مورخ روس: اروپا در منگنه جنگ‌افروزی ترامپ و بحران انرژی خاورمیانه

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «آرتم کرپیچنوک»، مورخ و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در یادداشتی تحلیلی که در پایگاه خبری «کالیبر» جمهوری آذربایجان منتشر شده، به بررسی تبعات ویرانگر جنگ‌افروزی آمریکا علیه ایران بر کشورهای اروپایی پرداخته است.

این یادداشت، نشان می‌دهد که چگونه قاره سبز به دلیل تبعیت کورکورانه از واشنگتن، میان پتک فشارهای آمریکا و سندان بحران‌های خاورمیانه گرفتار شده و اقتصاد آن در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.

کرپیچنوک در ابتدای یادداشت خود می‌نویسد: اعلام آتش‌بس موقت توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در جنگ علیه ایران، واکنش‌های متناقضی را در جامعه جهانی و محافل کارشناسی به همراه داشته است. کارشناسان پنهان نمی‌کنند که نسبت به پایداری این صلح در خاورمیانه به شدت تردید دارند، زیرا ریشه‌ها و تضادهای بنیادینی که این جنگ را شعله‌ور ساخت، به هیچ وجه از بین نرفته‌اند. این چشم‌انداز تیره و تاریک، بیش از همه برای کشورهای رو به زوال اتحادیه اروپا فاجعه‌بار خواهد بود.

از همان ابتدای شکل‌گیری تقابل میان ائتلاف آمریکا-رژیم صهیونیستی و ایران، دولت‌های اروپایی تلاش کردند با اجتناب از مداخله مستقیم نظامی، رضایت ترامپ را جلب کنند، اما در نهایت خود را در یک منگنه خردکننده یافتند. ترامپ با لحنی تحقیرآمیز تاکید کرده است که کشورهای دیگر «باید یاد بگیرند که روی پای خود بایستند»، زیرا واشنگتن دیگر تمایلی به کمک به متحدانی ندارد که از مشارکت نظامی علیه ایران طفره رفته‌اند.

این در حالی است که در گذشته‌ای نه چندان دور، اروپایی‌ها نقش مهمی در دیپلماسی با ایران ایفا می‌کردند و اتحادیه اروپا به عنوان میانجیِ توافق هسته‌ای (برجام) شناخته می‌شد. اما امروز به نظر می‌رسد که در واشنگتن و تل‌آویو، هیچ‌کس برای بروکسل و نظرات آن ارزشی قائل نیست.

شوک انرژی و تورم مهارگسیخته

نویسنده روس در ادامه به ابعاد بحران اقتصادی اروپا اشاره کرده و می‌نویسد: در حال حاضر تمامی دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های اروپا در خاورمیانه تحت تهدید قرار گرفته‌اند و احتمالاً موج جدیدی از پناهجویان به زودی به سواحل قاره سبز سرازیر خواهند شد. اما سهمگین‌ترین ضربه‌ای که بر پیکره پیرِ اروپا وارد می‌شود، یک بحران اقتصادی با پیامدهایی شبیه به یک سونامی ویرانگر است.

اروپایی که 60 درصد از نیاز برق خود را وارد می‌کند، پس از آغاز درگیری‌ها میان روسیه و اوکراین و قطع واردات انرژی ارزان از مسکو، به شدت آسیب‌پذیر شده و بالاترین قیمت‌های انرژی در جهان را تجربه کرده است. اکنون با توجه به کنترل قاطعانه ایران بر تنگه هرمز، شرایط به مرز فاجعه رسیده است. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، جهان با «بزرگ‌ترین بحران انرژی در تاریخ» مواجه است؛ صادرات سوخت (بنزین، دیزل) تا 70 درصد سقوط کرده و قیمت نفت از 100 دلار در هر بشکه فراتر رفته است، در حالی که ذخایر استراتژیک اروپا در پایین‌ترین سطح تاریخی خود قرار دارد.

تبعات این انسداد تنها به نفت و گاز ختم نمی‌شود. هزینه بلیت هواپیما، حمل‌ونقل و واردات کالا از آسیا سر به فلک کشیده است. در بخش مواد خام نیز وضعیت بحرانی است؛ صادرات جهانی اوره (حیاتی برای کودهای شیمیایی کشاورزی)، هلیوم (کاربردی در صنایع نیمه‌هادی) و گوگرد از مبدأ خلیج فارس متوقف شده که این امر جرقه یک ابرتورم جهانی را زده است. حتی با وجود اعلام آتش‌بس موقت، قیمت‌ها به ندرت به دوران پیش از جنگ بازمی‌گردند.

صنعت‌زدایی و خطر فروپاشی اتحادیه اروپا

در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده است: حتی پیش از آغاز دور جدید درگیری‌ها در خاورمیانه، اقتصاد راکد اروپا تحت فشار رقابت سنگین با چین، جهش قیمت انرژی و تورم، در حال «صنعت‌زدایی» بود. اکنون این روند با سرعت بسیار بیشتری در حال پیشروی است. جنگ خاورمیانه عملاً چشم‌انداز محقر رشد اقتصادی اروپا را کاملاً نابود کرده است.

اروپا برای مقابله با این بحران ابزارهای محدودی در اختیار دارد که کنترل قیمت‌ها و پرداخت یارانه‌ها از جمله آن‌هاست؛ اما این مسکن‌ها، کشورهای اتحادیه اروپا را در باتلاق بدهی عمیق‌تری فرو خواهد برد. در سال 2024، متوسط بدهی به تولید ناخالص داخلی اروپا از 80 درصد فراتر رفت و صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند این روند صعودی ادامه یابد. در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره بانکی برای مهار تورم، تنها این بدهی‌ها را سنگین‌تر و کمرشکن‌تر می‌کند.

ذلت در برابر واشنگتن؛ تنها راه نجات؟

کرپیچنوک در ادامه این سوال کلیدی را مطرح می‌کند: «چه کسی قرار است انرژی حیاتی اروپا را تامین کند؟» نخست‌وزیر بلژیک اخیراً پیشنهاد عادی‌سازی روابط با روسیه برای واردات انرژی ارزان را مطرح کرده بود، اما این به معنای پذیرش شروط مسکو در اوکراین است که برای بروکسل تلخ است. تنها گزینه باقی‌مانده، خرید نفت و گاز از آمریکا به هر قیمت ممکنی است که این امر نیز مستلزم تسلیم محض رهبران اروپایی در برابر خواسته‌های دونالد ترامپ است.

این ذلت و استیصال به وضوح در رفتار سیاستمداران اروپایی نمایان است. «کی‌یر استارمر»، نخست‌وزیر انگلیس، ابتدا جرات کرد و از واگذاری پایگاه استراتژیک دیه‌گو گارسیا به آمریکایی‌ها خودداری نمود، اما خیلی زود تسلیم شد و اعلام کرد که آمریکا می‌تواند از آن برای «اهداف دفاعی محدود» استفاده کند. ترامپ نیز در پاسخی تحقیرآمیز گفت که استارمر برای این تصمیم «خیلی لفتش داد».

آینده تاریک قاره سبز در نظم جدید جهانی

در پایان این یادداشت تاکید شده است: در طول یک قرن گذشته، راز شکوفایی و ثبات اروپا، اتحاد ممتاز با قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا بود. اما اکنون، بدون رهبری بی‌چون‌وچرای آمریکا و با از دست دادن چتر حمایتی واشنگتن، اتحادیه اروپا با یک تهدید موجودیتی روبروست.

بروکسل برای جبران از دست دادن این چتر دفاعی، مجبور است بودجه‌های نظامی خود را به شدت افزایش دهد؛ اقدامی که مستقیماً به معنای کاهش بودجه‌های رفاهی و اجتماعی، و در نتیجه تشدید بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی در سراسر این قاره خواهد بود. با این روند، و با توجه به اختلافات عمیق اقتصادی و انباشت بدهی‌ها، قاره اروپا در خطر تجزیه و فروپاشی به بلوک‌های متخاصم قرار دارد که هر یک برای حفظ منافع کوته‌بینانه خود با همسایگانش درگیر خواهد شد. در نهایت، اروپایی‌های ضعیف‌شده به شکاری آسان و طعمه‌ای بی‌دفاع برای قدرت‌های نوظهوری تبدیل خواهند شد که در حال بازطراحی نقشه جهان هستند.

انتهای پیام/