کشتار خونین برای جبران شکست؛ قمار خطرناک نتانیاهو و تسریع سقوط
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 21 فروردين 1405 - 14:42
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، متن مقاله «محمد الایوبی» نویسنده و تحلیلگر فلسطینی با عنوان «فرار نتانیاهو به لبنان، کشتار خونین برای جبران شکست!» به این شرح است:
نقض آتشبس میان واشنگتن و تهران یک حادثه جانبی و رخداد حاشیهای در رفتار نتانیاهو نیست، بلکه یک فعل و عمل سیاسی حسابشده است که عمق بحران ترکیبی جنایتکار جنگی را در سطوح مختلف نشان میدهد بهطوری که وجهه وی از هم فرو پاشیده است و اتهامزنی علیه وی هم گسترش یافته است.
در سطح خارج، روند تحولات منطقهای بهشکلی نیست که بهنفع پروژه و روایت نتانیاهو باشد، در این چارچوب، تجاوزات وحشیانه رژیم صهیونیستی بهنظر نمیرسد که فقط تشدید تنش نظامی باشد، بلکه تلاشی ناآگاهانه برای برهم زدن معادلات ولو بهزیان خون لبنانی است.
اول: فرار به جلو بهطوری که جنگ (برای نتانیاهو) به یک ضرورت سیاسی تبدیل میشود
نتانیاهو این نکته را درک میکند که توافق آتشبس با ایران که ترامپ با آن موافقت کرده است، نهتنها هیچ دستاورد سیاسی واقعی برای او ندارد بلکه بهعکس، او را در برابر یک پرسش سخت و دشوار میان افکار داخلی اسرائیل قرار میدهد مبنی بر اینکه؛ جنگ چهدستاوردی (برای صهیونیستها) داشته است؟ و اینجا بهطور مشخص، جنگ برای نتانیاهو از یک گزینه به یک ضرورت تبدیل میشود، زیرا فردی که چهره و تصویری از خود بر اساس ایده «قدرت مطلق» ساخته است، نمیتواند صحنه پسرفت و عقبنشینی را تحمل کند به همین سبب به گشودن جبهه جایگزینی متوسل شده است که قابل بهرهبرداری بیشتری برایش در داخل (فلسطین اشغالی) داشته باشد و آن جبهه لبنان است،
البته این مسئله در رفتار نتانیاهو تازگی ندارد، بلکه رفتار و عملی است که بارها تکرار شده است و هر بار حاشیه مانور سیاسی وی محدود شود، دامنه آتشافروزی وی گسترش مییابد و اینجاست که جنگ برای نتانیاهو به ابزاری برای بازتولید مشروعیت و نه برای تحقق اهداف نظامی واضح و روشن تبدیل میشود.
دوم: شکستن معادله «وحدت میادین و پیوستگی جبههها»
آنچه عملاً نتانیاهو را نگران کرده است، فقط لبنان نیست، بلکه معادلهای است که ایران آن را پایهریزی و تثبیت کرده است؛ معادله بههمپیوستگی جبههها و وحدت میادین، موفقیت تهران در تحمیل بههمپیوستگی دو مسیر میان ایران و لبنان یعنی عملاً محدود شدن آزادی عمل اسرائیل و قرار گرفتن هرگونه تجاوز در چارچوب گسترده منطقهای.
از اینجا میتوان خشونت غیر قابل توصیف نتانیاهو را درک کرد که تلاشی برای شکستن این معادله پیش از تحکیم و تثبیت آن است، حملات سنگین هوایی تنها یک پیام نظامی از سوی او نیست، بلکه یک اعلان سیاسی است مبنی بر اینکه اسرائیل این بههمپیوستگی را نمیپذیرد و برای تحمیل جدایی اجباری میادین از یکدیگر تلاش میکند.
در سطحی دیگر، تنشآفرینی و تجاوزات رژیم صهیونیستی در لبنان در ادامه دکترین قدیمی این رژیم قرار دارد که مبتنی بر «بازدارندگی از طریق ویرانگری» است همانطور که در غزه و لبنان رخ داد. اهداف نظامی بهاندازه جوامع اجتماعی کامل، دقیق نیست؛ ضاحیه (جنوب بیروت)، جنوب و بقاع یعنی جوامع و مناطقی که پشتوانه حزبالله قلمداد میشود.
اینجاست که بمباران به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت و ویرانگری به پیامی برای نسلها در راستای تلاش برای بازیابی موازنه بازدارندگی روانی پس از شکست قدرت نظامی در پیروزی میدانی تبدیل میشود، اما همانطور که تجربهها ثابت کرده است، این ترفند غالباً نتایج معکوسی بهدنبال دارد و بهجای اینکه نزاع را پایان دهد، سبب تعمیق و تشدید آن میشود.
سوم: مسابقه با زمان پیش از اسلامآباد
زمان برای نتانیاهو بسیار محدود است، فاصله زمانی میان اعلام آتشبس و مذاکرات اسلامآباد، فرصتی بسیار محدود است که نتانیاهو تلاش میکند تا جایی که میتواند از آن سوءاستفاده کند، هدف نتانیاهو روشن است اینکه بهزعم خود وقایع میدانی جدیدی را پیش از تبلوریافتن تفاهمات سیاسی تحمیل کند،
اما این رفتار نتانیاهو هم، ریسک و خطر بسیار بالایی را بههمراه دارد، زیرا تمام توافق آتشبس را در بوته آزمون قرار میدهد، زیرا ایران که تجاوزات اسرائیل به لبنان را نقض مستقیم توافق قلمداد کرده، عملاً اشارهها و پیامهای تشدید پاسخ به این تجاوزات را چه از طریق اظهارات مسئولانش یا از طریق محور مقاومت در منطقه آغاز کرده است.
چهارم: محور مقاومت؛ معادله پشتیبانی و حمایت تمامعیار و همهجانبه در تمام میادین
شرطبندی اسرائیل بر اینکه لبنان تنها و منزوی است، تاکنون یک شرطبندی شکستخورده است، زیرا نشانهها و علائم دریافتی از تهران، بغداد و صنعاء نشان میدهد که ایده «وحدت میادین» دیگر صرفاً یک شعار نیست، بلکه به یک چارچوب عملی واقعی تبدیل شده است،
و معنایش این است که هرگونه تشدید تنش و تجاوز علیه لبنان ممکن است تنها به داخل آن محدود نشود، بلکه به یک رویارویی گسترده منجر خواهد شد و منطقه را به لبه پرتگاه انفجار فراگیر بازمیگرداند.
پنجم: واشنگتن میان همدستی و آزمون
آنچه را در جریان است (تجاوزات رژیم صهیونیستی) نمیتوان از موضع آمریکا جدا دانست. دولت واشنگتن خود را در برابر یک آزمون سخت و دشوار میبیند، اینکه؛ آیا به روح توافق با ایران پایبند باشد یا چشم بر رفتار اسرائیل ببندد؟
اظهارات مقامات ایران از جمله سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه این کشور بهوضوح یبانگر این فشار (بر دشمن) است بهطوری که آمریکا را در برابر دو گزینه قرار میدهد؛ یا تثبیت آتشبس و یا تحمل مسئولیت فروپاشی آن، و این معادلهای است که حاشیه مانور آمریکا را محدود میکند و آن را در موضع بازخواست سیاسی قرار میدهد.
نتیجه
آنچه امروز نتانیاهو انجام میدهد، صرفاً یک تشدید تنش نظامی نیست، بلکه قمار سیاسی بزرگ است، او این حقیقت را درک میکند که فرصتهای به شکست کشاندن توافق آتشبس، تضمینشده نیست، ولی تلاش میکند حداقل آن را از طریق غرقکردن لبنان در موجی از خشونت، از مضمون و محتوا خالی کند تا بهزعم خود، روند اوضاع را که بهضرر اوست، بههم بزند، اما این قمار خطرات بسیار بزرگی برای او بههمراه دارد، زیرا بهجای اینکه آینده سیاسی او را نجات دهد، ممکن است فروپاشی و سقوط او را تسریع بخشد و بهجای تحمیل معادلات جدید، خود را در برابر معادله منطقهای پیچیدهتر که قادر به سیطره بر آن خواهد بود، خواهد یافت.
در پایان باید گفت که بهنظر میرسد نتانیاهو فقط در جبهههای خارج نمیجنگد، بلکه وارد مهمترین نبرد خود در داخل (رژیم صهیونیستی) میشود... با زمان و با واقعیتی که با چنان سرعتی تغییر میکند که قادر به مهار آن نخواهد بود.
انتهای پیام/+