چرا آرامش بیمعنا از جنگ هولناکتر است؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 26 فروردين 1405 - 17:14
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در نشست علمی که با «عنوان تاملات فلسفی اندر باب صلح و جنگ» که به همت انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم و با همکاری گروه فلسفه اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، دکتر امیر آقاجانلو مدیر گروه مطالعات اسلام شناسی کتابخانه مجلس شورای اسلامی با نگاهی ریشهای به دوگانه صلح و جنگ به این مسئله اشاره کرد که در نگاه نخست این دو مفهوم قطبهایی کاملاً متضاد در زیست انسانی به نظر میرسند؛ رویکردی که یکی را نماد مطلق آرامش و دیگری را تجلی آشوب میپندارد.
وی افزو اما با عبور از سطح ظاهری رویدادها درمییابیم که این دو مقوله نه نقاطی گسسته بلکه دو بخش از یک حرکت کلان در مسیر تکاپوی انسان برای یافتن معنا محسوب میشوند و بر همین اساس نمیتوان صلح را صرفاً در تقابل مکانیکی با جنگ قرار داد زیرا تجربه مکرر تاریخ نشان میدهد که هر صلحی از بطن یک درگیری و هر جنگی از فروپاشی صلحی پیشین زایش مییابد و آدمی در طول حیات خویش هیچگاه در وضعیت بیجنگی مطلق نبوده بلکه همواره در آوردگاهی درونی میان تمنای قدرت و اشتیاق به آرامش زیست کرده است.
دکتر آقاجانلو وی با انتقاد از رویکردهای تقلیلگرایانه در جهان معاصر تصریح کرد که متأسفانه گفتمان صلح در محافل کنونی اغلب به زبان دیپلماسی، سیاستورزی و اخلاقیات عمومی تنزل یافته است. زیرا صلح حقیقتی وجودی است که تنها به مثابه پدیدهای متغیر و اجتماعی شناخته نمیشو بلکه صلح راستین در همان لحظهای انعقاد مییابد که آدمی از پیکار با درون خویش دست میکشد و به نزاع میان خواستهها و ارزشهایش پایان میبخشد و جامعهای که در اعماق روان آدمیانش جنگی خاموش جریان دارد هرگز قادر نیست در جهان پیرامون خود صلحی پایدار بنا نهد و از این رو، نقطه عزیمت برای فهم صلح را باید در ساحت شناخت انسان جستوجو کرد.
مدیر گروه مطالعات اسلام شناسی کتابخانه مجلس شورای با استناد به دیدگاه فیلسوفانی چون هگل در باب کشمکشهای تاریخی بیان کرد که جنگ در واقع تجلی تضادهای درونی انسان در بستر زمان است و موتور محرک تاریخ بشری بدون این رویاروییها از کار میافتد. و چنانچه این رویارویی از اراده کور برای کسب قدرت تهی گردد میتواند بسترساز بیداری معنوی و عروجی استعلایی باشد. وی با اشاره به تجلیات غلبه معنا بر قدرت در رویدادی همچون جنگ رمضان افزود که با تأمل در چنین نبردهایی درمییابیم که گاهی رویارویی نه از سر قدرتطلبی مذموم بلکه خاستگاهی اصیل برای دفاع از هویت، حقانیت و معنای غایی حیات دارد و در این تقابلها انسان برای غلبه کورکورانه شمشیر نمیکشد بلکه در پی تثبیت حقیقتی برتر است و بحران امروز جهان ناشی از وفور جنگها نیست بلکه ریشه در فقدان دردناک معنا دارد؛ صلح بیمعنا همچون سکوتی وهمانگیز پس از یک فریاد بلند است و جنگ بیمعنا نیز امتداد همان غیبت حقیقت است.
این استاد دانشگاه در ادامه به وضعیت انسان مدرن پرداخت و خاطرنشان کرد که بشر امروز صلح را صرفاً یک وضعیت سیاسی میپندارد و نه یک حالت درونی است و این خوانش از آرامش به شدت متزلزل است زیرا صلحی که تنها بر ستون منافع مادی استوار گردد با نخستین دگرگونی در آرایش آن منافع فرو میریزد و در نقطه مقابل صلح حقیقی از جنس آگاهی و حضور است، هنگامی که انسان در اعماق وجودش درک کند که دیگری حتی در قامت یک مخالف پارهای از این هستی یکپارچه است، صلح اصیل جوانه میزند که این رویکرد هرگز به معنای تسلیم یا انفعال نیست بلکه تجلی جرأت رویارویی با تفاوتها در سایهسار خردورزی است.
دکتر امیر آقاجانلو در پایان این نشست نیاز حیاتی امروز بشر را دگرگونی در بنیادهای اندیشه دانست و تصریح کرد که صلح پایدار هرگز با امضای معاهدات محقق نمیگردد بلکه نیازمند تحولی شگرف در دستگاه فکری انسانی است که هویت خویش را با استیلا تعریف میکندچنانچه تعریف انسان به موجودی نیازمند همزیستی معنادار ارتقا یابد جنگ معطوف به قدرت بلاموضوع خواهد شد و وقوع هر درگیری گواهی است بر آن که حقیقت صلح هنوز درک نشده و رسالت فلسفه، گشودن مسیرهایی است که آدمی را از جنگ قدرت به تکاپو برای فهم معنا رهنمون سازد تا هر رویارویی، محملی برای جستوجوی حقیقت گردد.
انتهای پیام/