میانجیگری و طراحی صلح در جهانِ چندپاره- بخش اول
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 25 فروردين 1405 - 17:00
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با پایان تدریجی آتش بس 14 روزه بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، اغلب تحلیلگران سیاسی به طور معمول به این می اندیشند که مقطع بعدی چه خواهد بود و آیا ممکن است دوباره درگیری آغار شود یا نه؟
اما پژوهشگرانی که در حوزه مطالعات صلح سازی و حل بحران فعالیت می کنند، نگرش دیگری دارند. آنان از منظر فنی و نهادی به موضوع نگاه می کنند و می پرسند: با توجه به تحولات بزرگی که در دنیای روابط بین الملل و هنر دیپلماسی و صلح سازی صورت گرفته، روند اسلام آباد واجد چه ویژگی هایی است و چه درس هایی می توان از آن گرفت.
دکتر آلپ ارسلان اُز اردَم از محققین نامدار ترکیه و مقیم آمریکا، یکی از نویسندگانی است که به تفصیل، این روند را مورد بررسی قرار داده است. متن تحلیلی این نویسنده ترک درباره جنگ ایران و آمریکا و هنر میانجیگری و حفظ آتش بس را با هم مرور می کنیم:
هنر میانجیگری و درس های اسلام آباد
در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، هر توافق کوچک و هر اقدامی که مانع از ادامه تنش شود، ولو به شکل موقت ارزشمند است. آتش بس دو هفته ای اخیر نیز در شرایطی به وجود آمد که منطقه به تمام معنی در یک درگیری گسترده و فراگیر به سر می برد و اعلام آتش بس 14 روزه، به نوعی امکان تنفس عمیق به دست داد.
از آنجایی که روند دیپلماتیک برای رسیدن به همین آتش بس ها و توافقات به ظاهر کوچک، نیازمند تلاشی گسترده و تخصصی است، بد نیست به مراحل اولیه و پشت پرده عوامل و دست اندرکارانی بنگریم که توانستند به مدت دو هفته، طرفین را برای توقف حملات، اقناع کنند.
این همان موضوع مهمی است که یک بار دیگر، اهمیت هنر و دانشی به نام «میانجیگری» را به خاطرمان می آورد. در دنیای دیروز و در نمونه های سنتی، به طور معمول یک روند دیپلماتیک کلاسیک وجود داشت که یک طرفِ واحد میانجی وارد صحنه می شد و می توانست تمام طرف ها را برای اعلام آتش بس، راضی کند. اما این بار و در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل در برابر ایران، ما شاهد یک عملیات دیپلماتیک بین المللی، گسترده و چندپارچه بودیم.
پاکستان، کنشگری که انتظارش را نداشتیم
اعلام آتش بس 14 روزه و تلاش برای دعوت آمریکا و ایران به میز مذاکره در اسلام آباد، اقدام مهمی بود که به دست پاکستانی ها صورت گرفت. این همان کنشگر و عنصر توانمندی بود که واقعاً انتظارش را نداشتیم که تا این حد، ماهرانه، موفق و با تسلط و اعتماد به نفس، چنین نقشی را ایفا کند.
چرا می خواهم بر این نکته تاکید کنم؟ درست به این دلیل: پاکستان برای نخستین بار، تصویری از خودش به جهانیان عرضه کرد که ظرفیت این کشور را در سطح یک میانجی قدرتمند جهانی، اثبات کرد.
اگر بخواهیم توصیف دقیقی از پاکستان را ارائه دهیم و بخواهیم به این فکر کنیم که چرا پاکستان تا این حد مورد تایید و تقدیر قرار گرفت، باید این نکات مهم را به خاطر بیاوریم: پاکستان نه آنقدر قدرتمند است که به عنوان یک تهدید جهانی مطرح شود، نه آنقدر سوگیر و جانبدار است که بتوان او را به اتهام داشتن حس و حال طرفیت و طرف گرفتن کنار زد، نه دنبال آن است که ظرفیت میانچیگری را وارد یک فضای سیاست زده کند.
پاکستان تصویری از خود به نمایش گذاشت که به جهان می گوید: اسلام آباد یک دریچه و کانال مناسب است که می توانید از آن استفاده کنید و اگر هم بعدها بخواهید سراغ جایگزین دیگری بروید، ایراد و اشکالی ندارد و مدعی نیستیم که حتماً باید تمام مراحل مذاکره در همین مکان دنبال شود.
اتفاقاً نکته مهم درست همینجاست: در دنیای کنونی روابط بین الملل و در صحنه دیپلماسی، یک میانجی و واسطه مناسب و مطلوب، دقیقاً همان واسطه ای است که بشود در مواقع لازم، جایگزین دیگری انتخاب کرد و او را کنار نهاد.
گام های اولیه پاکستان
در ذکر دلایل عملکرد موفق پاکستان باید گفت: این کشور توانست در کوتاه مدت، به یک مرکز هماهنگی مهم تبدیل شود. ایران، خود را مهیا کرده بود که در نخستین ساعات آتش بس و به محض آن که یک اختلال و عدم پایبندی اولیه مشاهده شود، پاسخ و واکنش لازم را بدهد. ولی پاکستان به درستی وارد شد و کاری کرد که آتش بس ادامه پیدا کند.
یکی از مهمترین دلایل موفقیت پاکستان در هدایت صحیح آتش بس و مذاکره، این بود که صرفاً به استفاده از کانال دیپلماسی نهادی و وزارت خارجه ای اکتفا نکرد و اجازه داد که عاصم منیر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، به طور مستقیم با مقامات واشنگتن و تهران تماس برقرار کند و کار را با سرعت و اطمینان، پیش ببرد.
این اقدام مهم پاکستان، درس جدیدی به دنیای میانجیگری و صلح داد که می توان بدین صورت، آن را فرموله کرد: در هنر میانجیگری امروزی، قرار نیست همان کسی نقش ایفا کند که از مدتها قبل در آن حوزه کار کرده، بلکه بر اساس شرایط و حال و هوای رویدادها و منازعه ها، می توان از نقش افراد و نهادهایی استفاده کرد که در مواقع بحرانی می توانند بدون توافق قبلی وارد میدان شوند و اتفاقاً موفق تر از افرادی ظاهر شوند که به شکل مرسوم و کلاسیک، در آن حوزه کار کرده اند.
دیپلماسیِ چند لایه و چندکنشگری
حالا که نقش مهم و ارزشمند پاکستان به درستی مورد توصیف قرار گرفت، باید به این نکته مهم نیز اشاره کنیم که در اعلام آتش بس 14 روزه و تشویق طرفین به مذاکره در اسلام آباد، ما با یک عملیات گسترده دیپلماسیِ چند لایه و چندکنشگری روبرو بودیم که در آن، علاوه بر پاکستان، کشورهای دیگری نظیر ترکیه، عمان و مصر، هر کدام به نحوی توانستند در کاستن از فضای تنش و هدایت بحران به سمت آتش بس و مذاکره، اثرگذار باشند.
در این میان، آنکارا به دنبال نوعی از دیپلماسی موازنه بود و نقش او را باید به عنوان «کنشگر موازنه ساز» قلمداد کرد. در عین حال، باید این موضوع مهم را نیز به خاطر بیاوریم که ترکیه در چند سال گذشته، نقش هایی بر عهده گرفته که محققین و سیاستمداران مطالعات صلح و میانجیگری را به این ارزیابی می رساند: قدرت های میانی یا سطح متوسط در اثنای مذاکرات، می توانند نقشی فراتر از تسهیلگری داشته باشند و در عین حال، «اعتمادساز» و «طراح روندها» باشند.
نباید از کنار این موضوع مهم به آسانی بگذریم: آتش بس 14 روزه بین ایران و آمریکا، فقط در یک پایتخت نوشته نشد و در چند پایتخت و با چندین محاسبه و نظارت، به نقطه اعلام و رسمیت یافتن رسید.
در قسمت بعدی این مطلب، به این موضوع خواهیم پرداخت که از دید دکتر آلپ ارسلان اُز اردَم، ایران چگونه توانست با یک ابتکار هوشمندانه، محاسبات دو قدرت نظامی مهم یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی را به هم بریزد.
ادامه دارد...
انتهای پیام/