سمنان در سوگ رهبر شهید و سراسر بیعت با رهبر رشید

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، چهلمین شب از شهادت مظلومانه قائد شهید انقلاب اسلامی، آسمان استان سمنان را در خود غرق کرده بود. اما این غم، نه از جنس سستی که از جنس ایستادگی بود. مردمی که چهل شب پیش با شهادت پدر امت، ماتم‌زده شده بودند، امشب در حالی به خیابان‌ها ریختند که هم بر این مصیبت عزا داشتند و هم با «صالح بعد از صالح»، بیعتی دوباره می‌بستند.

از سمنان تا شاهرود، از دامغان تا گرمسار، از مهدیشهر تا میامی، تمام استان یکپارچه میعادگاه عاشقان شده بود. معراج شهدای بلوار سعدی در مرکز استان، چون نگینی در میان این دریای بی‌کران انسان‌ها می‌درخشید. هر کوچه و خیابانی، پذیرای جمعیتی بود که با چشمانی اشک‌آلود و دل‌هایی آکنده از ایمان، آمده بودند تا چهلمین شب را به یادماندنی‌ترین شب این حماسه کنند.

تصاویر تجمع‌های شبانه، حکایت از حضور پرشور قشرهای مختلف مردم داشت. پیرمردهایی که عصا به دست، خود را با دشواری به جمعیت می‌رساندند. زنانی با چادرهای مشکی که کودکان خردسال را در آغوش گرفته بودند. نوجوانانی که پرچم‌های سه‌رنگ ایران را بر دوش می‌کشیدند و جوانانی که سربندهای «یا زهرا(س)» بر پیشانی بسته بودند. همه آمده بودند تا یک پیام بفرستند: ما هنوز ایستاده‌ایم.

در این شب، علاوه بر بزرگداشت یاد و خاطره رهبر شهید، مردم از دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی دفاع کردند و از رشادت‌های نیروهای مسلح که چهل شب در برابر هجمه دشمن ایستادگی کرده بودند، قدردانی نمودند. اما مهم‌تر از همه، بیعت مجدد با سومین رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بود که بر لب‌ها جاری بود.

مردم با مدیحه‌سرایی و سینه‌زنی و قرائت قرآن مجید، یاد شهیدان را گرامی می‌داشتند. صدای «یا حسین(ع)» و «یا مهدی(عج)» در فضای شهر می‌پیچید و با نوای سینه‌زنان، ضرباهنگی از جنس حماسه می‌ساخت. زنان با چادرهای مشکی، در حلقه‌های کوچک‌تر، آرام‌تر اما با شوری نهفته، سینه می‌زدند و مردان با دستانی که از چهل شب ایستادن، پینه بسته بود، بر سینه می‌کوبیدند.

فریاد «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد» از میان جمعیت برخاست و ثانیه‌ای بعد، هزاران نفر هم‌صدا شدند. این شعار، نه فقط یک جمله، که عهدی بود که مردم با شهدای خود می‌بستند. عهدی برای ادامه راه، عهدی برای پاسداری از خون پاک رهبر شهید و همه شهدای جنگ رمضان.

شعار «قسم به خون رهبر، ایستاده‌ایم تا آخر» چنان در فضای معراج شهدا طنین‌انداز شد که گویی تمام شهر یکصدا فریاد می‌زدند. مردم با مشت‌های گره‌کرده و چشمانی که از غیرت می‌درخشید، این عهد را بارها و بارها تکرار می‌کردند. گویی می‌خواستند به دشمن بگویند که با شهادت رهبرشان، نه تنها سست نشده‌اند، که مصمم‌تر از همیشه پای آرمان‌های خود ایستاده‌اند.

«خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» شعاری بود که امشب بر لب‌ها جاری بود. مردم با این شعار، اعلام می‌کردند که هر قطره از خونشان، فدای رهبرشان است و تا نابودی کامل دشمنان، از پای نخواهند نشست. این خون، هدیه‌ای بود که چهل شب پیش در راه ولایت ریخته شده بود و امروز، در چهلمین شب، با این شعار، تازه‌گی می‌گرفت.

در گوشه‌ای از معراج شهدا، گروهی از جوانان دور هم نشسته بودند و با هم قرآن می‌خواندند. صدای دلنشین تلاوت، با گریه‌هایی که از عمق وجود برمی‌خاست، در هم می‌آمیخت و فضایی ملکوتی خلق کرده بود. یکی از آنان که اشک بر گونه‌هایش جاری بود، زمزمه می‌کرد: خدایا، خون رهبرمان را از ما نگیر. خدایا، ما را در این راه ثابت‌قدم بدار.

موکب‌های مردمی در اطراف معراج، چای و خرما و شربت بین عزاداران توزیع می‌کردند. خادمان با چشمانی خسته اما مصمم، در حال خدمت‌رسانی بودند. یکی از آنان که لیوان‌های شربت را به دست مردم می‌داد، می‌گفت: چهل شب است در این موکب‌ها هستم. امشب چهلمین شب است. شربتی که می‌دهم، به یاد خون رهبر شهیدم است. باشد که کاممان با این شربت، شیرین شود.

ساعت از 11 شب گذشته بود و جمعیت همچنان پراکنده نمی‌شد. گویی همه منتظر بودند تا شاید خبر تازه‌ای از میدان نبرد برسد. اما مهم‌تر از خبر، این حضور بود. این ایستادگی. این بیعت. مردمی که چهل شب پیش با چشمانی اشک‌آلود از خانه‌هایشان بیرون زدند، امشب با چشمانی پر از عزم، باز هم در خیابان‌ها بودند.

امشب، استان سمنان شاهد صحنه‌ای بود که در تاریخ این دیار ثبت خواهد ماند. چهلمین شب شهادت رهبر شهید، با حضور مردمی رقم خورد که نه فقط سوگوار بودند، که بیعت‌کننده بودند. مردمی که با مدیحه‌سرایی و سینه‌زنی و قرائت قرآن، با فریادهای «ای رهبر شهیدم راهت ادامه دارد»، «قسم به خون رهبر ایستاده‌ایم تا آخر» و «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست»، یک پیام را به جهانیان فرستادند: راه رهبر شهید تا نابودی کامل دشمنان ادامه خواهد داشت و ما تا آخر ایستاده‌ایم.

انتهای پیام/363/