر مهم‌اند، چرا دشمن دانشگاه‌های صنعتی را بمباران می‌کند؛ اما کاری به کار حوزه‌های علمیه ندارد؟»

شاید در نگاه اول، این پرسش ذهن را درگیر کند و عده‌ای هم آن را حمل بر بی‌فایدگی این نهادها بگیرند؛ اما بیایید به‌دور از تعصبِ رایج به این گزاره نگاه کنیم. در گام اول به پرسش پاسخ دهیم که آیا صرفِ مصون ماندن از حمله موشک، نشانه بی‌اثری است؟ بیایید این منطق را کمی جلوتر ببریم؛ اگر صرفِ هدف قرار نگرفتن با بمب نشان بی‌اهمیتی است، پس چرا بمب‌افکن‌های دشمن، دانشکده‌های علوم انسانی دانشگاه تهران یا قطب‌های علوم انسانی دانشگاهی کشور مانند دانشگاه علامه طباطبایی را با خاک یکسان نمی‌کنند؟

پاسخ این مسأله را باید در تفاوت بنیادین میان «سخت‌افزار» و «نرم‌افزارِ» تولید قدرت نهفته‌است. یک دانشکده فنی یا مرکز هوش‌مصنوعی، متکی به آزمایشگاه‌های بعضاً چندصد میلیارد تومانی، تجهیزات پیچیده و زیرساخت‌های فیزیکی است؛ طبیعتاً با تخریب یک سوله و ملزومات آن، روند توسعه آن علم متوقف یا کُند می‌شود؛ اما سرمایه علوم انسانی و حوزوی در سنگ، آجر و سالن جلسه خلاصه نمی‌شود. پایگاه این علوم، میدان «اندیشه» است و اندیشه برای زایش، نیازی به چنین زیرساخت‌هایی ندارد. با موشک می‌توان یک سانتریفیوژ را متلاشی کرد؛ اما نمی‌توان یک مکتب فکری را منفجر کرد؛ از این رو باید گفت که جبهه تقابل در اینجا، از جنس شناختی و معرفتی است، نه نظامیِ سخت.

برای اثبات اینکه علوم اسلامی و انسانی قائم به دیوار و ساختمان نیستند، کافی است نگاهی به تاریخ زندگی عالمان دین بیندازیم. تاریخ علم گواهی می‌دهد که بزرگ‌ترین شاهکارهای فکری، نه در لِوای ساختمان‌های چندطبقه و مجهز، بلکه بعضاً در اسفناک‌ترین شرایط، مثلاً در قعر سیاه‌چال‌ها، تبعیدگاه‌ها یا انزوا خلق‌شده‌اند. کافی است نگاهی به‌نام‌ها و سرگذشت‌های شگفت‌انگیزشان ایشان بیندازید؛ مثلاً: شهید اول (محمد بن مکی عاملی) کتاب بی‌نظیر فقهی خود (اللمعة الدمشقیة) را که قرن‌هاست متن درسی حوزه‌هاست، در زندان قلعه شام و تنها در هفت‌روز نوشت. (خوانساری، مشارق الشموس: ج 1، ص 2)

شمس‌الائمه سرخسی، این فقیه نامدار، دایرةالمعارف عظیم سی جلدی خود (المبسوط) را در حالی که چندین سال در ته یک چاه خشک در اوزگند زندانی بود، کاملاً از حفظ برای شاگردانش که لبه چاه می‌نشستند، املا کرد. (سرخسی، المبسوط : ج 4، ص 192)

ابن‌سینا، این نابغه دوران، عمیق‌ترین رساله عرفانی-فلسفی خود یعنی «حیّ بن یقظان» را نه در دربار پادشاهان، بلکه در ماه‌های تاریک حبس در قلعه فردجان همدان به رشته تحریر درآورد؛ همچنین سه رساله دیگر به نام‌های الهدایات، کتاب القولنج و کتاب الطیر. (امین، أعیان الشیعه، ج 6، ص 75)

ملاصدرا در مقدمه اسفار می‌نویسند «دشمنیِ زمانه و ناسازگاریِ روزگار، مرا بدانجا کشانید که در گوشه‌ای از این دیار انزوا گزینم و در پرده گمنامی و شکسته‌حالی پنهان شوم.» (الحکمه المتعالیة، ج 1، ص 6) و در همین حال و شرایط کتاب مرجع خود را می‌نگارد.

امام‌خمینی(ره) ساختار کتاب فقهی مهم و جامع خود (تحریرالوسیله) را در دوران تبعید در بورسای ترکیه و در فقدان کامل کتابخانه‌ها پی‌ریزی کرد. (امام‌خمینی، تحریر الوسیلة، ج 1، ص 4)

از طرفی باید توجه داشت که واکنش روانی انسان و به‌تعبیری اثر بوم‌رنگ کاملاً خلاف این را اذعان می‌کند؛ یعنی ذهن انسان به‌گونه‌ای طراحی شده که وقتی با جبر فیزیکی از چیزی منع می‌شود، تمایلش به آن چند برابر می‌شود. حمله نظامی به یک عقیده، آن را از یک باور ساده به یک «نماد مقاومت هویتی» ارتقا می‌دهد. لذا دشمن به‌خوبی این سخن ویکتور هوگو را فهمیده است که «می‌توان در برابر هجوم ارتش‌ها مقاومت کرد؛ اما در برابر هجوم اندیشه‌ها تاب مقاومت نیست.» به تعبیر مولا علی علیه‌السلام حیثیت عالمان مانند مال‌اندوزان نیست که در حالی که زنده‌اند، مُرده‌اند؛ عالمان (صاحبان اندیشه) تا دنیا باقی است ماندگارند؛ کالبدهای فیزیکی‌شان (بر اثر هجوم یا گذر زمان) از میان می‌رود، اما مثال‌ها و اندیشه‌های‌شان در دل‌ها حک شده و موجود است. (نهج‌البلاغه، حکمت 147).

با این اوصاف، روشن است که با جنگنده نمی‌توان به جنگ تفکر رفت. کسی که با فضای اصیل علوم عقلی و نقلی آشنا باشد، می‌داند که امروز تمام منابع عظیم این علوم حتی در یک فلش‌مموری جا می‌گیرد و کلاس درس آن‌هم می‌تواند در صحرا، سلول انفرادی یا فضای مجازی باشد. اگرچه انتقاداتی به ساختمان‌سازی‌های پر هزینه برخی نهادهای امروزی وارد است (که اینها ظواهر بیش نیست و ربطی به ذات علم ندارد)، اما سنجش عیار اندیشه با متر و معیارِ بمب‌های سخت‌افزاری، خطایی است که تنها از نشناختن ماهیت «نرم‌افزارِ فکر» نشأت می‌گیرد. دشمن هم خیلی بهتر می‌داند که برای نابودی میدان اندیشه، باید با سلاح رسانه، شناخت‌ها را بمباران کند، نه ساختمان‌های آجری و سیمانی را.

*پژوهشگر انقلاب اسلامی

انتهای پیام/