یادداشت| بررسی گزینههای آمریکا برای خروج از بن بست جنگ
- اخبار استانها
- اخبار کاشان
- 18 فروردين 1405 - 08:24
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، ترامپ که جنگ تحمیلی دوم را علیه ایران در سال گذشته آغاز کرد و با غرور از شرکت در این جنگ خبر داد، حالا اعتراف میکند که برنامههای او برای جنگ، چند روزه بوده و درباره ایران دچار خطای محاسباتی شده است!
این اعتراف بسیار مهم، به معنای نبود راهبرد مدون جهت ادامه جنگ با ایران است و به همین دلیل، جهت فشار به ایران برای توافق و مذاکره، خط آتش جنگ رسانهای او قوی و پر شدت بودهاست؛ ترامپ بسیار زود متوجه شد که در تله ایران گرفتار آمده و به راحتی راه خروج را نمییابد.
ترامپ متوجه شد که ایران دست بالا و برتر میدانی را دارد و با گذشت زمان، هم شکست، سنگین تر میشود و هم مخالفتها با او بیشتر میشود و بر همین اساس او به دنبال راهی برای اعلام پیروزی و خروج از جنگ است
مهمترین گزینههای ترامپ برای پیروزی در ابتدا گسترش پهنه بمباران کور است به نحوی که دشمن در 10 روز اول جنگ، پایگاه های نظامی، انتظامی، بسیجی و ایست بازرسیها را مورد حمله قرار دارد تا به اصطلاح پیوست عملی شعار «آزادی برای مردم» را فراهم کند و بتواند مردم را علیه نظام به خیابانها بکشد اما تمامی مراکز مورد اصابت قبلاً از مدار عملیاتی خارج شده بود و مردم بر عکس برای ایران و اسلام عمل شدند و خیابانها را قرق کردند.
افزایش عمودی سطح جنگ از دیگر گزینهها است به نحوی که دشمن برای فشار به ایران، به تدریج سطح جنگ را به شکلی عمودی بالا برد و بعد از بانک اهداف نظامی و غیره به زیر ساختها، حملات جست و گریختهای را شروع کرد.
حمله به چند فاز از عسلویه، ابتدای این مرحله بود که بلافاصله با جواب قاطع ایران مواجه شد و آشکارا مجبور به عقبنشینی شد و پاسخ ایران در برابر سیاست افزایش سطح عمودی، «افزایش سطح افقی جنگ» و به عبارتی «سیاست ضربه پشت ضربه» بود.
ایران در پاسخ حمله دشمن به عسلویه، چندین زیر ساخت گازی در منطقه و سرزمین های اشغالی را مورد حمله قرار داد.
به تدریج حملات به زیر ساختها گسترش پیدا کرد و حملاتی به صنایع فولادی، پتروشیمی، دانشگاه، پل و غیره انجام شد و در پاسخ، ایران حملات بازدارنده و متقابل داشت و دشمن بعد از ناکامی در توقف و تسلیم ایران، اکنون در آخرین مرحله از افزایش سطح عمودی جنگ، تهدید به بمباران نیروگاه های برق و پل های ارتباطی داشته است.
ترامپ چندین بار از سر استیصال، تهدید خود را تمدید کرده و تاریخ را به عقب برده است چون میداند که این تهدید، یک جنایت جنگی است و ما در راستای راهبرد جنگی خود، منطقه را در تاریکی فرو خواهیم برد و این مسأله شرایط را برای ترامپ، سختتر و پیچیدهتر میکند.
گسیل تروریستهای اجارهای به داخل همزمان با خلق آشوبهای خیابانی نیز از دیگر گزینهها است؛ ترامپ و نتانیاهو به عوامل مزدور داخلی و تروریستهای اجارهای در مرزهای غربی و شرقی بسیار دل بسته بودند.
ایران با اشراف اطلاعاتی دقیق، مراکز تجمع، آموزش و لجستیک آنها را به شدت بمباران کرد و فتنه آنها را از نطفه خاموش کرد و از طرفی خیابانها در قرق مردم بی نظیر ایران بوده و همزمان سربازان گمنام امام زمان بسیاری از سرپلهای اصلی و عوامل مزدور خارجی را دستگیر کردهاند تا این فتنه هم در نطفه خاموش شود.
عملیات پیادهسازی نیرو در داخل خاک ایران از دیگر گزینهها است که عملیات پیادهسازی نیرو برای تصرف جزیره یا جزایر ایرانی با هدف فشار برای باز کردن تنگه هرمز است کهه با توجه به هوشیاری، آمادگی رزمی و آتش سنگین ما عملا این هدف شانسی برای موفقیت ندارد.
عملیات پیادهسازی نیرو برای ربایش اورانیم هستهای یا نابودی قطعی آن با هدف اعلام پیروزی و پایان جنگ نیز از دیگر اهداف متصور است وه ظاهراً این تنها راهی است که میتواند برای ترامپ «روایت پیروزی» بسازد.
مطابق این گزینه هر کنشی از سوی آمریکا و اسرائیل را در این راستا باید از جستجوی خلبان، تا مسدود کردن راهها و تخریب پلها، تا اولتیماتومِ حمله به نیروگاه و تمدید تهدیدها و غیره را تفسیر کرد.
ترامپ میداند افتضاحی که به بار آورده با تخریب همهٔ زیرساختهای ایران هم جبران نمیشود پس تنها راه این است که اورانیومها را بیابد و بگوید «پروندهٔ هستهای بسته شد»، جنگ را توجیه کند و کنار بکشد.
به لطف و اراده الهی، به پشتوانه حضور حماسی مردمی و به تدبیر و همت فرماندهان و رزمندگان غیور جمهوری اسلامی ایران زمین، آخرین نقشه و تهدید دشمن شرور صلیبی - صهیونی خنثی میشود.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804