«ایران نوین» در کلام امام شهید
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 21 فروردين 1405 - 13:04
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تحولات تاریخی ایران در دو قرن گذشته نشان میدهد که مسئله پیشرفت و آینده کشور همواره در پیوند با سه پرسش اساسی قرار داشته است: چگونه میتوان استقلال سیاسی را حفظ کرد؟ چگونه میتوان به پیشرفت علمی و اقتصادی دست یافت؟ و چگونه میتوان اقتدار ملی و امنیت پایدار را تضمین نمود؟ تجربه تاریخی ایران از دوره امتیازات استعماری در قرن نوزدهم تا تحولات سیاسی و اقتصادی دوران معاصر نشان میدهد که پاسخ به این پرسشها نقش تعیینکنندهای در سرنوشت کشور داشته است. در دورههایی که تصمیمگیریهای اساسی کشور تحت تأثیر قدرتهای خارجی قرار گرفته، منافع ملی ایران آسیب دیده و روند توسعه دچار اختلال شده است. نمونههایی مانند امتیاز تنباکو، قرارداد دارسی، قرارداد وثوقالدوله و کودتای 28 مرداد نشان میدهد که وابستگی سیاسی و اقتصادی میتواند زمینه سلطه خارجی و عقبماندگی داخلی را فراهم کند. در مقابل، هرگاه ملت ایران بر توان داخلی و اراده ملی تکیه کرده، توانسته است مسیر پیشرفت و استقلال را با قدرت بیشتری دنبال کند.
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 نقطه عطفی در این مسیر تاریخی محسوب میشود. این انقلاب نه تنها ساختار سیاسی کشور را دگرگون کرد، بلکه مفهوم استقلال، مشارکت مردمی و عزت ملی را به عنوان اصول بنیادین اداره کشور تثبیت نمود. در دهههای پس از انقلاب، ایران در شرایطی مسیر توسعه را دنبال کرده که با فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای امنیتی نیز مواجه بوده است. با این حال، دستاوردهایی در حوزههای علمی، فناوری، دفاعی و زیرساختی به دست آمده که نشان میدهد ظرفیتهای داخلی کشور میتواند پایهای برای پیشرفت پایدار باشد. از این رو، آینده ایران نیازمند یک نقشه راه جامع و بلندمدت است؛ نقشهای که بر مجموعهای از اصول راهبردی استوار باشد. این اصول شامل استقلال سیاسی، پیشرفت علمی و فناوری، اقتصاد مقاوم و تولیدمحور، اقتدار دفاعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال مردم در اداره کشور است. چنین چارچوبی میتواند زمینه شکلگیری جامعهای پیشرفته، مستقل و اثرگذار در سطح منطقه و جهان را فراهم کند.
استقلال و عزت ملی؛ پایه اصلی پیشرفت
یکی از مهمترین درسهای تاریخ معاصر ایران این است که وابستگی سیاسی و اقتصادی به قدرتهای خارجی نه تنها موجب پیشرفت نمیشود، بلکه زمینه سلطه و عقبماندگی را فراهم میکند. در دورههایی از تاریخ معاصر، نفوذ قدرتهای خارجی در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور موجب شد که تصمیمگیریهای کلان در راستای منافع ملت ایران قرار نگیرد. تجربه این دورانها نشان داد که استقلال سیاسی پیششرط هرگونه توسعه پایدار است. پس از انقلاب اسلامی، یکی از اهداف اصلی نظام سیاسی جدید، دستیابی به استقلال در تصمیمگیریهای ملی بود. این استقلال به معنای قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه به معنای تعامل با سایر کشورها بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است. در چنین رویکردی، کشور تلاش میکند روابط خود را با جهان گسترش دهد اما در عین حال از وابستگی به یک قدرت یا بلوک خاص پرهیز کند.
برای تحقق این هدف در آینده، چند راهبرد اساسی اهمیت دارد. نخست، حفظ استقلال در تصمیمگیریهای راهبردی کشور است؛ به این معنا که سیاستهای کلان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باید بر اساس منافع ملی و اراده مردم تدوین شوند. دوم، توسعه روابط متوازن با کشورهای مختلف جهان است تا کشور بتواند از فرصتهای اقتصادی و علمی بینالمللی بهرهمند شود بدون آنکه در دام وابستگی گرفتار گردد. سوم، افزایش قدرت اقتصادی و علمی کشور است، زیرا هرچه توان داخلی بیشتر باشد، قدرت چانهزنی در عرصه بینالمللی نیز افزایش خواهد یافت. استقلال ملی در واقع نه تنها یک ارزش سیاسی بلکه یکی از پیششرطهای اصلی پیشرفت پایدار است. کشوری که بتواند بدون فشار و دخالت خارجی مسیر توسعه خود را تعیین کند، فرصت بیشتری برای استفاده از ظرفیتهای داخلی و برنامهریزی بلندمدت خواهد داشت.
مردم؛ محور اصلی ساخت آینده
در هر جامعهای، مهمترین عامل پیشرفت مشارکت فعال مردم در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. تجربه تاریخی ایران نیز نشان میدهد که هرگاه مردم در تصمیمگیریهای کلان کشور حضور داشتهاند، انسجام اجتماعی و قدرت ملی افزایش یافته است. در نظام مردمسالاری دینی، مردم نه تنها مخاطب سیاست بلکه صحنهگردان اصلی تحولات اجتماعی هستند. انتخابات و مشارکت سیاسی نمونهای از این حضور است. رأی مردم در چنین ساختاری نقشی تعیینکننده در انتخاب مدیران و تعیین مسیرهای کلان کشور دارد. این مشارکت نه تنها به مشروعیت نظام سیاسی کمک میکند بلکه موجب تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز میشود.
از سوی دیگر، مشارکت مردم تنها به حوزه سیاست محدود نمیشود. در عرصه اقتصاد نیز حضور مردم میتواند عامل مهمی در رشد و توسعه باشد. سرمایههای کوچک مردمی، کارآفرینیهای محلی و فعالیتهای تعاونی میتوانند به ایجاد اشتغال و افزایش تولید کمک کنند. تجربه نشان داده است که هرجا مردم به صورت مستقیم در فعالیتهای اقتصادی مشارکت داشتهاند، نتایج مثبتتری حاصل شده است. برای تقویت این سرمایه اجتماعی، لازم است شفافیت در مدیریت کشور افزایش یابد و فرصتهای برابر برای مشارکت همه اقشار جامعه فراهم شود. مردم زمانی بیشترین نقش را در پیشرفت کشور ایفا میکنند که احساس کنند در سرنوشت خود و جامعه سهیم هستند.
علم و فناوری؛ موتور پیشرفت ملی
در جهان امروز، قدرت کشورها بیش از هر زمان دیگری به دانش و فناوری وابسته است. کشورهایی که توانایی تولید علم و تبدیل آن به فناوری را دارند، در عرصه اقتصادی و سیاسی نیز جایگاه بالاتری به دست میآورند. به همین دلیل، سرمایهگذاری در علم و پژوهش یکی از مهمترین عناصر نقشه راه آینده ایران محسوب میشود. در دهههای اخیر ایران توانسته است در برخی حوزههای علمی پیشرفته پیشرفتهای قابل توجهی به دست آورد. توسعه فناوری هستهای، پیشرفت در حوزه نانو، دستاوردهای زیستفناوری، پیشرفت در سلولهای بنیادی و تولید داروهای پیشرفته از جمله نمونههای این موفقیتها هستند. همچنین گسترش دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای دانشبنیان زمینهای برای رشد علمی کشور فراهم کرده است.
با این حال، برای تبدیل این دستاوردها به قدرت پایدار ملی، لازم است ارتباط میان دانشگاه، صنعت و بازار تقویت شود. تولید علم زمانی میتواند به توسعه اقتصادی منجر شود که به فناوری و محصول تبدیل گردد. حمایت از شرکتهای دانشبنیان، توسعه نوآوری و ایجاد بستر مناسب برای فعالیت نخبگان از جمله اقداماتی است که میتواند این مسیر را تسریع کند. یکی دیگر از چالشهای مهم در این حوزه، مسئله مهاجرت نخبگان است. فراهم کردن فرصتهای شغلی و تحقیقاتی برای دانشمندان و متخصصان میتواند از خروج سرمایه انسانی کشور جلوگیری کند و ظرفیت علمی کشور را در داخل حفظ نماید. در نهایت، کشوری که بتواند علم را به فناوری و فناوری را به قدرت اقتصادی تبدیل کند، در نظام بینالملل جایگاه پایدارتری خواهد داشت.
اقتصاد مقاوم و تولیدمحور
اقتصاد یکی از مهمترین عرصههای رقابت میان کشورها در جهان امروز است. برای ایران نیز توسعه اقتصادی پایدار یکی از ضروریترین عناصر نقشه راه آینده محسوب میشود. یکی از چالشهای تاریخی اقتصاد ایران وابستگی به درآمدهای نفتی بوده است. چنین وابستگیای میتواند اقتصاد کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی و فشارهای خارجی آسیبپذیر کند. به همین دلیل، اقتصاد آینده ایران باید بر پایه تولید، نوآوری و تنوع منابع درآمدی شکل گیرد. کاهش وابستگی به نفت، توسعه صادرات غیرنفتی، حمایت از صنایع داخلی و افزایش بهرهوری اقتصادی از جمله اقداماتی است که میتواند اقتصاد کشور را مقاومتر کند.
تحریمهای اقتصادی در سالهای گذشته فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد ایران وارد کردهاند، اما در عین حال موجب توجه بیشتر به ظرفیتهای داخلی نیز شدهاند. توسعه برخی صنایع داخلی و رشد شرکتهای دانشبنیان در شرایط تحریم نشان میدهد که اقتصاد ایران میتواند با تکیه بر توان داخلی مسیر پیشرفت را ادامه دهد. اقتصادی که بر پایه تولید و دانش شکل گرفته باشد، نه تنها در برابر فشارهای خارجی مقاومتر است بلکه میتواند فرصتهای شغلی بیشتری برای جوانان ایجاد کند و سطح رفاه عمومی را افزایش دهد.
اقتدار دفاعی و امنیت ملی
امنیت یکی از پیششرطهای اساسی توسعه است. بدون امنیت پایدار، امکان پیشرفت اقتصادی و اجتماعی وجود نخواهد داشت. تجربه جنگ تحمیلی و تحولات منطقه نشان داده است که کشورهایی که از توان دفاعی کافی برخوردار نیستند، در معرض تهدیدهای جدی قرار میگیرند. در این چارچوب، توسعه توان دفاعی یکی از عناصر مهم اقتدار ملی محسوب میشود. پیشرفت در حوزه فناوریهای نظامی، توسعه صنایع دفاعی و افزایش توان بازدارندگی میتواند از بروز تهدیدهای خارجی جلوگیری کند.
یکی از نمونههای این پیشرفتها توسعه توان موشکی و فناوریهای هوافضا است. این توانمندیها نه تنها نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی دارند، بلکه نشاندهنده ظرفیت علمی و صنعتی کشور نیز هستند. بسیاری از این دستاوردها حاصل تلاش دانشمندان و متخصصان جوان ایرانی در شرایط محدودیت و تحریم بوده است. اقتدار دفاعی علاوه بر ایجاد امنیت، نقش مهمی در تقویت جایگاه کشور در عرصه دیپلماسی نیز دارد. کشوری که از توان دفاعی قابل توجهی برخوردار باشد، میتواند با اعتماد بیشتری در مذاکرات و تعاملات بینالمللی حضور یابد.
عدالت اجتماعی و توسعه متوازن
پیشرفت واقعی زمانی تحقق مییابد که همراه با عدالت اجتماعی باشد. توسعه اقتصادی بدون توجه به عدالت میتواند موجب افزایش شکافهای اجتماعی و نارضایتی عمومی شود. به همین دلیل، یکی از عناصر مهم نقشه راه آینده ایران توجه به عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه فرصتها است. در دهههای گذشته گسترش آموزش، خدمات بهداشتی و زیرساختهای عمومی در بسیاری از مناطق کشور گامهایی در جهت عدالت اجتماعی بوده است. با این حال، همچنان نیاز به اقدامات بیشتری برای کاهش شکافهای اقتصادی و منطقهای وجود دارد. توسعه متوازن مناطق مختلف کشور، حمایت از اقشار آسیبپذیر و ایجاد فرصتهای برابر آموزشی و شغلی میتواند به تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. عدالت اجتماعی نه تنها یک ارزش اخلاقی بلکه یکی از عوامل مهم ثبات سیاسی و اجتماعی نیز محسوب میشود.
نقش جوانان در ساخت آینده
یکی از بزرگترین سرمایههای ایران جمعیت جوان و تحصیلکرده آن است. میلیونها دانشجو، پژوهشگر و متخصص در دانشگاهها و مراکز علمی کشور فعالیت میکنند و ظرفیت عظیمی برای پیشرفت علمی و اقتصادی ایجاد کردهاند. در بسیاری از دستاوردهای علمی و صنعتی کشور، نقش جوانان بسیار برجسته بوده است. موفقیتهای دانشآموزان و دانشجویان ایرانی در مسابقات علمی بینالمللی و فعالیت شرکتهای دانشبنیان نمونههایی از این ظرفیت هستند. برای بهرهگیری بهتر از این سرمایه انسانی، لازم است فرصتهای شغلی مناسب برای جوانان فراهم شود و فضای نوآوری و خلاقیت در جامعه گسترش یابد. اعتماد به تواناییهای نسل جوان میتواند موتور محرک بسیاری از تحولات علمی و اقتصادی کشور باشد.
ایران در نظم جهانی آینده
جهان در حال تجربه تحولات گستردهای در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فناوری است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نظام بینالملل در حال گذار از یک ساختار تکقطبی به ساختاری چندقطبی است. در چنین شرایطی، کشورهایی که از استقلال سیاسی، اقتصاد قدرتمند و پشتوانه مردمی برخوردار باشند، میتوانند نقش مهمی در شکلدهی به نظم جدید جهانی ایفا کنند. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع انسانی و طبیعی و همچنین ظرفیتهای علمی و فرهنگی، توانایی آن را دارد که به یکی از بازیگران مهم منطقهای تبدیل شود. توسعه روابط اقتصادی و علمی با کشورهای منطقه و جهان میتواند به تقویت این جایگاه کمک کند. در کنار قدرت اقتصادی و سیاسی، جاذبه فرهنگی و تمدنی نیز میتواند نقش مهمی در نفوذ بینالمللی کشور داشته باشد. فرهنگ ایرانی و میراث تمدنی آن ظرفیت بالایی برای تعامل فرهنگی با سایر ملتها دارد.
یادداشت از: علیرضا احمدی قره زاغ
انتهای پیام/