ضربه جنگ ایران به سه پایه قدرت اسرائیل
- اخبار بین الملل
- اخبار آمریکا
- 26 فروردين 1405 - 11:03
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دیوید ای. روزنبرگ، تحلیلگر ارشد فارن پالیسی، در یادداشتی نوشته است که جنگ در چند جبهه، ارتش، اقتصاد و روابط اسرائیل با آمریکا را تحت فشار شدیدی قرار داده است.
به نوشته او، وقتی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در 28 فوریه آغاز شد، اسرائیل کاملاً شبیه آن قدرت منطقهای بود که بنیامین نتانیاهو ادعا میکرد. در آن زمان دلایل کمی برای شک به او وجود داشت. اسرائیل بعد از دو سال و نیم جنگ حالا وارد جنگی شده بود که نتانیاهو آن را به عنوان جنگی برای پایان همه جنگها تبلیغ میکرد؛ ضربه نهایی برای از بین بردن تهدید هستهای و موشکی ایران.
به نوشته تحلیلگر فارنپالیسی 6 هفته بعد از آن جنگ ا اهدافی که نتانیاهو و ترامپ در آغاز عملیات تعیین کرده بودند، هنوز محقق نشده است: حکومت هنوز سر کار است، اورانیوم غنیشده در اختیار دارد و هنوز ذخیره زیادی از موشکهای بالستیک و پهپادها را حفظ کرده است. مهمتر از همه، ایران نشان داده که میتواند تنگه هرمز را ببندد. در همین حال، حزبالله بسیار بهتر از آنچه اسرائیل انتظار داشت جنگیده و هیچ تمایلی به خلع سلاح نشان نمیدهد.
روزنبرگ میپرسد: آیا این جنگ اسرائیل را ضعیفتر کرد یا قویتر از قبل؟ این پرسش حیاتی است، زیرا حتی در حالی که نتانیاهو جنگ ایران را یک پیروزی بزرگ جلوه میدهد، همزمان میگوید نبرد هنوز تمام نشده است. او هفته گذشته در پاسخ به آتشبس اعلامشده توسط ترامپ گفت: «ما هنوز اهدافی داریم که باید کامل شوند، و یا با توافق به آنها میرسیم یا با از سرگیری جنگ... انگشت ما روی ماشه است.»
سه پایه قدرت اسرائیل، هر سه در حال فرسایش
به نوشته این تحلیلگر، قدرت اسرائیل اساساً بر سه پایه استوار است: قدرت خام نظامی، توانایی اقتصادی و داشتن ساکنانی برای حمایت از جنگهای پرهزینه و بیپایان و اتحاد با آمریکا. به نوشته روزنبرگ، نتانیاهو در هر سه حوزه این داراییها را تا مرز نهایی خودمصرف کرده و به نظر میرسد قصد دارد آن را بیش از این هم مصرف کند.
در سطح تاکتیکی، ارتش اسرائیل از حمله 7 اکتبر 2023 حماس تاکنون دستاوردهای چشمگیری داشته، اما این دستاوردها با هزینه سنگین تسلیحات، نیروی انسانی و پول به دست آمده است. بانک اسرائیل تخمین زده حتی پیش از شروع جنگ کنونی با ایران و حزبالله، جنگهای قبلی حدود 116 میلیارد دلار هزینه مستقیم به اقتصاد 660 میلیارد دلاری اسرائیل تحمیل کرده است. هزینه جنگ کنونی با ایران محل اختلاف است، اما تخمینها بین 11 تا 18 میلیارد دلار است.
حتی اگر عملیات در ایران و لبنان به زودی پایان یابد، هزینههای جنگی اسرائیل بالا باقی میماند. ارتش همچنان نیروهایی را در نیمی از غزه و بخشهای بزرگی از جنوب سوریه مستقر کرده است. سربازان بیشتری به کرانه باختری اعزام شدهاند تا از دهها شهرک جدید محافظت کنند. نتانیاهو با اکراه تن به مذاکره با لبنان داده اما در عین حال از ایجاد به اصطلاح «منطقه امنیتی» در جنوب لبنان سخن گفته که به نیروهای زمینی بیشتری نیاز دارد. او هیچ علاقهای به عقبنشینی از هیچ جا نشان نداده و ماه گذشته گفت: «ما مفهوم امنیتی خود را تغییر دادیم. حالا این ما هستیم که حمله میکنیم و آغازگر هستیم و این ما هستیم که دشمنانمان را غافلگیر میکنیم.»
کابینه اسرائیل با ارتش طوری رفتار میکند که گویی منابعش نامحدود است و مدام از آن میخواهد دست به تهاجمات تازه و اشغالهای طولانی بزند. اما هیچ کاری نکرده تا نیروی کافی برای پوشش این مأموریتها تأمین کند. لایحههای افزایش خدمت سربازی اجباری یا پایان دادن به معافیت فوقارتدوکسها هنوز تصویب نشده است. سربازان ذخیره برای جبران کمبود نیرو، برای دورههای غیرممکن طولانی فراخوانده میشوند. به گزارشها، هرتزی هالوی، رئیس ستاد ارتش، ماه گذشته به وزیران کابینه هشدار داد که ارتش با توجه به مواجه بودن با کمبود نیرویی در حدود 15 هزار سرباز، «از درون فرو خواهد ریخت».
به نوشته روزنبرگ در 20 سال گذشته، اقتصاد اسرائیل در برابر جنگهای مکرر تابآوری قابل توجهی نشان داده است. جنگهای اخیر هم تفاوتی نداشتند. تولید ناخالص داخلی در ماههای پس از عملیات طوفانالاقصی و در طول جنگ 12 روزه با ایران در ژوئن گذشته کاهش یافت اما در هر مورد، فعالیت اقتصادی به سرعت بهبود یافت و اقتصاد حتی با افزایش هزینههای دفاعی اسرائیل به یکی از بالاترین سطوح جهان، همچنان به رشد ادامه داد.
تحلیلگر فارنپالیسی مینویسد بخشی از این تابآوری به خاطر این است که کسبوکارها و کارگران اسرائیلی به جنگ عادت کرده و مکانیسمهای مقابله را توسعه دادهاند. اما به همان اندازه مهم این است که دولت داراییهای خود را در وضعیت خوبی نگه داشته، کسری بودجه نسبتاً پایینی داشته و بدهی خود به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی را کاهش داده است. کمکهای آمریکا نیز که از زمان شروع جنگ در غزه به حدود 22 میلیارد دلار رسیده، بار اقتصادی را کاهش داده است. اسرائیل توان پرداخت هزینه جنگها را دارد.
اما سیاستهای نتانیاهو این تابآوری را به بوته آزمون گذاشته است. برای پوشش هزینههای هنگفت این جنگها کابینه اسرائیل عموماً از افزایش مالیات یا کاهش شدید هزینههای غیرنظامی خودداری کرده است. این به رشد اقتصاد کمک کرده، اما به این معنا نیز بوده که بدهی عمومی اسرائیل از 60 درصد تولید ناخالص داخلی قبل از جنگ غزه به 70.5 درصد پیشبینیشده برای پایان سال 2026 جهش کرده است.
این سطح از بدهی هنوز خطرناک نیست، اما نتانیاهو هنوز از ریختن پول روی ارتش دست برنداشته است. او قصد دارد 116 میلیارد دلار دیگر به بودجه دفاعی در دهه آینده اضافه کند که به معنای اختصاص 6 درصد از تولید ناخالص داخلی به دفاع است. این سطح از هزینه از طریق افزایش بدهی و/یا مالیاتهای بالاتر و کاهش هزینههای غیرنظامی فشار سنگینی بر اقتصاد وارد خواهد کرد.
آمریکا: افول محبوبیت اسرائیل و تغییر محاسبات
حمله 2023 حماس باعث شد آمریکا حمایت نظامی، مالی و دیپلماتیک بیسابقهای به اسرائیل ارائه دهد. حمله مشترک به ایران ظاهراً این حمایت را به سطح جدیدی رساند. اما روزنبرگ مینویسد همه اینها ممکن است در واقع نقطه اوج روابط آمریکا و اسرائیل باشد.
جنگ ایران به ترامپ در ماههای حساس منتهی به انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب سیاسی زده است. هیچ نشانهای وجود ندارد که ترامپ از نتانیاهو روی گردانده باشد، اما نخستوزیر اسرائیل در معرض این خطر است که به عنوان مقصر یک جنگ شکستخورده معرفی شود.
گزارشی در نیویورک تایمز که جزئیات چگونگی فروش جنگ و تغییر حکومت توسط نتانیاهو به ترامپ را شرح میدهد ممکن است آغاز چنین روندی باشد. اگر چنین شود، توانایی اسرائیل در اعمال نفوذ بر سیاستهای واشنگتن، به ویژه در سیاستهای جنگمحور، تضعیف خواهد شد.
ترامپ در سال 2029 از قدرت خارج میشود، اما مشکلات اسرائیل در آمریکا بسیار عمیقتر از یک رئیسجمهور کینهتوز است. کشتار جنگ غزه باعث شده جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا به شدت سقوط کند و جنگ ایران نیز در حال بدتر کردن اوضاع است.
نظرسنجی مارس توسط مرکز پیو نشان داد 60 درصد آمریکاییها دیدگاه بسیار یا نسبتاً نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم از سال 2022 حدود 42 درصد بود. مشکل در میان دموکراتها عمیقتر است، اما روندها در میان جمهوریخواهان نیز علیه اسرائیل در حرکت است، به طوری که 57 درصد از حامیان جمهوریخواه 18 تا 49 ساله دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند.
بسیاری از چهرههای برجسته جنبش «دوباره آمریکا را باعظمت کنیم» (ماگا) ادعا میکنند که نتانیاهو ترامپ را برای حملهای که عمدتاً به نفع اسرائیل بوده، گول زده است. مخالفان جنگ در حوزه ماگا احتمالاً هنوز در اقلیت هستند، اما صدای بلندی دارند و اگر پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ بیشتر شود، ممکن است قدرت بگیرند.
آیندهای نامعلوم از جنگهای بیپایان
روزنبرگ نتیجه میگیرد برتری نظامی اسرائیل نتوانسته دشمنانش را به زانو درآورد. اسرائیل به آیندهای نامعلوم از جنگهای بیپایان با منابع رو به کاهش و بدون پشتیبانی کامل حامی آمریکایی خود محکوم شده است و در حالی که هر سه مؤلفه قدرت اسرائیل شکنندهتر به نظر میرسند، نتانیاهو طوری رفتار میکند که انگار همه چیز مثل روز اول است!
انتهای پیام/