کارشناس افغان: جنگ رمضان نقطه عطفی در افول هژمونی آمریکا در منطقه است

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، «دکتر علی واحدی»، کارشناس افغانستانی مسائل منطقه‌ای در گفتگو با انجمن راحل، جنگ رمضان را نه یک رویداد تازه، که حلقه‌ای از زنجیره رویارویی 45 ساله جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه می‌داند. وی با مرور سناریوهای متوالی آمریکا -از تحریک اقوام و گروهک‌های تروریستی تا جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی- بر این باور است که همه این طرح‌ها یکی پس از دیگری با شکست مواجه شده‌اند.

از نگاه واحدی، ترور و حذف رهبری آخرین برگ برنده آمریکا و اسرائیل بود که نه تنها نظام را تضعیف نکرد، بلکه سبب‌ساز تحولی نوین در منطقه و افول قطعی هژمونی آمریکا گردید. واحدی آینده جنگ را به نفع ایران و محور مقاومت ارزیابی کرده و خروج آمریکا از غرب آسیا و زمینه‌سازی برای آزادی قدس را از ثمرات این رویارویی تاریخی می‌داند.

متن کامل گفتگو به شرح ذیل است:

 تحلیل و نظر جنابعالی درباره جنگ کنونی چیست؟

در مورد جنگ کنونی بین جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، باید گفت که این رویارویی جدی از زمانی آغاز شد که یک عملیات مشترک تروریستی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و منجر به شهادت ولی امر مسلمین جهان و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، و جمعی از فرماندهان نیروهای نظامی و امنیتی ایران شد.پیش از آن‌که درباره این مسئله صحبت کنم، لازم است یک مرور تاریخی داشته باشیم. در اواخر قرن بیستم و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، دنیا در سیطره و حاکمیت مطلق دو قدرت شرق و غرب بود: در شرق، اتحاد جماهیر شوروی و در غرب، امپریالیسم غربی به رهبری آمریکا. در آن شرایط، اسلام جایگاهی نداشت و کشورهای اسلامی صرفاً در بُعد عبادی می‌توانستند مراسم دینی خود را اجرا کنند، اما هیچ‌گونه زمینه اجرایی و ورود به حاکمیت و سیاست جهان برای اسلام وجود نداشت.در چنین شرایطی، حضرت امام خمینی (ره) نهضت اسلامی را بر مبنای محوریت اسلام و با شعار «نه شرقی، نه غربی» آغاز کرد و با حمایت ملت فهیم و شهیدپرور ایران موفق شد نظام سلطنتی را که ژاندارم غرب و آمریکا بود، ساقط کند و ایران را از سیطره مستقیم آمریکا آزاد نماید. در نتیجه، مستشاران آمریکایی مجبور شدند ایران را ترک کنند و سیطره مطلق آمریکا بر ایران برداشته شد.با تأسیس و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، باب جدیدی در جهان گشوده شد و حاکمیت دو قدرت شرق و غرب به چالش کشیده شد. آن‌ها با یک قدرت جدید به نام اسلام مواجه شدند.

حضرت امام به صراحت اعلام کرد که این انقلاب مختص ایران نیست و برای جهان اسلام، آزادی اسلام و حاکمیت اسلام است.در دهه اول، قدرت شرقی یعنی اتحاد جماهیر شوروی به زانو درآمد و به تاریخ سپرده شد. اما نظام سلطه غرب به رهبری آمریکا با یک چالش جدی از سوی جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. آمریکا از سال 1357 با جمهوری اسلامی ایران رویارویی جدی را آغاز کرد و سعی کرد به هر طریق ممکن نظام را ساقط کند.اولین توطئه، تحریک اقوام و مسئله تجزیه ایران بود که از کردستان، ترکمن صحرا و بلوچستان شروع شد. این توطئه با درایت رهبری و حضور مردم و نیروهای امنیتی و نظامی خنثی شد. توطئه بعدی، تقویت و تحریک گروه مجاهدین (منافقین) بود که نبرد مسلحانه مستقیمی را علیه نظام آغاز کردند و حدود 17 هزار نفر از نیروهای جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند.سپس جنگ تحمیلی را با تحریک و تجهیز صدام آغاز کردند. به صدام دستور داده شد که علیه ایران تجاوز نظامی کند و به او گفته بودند جمهوری اسلامی توان مقابله با توان نظامی عراق را ندارد. آن‌ها با این نیت شروع کردند که ظرف یک هفته ایران را فتح کنند و نظام اسلامی را ساقط نمایند، اما پس از هشت سال دفاع مقدس، الحمدلله پیروزی از آن جمهوری اسلامی ایران شد.در مرحله بعد، جنگ اقتصادی را آغاز کردند؛ در زمینه کنترل نفت، عدم صدور نفت ایران و فشار تحریم‌ها. آن‌ها سعی کردند پایه اقتصادی ایران را تضعیف کنند تا زمینه سقوط نظام فراهم شود، اما الحمدلله موفق نشدند و جمهوری اسلامی ایران با رهبری و طرح اقتصاد مقاومتی، در این مقابله نیز تاب آورد و روند خود را ادامه داد.در ادامه، جمهوری اسلامی ایران به نماد مقاومت و ایستادگی در مقابل قدرت‌های جهانی تبدیل شد. همان‌طور که حضرت امام اعلام کرده بود، قدرت‌های بزرگ هیچ توانایی برای مقابله با اسلام ندارند. ما می‌بینیم که جریان‌های اسلامی در منطقه و کشورهای عربی ایجاد می‌شود که برای نظام سلطه آمریکا بسیار ناگوار و خطر جدی بود.بعد از آن، محور مقاومت شکل گرفت. خصوصاً مسئله فلسطین که از اذهان برداشته شده بود و به یک سازش تبدیل شده بود، با تدبیر حضرت امام احیا شد. ایشان جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان روز جهانی قدس اعلام کردند و با نامیدن این روز و تظاهرات و حضور مردم، مسئله فلسطین دوباره زنده شد. در تداوم این مسئله، محور مقاومت جهت دفاع از فلسطین و سرزمین‌های اسلامی و مقابله جدی با رژیم جعلی و کودک‌کش اسرائیل در منطقه آغاز شد. حزب‌الله لبنان شکل گرفت و سپس محور مقاومت در یمن، عراق و کل منطقه فعال شد.در خود فلسطین، جنبش حماس موفق شد محدوده غزه را از سیطره اسرائیل آزاد کند و یک حاکمیت مستقل تشکیل دهد. همه این تحرکات سبب شد آمریکا و اسرائیل به این نتیجه برسند که تمام سناریوهای قبلی برای سقوط نظام مؤثر نبوده است، بنابراین یک حرکت تروریستی، ظالمانه و خبیثانه را آغاز کردند: حذف و ترور رهبری ایران که منجر به شهادت ولی امر مسلمین شد. درگیری و رویارویی از اینجا میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد. این جنگ، جنگی نبود که از ابتدای انقلاب شروع شده باشد.

امپریالیسم و نظام سلطه به سرکردگی آمریکا، برای مصونیت اسرائیل و تضعیف کشورهای اسلامی، برنامه ایجاد گروه‌های تروریستی برای تجزیه و تضعیف کشورهای اسلامی را داشت. نمونه آن در سوریه، لیبی و حتی در افغانستان و عراق کشیده شد. آن‌ها می‌خواستند از این طریق محور مقاومت را تضعیف کنند، اما دیدند هر نیرویی که روی صحنه می‌آورند، از ناحیه جمهوری اسلامی ایران خنثی می‌شود. لذا تصمیم به حذف رهبری امت اسلامی در ایران گرفتند تا شاید بتوانند نظام را زمین‌گیر کنند و اهداف خود را اجرایی نمایند.اما ما دیدیم که با شهادت ولی امر مسلمین، نه تنها نظام اسلامی آسیب ندید و تضعیف نشد، بلکه این خون مطهر سبب شد تحول جدیدی در جهان اسلام و منطقه صورت بگیرد؛ تحولی که عبارت است از آمادگی و مقابله سراسری و جدی با جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی. ملت ایران برای خون‌خواهی رهبر معظم انقلاب و فرماندهان و مظلومین شهید، با تمام توان آماده مقابله مستقیم و رودررو با شیطان بزرگ آمریکا و رژیم صهیونیستی شد.نیروهای دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت و امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس را در کنترل خود گرفتند. این مسئله سبب شد واکنش‌های بسیار جدی علیه سناریوی آمریکا و اسرائیل شکل بگیرد و برعکس شود؛ یعنی حاکمیت نظام سلطه افشا شد و واکنش‌های بسیار منفی علیه آمریکا شکل گرفت.افزایش قیمت نفت، کشورهای اروپایی و غربی را با مشکل سوخت و هزینه سنگین اقتصادی مواجه کرد. کشورهای عربی که تمام هستی‌شان از این ناحیه تأمین می‌شد، با مشکل مواجه شدند. در این مسئله، توانمندی جمهوری اسلامی ایران در حاکمیت بر تنگه هرمز، تمام پایگاه‌هایی را که آمریکا طی 70 سال هزینه کرده بود و از کشورهای اسلامی به بهانه تأمین امنیت درآمد و سرمایه خوبی دریافت می‌کرد، خنثی کرد. نتیجه و ثمره این رویارویی این شد که آمریکا در نهایت باید از منطقه ترک بگوید و زمینه تقویت محور مقاومت فراهم می‌شود. در نهایت، رژیم صهیونیستی توان مقابله با نیروهای رزمنده مجاهد فلسطین را روز به روز از دست می‌دهد و این زمینه مقدمه آزادی قدس و نابودی رژیم صهیونیستی خواهد شد.

واکنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به این جنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌ویژه موضع‌گیری کشورها و نهادهای مؤثر در این زمینه را چگونه می‌بینید؟

واکنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نسبت به این درگیری و جنگ تحمیلی که جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد، کاملاً به نفع جمهوری اسلامی ایران و زیر سوال بردن استراتژی آمریکا و خصوصاً ترامپ بوده است. در خود کنگره آمریکا، کارشناسان و نمایندگان به صورت واضح و جدی این مسئله را از ترامپ پرسیدند و گفتند ادعای ترامپ مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران خطر جدی برای آمریکاست، کاملاً واقعیت ندارد.همچنین، در تقاضایی که ترامپ از اتحادیه اروپا برای باز کردن تنگه هرمز و ورود به این جنگ کرد، کشورهای اروپایی واکنش منفی نشان دادند و این درخواست را رد کردند. در سطح جهانی نیز با توجه به جنایاتی که آمریکا در این تجاوز تروریستی نشان داده -که منجر به شهادت رهبر جمهوری اسلامی، شهادت فرماندهان، شهادت دانش‌آموزان و نیز زدن ناوشکن دنا و شهادت حدود صد نفر شد- وقتی ابعاد جنگ از نظر جهانی افشا می‌شود، واکنش‌ها نسبت به جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی کاملاً منفی بوده است. آزادی‌خواهان و ملت‌ها در موضع‌گیری‌های خود، این جنایت را محکوم کرده و از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند و خواستار توقف جنگ شدند.همچنین، با توجه به تبعات منفی این جنگ بر اقتصاد جهانی و عامل تورم در کشورهای اروپایی، از این نظر هم واکنش‌ها به نفع جمهوری اسلامی ایران و علیه استراتژی آمریکا بوده است.

 اثرات و پیامدهای منطقه‌ای این جنگ، به‌ویژه در لایه‌های بازتعریف امنیت منطقه‌ای و معادلات قدرت، از نگاه شما چگونه ترسیم می‌شود؟

این رویارویی جدی جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی از نظر امنیتی روی منطقه غرب آسیا و خاورمیانه تأثیرات مهمی داشته است. زیرا بیشتر جنایاتی که قبلاً صورت می‌گرفت -مانند تقویت گروه‌های تروریستی مثل داعش و غیره- امنیت کشورهای منطقه را در معرض خطر قرار داده بود. این مقابله جمهوری اسلامی ایران با آمریکا در راستای انهدام پایگاه‌های نظامی آمریکا و آسیب رساندن به زیرساخت‌های امنیتی، نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در داخل سرزمین‌های اشغالی، منجر به این شده که سناریوهای تجزیه و تضعیف کشورهای اسلامی تقریباً خنثی شود و برنامه‌های مشترک آمریکا و اسرائیل در منطقه نقش بر آب گردد.خصوصاً در رابطه با افغانستان، ان‌شاالله غلبه جمهوری اسلامی ایران بر آمریکا و اسرائیل سبب می‌شود که امنیت افغانستان بهتر تأمین شود. بعد از خروج فرارآمیز آمریکا و شکست آن در افغانستان و شکل‌گیری امارت اسلامی و یک ساختار تقریباً مردمی در افغانستان، این مسئله برای آمریکا بسیار سنگین تمام شد. آمریکا دوست ندارد در یک کشور استقلال تام صورت بگیرد و آن‌ها در آن‌جا نفوذ نداشته باشند. وقتی دست آن‌ها از حاکمیت افغانستان کوتاه شد، با این‌که واکنش منفی نسبت به طالبان داشتند، اما خواستار بازگشت نفوذ خود شدند و از آن‌جا که مورد پذیرش قرار نگرفتند، شروع کردند به ایجاد تنش در افغانستان تا امنیت و استقلال آن را به خطر بیندازند. حملاتی که از سوی پاکستان صورت می‌گیرد، کاملاً با دستور و حمایت آمریکا است تا در افغانستان آرامش و امنیتی شبیه جمهوری اسلامی ایران شکل نگیرد. بنابراین تضعیف آمریکا و خروج آن از منطقه، مسلماً مسئله امنیت افغانستان را کاملاً تضمین خواهد کرد.

پیش‌بینی شما از آینده جنگ چیست؟

نظر به استدلالات و توضیحاتی که ارائه شد، ثمره و خروجی این جنگ برای جهان اسلام و منطقه همان است که حضرت امام فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است و هر خون‌ریزی و جنایتی در کشورهای اسلامی توسط این شیطان بزرگ و سیاست‌های ظالمانه آن صورت می‌گیرد. این جنگ نشان داد که تمام تنش‌ها و مشکلات امنیتی، سیاسی و نظامی، به دست آمریکا طراحی و مدیریت می‌شود و این آمریکا بوده که این بلاها را سر منطقه آورده است.مسلماً وقتی حاکمیت آمریکا از کشورهای اسلامی، خصوصاً کشورهای عربی، از منطقه و از خلیج فارس برداشته شود، امنیت در کشورهای عربی و خاورمیانه و کل جهان اسلام برقرار خواهد شد. خطری که از ناحیه آمریکا و خصوصاً رژیم صهیونیستی وجود داشت -با حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی که منجر به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، عراق، پاکستان و سایر کشورهای اسلامی می‌شد- برطرف می‌گردد.وقتی سیطره آمریکا از منطقه برداشته شود و زمینه انقراض این رژیم منحوس و جعلی فراهم گردد، فلسطین و سرزمین‌های اشغالی آزاد می‌شوند و دولت مستقل فلسطین تشکیل می‌شود. در نهایت، ثمره و نتیجه این جنگ به نفع جهان انسانیت و به نفع جهان اسلام و امت اسلامی خواهد بود.

انتهای پیام/.