تنها استقبال ما از متجاوز؛ گلولۀ داغ
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 17 فروردين 1405 - 12:37
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، منظره همه چیز را در خودش دارد؛ دشت سبز بهاره نمای گشایش فیلم است و دوربین چند ثانیهای در آسمان رهگیری میکند تا بالاخره بر روی صاحب اصلی صدای ویدئو، یعنی یک بالگرد دشمن قفل میکند. سوژه فیلم اما آن هواگرد متخاصم نیست؛ کانونیترین کاراکتر فیلم سی ثانیهای، هموطن لر، در حاشیه یک ستون نیمهکار و ساختمان درحال ساخت پناه گرفته است که با یک «برنو» مشغول تلاش برای هدف قرار دادن هلیکوپتر آمریکایی است. کمتر فیلمی میتوان یافت که چنین پرورانده و فنی بتوان تجسد «میهنپرستی» و «وطندوستی» شود که این سی ثانیه توانست.
اتصال میان خیابان و آسمان، قرار بود شکاف ابدی بر مرزهای ایران باشد. ماجرا این بار چنین برنامهریزی شده بود که با پشتیبانی هوایی نیروهای دشمن، ایرانیان به خیابان خواهند ریخت و رویای دیرین آمریکایی و اسرائیلی سرنگونی را رقم خواهند زد. این که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است، تنها پرونده روز حساب و یومالجزای عروسک دستنشانده پهلوی را پیش صاحبکارانش سنگینتر میکند؛ اما آن فیلم سی ثانیهای هموطن لر ایرانی، پناهگرفته بر کنچ یک ساختمان و اسلحه به آسمان نشانه رفته، شلیک به قلب ایده استقبال از متجاوز و صورتبخشی قطعی نشانهروی به قلب متجاوز بهجای استقبال از او است.
آن سی ثانیه تنها استقبال گرم ایرانیان از متجاوز است. در فیلم ما چیزی از اصابت نمیبینیم. بهرغم آن که آن هموطن لر باشرف، تنها دارایی خود را به میان میآورد تا با آن از کشور دفاع کند، اما ما چیزی از اصابت به هلیکوپتر دشمن نمیبینیم. اما آن هموطن ما چیزی بس گرانبهاتر و نفیساز از آن آهنپاره را نشانه رفته و آن هم ایده استقبال از متجاوز است. شلیک او نه بیهوا و کور در میانه آسمان از بین میرود، که اتفاقاً به میان بطن یک ایده سیاسی مینشیند. آن مرد ناشناس پناهگرفته در حاشیۀ ساختمان، «ایران» بود.
ایرانیان تمام آنانیاند که با دلهای مضطر و در میانه بیم و امید از خبر دستگیری یا اسارت خلبان دشمن، گوشی به دست آخرین اخبار را چک میکردند یا یکدیگر را بشارت به هدیه دستگیری متجاوز میدانند. ایرانیان تمام آن لرهای غیوریاند که در میانه دشتهای پهناور و مراتع دلپذیر استان که به رجس قدم متجاوز آلوده شده بود، بی خستگی و بیباکانه متر به متر در دل شب، بیهراس از دشمن در بالای سر و متجاوز از روبهرو، برنو به دوش درپی اسارت خلبان بودند. حساب آنانی که عقدههای روحی شخصی و ناکامیهای دستهجمعیشان را بدل به «قر» در برابر کاخ سفید و سفارتخانههای خارجی کردند و در میانه بزرگترین تجاوز علیه موجودیت ایران، با «عمو، عمو» گفتن در پی خویشان و اقوام مفقودشان در میان متجاوزین بودند، از ما جدا است؛ تنها استقبال ما از متجاوز همان است که آن لر پناهگرفته در کنار ساختمان نیمهکاره نشان داد: گلولۀ داغ.
کیاوش کلهر، دانشآموختۀ علوم سیاسی
انتهای پیام/