امام شهید تنها کسی بود که یک تنه در برابر امپریالیسم ایستاد

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، چهلمین روز شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، نه یک سوگواری ساده که یک لحظه تأمل فلسفی در تاریخ مقاومت است.

از 1368 تا 1404، او تنها کسی بود که یک تنه در برابر امپریالیسم و صهیونیسم جهانی ایستاد. نه از آن رو که دیگران نایستاده بودند، بلکه از آن رو که دیگران معمای امپریالیسم را حل نکرده بودند. او فهمید دشمن نه یک ارتش، نه یک شرکت و نه یک ایدئولوژی، بلکه شبکه‌ای از قدرت، معنا و زور است. و برای شکست آن، راهی جز ساخت یک «تمدن مقاوم» نداشت. برای فهم این راز، کافی است یک سده مبارزه با آمریکا را مرور کنیم؛ در این صد سال، همه تلاش‌ها در چند الگوی محدود خلاصه می‌شوند:

نخست، الگوی چریکی‑شهری که چه گوارا نماینده آن بود. او گمان می‌کرد با یک تفنگ و یک هسته کوچک انقلابی می‌توان امپریالیسم را در روستاهای آمریکای لاتین محاصره کرد. قهرمان بود، اما قربانی سادگی خود: امپریالیسم را یک نیروی نظامی قابل هدف‌گیری مستقیم می‌دید، نه ماشینی بازتولیدکننده نابرابری از طریق رسانه، بانک و فرهنگ. چه گوارا در بولیوی کشته شد، اما آمریکا نه تنها نرفت، بلکه مدل خود را به کل جهان صادر کرد. 

دوم، الگوی ملی‌گرایانه. کسانی مثل جمال عبدالناصر که سعی کردند با ملی‌کردن نفت و ائتلاف با شرق، جای پایی در برابر آمریکا پیدا کنند، اما هیچ‌کدام نظام سرمایه‌داری جهانی را به چالش نکشیدند. آنها علیه آمریکا حرف زدند، اما در چارچوبی حرکت کردند که سرانجام به نفع آمریکا تمام شد. 

سوم، الگوی انقلابی‑دولتی که کاسترو در کوبا نماینده آن بود. او بیش از نیم قرن ایستاد، اما در یک جنگ سرد دوقطبی موفق شد. با فروپاشی شوروی، کوبا عملاً از معادله خارج گشت. کاسترو توانست جزیره‌ای را حفظ کند، اما نتوانست یک جبهه جهانی ضدامپریالیستی بازسازی نماید، اما آیت‌الله خامنه‌ای در سه سطح از همه آنها فراتر رفت: 

نخست، نظریه «نظام امپریالیستی» را به جای «دشمن خارجی» نشاند. او فهمید آمریکا یک کشور نیست، یک نظام است؛ نظامی که ناتو، دلار، صندوق بین‌المللی پول، هالیوود، اینترنت و حتی سازمان‌های به ظاهر بشردوستانه را در بر می‌گیرد.

دوم، ابداع «جبهه نیابتی تمدنی» به جای ارتش‌های ملی. چه گوارا یک ارتش انقلابی می‌خواست؛ دیگران یک ارتش ملی. اما او شبکه‌ای از بازیگران غیردولتی ساخت که معادله امنیتی منطقه را از دست آمریکا خارج کرد.

سوم، بازتعریف شهادت به مثابه یک استراتژی، نه یک پایان. برای چه گوارا، شهادت یک شکست رمانتیک بود؛ او می‌دانست کشته می‌شود، اما برای آیت‌الله خامنه‌ای، شهادت ابزار تمدن‌سازی بود. از این رو، پس از او مبارزه با آمریکا دیگر به شکل کلاسیک بازنخواهد گشت.

آنچه امروز نیاز داریم، بازتعریف مبارزه بر اساس میراث نظری و عملی اوست: مبارزه‌ای که در آن، رسانه از تفنگ مهم‌تر، اقتصاد مقاومتی از نفت ملی‌شده کارآمدتر، و تمدن‌سازی از قهرمان‌پروری پایدارتر است.

نویسنده: عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

انتهای پیام/