یادداشت | راهبرد حامیان انقلاب در مقابل هزینهسازی روانی دشمن
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 18 فروردين 1405 - 22:39
خبرگزاری تسنیم ـ علیرضا مکتبدار*؛ در فرهنگ عمومی همیشه گفته میشد کسی که استدلال ندارد، فحش میدهد. در یک مناظره منطقی، وقتی طرفی از پاسخگویی ناتوان میشود، بحث را از مسیر عقلانی خارج کرده و به توهین و حمله شخصی پناه میبرد. اما فضای رسانهای امروز نشان میدهد که فحاشی همیشه صرفاً نشانه ضعف نیست؛ گاهی یک «تاکتیک» است. تاکتیکی برای تخریب فضای گفتوگو و حذف رقیب از میدان.
در سالهای اخیر، بسیاری از کاربران فضای مجازی که از جمهوری اسلامی دفاع کردهاند یا حتی صرفاً روایت متفاوتی از تحولات سیاسی و اجتماعی ارائه دادهاند، با موجی از فحاشی و حملات لفظی از سوی کاربران سلطنتطلب مواجه شدهاند. در نگاه اول، این رفتار ممکن است صرفاً ناشی از خشم یا تعصب به نظر برسد، اما بررسی دقیقتر الگوهای رفتاری در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که این روش اغلب کارکردی فراتر از یک واکنش هیجانی دارد.
پژوهش دانشگاه آکسفورد در سال 2019 با عنوان «نظم جهانی اطلاعات نادرست» به نکته مهمی در این زمینه اشاره میکند. بر اساس این پژوهش، در بسیاری از جنگهای اطلاعاتی مدرن هدف اصلی اقناع مخاطب نیست، بلکه ایجاد فضایی آشفته و فرسایشی است تا امکان گفتوگوی منطقی از بین برود. در چنین فضایی، توهین و حمله شخصی تبدیل به ابزاری برای تغییر قواعد بازی میشود.
اگر به الگوی رفتاری برخی از فعالان سلطنتطلب در شبکههای اجتماعی نگاه کنیم، همین منطق دیده میشود. کافی است کسی از موضعی متفاوت سخن بگوید یا از جمهوری اسلامی دفاع کند؛ خیلی سریع موجی از توهین، تحقیر و برچسبزنی آغاز میشود. در این شرایط، هدف پاسخ دادن به استدلال طرف مقابل نیست، بلکه ایجاد فضایی است که ادامه گفتوگو در آن پرهزینه و فرسایشی شود.
این روش یک کارکرد مشخص دارد: خسته کردن طرف مقابل. وقتی یک کاربر بداند که با هر اظهار نظر باید با دهها پیام توهینآمیز روبهرو شود، بهتدریج انگیزه خود را برای حضور در آن فضا از دست میدهد. بسیاری از کاربران عادی نیز ترجیح میدهند اصلاً وارد چنین بحثهایی نشوند. به این ترتیب، میدان گفتوگو بهتدریج در اختیار کسانی قرار میگیرد که بلندتر فریاد میزنند، نه کسانی که استدلال قویتری دارند.
در ادبیات پژوهشهای رسانهای، از این وضعیت با عنوان «اشباع نفرت» یاد میشود؛ حالتی که در آن فضای گفتوگو آنقدر با خشم و توهین پر میشود که صداهای منطقی بهتدریج خاموش میشوند. نتیجه این فرآیند حذف دیدگاههای رقیب نه از طریق اقناع، بلکه از طریق ایجاد هزینه روانی برای مشارکت در بحث است.
اما در برابر چنین تاکتیکی، واکنش طرف مقابل اهمیت تعیینکنندهای دارد. اگر حامیان جمهوری اسلامی نیز در همان زمین بازی کنند و به همان ادبیات توهینآمیز روی بیاورند، عملاً همان هدفی را محقق میکنند که طراحان این فضا دنبال میکنند: تبدیل گفتوگو به میدان نزاع.
وظیفه اصلی در چنین شرایطی، تغییر زمین بازی است. مهمترین پاسخ به تاکتیک فحاشی، حفظ آرامش و تمرکز بر استدلال است. وقتی یک طرف تلاش میکند بحث را به سطح توهین و تحقیر بکشاند، بهترین واکنش آن است که گفتوگو دوباره به سطح منطق و داده بازگردانده شود.
در کنار این مسأله، یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد: بیاعتنایی هوشمندانه. بسیاری از حملات توهینآمیز دقیقاً برای جلب واکنش طراحی میشوند. وقتی چنین حملاتی با پاسخ احساسی مواجه شوند، چرخه درگیری تشدید میشود و همان فضای پرتنش بازتولید میشود. در مقابل، نادیده گرفتن توهین و ادامه دادن بحث در چارچوب منطقی، میتواند اثر این تاکتیک را تا حد زیادی خنثی کند.
از سوی دیگر، حامیان جمهوری اسلامی در فضای رسانهای باید بیش از هر چیز بر تولید محتوای دقیق، مستند و قابل دفاع تمرکز کنند. در میدان روایتها، صرفاً واکنش نشان دادن کافی نیست؛ روایتسازی، توضیح واقعیتها و ارائه تحلیلهای روشن نقش تعیینکنندهای دارد.
در نهایت، نبرد اصلی در فضای مجازی امروز بر سر «کنترل فضای گفتوگو» است. جریانی که بتواند این فضا را به میدان خشم و توهین تبدیل کند، عملاً امکان شنیده شدن صداهای دیگر را محدود کرده است. در مقابل، جریانی که بتواند استانداردهای گفتوگو را حفظ کند و میدان را به سمت استدلال و عقلانیت برگرداند، در بلندمدت دست بالا را خواهد داشت.
شاید مهمترین مسئولیت حامیان جمهوری اسلامی در این میدان دقیقاً همین باشد: مقاومت در برابر وسوسه پاسخ احساسی و تلاش برای حفظ سطح گفتوگو. چرا که در جنگ روایتها، گاهی پیروزی نه در بلندتر فریاد زدن، بلکه در آرامتر و مستدلتر سخن گفتن رقم میخورد.
*سردبیر هفتهنامهی عربی الآفاق
انتهای پیام/