زنجیرش کنید!
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 19 فروردين 1405 - 16:11
به گزارش گره رسانه های خبرگزاری تسنیم، همزمان با موج بی سابقه انتقادات مقامات، کارشناسان و رسانه های دنیا از مواضع و تهدیدات غیرانسانی رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، سیاستمداران آمریکایی از بیماری و عدم تعادل ترامپ و ضرورت فعال شدن اصل بیست و پنجم قانون اساسی آمریکا برای عزل او میگویند.
امیرعباس نوری: پال گروکمن معتقد است ترامپ دچار اختلال شخصیت شده و تعادل روانی ندارد.
این برنده نوبل اقتصاد این حرف را با استناد به مواضع متناقض ترامپ در قبال تحولات جنگ ایران گفته است.
چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا نیز معتقد است «ترامپ مانند یک دیوانه افسارگسیخته یاوهگویی میکند».
مایلز تیلور، مقام سابق دولت اول ترامپ نیز میگوید او یک فرد ضد انسان است.
پیرس مورگان، مجری سرشناس انگلیسی هم با اشاره به یک تهدید توهینآمیز ترامپ علیه ایران گفت ظاهراً ترامپ عقلش را از دست داده است.
کیت اولبرمن نیز میگوید ترامپ کنترل قوای ذهنی خود را از دست داده است.
این مجری مشهور شبکه سراسری اماسانبیسی آمریکا سپس تصریح کرد آمریکا اکنون نیاز به یک رئیس جمهور جدید دارد.
عزل یا برکناری ترامپ طی 72 ساعت گذشته به یکی از بحثهای داغ محافل سیاسی و رسانهای آمریکا تبدیل شده است.
نخستینبار این برنی سندرز، سناتور ایالت ورمونت بود که بحث متمم 25 قانون اساسی آمریکا را مطرح کرد.
در بخش چهارم متمم 25 قانون اساسی آمریکا آمده است:
«در صورتی که معاون رئیس جمهور و اکثریتی متشکل از مقامات ارشد بخشهای اجرایی یا هر مرجع دیگری که کنگره به موجب قانون پیشبینی کند، طی اعلامیهای کتبی به رئیس موقت سنا و رئیس مجلس نمایندگان اطلاع دهند رئیس جمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف ریاستجمهوری را ندارد، معاون رئیس جمهور بیدرنگ به عنوان کفیل ریاستجمهوری اختیارات و وظایف وی را عهدهدار میشود.
از آن زمان در صورتی که رئیس جمهور با اعلامیهای کتبی به رئیس موقت سنا و سخنگوی مجلس نمایندگان اطلاع دهد ناتوانیاش مرتفع شده، میتواند بار دیگر اعمال اختیارات و انجام وظایف ریاستجمهوری را عهدهدار شود، مگر اینکه معاون رئیس جمهور و اکثریتی متشکل از مقامات ارشد بخشهای اجرایی، یا مراجع دیگری که کنگره به موجب قانون پیشبینی میکند، ظرف مدت 4 روز طی اعلامیهای کتبی به رئیس موقت سنا و سخنگوی مجلس نمایندگان اطلاع دهند رئیس جمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف ریاستجمهوری را ندارد.
در این صورت، چنانچه کنگره در اجلاس نباشد باید ظرف مدت 48 ساعت تشکیل جلسه دهد و در این خصوص تصمیمگیری کند. چنانچه کنگره ظرف 21 روز پس از دریافت اعلامیه کتبی اخیر و در صورت نداشتن جلسه، ظرف مدت 21 روز پس از درخواست تشکیل جلسه، با دوسوم آرای هر دو مجلس تشخیص دهد رئیس جمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف را ندارد، آنگاه معاون رئیس جمهور به سمت جانشینی رئیس جمهور، کار وی را ادامه خواهد داد، در غیر این صورت رئیس جمهور وظایف و اختیارات خود را دوباره عهدهدار خواهد شد».
سناتور برنی سندرز برای نخستینبار استفاده از متمم بیست و پنجم قانون اساسی آمریکا را مطرح کرد. او معتقد است تصمیمات، اقدامات و اظهارات ترامپ به وضوح نشان میدهد او صلاحیت ریاستجمهوری ندارد. سندرز بویژه پس از پست تهدیدآمیز اخیر ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن همه زیرساختهای ایران، بویژه نیروگاههای برق و پلها این بحث را مطرح کرد.
غیر از سندرز، دهها نفر دیگر از سیاستمداران و کارشناسان و صاحبنظران آمریکایی و اروپایی از این پست ترامپ انتقاد کردند. آنها معتقدند تهدید ترامپ مبنی بر انهدام نیروگاههای برق و پلهای ایران، جنایت علیه بشریت است و حتی صرف بیان این تهدید، ضربهای حیثیتی به اعتبار آمریکاست. هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی یکی از مواردی است که در قوانین و حقوق بینالملل به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته میشود.
افکار عمومی آمریکا را باخته
انتقادات از ترامپ به خاطر تهدید به از بین بردن نیروگاههای برق و پلهای ایران، یک اقدام بیسابقه است. طی 72 ساعت گذشته یک موج بیسابقه انتقادی از او به خاطر این تهدید به راه افتاده است. شدت و حجم این انتقادات به گونهای است که بحث برکناری او حالا به یکی از مباحث جدی در محافل سیاسی و رسانهای آمریکا تبدیل شده است.
این انتقادات، در کنار انتقادات گسترده از عملکرد ترامپ در جنگ علیه ایران، باعث شده جایگاه او در آمریکا تضعیف و متزلزل شود. از یک هفته پس از شروع جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و با آشکار شدن فقدان ایده و برنامه برای جنگ در دولت آمریکا، انتقادات از ترامپ به خاطر این جنگ آغاز شد.
عمده این انتقادات در چند محور خلاصه شده است:
الف- عدم توضیح درباره دلیل یا دلایل جنگ: بسیاری از سناتورها، مقامات سابق و کارشناسان و رسانههای آمریکایی بارها از ترامپ خواستهاند دلیل حمله به ایران را توضیح دهد. با توجه به بیاعتنایی ترامپ به این خواسته، منتقدان به این نتیجه رسیدهاند تصمیم ترامپ برای حمله به ایران، هیچ ربطی به منافع آمریکا نداشته است.
به همین خاطر منتقدان تصریح کردهاند حمله به ایران، نتیجه زد و بندهای پشت پرده ترامپ و نتانیاهو و تبعیت ترامپ از منافع اسرائیل در غرب آسیا بوده است.
ب- غافلگیری و فقدان برنامه برای مدیریت جنگ: ترامپ هم در موضوع انسداد تنگه هرمز، هم نسبت به حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه و هم درباره ذخایر موشکی و پهپادی ایران غافلگیر شده است. این موضوع، یعنی برآورد اشتباه از قدرت و واکنش ایران، یکی از محورهای اصلی انتقادات از او بوده است. در این بین استیصال و درماندگی ترامپ برای خروج از جنگ نیز نشان میدهد او اساسا برنامهای برای این وضعیت ندارد.
ج- اظهارات و مواضع ترامپ: ادعاهای کذب و اظهارات متناقض ترامپ نیز یکی دیگر از محورهای انتقادات از او است.
ترامپ به قدری درباره تحولات جنگ ادعاهای کذب و عجیب و غریب مطرح کرده که برخی با کنایه گفتهاند او گویی در یک جهان موازی درگیر یک جنگ خیالی شده است. به این انتقادات، حالا سرزنشها و مذمتها به خاطر تهدیدات غیر انسانی نیز اضافه شده است. برآیند این موارد باعث شده ترامپ اکنون در ضعیفترین موقعیت خود در افکار عمومی آمریکا قرار بگیرد.
انتقادات از ترامپ حتی به دولت او نیز کشیده شد. استعفای جوزف کنت، رئیس مرکز مبارزه با تروریسم دولت آمریکا یک رسوایی بزرگ برای ترامپ بود و نشان داد ترامپ حتی در کابینه خود نیز مورد انتقاد است. برخی منابع نیز میگویند تعدادی از اعضای ارشد دولت ترامپ مانند جیدیونس هم منتقد جنگ علیه ایران هستند.
رسوای جهان
انتقادات جهانی از ترامپ نیز بیسابقه است. تاثیر انسداد تنگه هرمز بر بازار نفت و انرژی باعث شده رهبران جهان، ترامپ را به خاطر شروع یک جنگ غیرقانونی و خسارتبار مورد سرزنش قرار دهند. دست رد اروپا به درخواستهای ترامپ برای پیوستن به ائتلاف او برای بازگشایی تنگه هرمز، نمونه بارزی از بیاعتباری و تنهایی ترامپ در جهان است.
بسیاری از رهبران دنیا به این نتیجه رسیدهاند ترامپ با جنگ علیه ایران نشان داد صلاحیت ندارد. حتی متحدان قدیمی آمریکا در ناتو نیز در قالب رد درخواستهای ترامپ برای مشارکت در بازگشایی تنگه هرمز، انتقادات بیسابقهای از او مطرح کردهاند.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه در اظهار نظری بیسابقه، ضمن انتقاد از مواضع متناقض ترامپ گفت بهتر است او کمتر صحبت کند.
کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس که کشورش یکی از متحدان قدیمی آمریکاست نیز در چند نوبت، از اینکه ترامپ در ماجرای حمله به ایران آنها را در جریان نگذاشته انتقاد کرد.
استارمر گفت با وجود فشارهایی که از ناحیه آمریکا به او وارد میشود اما تسلیم نخواهد شد، چرا که معتقد است جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، جنگ بریتانیا نیست.
مقامات آلمان، از جمله فردریش مرتس، صدراعظم این کشور نیز همین جمله استارمر را مطرح و تصریح کردهاند این جنگ، جنگ آلمان نیست. حتی رئیس جمهور آلمان در اظهار نظری بیسابقه اذعان کرد حمله به ایران، یک اقدام غیرقانونی است.
مواضع مقامات اسپانیا و ایتالیا در انتقاد از جنگ علیه ایران نیز قابل تامل است، بویژه اسپانیا که اعلام کرد اجازه نخواهد داد هواپیماهای نظامی آمریکا که در جنگ علیه ایران مشارکت دارند از حریم هوایی این کشور استفاده کنند.
این مواضع در تاریخ مناسبات آمریکا و اروپا سابقه نداشته است. برای نخستینبار از جنگ دوم جهانی تاکنون، آمریکا در حالی درگیر یک جنگ بزرگ شده است که هیچ کشور اروپایی نهتنها با آن همراه نیست، بلکه منتقد این جنگ نیز هستند.
مجموعه این موارد نشان میدهد اکنون اعتبار بینالمللی ترامپ بهشدت مخد وش شده است. از جنگ دوم جهانی تاکنون، هیچکدام از روسای جمهور آمریکا دچار چنین بحران اعتبار بینالمللی نبودهاند.
فرعون دارد میافتد
جنگ تحمیلی علیه ایران، بزرگترین آسیب به حیثیت ترامپ بوده است. چه در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ و چه در بیش از یک سالی که از دوره دوم ریاستجمهوری او میگذرد، هیچگاه تا این اندازه آسیب ندیده بود.
جنگ علیه ایران باعث شده اعتبار داخلی و بینالمللی ترامپ بهشدت مخدوش شود. از همه مهمتر، او در باتلاق جنگ گرفتار شده است.
ترامپ حالا متوجه شده تحت هیچ شرایطی نمیتواند تنگه هرمز را باز کند. این موضوع، عامل اصلی درماندگی او است. ترامپ با وجودی که بهشدت تمایل دارد جنگ را خاتمه دهد اما عدم بازگشایی تنگه هرمز، همانند مهر بازنده است که بر کارنامه ترامپ در جنگ ثبت میشود.
به همین خاطر، ترامپ با وجود تمایل شخصی اما نمیتواند جنگ را خاتمه دهد. ترامپ میداند در صورت اعلام پایان جنگ، منتقدان و در واقع همه کارشناسان دنیا با استناد به وضعیت تنگه هرمز، او را بازنده بزرگ جنگ میدانند.
به همین خاطر تلاش میکند با اقدامات دیوانهواری مانند زدن زیرساختهای ایران، یک روایت پیروزی بسازد. این در حالی است که بیشتر کارشناسان معتقدند تخریب زیرساختهای ایران هرگز نمیتواند یک پیروزی استراتژیک برای ترامپ تلقی شود، چرا که تاثیری بر معادلات استراتژیک پس از جنگ ندارد.
به اعتقاد کارشناسان، تسلط ایران بر تنگه هرمز باعث میشود ایران هم نقش کلیدی در تنظیم معادلات و تحولات منطقهای پیدا کند و هم به یک بازیگر مهم و موثر بینالمللی تبدیل شود. به اعتقاد کارشناسان، تخریب زیرساختهای ایران، تاثیری بر این موقعیت و جایگاه جدید ایران ندارد.
بنابراین حتی در صورت تخریب زیرساختهای ایران، باز هم ترامپ بازنده جنگ است. دلیل اصلی عصبانیت و تندخویی ترامپ همین واقعیات است. ترامپ میداند ادامه جنگ، اگرچه میتواند آسیب بیشتری به ایران وارد کند اما خسارات بیشتری هم به آمریکا و اعتبار بینالمللی ترامپ وارد میکند. همین حالا کشورهای عرب منطقه غرب آسیا به وضوح دریافتهاند استراتژی خرید امنیت از آمریکا کاملا اشتباه بوده است.
آمریکا در دفع حملات ایران به پایگاههایش در منطقه کاملا ناتوان نشان داده است. همین موضوع باعث شده حکام عرب به این جمعبندی برسند که حضور نظامی آمریکا در کشورهایشان نتوانسته باعث تامین امنیت آنها شود.
این واقعیت، یک ضربه اساسی به حیثیت آمریکاست و میتواند باعث تغییر راهبردها و حتی استراتژی سیاست خارجی کشورهای منطقه شود. این گزارهها حتی باعث شده بسیاری از صاحبنظران به این باور برسند که جنگ علیه ایران، روند تغییر نظم جهانی را تسریع کرده است.
کلافگی و درماندگی ترامپ کاملا قابل درک است. با وجود هشدارهای مکرر ایران، ترامپ جنگی را شروع کرد که هم بازنده آن است و هم هیچ توانی برای پایان دادن به آن، آنگونه که مطلوبش است ندارد.
در جریان مذاکرات اخیر برای آتشبس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند ایران به واسطه اینکه دست بالا را در جنگ دارد، تمایلی به مذاکره و آتشبس ندارد و معتقد است با توجه به موقعیت ضعف آمریکا و رژیم صهیونیستی، ادامه جنگ باعث میشود آمریکا ناگزیر شود امتیازات بیشتری بدهد.
در این میان کنایه اخیر وزیر دفاع پاکستان به ترامپ، تبدیل به یک اصطلاح رایج در دنیا شده است. وزیر دفاع پاکستان در اظهار نظری تاریخی گفت اکنون شرط آمریکا برای آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز است؛ تنگهای که پیش از جنگ، باز بود. این اظهار نظر، یک توصیف دقیق و موجز از شکست تاریخی آمریکا در جنگ علیه ایران است.
حالا ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که به قول پیرس مورگان، انگار عقلش را از دست داده است. او جنگ را با هدف تغییر نظام جمهوری اسلامی، از بین بردن قدرت موشکی و پهپادی، همچنین از بین بردن توان هستهای ایران آغاز کرد اما حالا نهتنها به هیچکدام از اهداف خود نرسیده، بلکه باعث شده از یک سو کشورهای منطقه و همه دنیا قدرت واقعی ایران را مشاهده کنند و از سوی دیگر تنگه هرمز در اختیار ایران قرار بگیرد.
کاری که ترامپ کرد باعث شده بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران مسائل بینالمللی اذعان کنند ایران اکنون به ضلع چهارم هندسه قدرت در دنیا تبدیل شده است. بنابراین تهدیدات ترامپ علیه زیرساختهای ایران، هیچ تاثیری بر نتایج استراتژیک جنگ ندارد.
ترامپ در حالی تهدید میکند ایران را به عصر حجر بازمیگرداند که واقعیت میگوید ایران پس از این جنگ، یک جهان جدید میسازد و خود را به عنوان یک ضلع قدرت بینالملل تثبیت میکند. اینها همه نتیجه جنگی است که ترامپ به ایران تحمیل کرده است.
او چنان از پیروزی در ونزوئلا سرخوش و مغرور شده بود که چشم خود را بر همه هشدارها درباره تبعات حمله به ایران بست. ترامپ حتی هشدارهای دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا درباره تبعات و خسارات جنگ را نشنیده گرفت و حالا گرفتار چیزی شده که قبل از جنگ بارها به او هشدارش را داده بودند.
او خوشباورانه تصور میکرد با ترور رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی، همچنین حملات دیوانهوار به مراکز نظامی ایران در 3 روز اول جنگ میتواند جمهوری اسلامی ایران را به تسلیم وادارد. او روی این موضوع قمار کرد و حالا در این قمار شکست پرهزینهای متحمل شده است.
بزرگترین خسارت ترامپ در این شکست، بیاعتباری جهانی او است. حالا نهتنها در آمریکا، بلکه در پایتختهای دنیا همه روی یک موضوع متفقالقولند و آن عدم صلاحیت و عدم کفایت ترامپ است.
منبع: وطن امروز
انتهای پیام/