تثبیت موقعیت ژئوپلیتیک ایران در مرکز زلزله انرژی جهان و بنبست آمریکا
- اخبار اقتصادی
- اخبار اقتصاد ایران
- 24 فروردين 1405 - 15:45
گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم ـ
رصد و تحلیل مجموعهای از گزارشهای منتشرشده در تاریخ 23 فروردین 1405 در رسانهها و اندیشکدههای معتبر غربی، از شکلگیری یک «ابر بحران چندوجهی» در اقتصاد جهانی حکایت دارد؛ بحرانی که از تنگه هرمز آغاز شده اما اکنون زنجیرهای از بازار انرژی، امنیت دریانوردی، کشاورزی، حملونقل و حتی ثبات سیاسی کشورهای غربی را درگیر کرده است.
این گزارشها، در عین پراکندگی ظاهری، در چند محور کلیدی به هم میرسند: افزایش قدرت چانهزنی ایران، محدود شدن گزینههای آمریکا، و آغاز بازتعریف نظم اقتصادی و امنیتی جهان.
بنبست راهبردی آمریکا؛ وقتی ابزار فشار به ضد خود تبدیل میشود
یکی از برجستهترین نکات در تحلیلهای غربی، تردید جدی نسبت به کارآمدی سیاستهایی مانند محاصره دریایی ایران است. بسیاری از کارشناسان تأکید دارند که چنین اقداماتی نهتنها به هدف مهار ایران منجر نمیشود، بلکه پیامدهای اقتصادی سنگینی برای خود آمریکا و متحدانش خواهد داشت.
برآوردها نشان میدهد حذف نفت ایران از بازار میتواند قیمتها را تا محدوده 150 تا 200 دلار در هر بشکه افزایش دهد؛ سطحی که بهگفته تحلیلگران، تورمی بیسابقه در اقتصاد آمریکا ایجاد کرده و مستقیماً معیشت شهروندان را هدف قرار میدهد. همین مسئله باعث شده است که حتی در فضای داخلی آمریکا نیز، سیاستهای تهاجمی با تردید و انتقاد روبهرو شود.
در همین چارچوب، گزارشهایی از افزایش شدید قیمت بنزین و رشد سریع هزینههای مصرفکننده منتشر شده که به کاهش محسوس محبوبیت سیاسی دولت آمریکا انجامیده است. تحلیلها نشان میدهد که فشار اقتصادی ناشی از جنگ، عملاً از سطح دولتها عبور کرده و به سطح زندگی روزمره شهروندان رسیده است.
ایران؛ از بازیگر منطقهای تا اهرمدار اقتصاد جهانی
یکی از مهمترین محورهای مشترک در رسانههای غربی، اذعان به ارتقای جایگاه ایران در هندسه قدرت جهانی است. بر اساس این تحلیلها، کنترل تنگه هرمز به ایران این امکان را داده تا برای نخستینبار، از یک گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی بهعنوان «سلاح ژئوپلیتیک» استفاده کند.
این وضعیت، ایران را در کنار قدرتهایی مانند آمریکا و چین قرار داده که توانایی اثرگذاری مستقیم بر جریان تجارت جهانی را دارند. تحلیلها نشان میدهد که تهران با بهرهگیری از این موقعیت، نهتنها فشارهای خارجی را خنثی کرده، بلکه درآمدهای نفتی خود را نیز بهطور قابل توجهی افزایش داده است.
افزایش صادرات نفت، حذف تخفیفهای قبلی و رشد قیمت جهانی، باعث شده درآمدهای ارزی ایران جهشی قابل توجه داشته باشد؛ موضوعی که در تضاد کامل با پیشبینیهای پیشین درباره تأثیر تحریمها قرار دارد.
شوک فراتر از نفت؛ از آسمان اروپا تا مزارع هند
ابعاد بحران ایجادشده تنها به بازار نفت محدود نمانده است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که زنجیره تأمین جهانی در حوزههای مختلف بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
در اروپا، هشدارهایی درباره احتمال اتمام ذخایر سوخت هواپیما ظرف چند هفته آینده مطرح شده که میتواند به اختلال گسترده در صنعت هوانوردی منجر شود. همزمان، در هند بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان کود شیمیایی، نگرانیها درباره امنیت غذایی افزایش یافته است؛ چراکه بخش قابل توجهی از نیاز این کشور از مسیر خلیج فارس تأمین میشود.
این تحولات نشان میدهد که تنگه هرمز، تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه یک شریان حیاتی برای بخشهای مختلف اقتصاد جهانی محسوب میشود.
ناامنی دریایی و افزایش هزینههای پنهان تجارت
در کنار اختلالات اقتصادی، گزارشهایی از گسترش ناامنی در مسیرهای دریایی نیز منتشر شده است. وقوع حوادث امنیتی در بابالمندب و تلاش برای تصرف شناورها، نشاندهنده سرایت بحران از تنگه هرمز به سایر گلوگاههای حیاتی است.
از سوی دیگر، برخی تحلیلها به اقدامات غیرمستقیم ایران مانند ایجاد مناطق پرخطر دریایی اشاره دارند که بدون درگیری مستقیم، هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش داده است. این روند باعث شده بسیاری از شرکتهای کشتیرانی برای حفظ امنیت خود، ناچار به پرداخت هزینههای اضافی شوند.
اختلال در زیرساختهای انرژی و بازآرایی بازار جهانی
گزارشها از آسیبدیدگی گسترده زیرساختهای انرژی در منطقه حکایت دارد؛ بهگونهای که بخشی از ظرفیت تولید جهانی برای ماهها و حتی سالها از مدار خارج شده است. در برخی موارد، بازسازی تأسیسات آسیبدیده ممکن است چند سال به طول بینجامد.
این وضعیت، بازار جهانی انرژی را در شرایطی شکننده قرار داده و باعث افزایش رقابت برای دسترسی به منابع جایگزین شده است. در همین راستا، پیشنهادهایی برای دور زدن تنگه هرمز از طریق توسعه خطوط لوله جدید و تقویت زیرساختهای جایگزین مطرح شده است.
ترک در اتحادها؛ فروپاشی اعتماد به چتر امنیتی آمریکا
یکی دیگر از پیامدهای مهم تحولات اخیر، تغییر در روابط میان آمریکا و متحدانش در خلیج فارس است. تحلیلها نشان میدهد که اعتماد این کشورها به تضمینهای امنیتی آمریکا بهشدت کاهش یافته و رویکرد آنها از «اتکا» به «محاسبهگری مستقل» تغییر کرده است.
این تغییر پارادایم، میتواند در بلندمدت به بازتعریف اتحادهای منطقهای و شکلگیری موازنههای جدید قدرت منجر شود؛ روندی که نشانههای آن هماکنون نیز قابل مشاهده است.
پایان یک عصر؛ چالش برای مفهوم «دریاهای آزاد»
برخی رسانههای غربی پا را فراتر گذاشته و تحولات اخیر را نشانهای از پایان نظم دریایی پس از جنگ جهانی دوم دانستهاند؛ نظمی که بر پایه «آزادی دریاها» و تحت رهبری آمریکا شکل گرفته بود.
اکنون، قدرتنمایی ایران در تنگه هرمز بهعنوان یک الگو برای سایر قدرتها مطرح شده و میتواند به تغییر قواعد بازی در سایر مناطق حساس جهان منجر شود. این موضوع، چالشی جدی برای حقوق بینالملل و ساختارهای سنتی قدرت بهشمار میرود.
فشار اقتصادی جهانی؛ از آمریکا تا ترکیه
ابعاد اقتصادی بحران بهگونهای است که حتی کشورهایی خارج از منطقه نیز از آن متأثر شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که افزایش هزینههای انرژی، برخی کشورها را مجبور به استفاده از ذخایر استراتژیک خود کرده است.
در این میان، نمونههایی از فشار بر اقتصادهای نوظهور نیز دیده میشود؛ جایی که افزایش هزینه واردات انرژی و نوسانات ارزی، دولتها را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
جمعبندی: تثبیت یک واقعیت جدید در نظم جهانی
در مجموع، بررسی خطوط اصلی تحلیلهای رسانههای غربی نشان میدهد که سه واقعیت کلیدی در حال شکلگیری است:
نخست، اذعان به برتری ژئوپلیتیک و اقتصادی ایران در مدیریت یکی از حیاتیترین گلوگاههای جهان؛ بهگونهای که ابزار «فشار حداکثری» اینبار به عاملی علیه خود غرب تبدیل شده است.
دوم، افزایش تردید نسبت به توان آمریکا در حفظ نظم امنیتی و اقتصادی پیشین؛ موضوعی که به کاهش اعتماد متحدان و بازتعریف اتحادها انجامیده است.
و سوم، شکلگیری اجماعی نسبی درباره ناکارآمدی راهبردهایی مانند محاصره دریایی ایران؛ چراکه چنین اقداماتی میتواند به بحرانهای عمیقتر اقتصادی در سطح جهانی منجر شود.
بر این اساس، به نظر میرسد جهان در آستانه ورود به مرحلهای جدید از نظم ژئوپلیتیک قرار دارد؛ نظمی که در آن، کنترل گلوگاههای حیاتی و توان مدیریت زنجیرههای تأمین، بیش از هر زمان دیگری به عامل تعیینکننده قدرت تبدیل شده است.
انتهای پیام/