امنیت اقتصادی و تجاری منطقه و جهان در گرو پایان جنگ با ایران

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مهرداد بذرپاش، وزیر راه و شهرسازی دولت سیزدهم در یادداشت اختصاصی برای تسنیم نوشت:

حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر اقتصاد جهانی را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. در دهه اخیر، نقش مزیت‌های ژئوپلیتیک در شکل‌دهی به روندهای اقتصادی جهانی بیش از هر دوره‌ای برجسته شده است. اقتصاد جهانی که پیش‌تر عمدتاً تحت‌تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ بهره، رشد تولید ناخالص جهانی یا چرخه‌های تجاری بود، اکنون به‌شدت در برابر درگیری‌های نظامی آسیب‌پذیر شده است. درگیری‌هایی که در نقاط حساس ژئوپلیتیکی رخ می‌دهند چه در غرب آسیا، چه در دریای جنوبی چین یا شرق اروپا، به واسطه نقش آن‌ها در انتقال انرژی، امنیت کشتیرانی، شبکه‌های فناوری و جریان سرمایه، به‌سرعت پیامدهای جهانی بر جای می‌گذارند.

آثار به جا مانده از درگیری‌ها نیز ‌تنها محدود به کشورهای درگیر نیست، بلکه به دلیل درهم‌تنیدگی زنجیره‌های ارزش و ارتباطات مالی جهانی، ابعادی سیستمی پیدا می‌کند و طیفی از پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت را برای اقتصاد جهانی رقم می‌زند. در چنین شرایطی، نخستین واکنش اقتصاد جهانی، فروپاشی موقت قطعیت و جهش نااطمینانی در مورد آینده عرضه انرژی، تداوم تجارت و ثبات بازارهای مالی است. موضوعی که در ادبیات تخصصی اقتصاد سیاسی بین‌الملل از آن به‌عنوان شوک نااطمینانی ژئوپلیتیک یاد می‌شود.

بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که هر افزایش معنادار در نااطمینانی ژئوپلیتیک، به‌ویژه در مناطق دارای اهمیت انرژی یا زیرساخت‌های ترانزیتی، معمولاً به جهش قیمت نفت، تضعیف ارزهای اقتصادهای نوظهور، افزایش هزینه بیمه‌ حمل‌ونقل و کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی منجر می‌شود. این وضعیت به‌طور کلاسیک فرایندی دومینویی ایجاد می‌کند. به طور مثال اختلال در انرژی موجب افزایش هزینه تولید جهانی، اختلال در تجارت موجب افزایش هزینه لجستیک، افزایش هزینه‌های تولید و حمل موجب تشدید تورم جهانی و در نهایت واکنش انقباضی بانک‌های مرکزی و رکود اقتصادی می‌شود.

در منطقه غرب آسیا نیز علاوه بر وجود بازارهای مصرفی بزرگ در کشورهای منطقه، درآمد گردشگری بالا و فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایجاد شده در سال‌های اخیر که پایداری همگی آن‌ها نیازمند امنیت است، تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، روزانه ترانزیت حدود 21 میلیون بشکه نفت خام را مدیریت می‌کند. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، این میزان معادل حدود 20 درصد مصرف جهانی نفت خام است. علاوه بر نفت، مقادیر قابل توجهی کالای غیرنفتی از جمله کودهای شیمیایی، محصولات پتروشیمی و کالاهای صنعتی از این تنگه عبور می‌کنند. بر اساس گزارش سازمان تجارت جهانی، حدود 16 میلیون تن کود شیمیایی در سال 2024 از طریق دریا از منطقه غرب آسیا منتقل شده است که بخش قابل توجهی از آن از تنگه هرمز عبور کرده و این موضوع اهمیت استراتژیک این آبراه را دوچندان می‌سازد.

مأخذ: FAO

بنابراین، هرگونه اختلال در این مسیر حیاتی یا جنگ در منطقه خلیج ‌فارس، زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل کرده و پیامدهای اقتصادی جهانی گسترده‌ای به همراه خواهد داشت که آثار آن از ابتدای جنگ تحمیلی علیه ایران از نهم اسفندماه 1404، در بازارهای جهانی و در تحلیل‌های کارشناسان اقتصادی درخصوص ادامه آثار آن در کوتاه‌مدت و بلندمدت قابل مشاهده است که اهمیت امنیت این منطقه را نشان می‌دهد.

اثرات بر بازار جهانی انرژی، شوک‌های قیمتی

بازار انرژی به دلیل ماهیت شبکه‌ای و وابستگی شدید به مسیرهای حمل‌ونقل پایدار، به کوچک‌ترین تنش‌ها واکنش نشان می‌دهد. مناطق مهم ژئوپلیتیکی جهان مانند حوزه خلیج فارس و دریای سرخ سهم قابل‌توجهی از عرضه نفت و گاز را تأمین می‌کنند و همچنین دارای مسیرهای حیاتی انتقال مانند تنگه‌ها، خطوط لوله و پایانه‌های صادراتی‌اند. اختلال در هر یک از این نقاط، حتی اگر از نظر فیزیکی کوچک باشد، در سطح جهانی آثار بزرگی ایجاد می‌کند. براساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی، کاهش یا تهدید به کاهش حدود یک میلیون بشکه نفت در روز، به طور متوسط 10 تا 15 دلار افزایش قیمت به همراه دارد و شوک‌های شدیدتر می‌توانند این افزایش را تا 30 دلار نیز برسانند. این جهش قیمتی تنها محدود به نفت نیست، بلکه بازار گاز طبیعی، LNG، فرآورده‌های نفتی و حتی بازار برق اروپا و آسیا را نیز متأثر می‌کند.

افزایش قیمت انرژی موجب افزایش هزینه تولید و حمل کالاها در سطح جهانی می‌شود و اثر آن به‌صورت تورم وارداتی به اقتصادهای وابسته به انرژی وارداتی مانند اروپا منتقل می‌گردد. درگیری‌ها در مناطق پراهمیت اقتصادی جهان مانند جنگ روسیه و اوکراین، طی سال‌های اخیر بارها نشان داده‌اند که بازار انرژی تا چه اندازه در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیر شده است.

مأخذ: Ember

تجارت جهانی و زنجیره‌های تأمین، اختلال در کریدورها و افزایش هزینه‌ها

در سطح تجارت جهانی، اختلال در مسیرهای حیاتی کشتیرانی به‌ویژه در گذرگاه‌هایی که سهم بالایی در تجارت جهانی دارند، باعث افزایش چشم‌گیر هزینه حمل‌ونقل و بیمه می‌شود. گزارش‌های UNCTAD (کفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل) و WEF (انجمن اقتصاد جهانی) طی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که در هر دوره افزایش تنش، هزینه بیمه دریایی در مناطق حساس بین 20 تا 300 درصد افزایش یافته و این افزایش در نهایت به قیمت نهایی کالاهای مصرفی در سراسر جهان منتقل شده است.

خطوط کشتیرانی برای حفظ امنیت، ناچار به تغییر مسیر هستند که زمان و هزینه حمل را افزایش می‌دهد و بر زنجیره تأمین جهانی فشار می‌آورد. حال آنکه در نقاطی مانند خلیج فارس تنها راه خروج، تنگه است و راه‌های جایگزین آن زمینی است که محدودیت‌های بسیار خود را دارد. افزایش زمان حمل، کاهش قابلیت پیش‌بینی برنامه تولید، کاهش موجودی انبار در صنایع حساس مانند خودرو و الکترونیک و اختلال در جریان مواد اولیه تنها بخشی از این پیامدهاست.

در شرایطی که زنجیره‌های تأمین جهانی پس از پاندمی کرونا هنوز به‌طور کامل بازسازی نشده‌اند، هر تنش جدید، فشار مضاعفی بر این شبکه‌ها وارد می‌کند. پژوهش‌های McKinsey نشان می‌دهد که اقتصاد جهانی به‌طور متوسط هر 3 سال یکبار با شوک‌هایی مواجه می‌شود که 4 تا 6 درصد گردش مالی صنایع بین‌المللی را تهدید می‌کند. یکی از مهم‌ترین منشأ این شوک‌ها، وقایع ژئوپلیتیکی و جنگ ‌افروزی‌هایی است که گستره منطقه‌ای حساس را دربرمی‌گیرد.

بازارهای مالی و ارزی جهانی و افزایش نااطمینانی

جنگ اخیر نشان داد افزایش تنش‌ها و اختلال در نقاط حساس ‌اقتصادی، به‌ویژه در خلیج فارس، یکی از مهم‌ترین محرک‌های افزایش نااطمینانی در بازارهای مالی و ارزی جهان به شمار می‌آید. مطابق گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک تسویه بین‌المللی، بازارهای مالی ماهیتی پیش‌نگر دارند و به محض شکل‌گیری یک ریسک ژئوپلیتیک حتی قبل از آشکار شدن اثرات واقعی آن واکنش نشان می‌دهند.

در چنین شرایطی، شاخص نوسان بازار آمریکا (VIX) که در ادبیات مالی به شاخص ترس شهرت دارد، معمولاً با جهش‌های ناگهانی همراه می‌شود. داده‌های منتشرشده از سوی CBOE نشان می‌دهد که VIX در دوره‌های بحران ژئوپلیتیکی، نظیر جنگ خلیج فارس، تنش‌های سال 2019 در عربستان و بحران اوکراین، بین 30 تا 70 درصد افزایش یافته است. پدیده‌ای که بیانگر حرکت سرمایه‌گذاران به سوی دارایی‌های امن و فاصله‌گیری از بازارهای دارای ریسک است.

مأخذ: BofA Global Research

این تغییر رفتار سرمایه‌گذاران، ترکیب پرتفوی جهانی را دگرگون می‌کند. دارایی‌های امن همچون طلا، اوراق خزانه‌داری آمریکا، ین ژاپن و فرانک سوئیس با افزایش تقاضا مواجه می‌شوند، در حالی که بازارهای سهام و ارزهای اقتصادهای نوظهور تحت فشار فروش قرار می‌گیرند و موجب افزایش هزینه‌های تأمین مالی می‌شود. صندوق بین‌المللی پول طی گزارش‌های اخیر خود تأکید کرده است که هر افزایش سیستماتیک در نااطمینانی می‌تواند رشد اقتصادی جهان را بین 0.2 تا 1 درصد کاهش دهد و این رقم برای اقتصاد جهان که در دوره‌های اخیر با رشد پایین دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیار تعیین‌کننده است.

بانک‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی بارها هشدار داده‌اند که اگر درگیری‌ها در مناطق پراهمیت طولانی شوند، می‌توانند موجب تخلیه سرمایه از بازارهای نوظهور، افزایش نرخ بهره در کشورهای آسیب‌پذیر و حتی شکل‌گیری بحران‌های بدهی در کشورهایی شوند که به شدت به سرمایه خارجی وابسته‌اند. اتفاقی که در کمین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است.

مأخذ: Reuters

در مناطقی مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که سرمایه‌گذاری خارجی بالاست، این شوک‌ها می‌توانند پیامدهای جدی‌تری داشته باشند. امارات متحده عربی که همواره مقصد جذابی برای سرمایه‌گذاران خارجی بوده است، شاهد کاهش ورود سرمایه‌های جدید خواهد بود. بخش مهمی از موفقیت اقتصادی امارات بر ثبات، محیط مالیاتی مناسب و جریان آزاد سرمایه است و هر نوع درگیری در منطقه، سرعت ورود سرمایه و اجرای پروژه‌های کلان در حوزه‌های بندری، لجستیکی و فناوری را کند می‌کند. داده‌های مؤسسات پژوهشی منطقه‌ای مانند Arab Monetary Fund نشان می‌دهد که حتی شوک‌های کوتاه‌مدت می‌توانند موجب عقب‌نشینی موقت سرمایه‌گذاران بین‌المللی شوند.

عربستان سعودی نیز در موقعیتی مشابه قرار دارد. این کشور در چارچوب برنامه تحول اقتصادی چشم‌انداز 2030، به‌شدت به جذب سرمایه برای اجرای پروژه‌های عظیمی مانند نئوم وابسته است. طبق ارزیابی‌های بانک‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی از جمله گلدمن ساکس و مورگان استنلی، سرمایه‌گذاران در شرایط نااطمینانی بیشتر به رفتار انتظار و مشاهده روی می‌آورند و همین امر سرعت پیشبرد پروژه‌های بزرگ را کاهش می‌دهد. افزایش هزینه‌های تأمین مالی در این دوره‌ها، که می‌تواند بین 1 تا 1.8 درصد رشد کند، فشار مضاعفی بر پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای عربستان وارد می‌سازد. این روند خطر تاخیر در تحویل پروژه‌ها، کاهش جذابیت منطقه برای سرمایه‌گذاران جهانی و کاهش اثرگذاری پروژه‌های اقتصادی بر رشد غیرنفتی را به همراه دارد.

در دید بزرگتر، استمرار فضای جنگی می‌تواند جریان سرمایه‌گذاری خارجی به کل منطقه را به‌طور چشم‌گیری کاهش دهد. مدل‌های ارزیابی ریسک ژئوپلیتیک OECD نشان می‌دهد که تداوم تنش‌ها قادر است جریان سرمایه به منطقه را تا 30 درصد کاهش دهد و رشد اقتصادی کشورهای عربی را بین 0.5 تا 2 درصد پایین بیاورد. این کاهش به معنای افت سرعت انتقال فناوری، کاهش اشتغال‌زایی و محدود شدن فرصت‌های تنوع‌بخشی اقتصادی در منطقه است. مسائلی که کشورهای خلیج فارس سال‌هاست برای غلبه بر آنها برنامه‌ریزی کرده‌اند. بنابراین، تشدید و ادامه جنگ نه تنها هزینه‌های اقتصادی کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند، بلکه چشم‌انداز بلندمدت توسعه اقتصادی منطقه را نیز تضعیف کرده و جذابیت آن را به عنوان مقصد امن سرمایه جهانی را کاهش می‌دهد.

بازارهای جهانی سرمایه نیز واکنش نشان می‌دهند. بر اساس داده‌های ارائه شده، شاهد یک روند نزولی قابل توجه در اکثر بازارهای سهام جهانی از ابتدای شروع جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی تا اواسط ماه مارس بوده‌ایم. این افت، که در آمریکا با 5.22 درصد، آلمان با 5.61 درصد و فرانسه با 7.65 درصد مشهود است، نشان‌دهنده واکنش بازار به جنگ در یک منطقه حساس است. این وضعیت می‌تواند بازتابی از افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی باشد که در صورت تداوم، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های امن و غیر مرتبط با منابع و تولیدات متأثر از جنگ سوق خواهد داد.

مأخذ: Trading Economics

اثرات بر فناوری، امنیت سایبری و اقتصاد دیجیتال

تأثیرات درگیری‌های مناطق ژئوپلیتیکی مانند جنگ تحمیلی بر علیه ایران، بر فناوری و اقتصاد دیجیتال نیز قابل‌توجه است. حوزه‌ای که تا چند سال پیش چندان در تحلیل‌های امنیت اقتصادی مورد توجه قرار نمی‌گرفت. زیرساخت‌های دیجیتال مانند شبکه‌های ابری، مراکز داده و مسیرهای انتقال تجهیزات فناوری اکنون بخشی از دارایی‌های راهبردی جهان محسوب می‌شوند. اختلال در این زیرساخت‌ها، یا حتی تهدید امنیتی نسبت به آن‌ها، می‌تواند ارتباطات مالی، داده‌ای و معاملاتی را مختل کند و صنایع فناوری‌محور را دچار بی‌ثباتی نماید. از طرفی بخشی از زنجیره تأمین فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی مستقیماً به مواد حیاتی عبوری از مناطق حساسی مانند تنگه هرمز وابسته است. علاوه بر این اثرات غیرمستقیم آن از جمله افزایش قیمت انرژی را نیز باید درنظر گرفت که به‌طور کلی توسعه این دست فناوری‌ها را با اختلال مواجه می‌کند.

همچنین، جنگ در مناطق حساسی مانند غرب آسیا به دلیل افزایش حملات سایبری و تهدیدهای مرتبط با فناوری، موجب افزایش هزینه‌های امنیت سایبری شرکت‌ها و بانک‌ها می‌شود که فعالیت زیادی در کشورهای این منطقه خصوصاً کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دارند. گزارش‌های MIT Technology Review و موسسه Brookings نشان می‌دهد که حملات سایبری در زمان جنگ 3 تا 5 برابر افزایش می‌یابد و صنایع بانکی، انرژی و زیرساخت‌های ارتباطی بیشترین آسیب‌پذیری را دارند.

تأثیر بر امنیت غذایی

در بعد امنیت غذایی، جنگ در منطقه‌ای مانند غرب آسیا می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر بازار جهانی کود داشته باشد. تقریباً نیمی از تولید جهانی غذا به کود شیمیایی نیتروژن مصنوعی وابسته است و منطقه خلیج فارس حدود 30 تا 35 درصد صادرات اوره جهان را تأمین می‌کند. شرکت کود شیمیایی قطر به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده اوره جهان، حدود 14 درصد تجارت جهانی این محصول را تولید می‌کند. قیمت اوره در مصر که به عنوان معیاری برای قیمت‌گذاری جهانی شناخته می‌شود، در اواخر فوریه پس از شروع جنگ علیه ایران بیش از 60 درصد افزایش یافت که در نهایت بر قیمت مواد غذایی تأثیر خواهد گذاشت.

کشورهایی مانند هند به عنوان دومین مصرف‌کننده بزرگ کود شیمیایی جهان، با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد. فصل کاشت محصولات اصلی از جمله برنج و گندم در حال نزدیک شدن است و کشاورزان هندی نیاز به تأمین کود دارند. با افزایش قیمت‌ها، هزینه‌های تولید کشاورزی در این کشور افزایش می‌یابد که می‌تواند بر امنیت غذایی میلیاردها نفر تأثیر بگذارد. بر اساس گزارش فائو، شاخص قیمت غذا که پایین‌تر از اوج مارس 2022 در پی جنگ روسیه و اوکراین است، با افزایش قیمت کود می‌تواند روندی متفاوت را طی کند.

مأخذ: The Guardian

باتوجه به موارد مذکور در حوزه‌های مختلف، هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ‌افروزی علیه ایران برای اقتصاد جهانی می‌تواند به صدها میلیارد دلار برسد و این امر آسیب‌پذیری اقتصادهای جهانی در برابر جنگ در مناطق استراتژیک را بیش از پیش آشکار می‌سازد. در نهایت، می‌توان دید که ثبات اقتصادی منطقه‌ای و جهانی در برهه کنونی مستلزم پرهیز از تشدید تنش‌ها علیه ایران است و جامعه بین‌المللی باید با درک پیامدهای اقتصادی گسترده درگیری‌ها، برای حفظ صلح و ثبات اقتصادی و فشار بر متجاوزین تلاش کند. تجربه تاریخی نشان داده است که هزینه‌های جنگ همیشه بسیار بیشتر از هزینه‌های صلح است و این موضوع بار دیگر در شرایط فعلی تأیید شده است.

انتهای پیام/