چرا هرچه را که ترامپ درباره جنگ می‌گوید باید برعکس معنا کنیم؟

مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم ـ یکی از برکات و ثمرات دو جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی علیه ملت ایران در سال 1404، آن است که نشان داد دونالد ترامپ رئیس جمهور مغرور آمریکا با استفاده از برخی از تکنیک‌های نخ‌نمای جنگ روانی در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی، و البته بسیار ناشیانه تلاش می‌کند «شکست‌های واقعی » در میدان را به «پیروزی‌های مجازی» در عرصه رسانه تبدیل ‌کند.

ترامپ برای «تبدیل شکست‌های واقعی به پیروزی‌های مجازی» عمدتا از شیوه وارونه‌نمایی حقیقت با بهره‌گیری از ابزار دروغ استفاده می‌کند.

علل پیروزنمایی ترامپ

ترامپ با وعده ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و از بین بردن توان هسته‌ای ایران، دو جنگ را ابتدا به مردم مقاوم ایران و سپس به مردم آمریکا که هزینه جنگ‌طلبی‌های ترامپ از جیب آنها پرداخت می‌شود، تحمیل کرد. او با اعتماد به وعده نهادهای اطلاعاتی و تحت تأثیر محاسبات غلط نخست‌وزیر جنگ‌‌زی رژیم صهیونیستی و همچنین با اتکا به تصورات متوهمانه خودش درباره قدرت بی‌رقیب ارتش ایالات متحده و ضعف قوای مسلح و سرمایه اجتماعی ایران، وعده تحقق اهدافش در 4 روز را داده بود، اما جنگ خیلی زود حقیقت تلخ خود را به ترامپ نشان داد و او را در میانه میدان «تنها و شکست خورده» رها کرد.

حالا محبوبیت ترامپ در بین مردم آمریکا و در آستانه برگزاری انتخابات کنگره به زیر 40 درصد سقوط کرده، تنگه هرمز که پیش از جنگ باز بود به‌روی آمریکا و شرکایش در جنگ بسته شده، قیمت بنزین در آمریکا و اروپا بیش از 50 درصد افزایش یافته، بازارسرمایه و اوراق آمریکا دچار نوسان و تلاطم شده، متحدان سنتی آمریکا در اروپا و ناتو به او پشت کرده‌اند، پایگاه‌ها و تجهیزات مهم نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا تقریبا نابود شده است، سیاستمداران و مردم آمریکا و همچنین اعرابی که امنیت را از آمریکا خریده بودند، با واقعیت تلخ «اول اسرائیل» در سیاست منطقه‌ای و جهانی آمریکا مواجه و سرخورده شده‌اند.   

در چنین شرایطی ترامپ که به خودش و به افکار عمومی آمریکا و جهان وعده پیروزی در این تهاجم را داده بود، مجبور شد برای حفظ سه‌چیز، به تبدیل «شکست‌های واقعی به پیروزی‌های مجازی» با ابزار وارونه‌نمایی و دروغ‌پردازی روی بیاورد؛ «حفظ  غرور کاذب خودش، حفظ ابهت پوشالی آمریکا و حفظ تصویر آمریکای پیروز در این جنگ نزد افکار عمومی آمریکا و جهان.»

اما واقعیت این است که اینها سه نقطه اصلی‌ای است که ایران در جنگ تحمیلی سوم به‌طور کامل منهدم کرد، با این وجود ترامپ برای اینکه اذهان را فریب دهد و از این واقعیت منحرف کند، واقعیات میدان جنگ و مذاکره را در سخنان و پیام‌هایش وارونه جلوه می‌دهد. از این رو اکنون همگان متوجه شده‌اند که واقعیات جنگ خلاف آن چیزی است که ترامپ می‌گوید و می‌نویسد. او درواقع ایده‌‌آل‌هایی را که انتظار وقوع آنها را در نتیجه این جنگ داشت به جای اخبار شکست‌های خود منتشر می‌کند تا شکست در میدان را به پیروزی در افکار عمومی تبدیل کند.

وارونه‌نمایی‌های ترامپ تاکنون

رئیس جمهور شکست خورده آمریکا تاکنون در خلال سخنان، مصاحبه‌ها و پیام‌های خود در فضای مجازی وارونه نمایی‌های زیر را درباره جنگ داشته است:

حکومت ایران را تغییر دادیم؛

بخوانید «در تغییر حکومت ایران شکست خوردیم»

این جمله بدین معناست که ترامپ در دستیابی به این هدف شکست خورده است. زیرا همانطور که پیش از این نیز گفتیم، ترامپ تحت تأثیر وعده‌های نخست‌وزیر جنایتکار اسرائیل به قصد تغییر نظام به ایران حمله نظامی کرد و این بزرگترین هدفی بود که تحت عنوان کاذب «آزاد کردن مردم ایران» آن را پیگیری می‌کرد، اما زمانی که با مقاومت ملت ایران و عدم همراهی آنها برای سرنگونی نظام مواجه شد، ترور رهبر انقلاب و تعدادی از مقامات نظامی و سیاسی کشور را به عنوان تغییر نظام فاکتور کرد و گفت: افراد جدید متفاوت از افراد قبلی هستند و رژیم ایران تغییر کرده است. 

آنچه در این بخش برای ترامپ اتفاق افتاد فراتر از یک شکست بود، زیرا جمهوری اسلامی نه‌تنها سقوط نکرد بلکه با پشتیبانی و حمایت حیرت‌آور مردم بیش از پیش تثبیت شد.

حذف آیت الله خامنه‌ای بزرگترین دستاورد ما در جنگ است؛

بخوانید «نتوانستیم با این ترور به دستاوردهای مورد نظرمان برسیم»

هرچند که ترور و شهادت رهبر معظم انقلاب برای مردم ایران و جهان اسلام خسارت سنگینی است، اما قطعا دستاوردی بزرگ برای آمریکا محسوب نمی‌شود، چرا که آنها قصد داشتند با حذف رهبر انقلاب ضمن ساقط کردن نظام ایران و جبهه مقاومت، به حکومت و نقش سیاسی ولایت فقیه در ایران و جبهه مقاومت پایان دهند، اما با انتخاب و استقرار رهبر جدید نه‌تنها این هدفشان عقیم ماند بلکه فردی در این جایگاه قرار گرفت که به اذعان خودشان با آن موافق نبودند.   

نیروی دریایی ایران نابود شده است؛

بخوانید «نیروی دریایی ایران پرقدرت در حال دفاع است»

ترامپ در حالی این ادعا را مطرح کرد که نیروی دریایی سپاه تنگه را به‌روی کشتی‌های کشورهای متخاصم بسته، ناوهای غول‌پیکر آمریکایی را که ترامپ با تفاخر از آنها به عنوان ابزار ارعاب و تهدید استفاده می‌کند فراری داده و تبلیغات ترامپ را درباره اسکورت و بیمه کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز ناکام گذاشته است. در چنین وضعیتی ارتش تروریستی آمریکا اقدام به ترور سردار علیرضا تنگسیری فرمانده شجاع و مقتدر نیروی دریایی سپاه کرد و او را به شهادت رساند و این پرسش بزرگ را ایجاد کرد که اگر ادعای ترامپ درباره غرق کردن نیروی دریایی ایران صحیح است و یا به‌اصطلاح خودش «نیروی دریایی ایران در عمق دریاست» ترور فرمانده آن چه دلیلی داشت؟   

ما به تنگه هرمز نیازی نداریم،

بخوانید «بستن تنگه هرمز به‌شدت به اقتصاد آمریکا و متحدانش ضربه زده است»

ترامپ زمانی که با قدرت باورنکردنی نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز مواجه شد، در بازگشایی آن ناکام ماند و کشورهای عضو ناتو هم با او همراه نشدند، گفت: «ما نیازی به تنگه هرمز نداریم و کسانی که نیاز دارند باید آن را باز کنند.» و این در حالی است که از زمان بستن تنگه هرمز به روی آمریکا و متحدانش در جنگ علیه ایران، نفت دیگر قیمت زیر 100 دلار را به خود ندیده و قیمت بنزین در آمریکا به بیش از 8 دلار در هر گالن افزایش پیدا کرده است.

البته او پیش از آتش‌بس دیگر نتوانست خشم خود را از بسته ماندن تنگه هرمز پنهان کند و ناتوانی مطلق خود را در بازگشایی تنگه، با فحاشی و توهین به ملت ایران در یک توئیت نشان داد.

توان نظامی و پدافندی ایران را نابود کردیم؛

بخوانید «در نابود کردن توان نظامی ایران شکست خوردیم»

ترامپ در حالی این ادعا را چندین‌بار در طول 40 روز جنگ مطرح و بارها اعلام پیروزی کرد که با هر بار طرح آن، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و سرزمین‌های اشغالی زیر ضرب سنگین و گسترده حملات موشکی و پهپادی ایران قرار ‌گرفت، به‌گونه‌ای که پس از آن صهیونیست‌ها از آن حملات به‌عنوان شبی بی‌سابقه از آغاز جنگ تاکنون یاد کردند. در همین حال شبکه یکپارچه پدافندی کشور هم با سامانه‌های نوین سپاه پاسداران چندین جنگنده پنهانکار آمریکایی را از انواع مختلف F 35، F15، F16، F18، A10 و نزدیک به 200 پهپاد پیشرفته را از انواع مختلف و گرانقیمت آنها سرنگون کرد. بدین ترتیب ایران پاسخ ادعاهای ترامپ را هربار با افزایش و گسترش آتش حملات خود در میدان ‌داده‌است تا وارونگی و کذب ادعاهای رئیس جمهور آمریکا را عملا ثابت کند و صحت آنها را که غالبا برای القای پیروزی و کنترل بازارهای به‌هم ریخته آمریکا طرح می‌شد به بطلان بکشد.

در ادامه نیز رد شروط 15 گانه آمریکا از سوی ایران و ادامه جنگ، و در نهایت قبول آتش‌بس با شروط ده‌گانه ایران، برای همگان روشن کرد آن طرفی که توان ادامه جنگ را ندارد و خواهان خروج از آن است ارتش آمریکاست، نه نیروهای مسلح ایران، و اساسا اگر نیروی نظامی ایران نابود شده، پس چه نیازی به آتش‌بس است؟ 

شروع آتش‌بس، ورود به صحنه مذاکرات و ادامه دروغ‌گویی ترامپ

حالا ترامپ با درک عجز خود و ارتش به‌اصطلاح قدرتمندش در شکستن مقاومت ایران، یک هدف اصلی و سه هدف فرعی مرتبط با آن را برای خروج کم‌هزینه‌تر از این جنگ پیگیری می‌کند که طبیعتا اکنون حول آنها مشغول به دروغ‌گویی و وارونه‌نمایی است.

هدف اصلی ترامپ در این مرحله پس از شکست مسلمی که در صحنه نبرد از سوی مردم و قوای مسلح ایران متحمل شده، عبارت است از «خروج به ظاهر پیروزمندانه از جنگ.»

او برای شکل دادن به این انگاره در افکار عمومی آمریکا و و دیگر کشورهای جهان که پیش از شکست در این جنگ خود را به عنوان یک ابرقدرت بلامنازع به آنها قالب کرده بود؛ سه هدف فرعی را این بار در قالب مذاکرات آتش‌بس پیگیری می‌کند «گشودن تنگه هرمز، خارج کردن اورانیوم غنی‌شده 60 درصدی از ایران و برچیدن صنعت هسته‌ای ایران.»

از این رو سه عنوان از مهم‌ترین دروغ‌هایی که ترامپ در این مرحله از جنگ طرح کرده است عبارتند از اینکه «آدم‌های درستی از ایران تماس گرفته و خواهان مذاکره شده‌اند» ، «ایرانی‌ها خیلی مشتاق‌اند که یک معامله انجام بدهند» و «محاصره ایران آغاز شده و کشورهایی در آن مشارکت خواهند کرد.»

آدم‌های درستی از ایران تماس گرفته و خواهان مذاکره شده‌اند؛

بخوانید «ما با ایرانی‌ها تماس گرفته و خواهان مذاکره شدیم»

حداقل تمام میانجی‌ها از جمله پاکستانی‌ها که میانجی‌گری آنها منتهی به شکل‌گیری آتش‌بس 15 روزه و یک دوره مذاکرات در اسلام‌آباد شد، می‌دانند که درخواست مذاکره از سوی ایران که پیروز میدان نبرد نظامی است مطرح نشده است و این آمریکایی‌ها بودند که برای بازگرداندن اقتصاد خود و جهان به شرایط پیش از جنگ و کنترل رویدادهای پیش‌رو از جمله انتخابات کنگره و جام جهانی 2026 فوتبال نیاز به این آتش‌بس و مذاکرات دارند، چرا که به‌زعم خود گمان نمی‌کردند این جنگ بیش از 4 روز به‌طول بینجامد و اینچنین شرایط اقتصادی جهان و رویدادهای مذکور را تحت تأثیر خود قرار دهد.

ایرانی‌ها خیلی مشتاق‌اند که یک معامله انجام بدهند؛

بخوانید «ما خیلی مشتاق انجام یک معامله با ایرانیم»

به دلایل پیش‌گفته آن طرفی که به این معامله نیاز دارد تا هم به دنیا بگوید که به اهدافش رسیده است و هم با ژست پیروز از این جنگ خارج شود، آمریکا و ترامپ است. از این رو ضمن میانجی‌تراشی برای شروع مذاکرات می‌کوشد تا از طریق طرح‌های از پیش شکست‌خورده‌ای مثل محاصره دریایی آخرین فشارهای نظامی و اقتصادی را باهدف گرفتن امتیازات دلخواه در مذاکرات، به ایران وارد کند.

محاصره دریایی ایران آغاز شده و کشورهایی در آن مشارکت خواهند کرد؛

بخوانید «آمریکا در محاصره دریایی ایران تنها است»

آمریکا همچنان که در آغاز جنگ با ایران و در ادامه در گشودن تنگه هرمز از سوی شرکای اروپایی و کشورهای عضو ناتو تنها ماند و هیچ‌یک از آنها مستقیما وارد این نبرد غیرقانونی نشدند، در محاصره دریایی ایران هم تنها مانده و همین مسئله خشم ترامپ را نسبت به آنها برانگیخته است.

تنها ماندن ترامپ و آمریکا از سوی شرکای اروپایی‌اش در تمامی مراحل رویارویی با ایران، یکی از بزرگترین شکست‌های استراتژیک آمریکا در این جنگ محسوب می‌شود، زیرا با ضربه سختی که ایران بر ابهت ابرقدرتی آمریکا وارد کرد و آن نقاب رعب‌‌انگیز را از صورت ماشین جنگ آمریکا برداشت، ظاهرا شرکای آمریکا نیز جرئت نه گفتن به آن را پیدا کرده‌اند و افول آمریکا از جایگاه ابرقدرتی سرعت بیشتری گرفته است.

حالا باید منتظر باشیم که ترامپ در مذاکرات اعلام پیروزی کند؛ پس یادتان باشد اگر ترامپ گفت «من در مذاکرات پیروز شدم، شما بخوانید؛ ترامپ علاوه بر جنگ در مذاکرات با ایران هم شکست خورد.»

انتهای پیام/