چند هفته جنگ، چند قرن روایت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مسعود فرزانه در یادداشتی با اشاره به تنوع روایت‌ها درباره جنگ رمضان و تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک وطن، بر ضرورت ثبت روایت‌های درست و صادقانه تأکید کرد. این یادداشت که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته به این شرح است:

در غوغای جنگ، وقتی اخبار و عکس‌ها و روایت‌ها شدت و فزونی می‌یابند و انسان را در خود غرق می‌کنند، در حالی‌که صحت و سقم آن‌ها کاملا روشن نیست؛ نوشتن از کف میدان -آن‌گونه که هست نه آن‌گونه که دشمن بازنمایی می‌نماید- اهمیت و ضرورتی دو چندان پیدا می‌کند. آیا امروز وظیفه نویسندگان و راویان حقیقت، خلق متن از میدان برای ارائه تصویری صادقانه جهت ثبت در حافظه تاریخی ملت ایران نیست؟

که اگر هست چه کلید واژه‌هایی باید مدنظر قرار گیرد؟ اساساً نسبت نویسندگان متعهد و ناشران همسو با انقلاب اسلامی در ماجرای جنگ رمضان چیست؟ به زعم نگارنده "مواضع ما" در انتشار کتاب‌های مرتبط معرکه جنگ می‌تواند متأثر از خط‌های اصلی ذیل باشد:

1-اپستین "ادعا نامه‌ای علیه تمدن غرب"

چگونه می‌شد زوال، افول و فروپاشی یک نظام سلطه مادی و فرعون‌صفت را عیان کرد؛ آن هم به این سرعت و در گستره جهان؟! اینک اما "میوه تلخ" چند صد سال استعمار غرب و غارت و ظلم ، زیاده خواهی‌اش و انحطاط اخلاقی و بحران‌های درونی به اصطلاح نخبگانش و سیاستمدارانش در جزیره بدنام اپستین چیده شده‌است و صحنه‌های دردناک "جاهلیت و برده داری مدرن" فرصت جدیدی برای تبیین ماجرای " افول آمریکا" و غایت تاریک "تاریک خانه تمدن غرب" فراهم کرده است . و اکنون، این ماییم و فرصت روشنگری و افشاگری پلیدی و پلشتی بی پایان غرب ...

2_ایستگاه پایانی " آمریکایی زدایی "

 اگر چه مواجهه سریع، یکپارچه و منطقه‌ای تا دورترین کرانه‌های میدان نبرد با پایگاه‌ها و زرادخانه های آمریکا در منطقه نوید منطقه‌ای عاری از آمریکا و بی رنگ شدن شعار کارزار انتخاباتی ترامپ یعنی " جنگ های بی پایان" رابا دیدن تابوت‌های سربازان آمریکایی نشان داد، اما باید سرنوشت بی‌تعبیر رویایی آمریکایی در منطقه را برای نسل دوم و سوم انقلاب از سر نوشت. و نترسیدن از ابهت پوشالی این ابرقدرت کاغذی را به آن‌ها منتقل کرد و هم‌نوا با آن‌ها در خیابان‌ها خواند که:

نترس از اینکه دارد روبرویت ناو می‌آید
که دارد سوی یک شیر گرسنه گاو می‌آید

3_به رهبری حسین (ع)

"کابوس بقای" رژیم کودک‌کش اسرائیل در مرحله پایانی است ."جنایت مدرسه میناب" را باید بارها و بارها خواند و نوشت. چگونه می‌توانیم کلام جاودانه حسین ابن علی (ع) که " مثلی لا یبایع مثل یزید" را با زبان امروز برای نسل امروز بیان کرد؟ چگونه فریاد " شمر زمانه‌ات را بشناس" را با صدایی رساتر می‌توان در لابلای داستان‌های کوتاه و بلند فریاد زد؟ اگر رهبر این خیزش حسین (ع) هست که هست، پس باید در زنده نگه داشتن این حماسه و رسوا کردن شمر زمانه یعنی اسرائیل از پا ننشست و اندکی تردید ننمود.

4_میراث خامنه‌ای (ره)

شاگرد مکتب خمینی کبیر (ره)، نهضت او را با حرارت در مسیر مقتدایش پیش برد. او مستظهر به همراهی ملت شجاع ایران بود و شهادت او خون جدیدی در رگ‌های نهضت تزریق کرد. عصر قائد شهید امت سرشار از ناگفته‌ها و معارف و الهیات انقلابی است. باید میراث رهبر شهید را از نو شناخت و آنگاه برای ثبت در تاریخ در صفحات کاغذی و مجازی به لسان هر قوم ارائه کرد. و در نهایت این فصل آخر را با زعامت خلف شایسته و فرزند برومندش خامنه‌ای جوان با فتح و ظفر به پایان می‌رسانیم. آری این چنین است برادر!

این فصل آخر است که آغاز می‌کنیم 
این‌بار هم به نام حق اعجاز می‌کنیم

2_ زنده‌باد مقاومت ! زنده‌باد حزب‌الله!

چه کسی گمان می‌کرد حزب‌الله لبنان پس از از دست دادن مجاهد کبیر و زعیم پیشتاز مقاومت در منطقه و فرماندهان شجاع خود اینگونه در عرصه میدان مبارزه با منفجر کردن "تانک‌های مرکاوا" خوش بدرخشد؟! آیا اکنون نباید طوفان کلمات را برای بیان این فراز درخشان مقاومت به راه انداخت تا " خط مقاومت" در منطقه همچنان زنده و پرنشاط بماند؟!

3-پدیده‌ای به نام "مردم"

«قدرت بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد به اراده ملت‌ها و ایستادگی ملت‌ها ارتباط پیدا می کند.» این توصیف رهبر شهید نشان‌دهنده نگاه بلند آن رهبر عالیقدر به مردم به عنوان اصلی‌ترین "مولفه تداوم انقلاب اسلامی "است ، آیا اکنون زمان گردآوری خرده روایت‌های مردمی که از کف خیابان‌ها سوی معرکه پرواز می‌کنند و خلق یک کلان‌روایت ماندگار برای نسل‌های آتی نیست؟ چرا که آن‌ها هر شب با صدای رسای خود فریاد می‌زنند؟

دریا گواه ماست که فرعون نماندنی است 
داریم سوی معرکه پرواز می‌کنیم

4_به نام "ایران"

تعبیر نشدن رویای آمریکایی "بلعیدن ایران" و "پژواک بلند صدای مردمش" در اتاق بیضی شکل کاخ سفید و ناکام ماندن نقشه شوم "تگزاس‌سازی" و راه‌اندازی جنگ مسلحانه در شهرها بار دیگر نشان داد "ایران ، ایران است". آری همچنان باید "ای ایران" خواند و البته چندین برابر باید از "ای ایران" نوشت .

5-"بزک ممنوع" !

جنگ رمضان "چهره بدون بزک" پهلوی را نشان داد و جریان "تحریف برای تطهیر پهلوی" از طریق تغییر دلیل ماجرای"چرا انقلاب شد" با خلق قاب‌ها و نماهای خوش رنگ و لعاب و گل و بلبل "تاسیانی" برای نسل دوم و سوم انقلاب را دچار شکست کرد و خیانت و سرسپردگی و فساد جرثومه فاسد پهلوی با خشونت عریان و وحشی گری و خونخواری درآمیخت. اینک اما باید ضربه آخر را بر پیکر متعفن این مجسمه حماقت با کلمه وارد ساخت:

نمی‌بینی به ایران باز هم طاغوت برگردد
تجاوز کار می‌بایست با تابوت برگردد

6- "مردم خدا مراقب ماست "

اگر چه در ماه دعا و تضرع و توبه و انابه به محضر خداوند متعال ملت بزرگ ایران درگیر جنگ ناخواسته و ظالمانه شد، اما چه صحنه‌ها و مناظر دلربا و جاودانه و خالصانه‌ای از توجه و توسل مردم ایران به سوی خالق هستی و دست دعا به سوی او گشودن که خلق نشد. آری! خدا مراقب مردم ایران است؛ چه در طبس چه در خارک؛ اما این حقیقت معنوی را باید در درون جملات و کلمات و در صفحات کتاب‌ها جاری و ساری کرد. تا ماندگار و ابدی شود ان‌شاءالله.

انتهای پیام/