2 گزینه بد و بدتر ترامپ در ایران؛ عقبنشینی با برچسب «پیروزی خیالی»
- اخبار بین الملل
- اخبار دیپلماسی ایران
- 18 فروردين 1405 - 12:36
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، لفاظیهای جدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره جنگ با ایران موجب شده تا محافل منطقهای و بینالمللی بار دیگر به تمسخر او بپردازند.
اذعان غیرمستقیم ترامپ به شکست در ایران
در این راستا روزنامه الاخبار در مقالهای به قلم یحیی دبوق، نویسنده برجسته این روزنامه نوشت: سخنرانی ترامپ نشاندهنده عقبنشینی تاکتیکی است که با زبان پیروزی پوشانده شده؛ با بازتعریف اهداف جنگ پس از عدم دستیابی به آنها، در میان نشانههایی از یک بنبست استراتژیک که واشنگتن را به سمت گزینه مذاکره به جای حل و فصل نظامی سوق میدهد.
سخنرانی دونالد ترامپ که ترکیبی عجیب از انکار و اعتراف غیرمستقیم به شکست را در بر داشت - هرچند با عبارات پیروزی و برتری پوشانده شده بود -، به منزله اعلام غیرمستقیم آغاز یک عقبنشینی تاکتیکی سازمانیافته، با پوشش «پیروزی» بود. در واقع، نشانههای این عقبنشینی در طول سه هفته گذشته شروع به شکلگیری کرده بود؛ قبل از اینکه سخنرانی بامداد پنجشنبه آن را با روایتی تحت عنوان: «ما پیروز شدیم»، به اوج خود برساند، با وجود حقایق بسیاری که ادعای پیروزی را نقض میکنند.
مسئله اورانیوم غنیشده یکی از مهمترین مسائلی است که بنبست ایالات متحده را آشکار کرد. در آغاز جنگ، یکی از اهداف اعلامشده آمریکا، تصرف ذخایر اورانیوم ایران با غنای بالا بود و ترامپ خود در یک کنفرانس مطبوعاتی در سه هفته پیش گفت: «ما نمیخواهیم هیچ غنیسازی اورانیوم در ایران وجود داشته باشد، و میخواهیم تمام اورانیوم غنیشده موجود در آنجا، حتی غبار هستهای، تحویل داده شود و این شرط اساسی برای هرگونه توافق با ایران است».
اما قبل از سخنرانی دیروز، خبرنگاری از ترامپ در مورد آن اورانیوم پرسید، و او در پاسخ گفت: «اورانیوم آنقدر در عمق زمین است که من به آن اهمیت نمیدهم. ما فقط آن را از طریق ماهوارهها رصد خواهیم کرد». با وجود اینکه ترامپ در سخنرانی دیروز خود از همین عبارت استفاده نکرد، اما درخواست سلب تواناییهای هستهای از ایران را نادیده گرفت و بر نابودی آنها تمرکز کرد.
اما آنچه گفته شد به سادگی به این معنی است که ایالات متحده در میانه راه، پس از اینکه دستیابی به هدف اولیه غیرممکن شد، هدف از جنگ خود علیه ایران را بازتعریف میکند.
به همین ترتیب، هنگامی که ایران در هفته اول جنگ تنگه هرمز را بست، ترامپ بلافاصله متعهد شد که «نیروی دریایی آمریکا تنگه را ظرف 48 ساعت باز خواهد کرد». سپس مهلت گذشت، و ترامپ آن را به 5 روز، سپس به 10 روز تمدید کرد، قبل از اینکه به طور کامل از ذکر آن دست بردارد.
در یک مصاحبه تلویزیونی قبل از سخنرانی دیروز، از ترامپ در مورد تأخیر در بازگشایی تنگه هرمز پرسیده شد، و او با عبارتی غیرمنتظره پاسخ داد: «آمریکا از آنجا نفت نمیخرد. ما اکنون یک کشور صادرکننده نفت هستیم. چرا باید این بار را به تنهایی تحمل کنیم؟». او سپس خطاب به اروپا و آسیا گفت: «این گذرگاه شماست. خودتان آن را باز کنید».
ترامپ در سخنرانی اخیر خود هم، او این ایده را تکرار کرد و گفت: «به آنها گفتم، به تنگه بروید و آن را بگیرید. خودتان از آن محافظت کنید. شما به آن وابسته هستید. ما نه».
همچنین در آنچه شبیه به پذیرش این بود که تنگه هرمز ممکن است باز نشود، افزود: «اگر نمیتوانید آن را باز کنید، از آمریکا نفت بخرید».
به نظر میرسد این سخنان ترامپ به منزله اعلام کنارهگیری کشورش از مسئولیت تأمین ناوبری جهانی بود، که نشاندهنده یک تغییر رادیکال در نقش آن به عنوان نگهبان خلیج فارس و منابع انرژی است. مهمتر از آن، این نشاندهنده اعتراف ضمنی است که نیروی دریایی آمریکا نتوانست تنگه هرمز را باز کند؛ برخلاف آنچه که ترامپ وعده داده بود.
همچنین، در هفته اول جنگ، پس از حملات اولیه در ایران، ترامپ به ایرانیان گفت: «این فرصت زندگی است تا از شر رژیم سرکوبگر خود خلاص شوید». این به وضوح نشاندهنده پذیرش هدف تغییر نظام در تهران بود. اما شورش مردمی که ترامپ انتظار داشت، در ایران رخ نداد، و نظام ایران مقاومت کرد، تا ترامپ در این شرایط از تکرار عبارت «فرصت زندگی» دست بردارد و به جای «سرنگونی رژیم»، شروع به صحبت در مورد «تضعیف رژیم» کند.
در مرحله بعدی هم ترامپ شروع به صحبت در مورد «مذاکرات با رهبری جدید ایران» کرد؛ با وجود اینکه همان رهبری هنوز در جای خود قرار دارد.
بازتولید نشانههای عقب نشینی در پوشش «پیروزی»
بنابراین، میتوان گفت که ترامپ در سخنرانی 19 دقیقهای خود، چیز جدیدی ارائه نکرد، بلکه نشانههای عقبنشینی را بازتولید و آنها را با عبارات «پیروزی» تزئین کرد. همچنین با وجود اینکه سخنرانی او به اندازه کافی طولانی بود تا شنونده احساس کند که به یک برنامه کامل گوش داده است، اما از هرگونه جزئیات واقعی خالی بود: پس اهداف واقعی جنگ چیست؟ تاکنون چه چیزی از آن محقق شده است؟ چگونه ایالات متحده میتواند در میان بنبست و مقاومت ایران به این اهداف دست یابد؟
سپس چه زمانی واشنگتن عقبنشینی کرده و نیروهای خود را از درگیری خارج میکند، حتی اگر یکجانبه باشد؟ و شکل و محتوای روز پس از جنگ چگونه خواهد بود؟ چگونه ایالات متحده در آن روز ایران را از بازسازی تواناییهایش باز خواهد داشت؟ و در مورد سایر صحنهها و متحدان تهران در آنجا چه؟ سپس چگونه ادامه بسته ماندن تنگه هرمز بر ایالات متحده تأثیر نمیگذارد، حتی اگر ایالات متحده نفت عبوری از آن را تأمین نکند؟ چگونه تنگه هرمز در عین حال به واحد اندازهگیری هر شکست یا موفقیتی در جنگ تبدیل شده است؟
اما مهمتر از سؤالاتی که این سخنرانی مطرح کرد، اشاراتی بود که در آن به رد گزینه عقبنشینی یکجانبه از جنگ و اعلام پیروزی آمریکا نهفته بود، که در روزهای اخیر به عنوان فرضیهای محتمل بسیار مورد بحث قرار گرفته بود؛ اگرچه مقدمات آن به سطح بلوغ کافی نرسیده بود. شکنندگی این فرضیه به چندین دلیل بازمیگردد، شاید برجستهترین آنها این باشد که ترامپ نمیتواند از جنگ عقبنشینی کرده و "پیروزی" را اعلام کند؛ تا زمانی که تنگه هرمز با تصمیم ایران بسته است؛ زیرا باقی ماندن آن در این وضعیت باعث ادامه افزایش قیمت نفت و گاز در جهان به طور کلی و در ایالات متحده به طور خاص خواهد شد، در حالی که اقدام برای باز کردن این تنگه با خطرات و تهدیدات قابل توجهی همراه است؛ بدون اطمینان از اینکه آیا واقعاً به باز شدن تنگه منجر خواهد شد یا نه.
همچنین، ترامپ نمیتواند به صورت یکجانبه تصمیم به پایان جنگ و بازگشت به وضعیت قبل از آن بگیرد؛ زیرا آغاز جنگ ممکن است با اراده یکجانبه باشد، اما پایان دادن به آن به اراده دو طرف نیاز دارد. حتی با خروج نیروهای ایالات متحده از منطقه، پایگاهها و تأسیسات نظامی آن به همان شکل باقی خواهند ماند. همچنین، ایران ممکن است به حملات خود علیه اسرائیل ادامه دهد، که این امر اثربخشی و تأثیر عقبنشینی آمریکا را از بین میبرد و آن را به اعلامی آشکار و مستقیم از ناتوانی و شکست تبدیل میکند.
دو گزینه بد و بدتر ترامپ مقابل ایران
با توجه به این موارد، میتوان از یکی از دو گزینه صحبت کرد و عملاً گزینه سومی وجود ندارد: اول: ادامه جنگ و ریسک عملیات زمینی که برای خروج از بنبست ضروری خواهد بود، دوم: رفتن به میز مذاکره که در آن ایرانیها برگهای فشار خود را دارند، همانطور که آمریکاییها برگهای خود را دارند، و این برخلاف چیزی است که ترامپ در سخنرانی خود به آن اشاره کرد.
همچنین از آنجایی که ترامپ از عملیات زمینی خطرناک به دلیل پیامدهای آن و عدم اطمینان از اثربخشی آن اجتناب میکند، مجبور خواهد بود به مذاکره روی آورد، حتی اگر این مسیر با دورهای از انکار و تلاش برای کسب حداکثر امتیازات از ایران همراه باشد.
این مذاکرات، در صورت آغاز، سایه خود را بر سایر صحنههای درگیری مانند عراق، یمن و لبنان نیز خواهد افکند و راه را برای راهحلها و توافقات بعدی باز خواهد کرد؛ زیرا سناریوی مذاکره جدایی ایران از متحدانش را دشوار میکند.
در نتیجه، سخنرانی دیروز ترامپ عملاً میگوید که او به هیچ وجه پیروز نخواهد شد.
انتهای پیام/