آقای قرآنیِ میدان شهدا، دم شما گرم

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم؛ چهل‌وچند شب است که مردم در میدان‌های شهرهای ایران کنار هم می‌ایستند؛ شانه‌به‌شانه، بی‌وقفه. در این شب‌ها هر لحظه می‌شود اتحاد را دید؛ آدم‌هایی با سلیقه‌ها و گرایش‌های مختلف، اما دل‌هاشان یکی است؛ برای ایران. پرچم‌ها محکم‌تر از همیشه در دست‌ها بالا می‌روند و خیابان‌ها نفس تازه‌ای می‌کشند.

گوشه‌گوشه‌ی شهر پر از صحنه‌های دیدنی است؛ صحنه‌هایی که آدم را تا عمق جان می‌برد. ایران در این چهل‌وپنج شب، انگار بوی کربلا گرفته؛ حال‌وهوای اربعین از دل همین تجمع‌های مردمی بالا می‌آید. ایرانِ امام‌رضا، این شب‌ها سراسر رنگ و بوی حسینی دارد؛ از موکب‌های عراقی و ایرانی گرفته تا مداحی‌های حماسی، دعاها، مناجات‌ها و توسلاتی که زیر لب‌ها می‌چرخد و آرامش پخش می‌کند. بعید است پا به میدان‌ها بگذاری و حس پیاده‌روی اربعین در دلت زنده نشود.

پیر و جوان کنار هم آمده‌اند؛ زن و مرد با غیرت ایرانی خیابان‌ها را به آسانی ترک نمی‌کنند. حتی نوزادهای چندروزه را می‌بینی که در آغوش مادر، همراه این جمع‌اند؛ انگار از گهواره دارند با عشق وطن بزرگ می‌شوند. بارها دیده‌ایم پیرمردها و پیرزن‌هایی را که با دست‌های لرزان یا روی ویلچر به میدان آمده‌اند؛ با پرچم ایران در دست، با دست‌نوشته‌هایی در حمایت از مدافعان وطن. هر گوشه‌ی میدان یک قاب قشنگ دارد.

و میان همین قاب‌ها، در میدان شهدا هر شب روایت یک مرد ثبت می‌شود؛ مردی که خستگی نمی‌شناسد. چهل‌وچند شب است که قرآن را بالای سر جماعت گرفته؛ در یک دست پرچم ایران، در دست دیگر قرآن. آرام و با وسواس، قرآن را روی سر تک‌تکِ حاضران می‌گرداند؛ حتی برای ماشین‌هایی که آرام از کنار میدان عبور می‌کنند، قرآن را از بالای سقف رد می‌کند تا دلشان قرص شود. حرفش ساده است و از دل: می‌خواهم رزمندگان ایران و اسلام در پناه قرآن بمانند تا روز پیروزی نهایی.

این شب‌ها، میدان که تمام می‌شود، حس می‌کنی چیزی در دل‌ات جا مانده؛ یک گرما، یک امید، یک آرامش قدیمی. همین برای ادامه‌ی راه کافی است.

 

 

 

انتهای پیام/