شاه‌کلید جهان در قرقِ ایران؛ چرا تاریخ، هرمز را به نام دیگری نمی‌شناسد

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، یادداشت از زهرا سلیمی ، فعال رسانه‌ای و خبرنگار ، وقتی به نقشهٔ جهان نگاه می‌کنیم، بعضی نقطه‌ها فقط یک گذرگاه دریایی نیستند؛ بلکه گذرگاه‌هایی هستند که تاریخ از میانشان عبور کرده و ردّی عمیق بر سرنوشت انسان‌ها گذاشته است. تنگهٔ هرمز یکی از همین نقطه‌هاست؛ جایی که امواجش هزاران سال است نه فقط کشتی‌ها، که جریان قدرت، تجارت، فرهنگ و ارتباطات جهانی را حمل کرده‌اند. اما آنچه روایت را جذاب‌تر می‌کند، پیوند دیرینه و بی‌وقفهٔ این آبراهه با سرزمین و تمدنی است که امروز آن را ایران می‌نامیم.

روایت این پیوند، از زمانی آغاز می‌شود که جهان هنوز کوچک‌تر و ساده‌تر بود و مرزها با دقت امروزی تعریف نشده بودند. در همان دوران باستان، کرانه‌های شمالی خلیج فارس مرکز رفت‌وآمد کشتی‌هایی بودند که از هند، عربستان، آفریقا و حتی بخش‌هایی از شرق آسیا عبور می‌کردند. تنگهٔ هرمز در آن روزگار نقش پلی را داشت که شرق و غرب را به هم می‌رساند. در دورهٔ هخامنشیان، اسناد و نقل‌های تاریخی نشان می‌دهند که این مسیر نه فقط تحت نظارت، بلکه بخشی از نظام اداری و بازرگانی ایران بوده است. امپراتوری‌ای که هزاران کیلومتر گسترده بود، اهمیت این آبراهه را درک کرده و همواره نیرو، ناوگان و ساختار اداره‌ای در آن مستقر کرده بود.

با گذر زمان و ظهور اشکانیان و سپس ساسانیان، اهمیت این مسیر نه‌تنها کم نشد، بلکه افزایش یافت. در این دوران، بندرهای شمال خلیج فارس—به‌ویژه سیراف—به یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت جهانی تبدیل شدند. کشتی‌هایی از چین تا شرق آفریقا، از هند تا مدیترانه، کالاهای خود را از مسیرهایی عبور می‌دادند که در نهایت به تنگهٔ هرمز می‌رسید. همین رونق باعث شد ساسانیان ناوگان‌های دریایی ویژه‌ای ایجاد کنند تا امنیت این آبراهه تضمین شود. این مدیریت منسجم سبب شده بود که حتی مورخان غیرایرانی نیز در نوشته‌های خود به نقش تعیین‌کنندهٔ ایران در امنیت این مسیر اشاره کنند.

با ورود اسلام، ساختارهای قدرت تغییر کرد، اما اهمیت هرمز تغییری نکرد. در قرون میانی، بندر هرمز—که روزگاری در میناب بود و بعدها به جزیرهٔ هرمز منتقل شد—به یکی از مشهورترین و ثروتمندترین بنادر جهان تبدیل شد. جهانگردان چینی، عرب، ایرانی و اروپایی که از آن بازدید کرده‌اند، در سفرنامه‌های خود نوشته‌اند که در این بندر کالاهایی از سراسر دنیا دیده می‌شد. با وجود حضور بازرگانان گوناگون، هویت ایرانی منطقه از نظر زبان، قوانین، ساختار اداری و پیوند سیاسی با حکومت مرکزی کاملاً آشکار بود. این ثبات باعث شد هرمز در قرن‌ها رقابت تجاری همچنان چهره‌ای ایرانی داشته باشد.

ورود پرتغالی‌ها در اوایل قرن شانزدهم شاید یکی از پر‌چالش‌ترین فصول این روایت باشد. آن‌ها توانستند برای مدتی جزیرهٔ هرمز را تحت سلطهٔ خود بگیرند؛ اما این حضور، یک وقفهٔ کوتاه در جریان طولانی تاریخ بود. اسناد تاریخی که از پرتغالی‌ها، انگلیسی‌ها و ایرانی‌ها باقی مانده، نشان می‌دهد که مقاومت مردم منطقه و پیگیری حکومت مرکزی به‌تدریج زمینه را برای بازپس‌گیری فراهم کرد و سرانجام در سال 1622 میلادی، نیروهای ایرانی با همکاری ناوگان کمپانی هند شرقی، پرتغالی‌ها را از هرمز بیرون راندند. این واقعه، نه صرفاً یک پیروزی نظامی، بلکه ادامهٔ طبیعی همان خط تاریخی بود که از آغاز تمدن ایرانی در این منطقه وجود داشت.

در دوران صفوی و قاجار، با گسترش ارتباطات جهانی و افزایش دقت نقشه‌نگاری، اسناد اروپایی و ایرانی نشان می‌دهند که بنادر، جزایر و کرانه‌های شمالی تنگهٔ هرمز به‌طور رسمی در مجموعهٔ اداری ایران ثبت شده بودند. نقشه‌هایی که توسط پرتغالی‌ها، هلندی‌ها، فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها تهیه شد، با وجود تفاوت‌های سبک و دقت، همگی یک نکتهٔ مشترک دارند: ثبت سواحل شمالی تنگه در قلمرو ایران. این اسناد به‌ویژه در سده‌های نوزدهم و بیستم نقش مهمی در تثبیت حقوقی موقعیت ایران در قوانین بین‌المللی پیدا کردند.با ورود جهان به قرن بیستم و شکل‌گیری قوانین رسمی دربارهٔ دریاها، مرزهای دریایی کشورها بر اساس واقعیت‌های جغرافیایی و تاریخی تعیین شد.

قرارگیری تمام کرانه‌های شمالی تنگهٔ هرمز در قلمرو ایران و پیوستگی تاریخی ادارهٔ آن، در اسناد حقوق بین‌الملل منعکس شد. به همین دلیل است که در نقشه‌ها و منابع رسمی جهانی، جایگاه ایران در بخش مهمی از این تنگه نه یک ادعا، بلکه یک واقعیت ثبت‌شده است.وقتی تمام این رویدادها را کنار هم بگذاریم، یک تصویر روشن شکل می‌گیرد: تنگهٔ هرمز در طول هزاران سال در مدار تمدنی، فرهنگی و اداری ایران بوده است. حکومت‌ها تغییر کرده‌اند، جنگ‌ها رخ داده‌اند، قدرت‌های جهانی آمده‌اند و رفته‌اند، اما این آبراهه همیشه بخشی از روایت ایران باقی مانده است. این تداوم، تصادفی نیست؛ نتیجهٔ حضور دائمی مردمان، ساختارهای حکومتی، اسناد تاریخی و واقعیت جغرافیایی است که در طول زمان همواره یک چیز را ثابت نگه داشته: پیوند هرمز با ایران، پیوندی ریشه‌دار و ناگسستنی است.و حالا یک سؤال ساده که شاید پاسخ آن، کل این روایت را در یک جمله خلاصه کند: چه چیزی باعث شده این پیوستگی تاریخی در برابر همهٔ تغییرات جهان همچنان پایدار بماند؟

انتهای پیام/