یادداشت| صراط مستقیم اقتدار/ از میدان نبرد تا میز مذاکره

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، در شرایطی که منطقه غرب آسیا یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخی خود را تجربه می‌کند، تحولات میدانی و سیاسی بیش از هر زمان دیگری درهم‌تنیده شده‌اند.جنگ ترکیبی دشمنان علیه ایران و جبهه مقاومت تنها به میدان نظامی محدود نمانده و امروز ابعاد رسانه‌ای، شناختی و دیپلماتیک آن بیش از گذشته خودنمایی می‌کند.در چنین فضایی، تحلیل دقیق نسبت میان منافع ملی و حمایت از جبهه مقاومت به یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در فضای سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده‌است.

در همین راستا، محمدجواد قاسمی، کارشناس و تحلیل‌گر سیاسی، در یادداشتی برای تسنیم به بررسی این مسئله پرداخته‌است:در منطقِ حکمرانیِ برآمده از انقلاب، مرزهای جغرافیایی نه بن‌بست راهبردی، بلکه بستری برای تحقق آرمان‌های تمدنی هستند. اما امروزه در میانه یک جنگ شناختی پیچیده، دشمن تلاش می‌کند با ایجاد دوگانه‌های کاذب میان منافع ملی و حمایت از جبهه مقاومت، در صفوفِ مستحکم ملت رخنه کند.

این دوگانه‌سازی، دقیقاً نقطه‌ای است که دشمن پس از ناکامی در جنگ تحمیلی دوم و شکست در میدان نظامی، برای ایجاد تفرقه میان مردم و حاکمیت بر آن تمرکز کرده است. واقعیت این است که سرعت و عمق امتحانات الهی در چهل روز اخیر، نشان‌دهنده رسیدن امت ما به مرتبه‌ای از اقتدار است که لایق فتوحات بزرگ‌تر گشته است. دشمن که در میدان نبرد با مقاومتِ جانانه رزمندگان و حضور مردم روبه‌رو شد، اکنون می‌کوشد پیروزی‌های به‌دست‌آمده را در ذهن‌ها به شکست تبدیل کند.

اما حقیقت آن است که از ابتدای انقلاب تاکنون، منافع ملی ما چنان با سرنوشت امت اسلام و جبهه مقاومت گره خورده که تفکیک آن‌ها ناممکن است؛ چرا که امنیت پایدار ملی، تنها در سایه اقتدار جبهه مقاومت اسلامی و شکست هیمنه استکبار محقق می‌شود. این روزها اما گره کوِ تحلیل‌های مسموم دشمن در موضوع آتش‌بس نهفته است. درحالی‌که عده ای سعی دارند آتش‌بس را نماد عقب‌نشینی جلوه دهند، شواهد میدانی و دیپلماتیک جهانی نشان می‌دهد که این وضعیت، تنها جبهه دیگری از جنگ است.

ما در شرایطی وارد این مرحله شده‌ایم که برخلاف تجربه‌های تاریخی گذشته، این بار دشمن است که تحت‌فشار میدان، شروط ده‌گانه ایران برای مذاکره را بدون کم‌وکاست پذیرفته است. این نه یک سازش، بلکه فتحی دیپلماتیک است که بر پایه اقتدار نظامی بنا شده تا حقوق ملت و امت به صورت یکجا تثبیت شود.

البته که در این میان اسرائیل سعی دارد با کارشکنی مسیر دستیابی ما به این پیروزی را دشوار کند و ما نیز باید با هوشمندی هم جواب در خوری به او بدهیم و هم در این جبهه نیز به نبرد ادامه دهیم. دستاوردهای این جنگ ترکیبی، هم جنبه ملی دارد و هم ابعاد امتی برای جبهه مقاومت. تثبیت مالکیت و سلطه بر تنگه هرمز نه‌تنها یک غنیمت بزرگ اقتصادی برای ایران است، بلکه جایگاه ما را به‌عنوان پرچم‌دار و الگوی مؤمنان در سراسر جهان تثبیت کرده است.

این همان فتح قریبی است که در سایه بیعت با ولی فقیه و استقامت در میدان حاصل شده و دشمن را به عقب‌نشینی تحقیرآمیز واداشته است. در واقع پیروزی در جبهه دیپلماتیک نیز مانند عرصه ی نظامی و رسانه‌ای منافع یکپارچه برای جبهه مقاومت را در بر خواهد داشت.

 در نهایت، باید هوشیار بود که در عرصه جنگ شناختی، دشمن به‌دنبال سردکردن اراده‌ها است تا در مسیر بعثت مردم خلل ایجاد کند. اگر استقامت ما در این مرحله سست شود، نصرت الهی نیز ضعیف خواهد شد چنانکه خدای متعال در قرآن کریم فرموده است «وأطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا إن الله مع الصابرین».

وظیفه امروز ما، حضور حداکثری و چندبرابری در صحنه است تا به تیم دیپلماسی قدرتِ چانه‌زنی بندبه‌بندِ شروطمان را بدهیم. منافع ملی ما امروز در گرو پیروزی نهایی جبهه مقاومت است؛ چرا که این نبرد، مسیری مستقیم به‌سوی صراط مستقیم اقتدار و تمدن‌سازی اسلامی است. امروز باید رایحه وحدت و بعثت را حفظ کرد و با صبر و حمایت از حاکمیت به‌سمت فتح نهایی قدم برداشت.

انتهای پیام/