یک پیام به دشمن، یک فریاد از درون خانه
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 23 فروردين 1405 - 19:32
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، برای شبکههای رسانهای معاند پیامی میفرستد؛ بیفکر، هیجانی و پر از کلماتی که حتی خودش هم عمقشان را نمیداند. خواهشی عجیب مینویسد. «اگر خواستند توی جنگ، شهر ما را بمباران کنند، بگویید خیابان فلان را حتما بزنند.»
پیام که ارسال میشود، تازه سنگینی آن روی دلش مینشیند. آب دهانش را قورت میدهد، ذهنش درگیر میشود و یک گوشه کز میکند؛ پشیمانی زودتر از هر پیامدی به سراغش آمده است. در سوی دیگر، پلیس اطلاعات استان خراسان رضوی با اقدامات کنترلی عامل این پیام را شناسایی میکند.
دختری نوجوان به مقر انتظامی هدایت میشود. افسر پرونده، برای شکستن فضا، با لحنی نیمهطنز میگوید: نشانی که دادی، خیابان محل زندگی ما هم هست. چشمهای دختر ناگهان گرد میشود؛ با اضطراب و شتاب میگوید: خدا نکند به شما و خانوادهتان آسیبی برسد.
اما ماجرا فراتر از یک پیام است.دختری که از درون زخمی است.میگوید: «پدر و مادرم از هم جدا شدند و هر دو دوباره ازدواج کردند. همیشه فکر میکردم مادرم مرا مزاحم میبیند… با حرفهایش اذیتم میکرد… میگفت کاش به دنیا نیامده بودی.»
همین جملات، برای شکستن یک روح نوجوان کافی است. او ادامه میدهد: «وقتی پیام را فرستادم، با خودم گفتم کاش خانهمان را بزنند… اما بعدش واقعا پشیمان شدم.»
لحظه مواجهه مادر و دختر، نقطه اوج ماجراست؛ دختر سرش را پایین میاندازد. مادر، با شنیدن حرفها، به عمق دلتنگیهای فرزندش پی میبرد؛ او را در آغوش میگیرد، میبوسد. دختر در سکوتی پر از حرف، به چشمان مادر نگاه میکند و با بغض میگوید: «خدا دشمنان ما را لعنت کند… مادر جان، تو هم همیشه سالم باشی… خیلی دوستت دارم.»
یک گفتوگوی ساده با کارشناس مشاوره پلیس، مادر را به فکر فرو میبرد؛ اینکه گاهی بیتوجهی به احساسات فرزندان، آنها را به مسیرهایی میکشاند که نه از سر دشمنی، بلکه از سر تنهایی است.
غلامرضا تدینیراد
رئیس مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی
انتهای پیام/282