دیپلماسی در سایه اقتدار؛ چرا این بار میز مذاکره متفاوت است؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، علی مهتدی، تحلیل‌گر سیاسی تبریزی در یادداشتی نوشت:

مرور تاریخ معاصر روابط تهران و واشینگتن، روایتگر یک «تراژدی تکراری» است؛ نشستن پای میز مذاکره، امضای توافق و سپس خروج یک‌جانبه آمریکا. از پیمان‌شکنی در بیانیه الجزایر گرفته تا خروج رسمی از برجام و ناتمام گذاشتن گفت‌وگوهای اخیر برای آغاز جنگ تحمیلی دوزاده و چهل روزه، واشینگتن همواره ثابت کرده که «امضا»ی مقاماتش، هیچ اعتباری ندارد.

اما امروز، دور جدید گفت‌وگوها با چهار تفاوت بنیادین، نه تنها این چرخه فرسایشی را شکسته، بلکه نظم جدیدی را بر میز مذاکرات حاکم کرده است:

1. جابه‌جایی نقشِ «نویسنده» و «خواننده»
در تمامی ادوار گذشته، این غرب بود که چهارچوب و دستور کار را دیکته می‌کرد. اما این بار، جایگاه‌ها تغییر کرده است. اگر زمانی آمریکا با تحمیل بندهای یک‌طرفه  15 بندی به دنبال تسلیم ایران بود، امروز این 10 بند پیشنهادی ایران است که روی میز قرار دارد. این چرخش از انفعال به ابتکار عمل، نشان‌دهنده تغییر عمیق موازنه قوا در سطح راهبردی است.

2. پایان دوران «شمشیر دموکلس» و هراس از جنگ
سال‌هاست که واشینگتن با استفاده از مترسک «گزینه نظامی»، به دنبال ایجاد تلاطم در جامعه ایران و امتیازگیری بود. اما این بار، دشمن کارت خود را بازی کرده است؛ یک جنگ چهل‌روزه و بمباران‌های سنگین، نه‌تنها اراده تهران را نشکست، بلکه پوچی تهدیدات را عیان کرد. ایران اکنون بدون واهمه از عملیات روانی، برتری خود در «جنگ نامتقارن» را به رخ کشیده و در حالی پای میز نشسته که اهرم فشار نظامی دشمن، کارکرد خود را از دست داده است.

3. بهت جهانی از اقتدار درونی و همبستگی ملی
تصویر ذهنی حاکمان و رسانه‌های جهان از ایران، کشوری در آستانه فروپاشی بود؛ اما واقعیتِ میدان، این محاسبات را به هم ریخت. ایستادگی نظامی و اقتصادی در برابر آمریکا، آن هم با همراهی و انسجام حداکثری مردم، به دنیا ثابت کرد که ایران، «ونزوئلا» نیست. امروز جهان با بهت و احترام به قدرتی می‌نگرد که برخلاف تصورات، نه‌تنها ورشکسته نیست، بلکه به یک بازیگر تعیین‌کننده و غیرقابل حذف در جهان و منطقه تبدیل شده است و دیری نمی‌یابد که کشورهای منطقه معادلات اقتصادی_امنیتی خود را با قطب‌نمای ایران تنظیم خواهند کرد.

4. تضمین در «میدان»؛ فراتر از جوهر روی کاغذ
حیاتی‌ترین تفاوت این دور از گفت‌وگوها، نوع نگاه به مقوله «تضمین» است. تجربه به ایران آموخته که قطعنامه‌های بین‌المللی و امضاهای دیپلماتیک، در برابر تغییر دولت‌ها در آمریکا بی‌خاصیت هستند. لذا، این بار ایران به دنبال «تضمین کاغذی» نیست.

امروز، تنگه هرمز و تسلط راهبردی ایران بر شریان‌های انرژی جهان، واقعی‌ترین تضمین ممکن است. این بازدارندگیِ عینی، با هیچ امضایی از بین نمی‌رود و با هیچ بیانیه‌ای نقض نمی‌شود. گره خوردن امنیت انرژی جهان به قدرت میدانی ایران، هزینه‌ی هرگونه بدعهدی را برای طرف مقابل به شکلی جبران‌ناپذیر افزایش داده است.

مذاکرات جدید، نه بر پایه «اعتماد» به طرفی که بارها آزموده شده، بلکه بر مبنای «واقعیت‌های تغییرناپذیر جغرافیایی و نظامی» پیش می‌رود. امروز دیپلماسی دیگر یک گفت‌وگوی انتزاعی نیست؛ بلکه بازتابی مستقیم از اقتداری است که در میدان تثبیت شده است.

انتهای پیام/