ابطال تحلیل‌های غرب‌زدگان در جنگ رمضان

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سید محمدعماد اعرابی در یادداشتی که در روزنامه کیهان نوشته، آورده است: می‌گفت: «آمریکا با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد.» او با کمال تأسف یکی از مسئولان ارشد اجرائی کشور بود که چنین ذهنیتی از قدرت نظامی آمریکا داشت. نامش چندان مهم نیست، مهم محتوای سخن اوست که جلوه‌ای کوچک از ذهنیت مسموم طیفی از مسئولان و مدیران غربزده در ایران بود و او ناخواسته به زبان جاری کرد.

آمریکا برای این جماعت خودباخته آن‌قدر بزرگ، پرقدرت و شکست‌ناپذیر بود که تنها راهکار سیاست‌ورزی‌شان طی دهه‌ها مسئولیت اجرائی «تنش‌زدایی با آمریکا» به هر قیمتی بود. 22 اردیبهشت 1394 جمعیت هلال احمر ایران تصمیم گرفت تا کشتی «ایران شاهد» را با نام کشتی «نجات» حامل 2500 تُن کمک‌های ضروری و امدادی شامل700 تُن آرد، 1200 تُن برنج، 400 تُن کنسرو، 50 تُن دارو و اقلام پزشکی، 50 تُن آب معدنی و 1000 سری ظروف آشپزخانه برای یاری مردم جنگ‌زده یمن به بندر حدیده در این کشور اعزام کند. 

این کشتی که محموله‌ای جز ضروریات اولیه زندگی و کمک‌های فوری پزشکی و درمانی نداشت اما هرگز به بندر حدیده در یمن نرسید. 24 جولای 2015 (2 مرداد 1394) جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا درباره اینکه چرا این کشتی به مقصدش نرسید در شورای روابط خارجی آمریکا گفت: «چند ماه پیش، وقتی محموله‌ای از ایران به سمت یمن راهی شد، فورا با همتایم تماس تلفنی برقرار کرده و به‌طور کاملا شفاف گفتم این می‌تواند یک رویارویی بزرگ باشد که ما آن را تحمل نخواهیم کرد. او بعد از مدت کوتاهی با من تماس گرفت و گفت: «آنها به مقصد نخواهند رسید، قرار نیست باری را تخلیه کنند، قصد ندارند از آب‌های بین‌المللی خارج شوند.» سپس آنها به کشورشان بازگشتند.»

اظهارات وزیر خارجه وقت آمریکا، هرگز تکذیب نشد تا ما ناباورانه این واقعیت را به تماشا بنشینیم که کشتی کمک‌های انسان‌دوستانه مردم ایران برای مردم مظلوم و جنگ‌زده یمن با یک تلفن و تشر وزیر خارجه آمریکا و ترس مسئولان وقت ایران از رویارویی با این کشور به بهانه «تنش‌زدایی» تغییر مسیر داد و برگردانده شد.

اندکی بعد و در بهمن 1394 باز هم وزیر خارجه وقت به بهانه «تنش‌زدایی» این بار مانع تشییع و تدفین شهدای یمنی در آمل شد. شهدایی که نه از نیروهای مسلح مقاومت که صرفا از شهروندان ساده یمنی بودند که در بمباران یکی از مساجد صنعا توسط ائتلاف سعودی به شدت مجروح شده و برای درمان، فروردین 1394 به ایران اعزام شده بودند. آنها در اثر شدت جراحات مدتی بعد به شهادت رسیدند و از آنجا که ائتلاف سعودی دست به محاصره زمینی، دریایی و هوائی یمن زده بود دیگر امکان بازگشت پیکرشان به یمن وجود نداشت.

پس از ماه‌ها تلاش و البته ناکامی برای بازگرداندن پیکر شهدای یمنی به صنعا، نهایتا تصمیم به تشییع و تدفین آنها در جوار امامزاده «ناصرالحق» آمل (از شخصیت‌های مورد احترام مردم یمن) گرفته شد اما این تصمیم تا لحظه آخر یک مخالف و مانع جدی داشت: وزیر خارجه وقت ایران! مثل همیشه بهانه عجیب و تکراری «تنش‌زدایی» علت ماجرا بود هر چند شهدای یمنی دست آخر در آمل به خاک سپرده شدند.

جنگ 12 روزه و جنگ رمضان به خوبی ثابت کردند آمریکا هیچ سلاحی که بتواند تمام سیستم دفاعی ما را با آن از کار بیندازد، ندارد. چنین سلاحی نه در زرادخانه‌های تسلیحاتی آمریکا که فقط در ذهن غرب‌زدگان ایرانی وجود دارد. این جنگ به ما نشان داد تحلیل‌هایی که آمریکا را ابرقدرتی شکست‌ناپذیر تصویر می‌کند، ایران را ناتوان از مقابله و رویارویی با آن می‌داند و در نتیجه با کلیدواژه عوام‌فریبانه «تنش‌زدایی»، تسلیم شدن و سازش با آمریکا را بزک می‌کنند؛ چقدر سطحی، پوچ و غیرواقعی هستند.

این را اولین بار وقتی فهمیدیم که پس از 12 روز نبرد با آمریکا، ساکنان کاخ سفید در حالی که در دسترسی به اهداف اصلی خود از جنگ ناکام مانده بودند، دست به دامن قطر شدند تا ایران را به آتش‌بس راضی کند. محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه قطر، 3 تیر 1404 در نشست مطبوعاتی مشترک با همتای لبنانی خود گفت: «دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی العدید در اطراف دوحه با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر تماس گرفت و گفت‌و‌گو کرد... این واشنگتن بود که از قطر خواست با ایران تماس بگیرد و از میزان تمایل این کشور برای آتش‌بس مطلع شود.»

می‌گفت: «حمله نظامی به ایران شر مطلق است و با نابودی زیرساخت‌ها و تخریب نیروگاه‌ها به عصر حجر برمی‌گردیم.» دیگری می‌گفت: «مهم‌ترین کشورهایی که دارند از تنگه هرمز تامین انرژی می‌کنند چین، هند و ژاپن هستند که از نزدیکان ما هستند. حتی به زبان آوردن تهدید مسدود کردن تنگه هرمز کار جاهلانه‌ای است.» و در رسانه‌های‌شان هم نوشتند: «مسدود کردن تنگه هرمز، به‌غیر از تبعات امنیتی و سیاسی‌اش، مجموعه‌ای از دوستان ایران را نیز نگران کرده و به‌جای اینکه به‌عنوان اهرم فشاری در زورآزمایی با غرب، مورد استفاده باشد، بر شدت، سرعت و حجم اجماع جهانی و بین‌المللی علیه ایران خواهد افزود.»

حتی فراتر از این گفتند: «ایران توانایی بستن تنگه هرمز را ندارد و اگر بتواند تنها یک هفته می‌تواند آن را بسته نگه دارد.» نام‌ها واقعا مهم نیستند، هر چند از مشاوران رئیس‌جمهور باشند یا عنوان استاد دانشگاه را یدک بکشند و یا خود را تحلیلگران سیاسی بدانند. مهم ذهنیت مسموم غرب‌زدگان ایرانی است که در این مواقع و با چنین جملاتی خود را بروز می‌داد. آنها سال‌ها مردم ایران را از جنگ می‌ترساندند و نسخه خودکشی از ترس مرگ را تجویز می‌کردند. آنها سال‌ها از یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار ایران و ابزار مؤثر احقاق حقوقش کلیدواژه طنز و تمسخر «بستن تنگه هرمز» ساختند تا هیچ کس جرأت نکند حتی چنین فکری را به زبان بیاورد.

حالا و پس از جنگ رمضان ثابت شده این سخنان و تحلیل‌ها چقدر پوچ و بی‌اساس بودند و چگونه از منافع آمریکا در برابر ایران حفاظت و حراست می‌کردند. هیچ‌کس از جنگ استقبال نمی‌کند اما ترساندن افکار عمومی از جنگ با عبارتی مانند «شر مطلق» بیش از هر چیز ذهن ساده و کم‌خرد صاحب سخن را نشان می‌دهد که در جهان مادی متغیر به دنبال «مطلق‌انگاری» است. ما در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان بیش از 50 روز با کشوری که غرب‌زدگان ابرقدرت جهان می‌دانستند جنگیدیم، داغ و زخم دیدیم اما اکنون تقریبا ناظران داخلی و خارجی بر یک گزاره اتفاق نظر دارند که قطب جدیدی از قدرت در جهان به نام «ایران» ظهور کرده است.

جنگی که به ما تحمیل شد «شر مطلق» نبود بلکه به لطف حماقت مقامات واشنگتن و میدان‌داری الهی مردم و رزمندگان اسلام، پلکانی ساخت تا زمینه تثبیت قدرت ایران در جهان فراهم شود. «ریچارد وولف» استاد ممتاز اقتصاد دانشگاه ماساچوست، در نیویورک‌تایمز نوشت: «با شکست راهبرد نظامی واشنگتن-تل‌آویو، اکنون ایران با تسلط بر شریان حیاتی انرژی جهان (تنگه هرمز)، در کنار آمریکا، چین و روسیه به «قطب چهارم قدرت جهانی» تبدیل شده است.» تنها او نبود که چنین دیدگاهی داشت. رابرت پیپ استاد دانشگاه شیکاگو نیز با او هم‌نظر بود: «با پایان این جنگ، چهارمین مرکز قدرت جهان هم ظهور کرده است؛ ایران!»

جنگ رمضان به ما نشان داد ایده «مسدودسازی تنگه هرمز برای کشورهای متخاصم» نه رؤیایی متوهمانه و نشدنی که راهکاری عملی مبتنی بر تحلیل واقع‌بینانه از مناسبات قدرت در جهان است. برخلاف تحلیل‌های غرب‌زدگان داخلی، در این جنگ ایران توانست با بستن مسیر تردد شناورهای کشورهای متخاصم، کنترل هوشمند خود بر تنگه هرمز را در عمل به نمایش بگذارد و با گذشت بیش از 40 روز، همچنان این تسلط را حفظ کرده است. برخلاف هراس‌افکنی‌های پیش از جنگ غرب‌زدگان، در این مدت هیچ اجماع جهانی علیه ایران شکل نگرفت. هیچ کدام از متحدان نزدیک آمریکا حاضر به همکاری با این کشور برای بازگشایی تنگه هرمز نشدند و آمریکا نیز با تمام ناوهای هواپیمابر و تسلیحات سبک و سنگین دریای‌اش نتوانست قدمی برای بازگشایی تنگه هرمز بردارد.

مهم‌تر از آن و باز هم برخلاف تحلیل‌های پوچ غرب‌زدگان، چین به عنوان همکار نزدیک ایران و یکی از کشورهای منتفع از تنگه هرمز، نه تنها با انسداد این تنگه روابطش با ایران تیره نشد بلکه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامه‌ای که خواستار بازگشایی تنگه هرمز بود را حتی پس از تعدیل متن قطعنامه، به همراه روسیه وتو کرد. با بسته شدن تنگه هرمز بود که هند پس از سال‌ها به خرید نفت از ایران روی آورد و با افزایش قیمت جهانی نفت، ایران توانست درآمد فروش نفت خود را بهبود بخشد. ما در تمام این سال‌ها چنین اهرم اثرگذاری را در اختیار داشتیم اما با فضاسازی رسانه‌ای منفی وابستگان غرب، در استفاده از آن ملاحظه و احتیاط می‌کردیم.

جنگ رمضان بی‌مایگی و بی‌عیاری این تحلیل‌های دشمن‌شاد کن را آشکار کرد. فرید زکریا کارشناس و مجری شبکه آمریکایی CNN در همین زمینه گفت: «این جنگ به ایران یک سلاح مهم‌تر از سلاح هسته‌ای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است.» و روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت نوشت: «اهرم فشار ایران در تنگه هرمز به‌اندازه موشک‌ها و برنامه هسته‌ای آن مهم است.» نشریه آمریکایی تایم با بررسی جایگاه تنگه هرمز تأکید کرد: «کنترل تنگه هرمز سلاح اتمی واقعی ایران است.» نیکلاس پِلهام، کارشناس مجله انگلیسی اکونومیست گفت: «چیزی که ایران در اختیار دارد و شاید حتی از یک سلاح هسته‌ای هم برتر باشد، کنترلش بر تنگه هرمز است... این ابزار می‌تواند برای ایران به‌عنوان یک عامل بازدارنده‌ای که بسیار قدرتمندتر از یک برنامه هسته‌ای است، عمل کند.»

یکی از دستاوردهای جنگ رمضان همین ابطال تحلیل‌های بی‌مایه غرب‌زدگان است که در تمام این سال‌ها به عنوان نظریات «کارشناسانه» در زرورق پیچیدند و به ما گران فروختند. این جنگ بار دیگر نشان داد آنها به اسم دلسوزی برای ایران، منافع غرب را تأمین می‌کنند.

منبع: کیهان

انتهای پیام/