در مذاکرات پاکستان چه گذشت؟ روایت خبرنگار تسنیم را بخوانید

به گزارش خبرگزاری تسنیم، کیان عبداللهی، خبرنگار تسنیم که در محل مذاکرات اسلام‌آباد حاضر بود، در بخش اول گزارش‌های پسامذاکره، چند برداشت از این گفتگوها مطرح کرده است:

هیئت ایرانی متشکل از مذاکره‌کنندگان اصلی، تیم کارشناسی، تیم رسانه‌ای و تیم‌های حفاظت و پشتیبانی بود. تنوع افراد حاضر در تیم با تخصص‌ها و سلایق مختلف، از یک هوشمندی برای حضور پرقدرت و تخصصی حکایت داشت. هیئت ایرانی همانند طرف آمریکایی با کاروان عجیب و غریب 300نفره در اسلام‌آباد پاکستان حاضر نشد،‌ اما همان تیم 71نفره نیز با دقت انتخاب شده بود؛ به‌نحوی که هم برای یک مذاکره خوب و درست کفایت کند و هم تعداد غیرضرور در هیئت حاضر نباشند.

طول کشیدن مذاکرات به‌مدت حدود 24 ساعت مداوم که بخشی از آن سه‌جانبه حضوری و بخشی نیز تبادل متن بود و همچنین کشیدن کار به حوزه‌های فنی و کارشناسی، از جدیت ویژه مذاکرات حکایت داشت.

اقتدار و منطق هیئت مذاکره‌کننده ایرانی به‌ریاست قالیباف

به‌اذعان موافقان و مخالفان، هیئت ایرانی هم «مقتدر» و هم «منطقی» در این صحنه حاضر شد، از یک سو نشان داد که از عزت و اعتبار ایرانی دفاع می‌کند و دستاوردهای نبرد در میدان را می‌خواهد با یک نتیجه دیپلماتیک تثبیت کند و از سوی دیگر نشان داد که به جزییات فنی کاملاً مسلط است و منطق رسیدن به یک توافق مشترک را می‌داند.

هیئت ایرانی علی‌رغم حضور سلایق مختلف، یک «کلّ منسجم و مقتدر» بود و همین انسجام و اقتدار و تخصص، امیدواری‌های بسیاری در مردم ایران ایجاد می‌کرد.

آقای محمدباقر قالیباف اگرچه پیش از این در مذاکراتی از این دست با هیئت آمریکایی شرکت نکرده بود، اما فضای گفتگوهای اعضای تیم اعزامی بعد از مذاکرات حاکی از این بود که تیم ایرانی از تخصص و اقتدار و قدرت اداره جلسه توسط آقای قالیباف بسیار رضایت دارند و آن را تحسین می‌کنند.

اختلاف جدی در تیم مذاکره‌کننده آمریکایی

به‌خلاف تیم ایرانی، هیئت آمریکایی نشان داد که اولاً ثبات تصمیم ندارد؛ ثانیاً دچار یک آشفتگی عجیب در تیم اعزامی است، به‌نوعی که مذاکره‌کنندگان آمریکایی ظاهراً اختیار لازم را نداشتند و مدام مجبور به هماهنگی با کاخ سفید بودند، برخی منابع رسانه‌ای غربی از اختلاف جدی و عدم‌انسجام در داخل تیم مذاکره‌کننده آمریکایی هم خبر می‌دادند.

جی‌دی ونس آمد اما فضای «دلالی» به‌طورکامل برچیده نشد!

علی‌رغم حضور جی‌‌دی ونس معاون ترامپ در این مذاکرات، باز هم رویکرد آمریکایی‌ها در مذاکره ظاهراً بیشتر به یک «دلّالی» و «چانه‌زنی املاکی» شباهت داشت تا مذاکرات سیاسی و اصولی درست. شغل املاکی‌گری فی‌نفسه شغل شریفی است؛ به‌نحوی که در جایگاه خودش و برای مقصود خودش به‌کار گرفته شود، مشکل از اصل شغل املاکی نیست، اما وقتی املاکی‌گری به اتاق مذاکره سرایت کند، بحث‌ها متفاوت می‌شود، به همین دلیل علی‌رغم پیشرفت در برخی مباحث، مذاکره از یک ساعتی به بعد عملاً با زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها جلو نرفت و نهایتاً این دور بدون نتیجه به پایان رسید.

آمریکا «راه معقول» دیگری غیر از دیپلماسی دارد؟

تیم ایرانی ازآن‌جا که دست برتر را در میدان و منطق داشت، تأکید می‌کرد که هیچ عجله‌ای برای توافق ندارد و فشار زمان بر دوش آمریکایی‌هاست که باید ظرف 2 هفته به نتیجه برسند. آمریکا در میدان به بن‌بست خورده است و تنها مسیر معقولش همین دیپلماسی است، اگرچه آمریکا اگر مجدداً مسیر نامعقولی بگشاید دوباره هزینه گزاف می‌دهد، بنابراین علی‌رغم ژست آمریکایی‌ها که می‌گفتند؛ "این آخرین پیشنهاد ماست و ایران باید تصمیم بگیرد."، این آمریکایی‌ها هستند که مجبورند در دورهای آتی مذاکره به واقعیت تن بدهند.

آمریکا واقعاً نیازی به ادامه مذاکرات ندارد؟

آمریکا وانمود می‌کند که دیگر توپ در زمین ایران است تا با پیشنهاد آخر آمریکا موافقت کند وگرنه آمریکا تمایلی به ادامه ندارد، این یک فریب بزرگ است، آمریکا اگر چاره‌ای غیر از مذاکره داشت جنگ را ادامه می‌داد، لذا وقتی ترامپ همه راه‌های دیگر را رفته و نتیجه‌اش را دیده، واقعیت این است که بیش از همه محتاج مذاکره است.

«محاصره دریایی» فکر جدید آمریکا یا محاسبه شکست‌خورده؟

برخی تصور می‌کنند که تصمیم آمریکا برای محاصره دریایی ایران ابتکار جدید و راهکار نوینی است که حالا به ذهن آمریکا رسیده است و شاید فرجی در بن‌بست‌های آمریکا صورت بگیرد! اما واقعیت این است که این گزینه حتی قبل از شروع جنگ تحمیلی سوم هم وجود داشت و در طول جنگ هم بارها آمریکایی‌ها می‌خواستند از آن استفاده کنند اما دیوار سخت واقعیت میدان اجازهٔ این کار را به آنها نداد و از این پس هم نخواهند توانست چنین گزینه‌ای را به‌نحوی موفقیت‌آمیز به‌کار بگیرند. اگر این ابتکار نفعی برای آمریکایی‌ها داشت، آنها سراغ مذاکره نمی‌آمدند، بنابراین این ژست محاصره، به‌نظر می‌رسد که باز هم صرفاً یک ابزار فشار روانی برای تبدیل آن به امتیاز در اتاق مذاکرات باشد، چیزی که تیم ایرانی به‌خوبی از آن آگاه است.

انتهای پیام/