روایت موج سی وهفتم حماسه حضور پرشور مردم شاهرود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود،باران آرام و پیوسته‌ای از غروب بر چهره شهر نشسته بود و بادِ نسبتاً شدیدی که در خیابان‌های شاهرود می‌پیچید، پرچم‌ها و بنرها را به حرکت در می‌آورد؛ اما این هوای بارانی نه‌تنها از شور مردم کم نکرده بود، بلکه حال‌وهوای خاصی به اجتماع شبانه بخشیده بود که از میدان امام خمینی(ره) تا میدان آزادی امتداد داشت.

از حوالی ساعت هشت شب، جمعیت آرام‌آرام در مسیر اصلی تجمع مانند  شب های قبل شکل گرفت. قطرات باران روی چترها و بارانی‌ها می‌نشست و صدای قدم‌های مردم در خیابان خیس با هم درآمیخته بود.

خیابان‌ها پر از خانواده‌هایی بود که در کنار هم آمده بودند؛ برخی کودکان را در آغوش داشتند و برخی دست در دست یکدیگر در میان جمعیت حرکت می‌کردند.

هرچه زمان می‌گذشت، بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد. گروه‌های مختلف مردم از کوچه‌ها و خیابان‌های اطراف خود را به مسیر اصلی می‌رساندند؛ جوانان، سالمندان، دانشجویان، کسبه بازار، کارگران و خانواده‌ها در کنار یکدیگر ایستاده بودند و فضای متفاوتی از همدلی و همراهی در شهر شکل گرفته بود.

باران گاهی تندتر می‌بارید و باد شدت می‌گرفت، اما کسی میدان را ترک نمی‌کرد. چترهای رنگارنگ در میان جمعیت منظره‌ای دیدنی ساخته بودند و نور چراغ‌های خیابان روی آسفالت خیس انعکاس پیدا می‌کرد؛ تصویری که حال و هوای شب را خاص‌تر کرده بود.

در طول مسیر، موکب‌های متعددی برپا شده بود. جوانان داوطلب در موکب‌ها با لیوان‌های چای داغ، خرما و نوشیدنی‌های گرم از مردم پذیرایی می‌کردند.

بخار چای در هوای خنک شب بالا می‌رفت و صف کوتاهی از مردم برای گرفتن نوشیدنی گرم شکل می‌گرفت.

در یکی از موکب‌ها چند نوجوان با شور و هیجان لیوان‌های چای را میان مردم پخش می‌کردند. صدای تشکر مردم و لبخندهای گرم میان هوای سرد و بارانی، صحنه‌ای صمیمی ساخته بود که حال و هوای اجتماع را انسانی‌تر می‌کرد.

کمی جلوتر، خانواده‌ای زیر یک چتر بزرگ ایستاده بودند. پدر خانواده که کارمند بازنشسته است و پرچم ایران را در دست دارد، می‌گوید: «باران که چیزی نیست؛ مهم این است که مردم کنار هم باشند. این جمع شدن‌ها نشان می‌دهد هنوز حس همدلی در شهر زنده است.»

در میان جمعیت، حضور جوانان چشمگیر بود. برخی با تلفن همراهشان از فضای بارانی و جمعیت عکس می‌گرفتند و برخی با دوستانشان درباره حال و هوای مراسم صحبت می‌کردند. صدای شعارهای حماسی و گفت‌وگوهای کوتاه در میان جمعیت شنیده می‌شد.

یکی از دانشجویان حاضر در مراسم که همراه دوستانش آمده بود، می‌گوید: «اینکه مردم با وجود باران و باد آمده‌اند نشان می‌دهد برای چنین برنامه‌هایی اهمیت قائل‌اند.

 این فضا باعث می‌شود احساس کنیم شهرمان زنده و پویاست.»

در بخش دیگری از مسیر، گروهی از کسبه بازار شاهرود در کنار هم ایستاده بودند. یکی از آنها که مغازه‌دار قدیمی شهر است، می‌گوید: «سال‌هاست در چنین اجتماعات انقلابی شرکت می‌کنم. دیدن نسل‌های مختلف در کنار هم حس خوبی دارد.»

باد گاهی چنان می‌وزید که بنرها به شدت تکان می‌خوردند و مردم برای لحظه‌ای چترهایشان را محکم‌تر نگه می‌داشتند، اما هیچ‌کس میدان را خالی نمی‌کرد. این پایداری در هوای بارانی، جلوه‌ای خاص به اجتماع بخشیده بود.

در میان جمعیت، مادرانی دیده می‌شدند که کودکانشان را در آغوش گرفته بودند و آرام با آنها صحبت می‌کردند.

 برخی کودکان با کنجکاوی به جمعیت و نورها نگاه می‌کردند و گاهی با صدای خنده‌شان فضای اطراف را شادتر می‌کردند.

موکب دیگری در میانه مسیر سوپ گرم میان مردم توزیع می‌کرد. صف کوتاهی شکل گرفته بود و داوطلبان با سرعت ظرف‌ها را پر می‌کردند. بخار سوپ در هوای خنک شب بالا می‌رفت و عطر آن در فضا می‌پیچید.

یکی از جوانانی که در موکب خدمت می‌کرد، می‌گوید: «از عصر مشغول آماده‌سازی بودیم. وقتی دیدیم با وجود باران این همه جمعیت آمده‌اند، خستگی از تنمان بیرون رفت.»

در طول مسیر، صدای گفت‌وگوها، قدم‌ها و گاهی شعارهای جمعی در فضای خیابان می‌پیچید. نور چراغ‌ها، چترهای باز و باران ریز شبانه تصویری خاص از این اجتماع ساخته بود.

با گذشت زمان، جمعیت همچنان در مسیر میدان امام خمینی تا میدان آزادی در حرکت و حضور بود. خیابان پر از چهره‌هایی بود که هر کدام با انگیزه‌ای متفاوت در این مراسم شرکت کرده بودند ولی دردست همگی پرچم ایران که این روزها نشان وحدت و انسجام ملی است را در دست داشتند..

یکی از سالمندان حاضر در مراسم که با عصا در میان جمعیت ایستاده بود، می‌گوید: سال‌هاست در تظاهرات و راهپیمایی های این چنینی  شرکت می‌کنم. دیدن حضور جوان‌ها برایم امیدبخش است.

باد همچنان در خیابان می‌وزید و باران بی‌وقفه می‌بارید، اما گرمای حضور مردم و همدلی میان آنان فضای شهر را متفاوت کرده بود.

در پایان شب، وقتی جمعیت آرام‌آرام پراکنده می‌شد، خیابان خیس از باران و رد قدم‌های هزاران نفر بود؛ رد حضوری که در شبی بارانی، تصویری ماندگار از همدلی و حضور اجتماعی مردم شاهرود رقم زد.

 

گزارش از علیرضا رحیمیان

انتهای پیام/