پایان پردهنشینی چین؟
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 26 فروردين 1405 - 10:03
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روز دوشنبه دولت آمریکا پس از 40 روز ناکامی در دستیابی به اهداف خود در رویارویی مستقیم نظامی اعلام کرد گزینه محاصره دریایی ایران را به اجرا خواهد گذاشت. مرور رسانههای بینالمللی نشان میدهد این موضوع با واکنش گسترده دولتمردان در کشورهای مختلف از اروپا تا چین مواجه شده است. همچنین بسیاری از تحلیلگران بینالمللی نسبت به سرایت تبعات آن به اقتصاد کشورهای عربی منطقه، اقتصاد کشورهای آسیایی و اروپا نیز هشدار داده و علاوه بر این، اقدام دولت ترامپ را بسیار پرهزینه و پرریسک ارزیابی میکنند که تداوم بلندمدت آن را غیرممکن میکند.
از سوی دیگر، بررسی دادههای تجارت خارجی ایران نشان میدهد در بخش نفت، 90 درصد از صادرات نفت ایران به مقصد چین بوده و بخش عمده تجارت غیرنفتی ایران نیز با چینیهاست. کارشناسان و تحلیلگران میگویند از آنجایی که نفت ایران حدود 10 درصد از کل واردات نفت چین را شامل میشود، این اقدام دولت ترامپ اعلام جنگ اقتصادی و امنیتی به چین است.
در بخش تجارت غیرنفتی نیز بررسی دادههای گمرک نشان میدهد گرچه بخش قابل توجهی از صادرات ایران به چین بوده؛ اما ایران برخلاف نفت، در بخش غیرنفتی نسبتاً شرکای متنوعی دارد که تجارت ایران با آنها از طریق شمال کشور و مقاصد زمینی در غرب، شمالغرب و شرق کشور است. اگر این دادهها را کنارهم بگذاریم (و لحاظ کردن این موضوع که بخشی از تجارت ایران با امارات نیز مربوط به تجارت با چین بوده) در مجموع در دو بخش نفتی و غیرنفتی شاید بتوان ادعا کرد که تا 80 درصد از تجارت دریایی ایران با چین باشد.
90 درصد نفت ایران به چین میرود
تحلیل روند صادرات نفت ایران در یک دهه اخیر نشان میدهد با شروع تحریمهای ظالمانه از سال 2010 به بعد، تغییرات زیادی در مقاصد صادرات نفت کشورمان ایجاد شده است، بهطوریکه صادرات نفت ایران از مقاصد متنوع خود در آسیا و اروپا، عمدتاً به آسیا و آنهم به چین محدود میشود. در واقع طی یک دهه اخیر بخش عمده و اصلی صادرات نفت ایران به کشور چین بوده و نقطه عطف این تحول نیز، در چند سال اخیر رخ داده که سند همکاری جامع 25 ساله بین ایران و چین امضا شد.
بررسی دادهها نشان میدهد در یک دهه اخیر، چین بهتدریج از یک مشتری عادی نفت ایران به ستون اصلی صادرات نفتی ایران تبدیل شده است. دادهها نشان میدهد این تغییر نهفقط تحت تأثیر رویدادهای دیپلماتیک و معاهدات، بلکه ناشی از تغییر در سامانه تأمین انرژی چین و تحولات ژئوپلیتیک بوده است. طبق دادههای کپلر و گزارش گلدمن ساکس، با گذر زمان صادرات نفت ایران به چین روند روبهافزایش به خود اختصاص داده و سهم کشورهایی مانند هند، امارات و مشتریان OECD کاهش پیدا کرده است. در این باره، برجام در 2016 جهشی اولیه ایجاد کرد، اما خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریمها در 2018 و در کنار آن، بحث کووید-19، شوکی جدی به واردات نفت وارد کرد.
در گزارشی از ایرانپرایمر آمده است که در سال 2020، شیوع ویروس کرونا باعث شد قیمت جهانی نفت سقوط کند و واردات نفت چین بین ژانویه تا آوریل 2020 نسبت به مدت مشابه سال قبل 8 درصد کاهش یابد. از 2021 به بعد با امضای «نقشه راه 25 ساله» و تغییر وضعیت بازار جهانی پس از حمله روسیه به اوکراین، صادرات نفتی ایران به چین دوباره صعودی شد. طبق دادهها، حجم فروش نفت ایران از 311 هزار بشکه در روز در سال 2013 به 1.3 میلیون بشکه در روز در سال 2025 رسیده است. همچنین سهم ایران از بازار نفت چین نیز از 4.7 درصد در سال 2013 به حدود 10.9 درصد در سال 2025 افزایش یافته است.
ضربهگیرهای ایران در جنگ اقتصادی - امنیتی
نگاهی به مقاصد و مبدأ تجارت غیرنفتی ایران نشان میدهد برخلاف صادرات نفت که بخش عمده (90 درصد) از تجارت ایران مربوط به چین بوده، اما در بخش تجارت غیرنفتی مقاصد و مبدأ تجارت ایران نسبتاً متنوع بوده و سهم قابلتوجهی از آن مربوط به 15 همسایه کشورمان بوده که فرایند ورود و خروج آن از مبادی و مقاصد زمینی است. به عبارتی، در صورت تداوم ایجاد اختلال بلندمدت دریایی از سوی آمریکا، مقاصد و مبادی زمینی در کشورهای همسایه و همچنین بنادر شمال ایران می تواند نقش ضربهگیر ایران در این جنگ اقتصادی - امنیتی باشد.
بر اساس آمارهای گمرک ایران، طی 10ماهه سال 1404 (آخرین داده رسمی)، میزان صادرات غیر نفتی در حدود 130 میلیون تن و به ارزش 45 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل افزایشی 1.4 درصدی در وزن و کاهشی 6.3 درصدی در ارزش دلاری داشته، همچنین میزان واردات کشور در این مدت با افزایشی 4.6 درصدی در وزن و کاهش 15.5 درصدی در ارزش دلاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته به ارقام 33 میلیون تن و 49 میلیارد دلار رسیده است.
علاوه بر اینها طی 10ماهه سال 1404، کشورهای عمده مقصد صادرات ایران شامل چین با رقمی نزدیک به 11 میلیارد دلار و سهم 24.2 درصد از کل ارزش صادرات، عراق با حدود 8 میلیارد دلار و سهم 17.6 درصد، امارات با 6.5 میلیارد دلار و سهم 14.3 درصد، ترکیه با 5.7 میلیون دلار و سهم 12.6 درصد و افغانستان با 2.1 میلیارد دلار و سهم 4.6 درصد بوده است.
این آمارها نشان میدهند در بخش واردات نیز طی 10ماهه سال 1404 کشور امارات، با اختصاص رقمی بالغ بر 14.8 میلیارد دلار و سهمی در حدود 30.2 درصد از کل ارزش واردات در جایگاه نخست کشورهای طرف معامله قرار گرفته است، همچنین کشورهای چین با 13.4 میلیارد دلار و سهم 27.4 درصد، ترکیه با 7.9 میلیارد دلار و سهم 16.1 درصد، هند با 1.5 میلیارد دلار و سهم 3.2 درصد و آلمان با 1.4 میلیارد دلار و سهم 2.9 درصد از کل ارزش واردات جزو کشورهای عمده طرف معامله واردات بودهاند.
یکی از موارد قابلتأمل در خصوص مبادی و مقاصد تجارت ایران، روند تاریخی تجارت کشورمان با چین است. طبق دادههای گمرک ایران، درحالی که در دهه 1370 شمسی سهم تجارت با چین از کل تجارت غیرنفتی ایران به زحمت به 3 درصد می رسید، این عدد تا انتهای دهه 1380 به حدود 11 درصد رسیده، در انتهای دهه 1390 این عدد 26 درصد بوده و در سالهای اخیر این عدد حدود 26 تا 28 درصد است.
این اعداد نشان میدهند در همین دوره تحریمهای ظالمانه آمریکا، چینیها از طریق شرکتهای کوچک، بانکهای کوچک و صدها واردات و صادرات از طریق کشورهای ثالث، توانستهاند در غیاب کشورهای اروپایی، به یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران تبدیل شوند. در این میان حتی کشورهای شرق آسیا که اغلب از تحریمهای آمریکا تبعیت میکنند، به استناد رسانههای بینالمللی آنها نیز از طریق کشورهای ثالث توانستهاند تجارت خود با ایران را حفظ کنند و گسترش دهند.
ضربه ترامپ به تجارت نفت کشورهای عربی
بسیاری از تحلیلگران اقتصاد انرژی معتقدند تبعات اقدامات مخرب رئیسجمهور آمریکا فقط منحصر به اقتصاد ایران نخواهد بود و مجموع فرایند دریانوردی در منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. به اعتقاد آنان، زمانی که تنگه هرمز به روی کشتیها و نفتکشهای طرف جنگ با ایران بسته است، محاصره دریایی ایران صرفاً به اختلال در تجارت دریایی این کشور محدود نخواهد بود و مجموع تجارت دریایی همه کشورهای داخل تنگه هرمز بیثبات خواهد ماند.
این وضعیت در دادههای عبور و مرور کشتیها و نفتکشها از تنگه هرمز نیز صدق میکند. بررسی دادههای دریانوردی نشان میدهد تعداد کشتیهای عبوری (همه کشتیها) که تا قبل از جنگ ایران بین 135 تا 150 فروند بوده، در روز 12 آوریل دقیقاً یک روز قبل از اعلام محاصره دریایی ایران 21 فروند بوده که این تعداد روز 13 آوریل به 11 فروند و در 14 آوریل (روز گذشته) به 6 فروند کاهش یافته است.
این دادهها بسیار قابل تأمل است. درحالیکه در قبل از جنگ ایران تعداد نفتکشهای عبوری از تنگههرمز روزانه به 40 تا 45 فروند میرسید، تا قبل از شروع آتشبس بین 2 تا 4 فروند بوده و این تعداد قبل از اعلام جنگ دریایی آمریکا علیه ایران حتی به 9 فروند نیز رسیده؛ اما در دو روز گذشته این تعداد فقط 2 فروند بوده است.
این دادهها بهخوبی نشان میدهد اعلام محاصره دریایی ایران از سوی دونالد ترامپ فقط اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار نخواهد داد و تر و خشک با هم خواهد سوخت. این وضعیت برای کشورهای عربی که حدود 50 روز نتوانستهاند تجارت نفت خود را کاملاً از سر بگیرند، بسیار دردآور خواهد بود و تداوم محاصره دریایی برای دولت آمریکا نیز بسیار پرهزینه میشود. دلیل آن، افزایش سطح عمومی قیمتها در کشورهای غربی و آمریکا و بهطور ویژه در شرق آسیا و حتی کمبود سوخت در بسیاری از نقاط جهان خواهد بود. البته وضعیت حادتر در این ماجرا، مربوط به تشدید بحران غذا با کاهش صادرات کودهای کشاورزی از خاورمیانه و تنگه هرمز خواهد بود.
بازندگان جنگ هرمز از آسیا تا اروپا
همین چند روز پیش بود که اتحادیههای هوانوردی و آژانسهای مسافربری و گردشگری در اروپا به دولتهای خود هشدار دادند سوخت جت اروپا کمتر از سه هفته به پایان میرسد. با توجه به فرایند ارسال و دریافت محمولههای گازی، این هشدار زمانی قطعاً کوتاهتر هم خواهد بود؛ اما مورد فقط به سوخت جت خلاصه نمیشود.
بررسی دادههای رسمی نشان میدهد اروپا یکی از خریداران بزرگ گاز از خاورمیانه نیز است، بهطوریکه طی سال 2025 از کل واردات گاز طبیعی مایع اتحادیه اروپا حدود 51 درصد از آمریکا، 17.7 درصد از روسیه، 10.4 درصد از قطر، 6.1 درصد از نروژ و 15 درصد مابقی نیز از کشورهای نیجریه، الجزایر و سایر کشورهاست.
اما در سمت دیگر، بزرگترین خریداران نفت منطقه نیز قابل تأمل هستند. بر اساس دادههایی که در سال 2025 منتشر شده از Attaqa و آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، در سال 2025 بزرگترین خریداران نفت کشورهای عربی خلیج فارس کشورهای آسیایی با سهم 80 درصدی بودهاند. براساس این دادهها، سهم اروپا بین 15 درصد و سایر کشورهای نیز 5 درصد بوده است.
براساس این دادهها، مقصد صادرات نفت عربستان سعودی در سال 2025 به ترتیب چین با 27 درصد، هند 18 درصد، ژاپن 13 درصد، کرهجنوبی 10 درصد، سایر کشورهای آسیایی 20 درصد، اروپا 7 درصد، آمریکا و سایر کشورها 5 درصد بوده است. در واقع بیش از 70 درصد صادرات عربستان به آسیا انجام شده است.
در عراق مقصد صادرات نفت در سال 2025؛ چین با 32 درصد، هند 24 درصد، کره جنوبی 9 درصد، ژاپن 8 درصد، اروپا 15 درصد و سایر کشورها 12 درصد بوده است.
مقصد صادرات نفت امارات در 2025 نیز شامل ژاپن با 23 درصد، چین 21 درصد، هند 16 درصد، کره جنوبی 14 درصد، سنگاپور 8 درصد، اروپا 9 درصد و سایر کشورها با 9 درصد بوده است.
مقصد صادرات نفت کویت طی 2025 نیز شامل چین با 30 درصد، کره جنوبی 18 درصد، ژاپن 16 درصد، هند 15 درصد، جنوب شرق آسیا 11 درصد، اروپا 6 درصد، سایر کشورها نیز با 4 درصد بوده است.
مقاصد نفت قطر نیز به ترتیب به چین با 28 درصد، هند 22 درصد، ژاپن 15 درصد، کره جنوبی 12 درصد، اروپا 13 درصد و سایر کشورها با 10 درصد بوده است.
در بحرین مقاصد صادرات طی سال 2025 به ترتیب به عربستان (بازصادرات و پالایش) با سهم 35 درصد، چین 18 درصد، هند 15 درصد، جنوب شرق آسیا 20 درصد، اروپا 7 درصد و سایر کشورها با 5 درصد بوده است.
این دادهها در کنار دادههای مربوط به مقاصد واردات کودهای شیمیایی و دیگر اقلام حساس نشان میدهد طیف وسیعی از کشورها تحت تأثیر تجارت آزاد در تنگه هرمز هستند و در کنار کشورهای عربی و ایران بهعنوان صادرکنندگان نفت و انرژی و فراوردههای انرژی، طیف وسیعی از کشورها واردکنندگان این اقلام هستند که نمیتوانند شاهد اختلال بلندمدت در تنگه هرمز به واسطه اقدامات خرابکارانه دولت آمریکا باشند.
تصور بالیوودی ترامپ از محاصره دریایی
اغلب رسانههای بینالمللی به موضوع ایجاد اختلال از سوی آمریکا در تنگه هرمز واکنش نشان داده و موفقیت این اقدام را زیر سؤال بردند. به گفته تحلیلگران بینالمللی، مراحل محاصره دریایی به این شکل است که آمریکاییها باید 1- در ابتدا به کشتیها هشدار دهند، 2- مقصد و محموله را بررسی کنند، 3- کشتیهای مشکوک را بازرسی کنند، 4- مسیر کشتیهایی را که به سمت ایران میآیند، تغییر دهند و 5- کشتیهای مرتبط با ایران را توقیف کنند. به اعتقاد تحلیلگران گفتن این مراحل و شمردن آنها شاید برای دونالد ترامپ وسوسهانگیز باشد، اما انجام آن به این راحتی نخواهد بود.
رسانه تایمز هند درخصوص میزان موفقیت محاصره دریایی ادعایی دونالد ترامپ مینویسد اعمال چنین محاصرهای بههیچوجه ساده نیست. ناوگان ایالات متحده همچنان در یک صحنه عملیاتی وسیع پراکنده است و جابهجایی داراییها در محدوده باریک تنگه، چالشهای لجستیکی را به همراه دارد. کشتیهای جنگی ممکن است نیاز به عبور از کانال سوئز یا دریانوردی در اطراف آفریقا داشته باشند که استقرار سریع را پیچیده میکند. چالش اصلی، مقیاس عظیم کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هرمز است، گلوگاهی که تقریباً 20 درصد از تجارت جهانی نفت در زمان صلح از آن عبور میکند.
این رسانه به نقل از یک تحلیلگر دفاعی مینویسد اجرای هرگونه محاصره دریایی مستلزم حضور قابلتوجه نیروی دریایی است. این امر تا حد زیادی به مرحله آغازین بستگی دارد، اینکه چه تعداد کشتی رهگیری میشوند و آیا دیگران از تلاش برای شکستن محاصره منصرف میشوند یا خیر.
کارشناسان حقوقی همچنین به محدودیتهای قابلتوجهی اشاره میکنند. تاد هانتلی از دانشگاه جورجتاون در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس استدلال کرد که هرگونه محاصره باید بیطرفانه باشد، بهدرستی به دریانوردان اعلام شود و نمیتواند به طور قانونی با هدف گرسنگیدادن به غیرنظامیان باشد. همچنین ممکن است طبق قوانین بینالمللی، اجازه ورود محمولههای بشردوستانه الزامی باشد.
اگرچه کشتیهای تجاری احتمالاً در مواجهه با کشتیهای جنگی ایالات متحده از این دستور پیروی میکنند، اما کارشناسان میگویند محاصره بهندرت بهخودیخود تعیینکننده است. این محاصره میتواند تجارت را مختل کرده و هزینهها را افزایش دهد، اما نمیتواند ایران را به طور کامل از نظر اقتصادی منزوی کند، بهخصوص باتوجهبه ارتباط آن با چین، روسیه و مسیرهای منطقهای. همچنین خطر تشدید تنش، از جمله استفاده ایران از مین، قایقهای تندرو و موشک، وجود دارد که میتواند کشتیرانی جهانی را بیشازپیش بیثبات کند.
تایمز هند مینویسد ایران پیشازاین ظرفیت خود را برای ایجاد اختلال در کشتیرانی با استفاده از مین، پهپاد و حملات موشکی نشان داده و هشدار داده است که در صورت تشدید بیشتر تنشها، هیچ بندری در منطقه امن نخواهد بود. تأثیر این امر در حال حاضر در بازارهای جهانی قابلمشاهده است. قیمت نفت در بحبوحه این عدم قطعیت افزایش یافته و حجم حملونقل از طریق تنگه بهشدت کاهش یافته است.
پیش از درگیری، تقریباً 150 کشتی روزانه از این تنگه عبور میکردند؛ اکنون، ترافیک به کسری از این مقدار کاهش یافته است، زیرا بسیاری از اپراتورها تمایلی به ریسک حملونقل ندارند. با وجود تضمینهای واشنگتن مبنی بر حفظ آزادی دریانوردی برای تجارت غیرایرانی، شرکتهای کشتیرانی تمایلی به عبور پرریسک از تنگه هرمز را ندارند.
واکنش چین
در کنار کشورهای اروپایی که از اقدامات مخرب دولت آمریکا انتقاد کردند، روز سهشنبه گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین نیز با انتقاد از اقدامات رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد اقدامات آمریکا برای بستن تنگه هرمز تنها تنشها را تشدید کرده و آتشبس شکننده را تضعیف میکند.
گوئو جیاکون گفت: در زمانی که طرفهای مربوطه به توافق آتشبس موقت دست یافتهاند، اقدام آمریکا برای افزایش استقرار نظامی و انجام عملیات محاصره هدفمند، تضادها و تنشها را تشدید میکند.
او افزود: چنین اقداماتی آتشبس شکننده فعلی را تضعیف میکند و ایمنی دریانوردی در تنگه هرمز را بیشتر به خطر میاندازد و آن را خطرناک و غیرمسئولانه خواند.
گوئو گفت: چین معتقد است که تنها یک آتشبس جامع میتواند اساساً شرایطی را برای کاهش تنشها در تنگه ایجاد کند. چین از همه طرفها خواست تا به توافق آتشبس پایبند باشند، بر گفتوگو و مذاکره تمرکز کنند، اقدامات مشخصی را برای کاهش تنش در اوضاع انجام دهند و در اسرع وقت عبورومرور عادی از تنگه را از سر بگیرند.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/