خرس رفت، خیلی منتظرتان بود، نیامدید!
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 26 فروردين 1405 - 03:08
به گزارش گروه فرهنگی تسنیم، در ایران، ما یک مهارت عجیب داریم: ساختن نهادهایی که دقیقاً در لحظهای که باید وجود داشته باشند، ناپدید میشوند؛ «دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر» یکی از آخرین شاهکارهای این مهارت است. دائمی در اسم، موقت در عمل. ثابت روی کاغذ، معلق در واقعیت.سال گذشته، با شور و هیجان از این دبیرخانه گفته شد. از مکان ثابت، از هویت، از استمرار. انگار قرار بود این ساختمان، به نماد یک سینمای ریشهدار تبدیل شود.اما خیلی زود معلوم شد که این «ثبات»، بیشتر شبیه تثبیت سکوت است تا تثبیت یک نهاد.
وقتی خیابانها پر از صدا بود، وقتی همه میادین شهر هر شب به یک نقطه تجمع و واکنش تبدیل شده بود، وقتی باغ فردوس، چند قدم آنطرفتر از ساختمان چندین میلیاردی بازسازی شده دبیرخانه دائمی، میزبان برنامهها و اعتراضها و همدلیهای مردم و هنرمندان بود، دبیرخانه «دائمی» جشنواره، در فاصله چند متری، هیچکدام از اینها را ندید؛ یا دید و ترجیح داد نبیند.هیچ موضعی نگرفت؛ هیچ جملهای نگفت؛ هیچ مسئولیتی احساس نکرد. این دیگر سکوت نیست؛ این حذفِ خودخواسته سینما از صحنه مردم و سیاستهای کلی ایرانِ بزرگ است.
حالا سؤال ما دقیقا همانچیزی است که بارها شما و همصنفان شما پشت تریبون پرسیدهاند: جشنوارهای که در لحظههای واقعی زندگی مردم غایب است، دقیقاً در چه لحظهای «ملی» میشود؟ آیا «ملی» بودن فقط در نام است؟ یا فقط در ایام برگزاری، روی فرش قرمز و زیر نور فلاش دوربینها تعریف میشود؟
شاید هم کودکان میناب و مدرسههای دیگر، در فیلمنامه سینمای ملی با تعریف شما جایی ندارند. زنها و مردانی که بیگناه کشته شدند، انگار خارج از قاباند.حتی آن جوانی که پای لانچر ایستاد و تصویر بدون دست و پای او که مخابره شد، اگر در یک فیلم بود، احتمالاً تبدیل به قهرمان جشنواره میشد و یک سخنرانی پرطمطراق برای او میکردید که سینما چنین است و چنان! اما در واقعیت؟ او برای شما حتی ارزش یک جمله هم پیدا نکرد.
این تناقض، اتفاقی نیست. این دقیقاً همان جایی است که «سینمای ملی» به «نمایش ملی» تقلیل پیدا میکند.
حتی وقتی ماجرا کاملاً به داخل خانه سینماگران برمیگردد، باز هم سکوت مرگبار شما مخابره شد. خانهی مارال فرجاد، بازیگری که از همین جشنواره سیمرغ گرفت، در حملات آمریکایی صهیونیستی به میهن تخریب شد، و باز هم این دبیرخانه ملی سکوت کرد.
اینجا دیگر مسئله سیاست نیست، مسئله حداقل وفاداری به کسانی است که همین جشنواره از آنها اعتبار گرفته است. اما ظاهراً اینها انتظار زیادی است.
ساکن محترم دبیرخانه دائمی جشنواره ملی فیلم فجر!
مشکل این نیست که شما یا جشنواره شما موضع نگرفت؛ مشکل این است که دقیقاً در لحظهای که باید «بودید»، نبودید و برخی نهادها، با همین «نبودنها» تعریف میشوند.
دبیرخانه دائمی، اگر قرار است در بزنگاهها ساکت بماند، هیچ فرقی با یک اتاق خالی یا دفتر شخصی ندارد؛ جز اینکه هزینه نگهداریاش بر دوش همین مردم کف خیابان بیشتر است.
حالا اگر قرار است تازه در را باز کنید، اگر قرار است بعد از تمام شدن ماجرا، با تأخیر وارد صحنه شوید و بپرسید چه شد؛ پاسخ خیلی ساده است: خرس رفت، خیلی منتظرتان بود، نیامدید.
یادداشت از پیام نادری
انتهای پیام/