شکست روایت‌سازی واشنگتن؛ ایران چگونه بازی تنگه هرمز را برد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "شکست روایت‌سازی واشنگتن؛ ایران چگونه بازی تنگه هرمز را برد؟" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:

در حالی‌که آتش‌بس میان ایران و آمریکا در فضای پس از یک تقابل سنگین نظامی شکل گرفته، یکی از مهم‌ترین نقاط کانونی این توافق، «بازگشایی مشروط تنگه هرمز» است؛ رخدادی که در ظاهر نشانه‌ای از کاهش تنش تلقی می‌شود، اما در عمق خود بیانگر یک جابه‌جایی بنیادین در موازنه قدرت و نحوه اعمال حاکمیت بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است.

بازگشایی هرمز؛ از یک گذرگاه بین‌المللی تا کریدور مدیریت‌شده ایران

بر اساس اطلاعات منتشرشده، باز شدن تنگه هرمز نه به‌صورت کامل و آزاد، بلکه تحت سه شرط راهبردی انجام می‌شود؛ شروطی که در مجموع، تنگه را از یک مسیر عبور بین‌المللی به یک «کریدور مدیریت‌شده با محوریت ایران» تبدیل می‌کند.

اول، تعیین مسیر عبور از محدوده مشخص‌شده در حوالی جزیره لارک، به‌گونه‌ای که عملاً مسیر تردد در حوزه کنترل مستقیم ایران قرار می‌گیرد. این اقدام را می‌توان نوعی «مهندسی ژئوپلیتیک» دانست که بدون اعلام رسمی تغییرات حقوقی، واقعیت میدانی جدیدی ایجاد کرده است.

دوم، محدود شدن عبور به کشتی‌های تجاری و واگذاری تشخیص ماهیت این شناور‌ها به ایران؛ به‌طوری‌که امکان حذف هدفمند شناور‌های مرتبط با دشمن فراهم شده و همزمان، دریافت عوارض امنیتی نیز به‌عنوان یک ابزار اقتصادی–راهبردی در اختیار ایران قرار گرفته است.

سوم، مدیریت کامل عبور و مرور توسط نیرو‌های دریایی ایران، که سطح کنترل را از یک نظارت صرف به یک «کنترل عملیاتی مستمر» ارتقا می‌دهد.

تثبیت حاکمیت عملی؛ بدون اعلام رسمی، با اثرگذاری واقعی

ترکیب این سه مؤلفه، یک واقعیت کلیدی را آشکار می‌کند: ایران موفق شده است بدون ورود به یک درگیری پرهزینه یا تغییرات رسمی در چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی، نوعی «حاکمیت عملی» بر تنگه هرمز ایجاد کند.

این مدل، یک وضعیت میانی و هوشمندانه است، نه انسداد کامل که هزینه جهانی ایجاد کند و نه بازگشایی بدون قید که ابزار فشار را از بین ببرد بلکه «کنترل انعطاف‌پذیر» که امکان مدیریت همزمان امنیت و اقتصاد را فراهم می‌کند.

تغییر زمین بازی؛ انتقال تقابل به حوزه اقتصاد و انرژی

آنچه در این توافق برجسته است، انتقال میدان رقابت از سطح صرفاً نظامی به حوزه «اقتصاد ژئوپلیتیک» است.

ایران با استفاده از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز، توانسته است جریان انرژی و تجارت جهانی را به یک اهرم چانه‌زنی تبدیل کند.

در این چارچوب، امنیت انرژی جهان به‌طور فزاینده‌ای با نقش‌آفرینی ایران گره خورده و این موضوع، قدرت مانور تهران را در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است. 

روایت‌سازی واشنگتن؛ تلاش برای پوشاندن واقعیت میدان

در مقابل این واقعیت، تلاش دونالد ترامپ برای ارائه تصویری متفاوت از این توافق، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، در چارچوب «مدیریت افکار عمومی» قابل تحلیل است.

این روایت‌سازی با هدف القای امتیازگیری یک‌جانبه صورت می‌گیرد، حال آن‌که شواهد میدانی نشان می‌دهد:

کنترل مسیر در اختیار ایران است، محدودیت عبور اعمال می‌شود و مدیریت عملیاتی به‌طور کامل در دست ایران قرار دارد.

در نهایت جمع‌بندی و برآیند تحولات اخیر نشان می‌دهد که ایران توانسته است یک گام مهم در مسیر تبدیل قدرت نظامی به «قدرت مدیریت ژئوپلیتیک» بردارد.

بازگشایی مشروط تنگه هرمز، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه نمادی از بلوغ بازدارندگی ایران است؛ مرحله‌ای که در آن، کشور قادر است بدون بستن کامل مسیر‌های حیاتی، آنها را در چارچوب منافع خود «تنظیم و هدایت» کند.

در این وضعیت، ایران از یک بازیگر واکنشی به یک «کنشگر معادله‌ساز» ارتقا یافته است.

کنشگری که می‌تواند نه‌تنها سطح تنش، بلکه قواعد بازی در یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان را تعیین کند.

این تغییر، اگر با تداوم انسجام داخلی و تقویت مؤلفه‌های اقتصادی همراه شود، می‌تواند به تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی در نظم نوین جهانی منجر شود.

انتهای پیام/424