آتشبس کوتاهمدت؛ بیانگر قدرت ایران
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 29 فروردين 1405 - 14:48
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، آتشبسهای کوتاهمدت در شوک جنگها معمولاً تنها یک توقف نظامی نیستند؛ بلکه بازتنظیم ادراک عمومی، بازآرایی روایتها و بازتوزیع قدرت نمادین هستند. در اینگونه آتشبسها، نه تنها وضعیت میدانی بلکه تفسیر افکار عمومی جهانی، بازیگران منطقهای و تحلیلگران بینالمللی نیز مهم قلمداد میشوند.
در ماجرای اخیر نیز بخش قابلتوجهی از تحلیلگران خارجی آتشبس دو هفتهای را نه نشانهای از توازن، بلکه نشانهای از دشواری آمریکا و اسرائیل در ادامه جنگ در همان سطح قبلی دانستهاند. این تفسیر، نه از منظر سیاسی، بلکه از منظر فرهنگ تحلیل امنیتی در غرب قابل فهم است؛ فرهنگی که «درخواست آتشبس ازجانب آمریکا و رژیم صهیونی در اوج درگیری» را غالباً نوعی پیام ضعف در قدرت استمرار عملیات میداند.
منطق «کاهش شدت» در مطالعات جنگ
در ادبیات امنیتی غرب، یک اصل شناختهشده وجود دارد؛ وقتی طرفی که ابزار نظامی گستردهتری دارد و تقاضای آتشبس کوتاهمدت میدهد، برداشت مسلط این است که ادامه جنگ در همان شدت برایش پرهزینه شده است.
بسیاری از تحلیلگران خارجی از جمله پژوهشگران اندیشکدههایی مثل اندیشکده بینالمللی بحران (ICG) این آتشبس را نه نشانه توافق نهایی، بلکه نشاندهنده نیاز آمریکا به توقف فشارها تعبیر کردهاند.
در بسیاری از نوشتههای آنان دو نکته مشترک است؛
1ـ آمریکا از نظر لجستیکی قبلاً هم محدودیتی برای اعزام تجهیزات نداشت، بنابراین آتشبس «فرصت لجستیکی جدیدی» ایجاد نکرده است.
2ـ توقف کامل درگیریها معمولاً زمانی رخ میدهد که طرف قدرتمندتر به این نتیجه برسد که ادامه مسیر هزینههایی پیشبینینشده ایجاد خواهد کرد.
تفاوت «بازسازی قدرت» و «بزرگنمایی رسانهای»
در برخی تحلیلها بهویژه در رسانههای آمریکایی نزدیک به پنتاگون این ادعا مطرح شد که آتشبس به آمریکا فرصت اعزام نیرو و تجهیزات جدید میدهد. اما در تحلیلهای مستقلتر غربی، این ادعا بیشتر یک روایت رسانهای برای آرامسازی افکار عمومی داخلی ارزیابی شد. دلایل این گروه از تحلیلگران؛
1ـ آمریکا پیش از آتشبس هیچ محدودیت عملیاتی برای جابهجایی نیرو، تجهیزات یا ناوها نداشت.
2ـ اگر ایالات متحده نیاز حیاتی به جبران ضعف داشت، افزایش نیرو را در همان زمان درگیری انجام میداد.
3ـ پروتکلهای نظامی آمریکا بر «استمرار عملیات» تأکید دارند، نه بر «تجدید قوا از طریق توقف کامل جنگ».
بنابراین در این نگاه، تصور اینکه آتشبس دو هفتهای «فرصت نظامی طلایی» در اختیار آمریکا قرار داده باشد، نمادین و رسانهای تلقی شده است، نه عملیاتی.
تنگه هرمز؛ محور اصلی برداشت تحلیلگران خارجی
در نگاه راهبردی بینالمللی، تنگه هرمز مهمترین متغیر ادراکی در این آتشبس تلقی شده است. دهها گزارش خارجی از جمله فایننشال تایمز، المانیتور، آسیا تایمز، لوموند و ... بر این نکته تأکید کردهاند که
1ـ ایران کنترل و ابتکار عمل در هرمز را در دوره درگیری حفظ کرده است.
2ـ آتشبس موجب واگذاری هیچیک از اهرمهای ژئوپلیتیک ایران نشده است.
3ـ حتی با آتشبس، «نامشخص بودن رفتار ایران در تنگه» خود یک ابزار بازدارندگی نرم به شمار میرود.
در این تحلیلها حفظ وضع موجود در هرمز به معنی آن است که چیزی از دست نرفته، و از نگاه ادراکی، طرفی که ابزار حیاتی را حفظ میکند معمولاً بیشترین بهره ادراکی را از آتشبس میبرد.
منظر فرهنگی ـ ادراکی
از منظر فرهنگی ـ اجتماعی، آتشبسها همیشه دو وجه دارند؛ وجه ظاهری (توقف درگیری) و وجه ادراکی (اینکه افکار عمومی جهانی توقف را چگونه معنا میکند)
در این رخداد، برداشت بخش قابلتوجهی از تحلیلگران خارجی چنین بوده است؛
1ـ آمریکا و اسرائیل در موضعی قرار گرفتهاند که ادامه جنگ در همان شدت، هزینههای غیرقابل پیشبینی داشت.
2ـ ایران در موضعی قرار گرفته که چیزی از دست نمیدهد و ابزارهای اصلی خود را حفظ میکند.
3ـ راهبرد تهران در تثبیت کنترل خود بر هرمز، در نگاه تحلیلگران، حفظ اهرم فشار بدون واگذاری امتیاز ارزیابی شده است.
از نگاه طیف قابلتوجهی از تحلیلگران بینالمللی، آتشبس دو هفتهای؛ نه فرصتی جدید برای آمریکا جهت تجهیز نیروهاست، نه واگذاری امتیازی از سوی ایران. در مقابل، از آنجا که ایران ابزار راهبردی اصلی خود (تنگه هرمز) را حفظ کرده، امتیازی عملی واگذار نکرده و ساختار بازدارندگیاش تغییری نکرد، لذا این آتشبس بهمثابه تثبیت وضعیتی است که نسبت به مرحله قبل برای ایران کمهزینهتر و برای آمریکا و اسرائیل پرهزینهتر بوده است. و در نتیجه میتوان گفت که به احتمال زیاد آتشبس برای آمریکاییها پنجره خروج آبرومندانه از جنگ باشد.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین احمد کوثری، مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/