«زخم کاری»؛ بازخوانی دلایل تغییر رئیس موساد در میانه جنگ با ایران

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اقدام اخیر «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در معرفی «رومن گوفمن»، به عنوان رئیس جدید سازمان امنیت و اطلاعات خارجی رژیم صهیونیستی (موساد) به عنوان گزینه جانشین «داوید بارنع»، رئیس کنونی این سازمان تروریستی در شرایطی رقم خورد که جامعه اطلاعاتی این رژیم  از زمان ضربه ترمیم ناپذیر طوفان الاقصی در اکتبر 2023 تغییر و تحولاتی گسترده را در ماه‌های اخیر در راس ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی خود شاهد بوده است، تغییراتی که بیش از هر چیز نمودی آشکار از پذیرش شکست اطلاعاتی اسرائیل در مواجهه با محور مقاومت در طول 31 ماه گذشته تا به امروز است.

نتانیاهو در حالی در شامگاه روز یکشنبه با اعلام پایان پنج سال ریاست «داوید بارنع» بر موساد از «رومن گوفمن» به عنوان رئیس جدید وی در راس این سازمان تروریستی خبر داد که کارگزاران جامعه اطلاعاتی اسرائیل پیش از این شاهد قربانی شدن بسیاری دیگر از روسا و فرماندهان ارشد خود به دست نخست وزیر فاسد و جاه طلب این رژیم به بهانه اهمال و کوتاهی در تخمین عملیات طوفان الاقصی توسط رزمندگان مقاومت فلسطین در 7 اکتبر 2023 بودند.

 

زخم کاری 7 اکتبر بر پیکره جامعه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی

ناتوانی دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در پیشگیری از عملیات شکوهمند مقاومت فلسطین تنها به لحظه عملیات طوفان الاقصی محدود نشد، چرا که تلخی این فروپاشی بیش از هر چیز با شکست کلیه نهادهای اطلاعاتی این رژیم در شناسایی محل اختفای صدها اسیر صهیونیست در چنگال رزمندگان مقاومت فلسطین در غزه آن هم برای نزدیک به دو سال دوچندان شد. در حقیقت شهرک‌نشینان صهیونیست در خلال این برهه تاریخی با این ابهام بزرگ مواجه شدند که ساختار اطلاعاتی که خود را توانمندترین نهاد اطلاعاتی منطقه غرب آسیا و حتی جهان می‌پندارد چگونه است که حتی با وجود حمله و اشغال نوار غزه از شناسایی محل نگهداری صدها اسیر اسرائیلی در این باریکه کوچک برای ماه‌های متمادی ناتوان است تا در نهایت مجبور شود با عقبن نشینی ذلت بار از ادعاهای اولیه نتانیاهو مبنی بر نابودی حماس و آزادی همه اسرا بدون آزادی اسیران فلسطینی در بند در بازداشتگاه های این رژیم تن به تبادل اسرای فلسطینی و صهیونیستی دهد؟

پیش از بارنع به عنوان رئیس موساد، چهره‌های شناخته شده و کلیدی دیگری از جامعه اطلاعاتی اسرائیل نیز به دست نتانیاهو به عنوان متهمان شکست 7 اکتبر قربانی شده بودند که در راس آنها می توان به «آهارون هالیواه»، رئیس واحد اطلاعات ارتش اسرائیل (آمان) و «رونن بار»، رئیس سازمان امنیت و اطلاعاتی داخلی اسرائیل (شاباک) اشاره کرد.

با این حال سوال اصلی آن است که چرا نخست وزیر اسرائیل در میانه یک جنگ مهلک با ایران و در حالی هر روز خبرهای مختلفی از شناسایی و بازداشت شهرک‌نشینان متهم به جاسوسی برای ایران در رسانه‌های عبری زبان منتشر می‌شود اصرار دارد تا با دستپاچگی و تعجیل دست به تغییر رئیس موساد بزند؟ آن هم در شرایطی که قرار است گوفمن از اوایل ماه ژوئن 2026 (خرداد ماه 1405) کرسی ریاست موساد را در دست گیرد؟

برای فهم این تعجیل باید تصویری دقیق از ارزیابی‌های نادرست موساد در دوره بارنع از عوامل و کارگزاران اطلاعاتی اسرائیل در مواجهه با بازوهای توانمند جامعه اطلاعاتی محور مقاومت متشکل از گردان‌های قسام، شاخه نظامی حماس در غزه، حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن و نهادهای اطلاعاتی ایران به تصویر کشید.

در حالی که موساد در سال‌های پس از تحمل شکست مفتضحانه برابر رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان در نبرد 33 روزه در تابستان 2006 تلاش داشت تا با راه اندازی کارزار ترور رهبران و فرماندهان ارشد مقاومت لبنان، جهاد اسلامی و حماس در فلسطین و ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان اعتبار نظامی و امنیتی از دست رفته خود را احیا کند، ساختارهای مقاومت فلسطین در بیخ گوش افسران اطلاعاتی موساد و شاباک و تحت نظارت دوربین‌های امنیتی و مرزهای مجهزشده به هوشمندترین و مدرن‌ترین تجهیزات شنود و تصویربرداری در حال تمرین یکی از بزرگترین عملیات‌های تاریخ مقاومت فلسطین با هدف نفوذ به عمق سرزمین‌های اشغالی بودند؛ عملیاتی که هدایت آن را یکی از اسرای آزاده فلسطینی به نام «یحیی السنوار» بر عهده داشت که پس از پی ریزی ساختار اطلاعاتی مقاومت فلسطین موسوم به «مجد» موفق شده بود در سال‌های قبل از اسارت، ضمن تاسیس شبکه‌های قدرتمند جمع آوری اطلاعات از داخل سرزمین‌های اشغالی، کادری حرفه‌ای و ماهر از رزمندگان را تحت عنوان واحد «نخبه» حماس تربیت کند.

عملیات طوفان‌الاقصی به دست رزمندگان گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس در صبحگاه 7 اکتبر 2023 نقطه عطفی مهم در تاریخ نبردهای امنیتی و اطلاعاتی مقاومت فلسطین در مصاف با رژیم اشغالگر قدس به شمار می‌رفت، چرا که برای نخستین بار گردان‌های رزمنده فلسطینی موفق شدند بدون جلب توجه و حساسیت نظامیان ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی با عبور از فنس‌های مجهز به سنسورهای هوشمند وارد اراضی اشغالی شده و در یک غافلگیری اطلاعاتی ضمن نفوذ به عمق شهرک‌های صهیونیست نشین در جدار باریکه غزه، هزاران نظامی و شهرک‌نشین صهیونیست را به هلاکت رسانده و تعداد قابل توجهی از آنها را به عنوان اسیر به عنوان برگ برنده در روند مذاکره با صهیونیست‌ها به اسارت گرفته و به اماکن و تونل‌های امن در عمق نوار غزه منتقل کنند.

از این لحظه یکی از بزرگترین کارزارهای اطلاعاتی تاریخ دستگاه امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل با هدف شناسایی محل اختفای صدها اسیر صهیونیستی در غزه‌ای که به اشغال نظامیان ارتش رژیم صهیونیستی درآمده بود، آغاز شد و هزاران افسر و عامل و خبرچین اطلاعاتی که دهه‌ها به عنوان کارگزار اطلاعاتی سازمان‌هایی چون «موساد»، «آمان» و «شاباک» به امر مزدوری برای صهیونیست‌ها اهتمام داشتند، تلاش خود را برای شناسایی محل‌های احتمالی اختفای اسرای صهیونیست شروع کردند.

در حالی که همگان در سرزمین‌های اشغالی از سرعت و قدرت عملیاتی رزمندگان فلسطینی در خلال این عملیات انگشت به دهان بودند، نتانیاهو با ظاهر شدن در شبکه‌های تلویزیونی صهیونیستی ضمن طرح دوباره وعده پیروزی ارتش اسرائیل در غزه و نابودی حماس در این باریکه، از برخورد با عوامل این شکست در جامعه اطلاعاتی و نظامی اسرائیل سخن گفت تا بدین شکل وانمود کند او و کابینه‌اش برای این شکست کوچکترین مسئولیت و نقشی را متوجه خود نمی‌دانند، بلکه این جامعه اطلاعاتی و نظامی اسرائیل است که باید به خاطر این قصور و خطا در تحلیل توان مقاومت اسلامی فلسطین در غزه تحت محاصره، مورد بازخواست و شماتت قرار گیرد.

تلاش نتانیاهو برای انکار اهمال خود و متحدانش در کابینه در وقوع این شکست در شرایطی بود که گزارشات افشاگرانه رسانه‌های عبری زبان در ماه‌های بعد، ضمن بازخوانی نتایج کمیته تحقیق شکست 7 اکتبر فاش می‌ساخت که نخست وزیر رژیم صهیونیستی گزارشات مکرر سازمان‌های اطلاعاتی در ماه‌های منتهی به آغاز عملیات طوفان الاقصی در مورد برنامه حماس برای طراحی و اجرای یک عملیات گسترده را غیرواقع بینانه ارزیابی کرده و مدعی شده بود که حماس اصلا تهدیدی برای اسرائیل به شمار نمی‌رود. 

وجه تاریک این گزارشات افشاگرانه آن بود که نتایج بازجویی و شنود مکالمات تلفنی مقامات ارشد سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی آشکارا نشان می‌داد که نتانیاهو حتی پس از دریافت نخستین پیام حمله حماس به سرزمین‌های اشغالی در ساعات نخستین سحرگاه 7 اکتبر 2023 ترجیح داده بود تا پس از پایان گفتگوی تلفنی خود با یکی از این مقامات ارشد امنیتی به تختخواب خود بازگردد و همچنان به استراحت کردن مشغول شود.

البته دایره شکست‌های اطلاعاتی اسرائیل تنها به 7 اکتبر و نوار غزه محدود نماند. به فاصله یک روز ورود رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان به خط نبرد موسوم به «پشتیبانی از مردم مظلوم نوار غزه» و در ادامه نیروهای مسلح یمن در حملات راکتی، موشکی و پهپادی به عمق سرزمین‌های اشغالی سبب شد تا فشارها برای یافتن مقصران این شکست اطلاعاتی روز به روز تشدید شود. با این حال نتانیاهو که به خوبی می‌دانست افکار عمومی در سرزمین‌های اشغالی او را مقصر همه این ناکامی‌ها برای اسرائیل می‌دانند تلاش کرد تا ضمن شانه خالی کردن از این مسئولیت، با طراحی نقشه‌ای هدفمند، یک به یک روسای نهادهای اطلاعاتی اسرائیل را به عنوان عاملان این شکست معرفی و آنها را از راس نهادهای کلیدی اسرائیل برکنار سازد و به جای آنها افرادی رام و مطیع که حاضر به فرمانبرداری از جنگ طلبی و جاه طلبی‌های وی باشند را جایگزین سازد.

 

هالیواه، قربانی ارزیابی غلط از عملیات «وعده صادق یک»

قرعه نخست در این روند به نام «آهارون هالیواه، رئیس واحد اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی (آمان) زده شد. هالیواه در زمره اعضای ارشد جامعه اطلاعاتی اسرائیل بود که پس از حمله جنگنده‌های این رژیم به ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در دمشق در 13 فروردین 1402 در گزارش‌های ارزیابی اطلاعاتی نهاد متبوع خود مدعی شده بود که ایران هرگز به این اقدام اسرائیل واکنش نظامی قابل توجهی نشان نخواهد داد.

ثمره این تحلیل غیردقیق و غیرواقع بینانه از توان نظامی ایران سبب شد تا صهیونیست‌ها در بامداد روز 14 آوریل 2024 عملیات گسترده‌ای را تحت عنوان عملیات «وعده صادق یک» به مرحله اجرا درآورند تا بدین شکل پس از عملیات طوفان‌الاقصی رزمندگان فلسطینی، این بار موشک‌های ایرانی نیز برای نخستین بار در تاریخ بر بام پایگاه‌ها و فرودگاه‌های نظامی ارتش اسرائیل فرود آیند تا بدین شکل تصویری که از خرابی‌ها و ویرانی‌هایی که ارتش اسرائیل سال‌ها بر بسیاری از کشورهای مسلمان تحمیل ساخته بود، این بار به لطف موشک‌های سنگرشکن ایرانی بر سر صهیونیست‌ها نازل شود.

این حمله علاوه بر ضربه سنگین حیثیتی و نظامی به رژیم صهیونیستی با قربانی شدن رئیس آمان به دلیل خطا در ارزیابی و تحلیل واکنش ایران همراه شد تا نتانیاهو به همین بهانه ضمن کنار نهادن هالیواه، «شلومی بایندر» را که فردی مطیع و فرمانبر از نخست وزیر این رژیم به شمار می‌رفت را به عنوان رئیس جدید آمان منصوب کند و در ادامه با انجام یک اقدام نظامی کوچک و نمایشی علیه ایران بکوشد افکار عمومی سرزمین‌های اشغالی را اقناع کند که به حملات پهپادی و موشکی ایران به صورت نظامی واکنش نشان داده است.

نتانیاهو که از کنار رفتن یکی از روسای نهادهای اطلاعاتی خود آسوده خاطر شده بود و توانسته بود او را با برچسب فردی بی لیاقت و ناکارآمد راهی خانه خود کند تصمیم گرفت تا با ترور دیگر فرماندهان و رهبران مقاومت زخم و آسیب ترمیم ناپذیر وارده بر چهره وی نزد صهیونیست‌ها را التیام بخشد.

در روزهای خونین سپتامبر سیاه 2024 در غزه و لبنان، ترور شهیدان اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله و فواد شکر، از فرماندهان کلیدی مقاومت اسلامی لبنان سبب شد تا بار دیگر برخلاف ارزیابی جامعه اطلاعاتی اسرائیل، ایران بار دیگر با سازماندهی عملیات موشکی و پهپادی به مراتب گسترده و کوبنده تر از وعده صادق یک، در دومین دور از این عملیات‌ها مناطق مختلف سرزمین‌های اشغالی را در هم بکوبد.

 

«رونن بار»، قربانی افشای فساد و تبانی نخست وزیر اسرائیل

در این برهه ادامه روند ناکامی های نظامی و اطلاعاتی اسرائیل با افشای ابعادی مهم از پرونده‌های موسوم به فساد و ارتشا شخص نتانیاهو و اعضای خانواده‌اش، ضربه‌ای دیگر را بر اعتبار نداشته نخست وزیر معلوم الحال رژیم صهیونیستی وارد ساخت. نتانیاهو که پس از فراخوانده شدن به دادگاه به منظور آغاز رسیدگی به پرونده‌های قضایی اش بسیار خشمگین به نظر می‌رسید، در وهله نخست انگشت اتهام را به سوی یکی دیگر از مقامات ارشد جامعه اطلاعاتی اسرائیل نشانه رفت و مدعی شد که تیمی از عوامل سازمان امنیت و اطلاعات داخلی اسرائیل (شاباک) به رهبری «رونن بار»، رئیس این سازمان در تلاش است تا با پرونده سازی علیه وی و خانواده‌اش، او را از قدرت خلع کند تا بدین شکل به حیات سیاسی نتانیاهو پایان دهد.

از این لحظه تمام توجه نتانیاهو متوجه حذف عوامل عالی رتبه شاباک به ویژه رونن بار بود که به اعتقاد وی با تشکیل یک حلقه پنهان قدرت در تلاش بودند تا او را متهم به فساد مالی و ارتشا و بدنامی کنند و به این شکل انتقام هالیواه را از نتانیاهو بگیرند. اصرار نتانیاهو برای برکناری رئیس شاباک در شرایطی بود که حتی دادستان عالی رژیم صهیونیستی نیز با سیاسی خواندن این خواسته نتانیاهو به ویژه افشای ابعاد پنهان پرونده «قطرگیت» - تماس مشاوران رسانه‌ای دفتر نتانیاهو با لابی‌های قطری برای ترمیم چهره اسرائیل در قطر و جهان عرب-، از همان آغاز با این خواسته مخالفت کرد و نتانیاهو را به جهت تعارض منافع در این پرونده واجد شرایط برای ریاست شاباک ندانست.

با این حال این روند در نهایت با وجود فشار افکار عمومی و دستگاه قضایی اسرائیل به کنار رفتن رونن بار و جانشین داوید زینی، فردی بسیار نزدیک به حلقه پیرامونی نتانیاهو منجر شد، تا جایی که بسیاری از رسانه ها در همان ساعات نخست این انتخاب را سیاسی و برگزیدن فردی برای ریاست بر شاباک دانستند که فاقد کفایت های لازم برای قبول این مسئولیت است. انتخاب زینی میخ دوم نتانیاهو بر پیکره جامعه اطلاعاتی اسرائیل با هدف تضعیف جایگاه ساختارهای اطلاعاتی و تقویت قدرت نخست وزیر و مانع تراشی بر سر راه رسیدگی به پرونده های قضایی خود و همچنین سرکوب صداهای مخالف جنگ طلبی نتانیاهو در درون این ساختار بود.

تسویه حساب نتانیاهو با مقامات ارشد نظامی رژیم صهیونیستی

نتانیاهو در شرایطی به تدریج مسیر تحقق هدف اصلی خود یعنی تضعیف ساختار اطلاعاتی اسرائیل را به پیش می برد که به طور همزمان با تغییر وزیر جنگ، رئیس ستاد کل و فرماندهان ارشد اسرائیلی تلاش می کرد در کنار دستگاه اطلاعاتی، ماشین نظامی این رژیم را نیز تحت سلطه و اقتدار خود در آورد و از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست جنگ های بی پایان علیه محور مقاومت و حتی سایر کشورهای عربی و اسلامی بهره گیرد.

در همین راستا نخست وزیر رژیم صهیونیستی از 7 اکتبر 2023 تعدادی از مقام های ارشد نظامی اسرائیلی یا برکنار یا وادار به استعفا کرد که از جمله آنها می‌توان به «یوآو گالانت»، وزیر جنگ اسرائیل و جایگزینی آن با «یسرائل کاتص» چهره محبوب نتانیاهو، «هرتصی هالوی»، رئیس ستاد ارتش صهیونیستی و جانشینی آن با «ایال زامیر»، فرمانده نظامی که به مانند نتانیاهو ایران را دغدغه اصلی امنیتی اسرائیل می‌پنداشت، «آیرون فینکلمن»، فرمانده منطقه جنوب، «عودد باسیوک»، رئیس عملیات ارتش صهیونیستی و «آوی روزنفلد»، فرمانده لشکر غزه اشاره کرد.

داوید بارنع؛ قربانی سیاست زدگی جامعه اطلاعاتی اسرائیل

در شرایطی که همه چیز برای آغاز روند رسیدگی به پرونده‌های قضایی نتانیاهو در دادگاه شهر قدس اشغالی در حال انجام بود، نخست وزیر اسرائیل این بار با اتکا به گزارش‌های اطلاعاتی موساد تحت رهبری «داوید بارنع»، تلاش کرد تا با به راه انداختن یک کارزار نظامی علیه ایران در خرداد 1404 زمینه را برای ضربه به برنامه هسته‌ای و موشکی ایران که از نگاه وی مهم‌ترین تهدید امنیتی برای اسرائیل به شمار می‌رفت را به راه اندازد و در این مسیر به حمایت‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهور جنایتکار آمریکا نیز دلخوش کرد.

هدف از این جنگ پایان دادن قطعی به برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و در ادامه براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. داوید بارنع، در قامت رئیس موساد حتی به نتانیاهو وعده داده بود پس از آغاز حملات اسرائیل، میلیونها ایرانی در کنار عوامل پرشمار وی در داخل ایران با حضور در کف خیابان‌ها شعار پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را سر خواهند داد و تل‌آویو بدین شکل به مهم‌ترین کابوس امنیتی 50 سال اخیر رژیم صهیونیستی خاتمه خواهد داد.

با این حال ارزیابی های عملیاتی موساد این بار نیز به مانند دیگر شکست‌های نهادهای اطلاعاتی اسرائیل با یک ناکامی بزرگ دیگر همراه شد تا مشخص شود برخلاف گزافه گویی‌های رژیم صهیونیستی در مورد شناخت و ادراک جامعه ایرانی، این سازمان تروریستی به جز ترور و ریختن خون شهروندان بی‌گناه از هیچ توان ویژه دیگری برخوردار نیست. عدم حضور معترضان در خیابان های ایران در حقیقت شوکی به توان تحلیلی جامعه اطلاعاتی اسرائیل بود که تا پیش از این با اتکا به منابع خیالی خود در ایران از دوستی ایرانیان با رژیم صهیونیستی سخن گفته بودند.

ناکامی های تیم داوید بارنع و دیگر اعضای میز ایران در سازمان موساد چند ماه بعد با آغاز اغتشاشات دی ماه 1404 رنگ امیدواری به خود گرفت تا جایی که بارنع ضمن اذعان به نقش موساد در طراحی و هدایت پشت صحنه این ناآرامی‌ها تلاش کرد تا بار دیگر نتانیاهو و ترامپ را به منظور انجام یک عملیات دیگر با هدف تغییر نظام در ایران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران ترغیب سازد.

بارنع در ارزیابی‌های سازمان اطلاعاتی متبوع خود مدعی شده بود که در صورت اقدام مشترک نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران با شعار حمایت از مخالفان نظام ایران، علاوه بر تغییر رژیم این امکان فراهم خواهد شد تا در پوشش مداخله بشردوستانه ضربات نهایی به برنامه هسته‌ای و موشکی ایران نیز وارد آید و علاوه بر خروج 440 کیلوگرم اورانیوم غنی شده ایران، تخریب کامل مراکز هسته‌ای و شهرهای موشکی ایران در دستور کار قرار گیرد.

رئیس موساد وعده داده بود که در صورت قبول ریسک و مخاطرات ترور رهبر انقلاب اسلامی ایران، امام شهید سید علی خامنه ای (ره)، ساختار حاکمیتی ایران در همان ساعات نخست بر اثر این اقدام دچار فروپاشی از درون خواهد شد و کارکرد خود را از دست خواهد داد. به باور بارنع هدف قرار دادن نفر نخست نظام  به معنای خاتمه بخشیدن به پرونده جمهوری اسلامی ایران برای همیشه بود.

تحلیل بارنع بر این ارزیابی غلط و نادرست استوار بود که پس از این عملیات، میلیون‌ها ایرانی در تهران و دیگر شهرهای ایران منتظرند تا همزمان با حملات نظامی اسرائیل و آمریکا، خیابان‌ها را به تسخیر خود درآورده و تغییر نظام مطلوب نظر تل آویو و واشنگتن را در کف میادین و خیابان‌ها رقم زنند.

 

حمله ددمنشانه 9 اسفند 1404 که با ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و در ادامه حمله به مراکز هسته‌ای، شهرهای موشکی، مقرها و مراکز نظامی، فرودگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی و حتی مدارس کشور همراه بود، نقطه آغاز عملیاتی بود که در ادامه بار دیگر شکست ارزیابی‌های اطلاعاتی دشمن صهیونیستی را در فهم ساختار قدرت و جامعه ایرانی به وضوح آشکار ساخت.

در این جنگ علی رغم ترور ناجوانمردانه رهبر معظم انقلاب و اعضای خانواده ایشان، بلافاصله تلاش‌ها برای سازماندهی ساختارهای سیاسی و نظامی و امنیتی کشور کلید خورد و شورای سه نفره انقلاب به سرعت فعالیت خود را برای اداره امور آغاز کرد. علاوه بر این مجلس خبرگان در میان تدابیر ویژه امنیتی جلسات محرمانه خود را با حضور اعضا به منظور تعیین رهبر جدید انقلاب اسلامی آغاز کرد تا در نهایت در ساعات شبانگاهی 18 اسفند 1404  آیه الله «سید مجتبی حسینی خامنه‌ای» به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران معرفی شوند. 

اما شگفتانه بزرگ در ایران برای موساد، حضور حامیان و نه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران در فراخوان دفاع از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بود. در حقیقت برخلاف ارزیابی‌های تحلیلگران موساد، مردم به عنوان پشتوانه اصلی انقلاب اسلامی ایران با حضور چشمگیر و فراگیر خود در تک تک شهرها و روستاهای کشور در عمل رفراندومی عمومی را در کف خیابان‌های کشور برای دوستداران و دشمنان انقلاب رقم زدند و بدین شکل تمامی ارزیابی‌های قبلی دشمنان که تا حد زیادی متاثر از اغتشاشات دی ماه 1404 بود را به چالش کشیدند.

این شکست تحلیلی به قدری عیان بود که حتی «فردریش مرتس»، صدراعظم آلمان را که در جنگ 12 روزه از «کارهای کثیف» اسرائیل در نبرد با ایران دفاع کرده و در روزهای منتهی به جنگ اخیر نیز از آمادگی برلین برای اعلام پایان نظام جمهوری اسلامی و آغاز همکاری با نظام آتی ایران سخن گفته بود، به سرعت از این مواضع غیردیپلماتیک و غیرمتعارف عقب‌نشینی کرد و از ضرورت گشایش مسیرهای همکاری و گفتگو با ایران سخن گفت.

شکست اصلی موساد البته به ناکامی در تغییر رژیم در ایران محدود نماند چرا که ایران در همان ساعات اولیه آغاز این نبرد برخلاف ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس، اقلیم کردستان  و عراق را هدف حملات پرشمار موشکی و پهپادی خود قرار داد. اما شکست اصلی اطلاعاتی موساد و شاگردان بارنع را باید در اقدام معنادار نظامی ایران برای بستن تنگه هرمز قلمداد کرد. در حالی که تا پیش از این بسیاری از مراکزی فکری و اندیشکده‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی که در زمره بازوهای تحلیلی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به شمار می‌روند بسته شدن تنگه هرمز را غیرممکن و نشدنی قلمداد کرده بود، توقف حرکت ناوگان‌ها از این تنگه، شوکی سهمگین را متوجه دستگاه اطلاعاتی اسرائیل کرد تا جایی که بسیاری از متحدان اروپایی اسرائیل و آمریکا با انتقاد شدید و بی سابقه نسبت به آغاز این جنگ، اسرائیل و آمریکا را مسبب بحران کنونی حاکم بر اقتصاد جهانی دانستند.

در این بین، برکناری رئیس مهم‌ترین دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در میانه یک جنگ ناتمام و جانشینی پرحاشیه یک فرد بی‌تجربه به نام «رومن گوفمن» که تنها نکته مهم در کارنامه شغلی وی تصدی پست منشیگری نظامی دفتر نتانیاهو بوده است، بیانگر ادامه روند تغییرات هدفمند نخست وزیر رژیم صهیونیستی در درون ساختار دستگاه اطلاعاتی اسرائیل با هدف تضعیف جایگاه جامعه اطلاعاتی و پی‌ریزی یک ساختار سرسپرده و مطیع امر نخست وزیر است.

 

موساد از اوایل ماه آوریل 2026 سکان خود را به دست فردی می‌سپارد که سابقه هیچ فعالیت اطلاعاتی را در کارنامه خود ندارد و علاوه بر این عنوان نخستین رئیس موساد را یدک می‌کشد که حتی از صحبت کردن به زبان انگلیسی عاجز است. مخالفان این امر را نشانه‌ای از ناتوانی وی برای تقویت روابط این سازمان تروریستی با دیگر سران جوامع اطلاعاتی اروپایی و آمریکایی قلمداد می‌کنند، البته تنها به این دلیل که نتانیاهو قصد دارد یک ساختار اطلاعاتی فرد محور و تحت رهبری خود و دفتر نخست وزیری را برای ادامه بقا در قدرت و پیشبرد سیاست جنگ‌های بی‌پایان پی‌ریزی کند.

عدم تجربه موفق گوفمن در کار اطلاعاتی حتی پیش از این در عرصه عمل هم آشکار شده است چرا که گفته می‌شود رئیس کنونی موساد از جمله مخالفان انتخاب گوفمن به دلیل سوءسابقه وی در فعالیت‌های اطلاعاتی است. براساس اعلام رسانه‌های صهیونیستی گوفمن در دوران فرماندهی خود بر تیپ 210 ارتش رژیم صهیونیستی از یک جوان 17 ساله اسرائیلی به نام «اوری المکیص» به عنوان منبع اطلاعاتی خود برای یک عملیات نفوذ در منطقه جولان اشغالی سوریه استفاده کرده است.

در حقیقت استفاده از یک منبع تنها 17 ساله برای طراحی یک عملیات نفوذ به خاک دشمن در سوریه در تناقض با پروتکل‌های رسمی هدایت منابع اطلاعاتی در واحد 504 ارتش اسرائیل (واحد اطلاعات انسانی ارتش این رژیم» به شمار می‌رود. 

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد موساد از هم اکنون باید خود را برای پذیرش مهم‌ترین تهدید پیش روی یک ساختار اطلاعاتی یعنی «سیاست زده شدن جامعه اطلاعاتی اسرائیل» آماده کند، جایی که با تسویه رهبران باسابقه و کارکشته‌ای چون «آهارون هالیواه»، «رونن بار» و «داوید بارنع»، و با گزینش چهره‌های بی تجربه، ناکارآمد و مطیعی چون «داوید زینی» و «رومن گوفمن»، قرار است پیشران سیاست‌ها و منافع شخص نتانیاهو در پیشبرد جنگ‌های بی پایان و بدون حساب و کتاب منطقه‌ای، پایان دادن به روند رسیدگی به پرونده‌های پرشمار قضایی وی و اطاعت محض و چشم و گوش بسته از نخست وزیر و اعضای پرحاشیه خانواده‌اش باشد.

انتهای پیام/