سایه سنگین معادله ایران در تنگه هرمز بر شرکای آمریکا از آسیا تا آفریقا
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 22 فروردين 1405 - 12:32
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلهای مربوط به معادلات ایجاد شده در منطقه و جهان بعد از مقابله قاطع ایران با تجاوز آمریکایی-صهیونیستی، مرکز مطالعاتی الزیتونه در مقالهای به بررسی پیامدهای این جنگ برای اقتصاد جهان از جمله قاره آفریقا پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
با وجود مدت زمان نسبتاً کوتاه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این جنگ تنها بر طرفین خود تأثیر نگذاشت و آثار آن به منطقه خاورمیانه، به عنوان صحنه میدانی جنگ، محدود نشد، بلکه به سایر نقاط جهان نیز گسترش یافت، به ویژه با افزایش قیمت جهانی نفت و آسیب دیدن ناوبری در تنگه هرمز، که مهمترین گذرگاه آبی استراتژیک انرژی در جهان است.
قاره آفریقا نیز از این قاعده مستثنی نبود و تاثیر جنگ بر آن در تعدادی از سیاستهای اضطراری اتخاذ شده در سراسر قاره آشکار شد، که انتظار میرود با ادامه وضعیت کنونی، توسعه یافته و ادامه یابد.
در این میان، همانطور که مواضع جهانی در قبال جنگ متفاوت بود، مواضع کشورهای آفریقایی نیز در قبال آن متفاوت بود؛ بسته به منافع آن کشورها و ملاحظات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها، و مواضع داخلی این کشورها در قبال جنگ.
اولاً: عوامل تعیین کننده مواضع آفریقا در قبال جنگ:
مواضع آفریقا در قبال جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر اساس تعدادی از عوامل تعیین کننده بنا شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
1. قیمت نفت و انرژی و هزینههای حمل و نقل:
جنگ منجر به اختلال در بازارهای نفت و افزایش بیسابقه قیمتهای جهانی آن شد، به طوری که قیمت نفت برنت از 72.48 دلار در هر بشکه در 27/2/2026، یعنی یک روز قبل از شروع جنگ، به 119.5 دلار در هر بشکه در ماه مارس 2026 رسید، که بالاترین سطح آن از ژوئن 2022 و بالاترین نرخ ماهانه افزایش آن از سپتامبر 1990 پس از حمله عراق به کویت است.
این افزایش قیمت نفت در آفریقا دو رویه دارد، زیرا در کوتاه مدت برای کشورهای آفریقایی وابسته به صادرات نفت و گاز، که تعداد کمی از کشورها مانند نیجریه، آنگولا و الجزایر هستند، یک مزیت محسوب میشود. در عین حال، این افزایش به طور منفی بر کشورهای واردکننده خالص نفت تأثیر میگذارد، به ویژه آنهایی که نمیتوانند به بازارهای سرمایه بینالمللی دسترسی پیدا کنند تا شدت شوک را کاهش دهند؛ که اکثریت کشورهای آفریقایی را تشکیل میدهند.
افزایش قیمت نفت به سرعت به افزایش هزینههای حمل و نقل، افزایش قیمت مواد غذایی و تورم عمومی تبدیل میشود. تحلیلگران هشدار میدهند که افزایش هزینههای انرژی ممکن است ثبات ارزها را بر هم زده و بحران گرانی معیشت را در بسیاری از کشورهای آفریقایی عمیقتر کند.
گذرگاه دریای سرخ، که دریای مدیترانه را به اقیانوس هند متصل میکند، نقطه تنش حیاتی دیگری بوده و هرگونه اختلالات در آن ممکن است بر مسیرهای تجاری که اروپا، خاورمیانه و آسیا را به هم متصل میکند، تأثیر بگذارد. در پاسخ به جنگ و خطرات امنیتی مرتبط با آن، شرکتهای کشتیرانی در حال حاضر مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتر را در اطراف آفریقای جنوبی بررسی میکنند.
اگرچه این ممکن است خطرات امنیتی مستقیم برای کشتیها را کاهش دهد، اما هزینههای حمل و نقل را در سطح جهانی افزایش میدهد، که به تورم و فشارهای اقتصادی بر کشورهای وابسته به واردات میافزاید. برای اقتصادهای آفریقایی که برای بهبود از شوکهای همهگیری کرونا (COVID-19)، جنگ اوکراین و بحرانهای بدهی تلاش میکنند، این یک ضربه خارجی دیگر است.
2. روابط سیاسی و اقتصادی با طرفین درگیری:
مواضع کشورهای آفریقایی در قبال جنگ، بسته به منافع اقتصادی و سیاسی تصور شده آنها و میزان قدرت روابط دیپلماتیک آنها با طرفین درگیری: ایالات متحده، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و ایران، شکل گرفت.
از سال 2025، دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا یادداشتهای تفاهم دوجانبهای در زمینه بهداشت با حداقل 17 کشور آفریقایی به ارزش کلی بیش از 16 میلیارد دلار امضا کرد. واشنگتن همچنین به دنبال عادیسازی روابط با سه کشور عضو "ائتلاف کشورهای ساحل" بود که تحت حکومت شوراهای نظامی قرار دارند، یعنی: بورکینافاسو، مالی و نیجر. این کشورها به ویژه مشتاق هستند که روابط رو به رشد خود با ایالات متحده را به خطر نیندازند، زیرا از نظر آنها ایالات متحده برجستهترین قدرت نظامی و اقتصادی در جهان است.
اسرائیل نیز با قراردادهایی در زمینههای کشاورزی و توسعه روستایی، فناوری، مراقبتهای بهداشتی، واکنش اضطراری، امنیت، مدیریت آب و آموزش با تعدادی از کشورهای آفریقایی مانند: اتیوپی، غنا، کنیا، اوگاندا، رواندا، زامبیا، سودان جنوبی و نیجریه، موفق به تقویت روابط آفریقایی خود شد.
در این میان کشورهای حاشیه خلیج فارس شرکای اقتصادی فزایندهای برای بسیاری از کشورهای آفریقایی هستند و تنها در سالهای 2022 و 2023، کشورهای حاشیه خلیج فارس تقریباً 113 میلیارد دلار آمریکا در قالب سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آفریقا سرمایهگذاری کردند.
اما ایران در دهههای گذشته مشغول ایجاد روابط دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی با برخی کشورهای آفریقایی مانند سودان، زیمبابوه و اریتره بوده است و همچنان به دنبال ایجاد مشارکتهای جدید به عنوان راهی برای متعادل کردن است.
3. تجربیات آفریقایی به دست آمده از جنگ روسیه و اوکراین:
حافظه نزدیک آفریقا تجربیاتی را از جنگ روسیه و اوکراین که وارد پنجمین سال خود شده است، در خود جای داده است. این تجربیات، به ویژه در زمینه اقتصادی، خوشایند نیستند. وضعیت پس از شروع درگیری اوکراین منجر به افزایش قیمت کود، نفت و گاز شد که به نوبه خود باعث افزایش هزینه زندگی در اکثر کشورهای آفریقایی و تشدید فشار سیاسی بر بسیاری از رژیمها شد.
ثانیاً: مواضع آفریقا در قبال جنگ علیه ایران:
موضع رسمی اتحادیه آفریقا در قبال جنگ با احتیاط و درخواست "خویشتنداری و کاهش فوری تنش" آغاز شد و از همه طرفها خواست تا "مطابق با قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد" عمل کنند، اما به سرعت به محکومیت حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و ابراز همبستگی با این کشورها تبدیل شد.
مواضع اعلام شده هر کشور آفریقایی در قبال جنگ متفاوت بود، از جانبداری آشکار از طرف آمریکایی-اسرائیلی، و تمرکز بر ابراز همدردی با کشورهای حوزه خلیج فارس، یا حمایت صریح یا ضمنی از ایران، یا اتخاذ احتیاط و سکوت.
جانبداری کشورهای شاخ آفریقا، مانند کنیا، سومالی و اتیوپی، از کشورهای حاشیه خلیج فارس برجسته بود، در حالی که مواضع آفریقای جنوبی و سنگال بر اساس قوانین بینالمللی بود که تجاوز به کشورها را بدون قطعنامه سازمان ملل متحد رد میکند. این به منزله محکومیت ضمنی حمله آمریکایی-اسرائیلی به ایران و غیرقانونی دانستن آن است.
کشورهای غرب آفریقا نیز موضع محتاطانهای اتخاذ کردند و حضور مذهبی شیعه در غرب آفریقا، در کشورهایی مانند نیجریه، ساحل عاج (کوت دیووار) و کامرون، به این امر کمک کرد. غنا نیز گفتمانی مشابه را اتخاذ کرد و خواستار کاهش تنش و تمرکز بر ایمنی شهروندان خود در خارج از کشور شد.
ثالثاً: پیامدهای جنگ بر قاره آفریقا:
بارزترین و مستقیمترین تأثیر ناشی از افزایش قیمت نفت بود، به ویژه در کشورهای آفریقایی واردکننده خالص نفت، که با کسری تجاری مواجه شدند که ذخایر ارزی محدود آنها را از بین میبرد. افزایش قیمت نفت منجر به اتخاذ اقداماتی برای منطقی کردن مصرف سوخت و برق و افزایش قیمت سوخت در چندین کشور آفریقایی شد.
به عنوان مثال، به تامینکنندگان برق در اتیوپی دستور داده شد تا اولویت را به بخشهای خاصی بدهند، در حالی که زیمبابوه قیمت دیزل و بنزین را به ترتیب 15% و 25% افزایش داد.
در مصر، دولت قیمت سوخت را افزایش داد، علیرغم تعهد قبلی خود مبنی بر تثبیت قیمتها در سال 2026، و طرحی را برای منطقی کردن مصرف برق آغاز کرد و هشدار داد که در صورت ادامه جنگ، اقدامات سختگیرانهتری اتخاذ خواهد شد.
در آفریقای جنوبی، مصرفکنندگان با افزایش شدید قیمتها مواجه شدند و گزارشها حاکی از آن است که وزارت منابع معدنی و انرژی نیز در حال بررسی افزایش قیمت بنزین تا 25% و دیزل تا 44% است.
در حالی که کشورهای آفریقایی صادرکننده نفت، مانند نیجریه، آنگولا و جمهوری دموکراتیک کنگو، افزایش درآمد داشتند، اما این افزایش بهای زیادی برای آنها داشت؛ زیرا عدم استقلال ساختاری در بخش پالایش باعث میشود این کشورها فرآوردههای نفتی را با قیمتهای بالا وارد کنند، که قیمت سوخت را در داخل افزایش میدهد و تورم را تقویت میکند.
با تشدید جنگ، سرمایهگذاران بینالمللی به سمت "پناهگاههای امن" مانند طلا، دلار و اوراق قرضه روی آوردند، که منجر به فرار سرمایه از بازارهای نوظهور آفریقا شد. این فشار به ارزهای آفریقایی نیز گسترش یافت؛ به طوری که "راند" آفریقای جنوبی در برابر دلار کاهش یافت، و ارزش پوند در مصر نیز کاهش یافت، که هزینه واردات کالاهای اساسی و خدمات بدهی خارجی را افزایش داد.
این ریزش در بازارهای مالی متوقف نشد، بلکه به بخشهای هوانوردی و گردشگری نیز گسترش یافت. خطوط هوایی اتیوپی مجبور شد 35% از پروازهای خود را لغو کند و روزانه هشت میلیون دلار به دلیل تغییر مسیرها متحمل ضرر شود. همچنین، اختلال در حرکت ناوبری، معیشت بیش از 2.5 میلیون آفریقایی را که قصد داشتند از پروازهای حج و عمره بهرهمند شوند، تهدید کرد و 1.2 میلیارد دلار ضرر برای گردشگری مذهبی به همراه داشت. در کنیا هم، رزرو هتلها 40% کاهش یافت.
انتهای پیام/