جنگ‌ افروزی علیه ایران؛ میخ آخر بر تابوت نظم اقتصاد جهانی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، «الچین علی‌اوغلو»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل منطقه‌ای، در یادداشتی که در پایگاه خبری «ترند» جمهوری آذربایجان منتشر شده، به بررسی ابعاد و پیامدهای ویرانگر اقتصادیِ درگیری‌ها و ماجراجویی‌های اخیر پیرامون ایران پرداخته است.

وی در این گزارش تحلیلی تاکید می‌کند که جهان پس از این تنش‌ها دیگر هرگز به اقتصاد پیشین خود بازنخواهد گشت و تبعات این جنگ‌افروزی محدود به میدان نبرد نخواهد بود.

توهم جنگ محدود و شوک به اقتصاد جهانی

علی‌اوغلو در ابتدای یادداشت خود می‌نویسد: جنگ‌هایی که در خاورمیانه رخ می‌دهند، هرگز به مرزهای این منطقه محدود نمی‌شوند. آن‌ها ممکن است به عنوان یک درگیری محلی، تبادل ضربات متقابل، یک کمپین بازدارنده یا عملیاتی محدود آغاز شوند، اما پایان آن‌ها تقریباً همیشه یکسان است: وارد آمدن شوک مهلک به اقتصاد جهانی، فشارهای تورمی، وحشت در بازارها، افزایش هزینه‌های لجستیک، جهش حق بیمه‌ها، بازنگری در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و تغییر بنیادین مفهوم «پایداری جهانی».

به باور این تحلیلگر، مقیاس واقعی تنش‌ها و جنگ‌افروزی‌ها پیرامون ایران دقیقاً در همین نقطه نهفته است. پیامدهای این تقابل به میدان نبرد ختم نمی‌شود، بلکه این ترکش‌ها به تمام شریان‌های سیستم اقتصاد مدرن جهان نفوذ می‌کند؛ از نفتکش‌ها و پایانه‌های گازی گرفته تا پیشخوان نانوایی‌ها و نرخ بهره وام‌های مسکن. بزرگترین خطای محاسباتی و فکری استراتژیست‌های غربی این است که می‌خواهند این بحران را تنها با زبان داده‌های میدانی و نظامی تفسیر کنند. در حالی که سوال اصلی برای اقتصاد جهانی این است: «چه بلایی بر سر قیمت و هزینه ریسک می‌آید؟» زیرا اقتصاد مدرن امروز نه تنها بر پایه تولید و مصرف، بلکه بر اساس «انتظار و وحشت از وقوع شوک» استوار است.

تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل غرب و شاهرگ انرژی جهان

نویسنده در ادامه تصریح می‌کند: جنگ پیرامون ایران این شالوده را در هم می‌شکند. این رویارویی، یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی سیاره زمین را از یک مسیر لجستیکی عادی، به منبعی برای نگرانی دائمی و فلج‌کننده جهانیان تبدیل کرده است.

«تنگه هرمز» در نقشه تنها یک نقطه ساده نیست؛ بلکه سیستم عصبی و شاهرگ انرژی جهان است. طبق آمارها، روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت و میعانات گازی از این آبراهه راهبردی عبور می‌کند که معادل یک‌پنجم مصرف هیدروکربن‌های مایع در جهان و یک‌چهارم تجارت دریایی نفت است.

وی می‌افزاید: نخستین و جدی‌ترین پیامد ماجراجویی علیه ایران این است که قیمت نفت دیگر صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا تعیین نمی‌شود، بلکه «هزینه ریسک امنیتی» نیز بر آن تحمیل می شود. حتی اگر اختلالی فوری در عرضه فیزیکی رخ ندهد، صِرفِ افزایش احتمال این قطعی، بازارها را به وحشت انداخته و قیمت‌ها را بالا می‌برد. شرکت‌های بیمه تعرفه‌ها را نجومی می‌کنند، تجار هزینه ریسک را به قیمت نهایی می‌افزایند و در نتیجه، حتی بدون یک محاصره کامل، یک اثر تورمی وحشتناک و واقعی به اقتصاد دولت‌های غربی و جهانی تحمیل می‌شود.

بحران گاز، کود شیمیایی و شبح ناآرامی‌های اجتماعی

گزارش پایگاه ترند در بخش دیگری به موج دوم بحران اشاره کرده و می‌نویسد: اگر نفت موج اول باشد، گاز موج دوم و البته بسیار خطرناک‌تر است. حدود 19 درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از تنگه هرمز می‌گذرد. این مسئله تنها محدود به قیمت مواد خام نیست، بلکه امنیت انرژی مناطق وسیعی از جمله آسیا را تهدید می‌کند. اختلال در این زنجیره به معنای گرانی سوخت، افزایش قیمت برق و بالا رفتن سرسام‌آور هزینه تولید صنعتی است.

از سوی دیگر، سنگین‌ترین تبعات این تنش در بخش کودهای شیمیایی و امنیت غذایی بروز می‌کند. حدود 30 درصد از تجارت جهانی کود با مسیرهای پرخطر اطراف تنگه هرمز مرتبط است. با گران شدن گاز و کودهای شیمیایی، هزینه نهایی تولید محصولات کشاورزی از جمله غلات، روغن، گوشت و لبنیات به شدت افزایش می‌یابد.

علی‌اوغلو هشدار می‌دهد: جنگ پیرامون ایران ممکن است در یک راهروی باریک دریایی آغاز شود، اما هزاران کیلومتر دورتر به شکل گرانی نان، گوشت و برق و در نهایت به شکل قحطی، اعتراضات خیابانی و بی‌ثباتی سیاسی در کشورهای فقیر و فشار خردکننده بر بودجه خانواده‌ها در کشورهای توسعه‌یافته خود را نشان خواهد داد.

مرگ افسانه «جزایر ثبات» و فرار سرمایه‌ها

تحلیلگر مسائل منطقه در ادامه به فروپاشی امنیت سرمایه‌گذاری اشاره کرده و خاطرنشان می‌کند: سرمایه مدرن به دنبال فضای قابل پیش‌بینی است. کشورهایی در حاشیه خلیج فارس که دهه‌ها خود را به عنوان فضایی فوق‌مدرن، پر از پروژه‌های عظیم، مراکز مالی و قطب‌های گردشگری به جهان معرفی کرده بودند، ناگهان در شعاع یک جنگ بزرگ قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، برندِ ادعایی «امنیت» در این کشورها کاملاً بی‌اعتبار می‌شود. سرمایه جهانی به شدت محتاط شده و خواستار چتر بیمه قدرتمندتری است.

وی تاکید می‌کند: جنگ پیرامون ایران یکی از افسانه‌های اصلی جهانِ سرمایه‌داری را در هم شکست؛ این توهم که «با تنوع‌بخشی می‌توان از هر مشکلی عبور کرد». جغرافیا مرزهای سخت خود را دارد. ظرفیت خطوط لوله جایگزین تنها کسری کوچک از حجم عظیمی که از تنگه هرمز می‌گذرد را پوشش می‌دهد. توهم اینکه لجستیک مدرن می‌تواند بر جغرافیا غلبه کند، به پایان قطعی خود رسیده است.

بازگشت تورم ژئوپلیتیک و خلع سلاح بانک‌های مرکزی

در بخش پایانی یادداشت آمده است: یکی از پیامدهای پنهان ماجراجویی‌های اخیر، بازگشت پدیده «تورم ژئوپلیتیک» است. سیاستمداران غربی عادت داشتند تورم را با ابزارهای پولی و بازی با نرخ بهره مهار کنند، اما جنگ اخیر به آن‌ها یادآوری کرد که گاهی تورم نه از چاپ پول، بلکه از یک تنگه مسدود شده، خط لوله یا نفتکشِ در معرض خطر ناشی می‌شود. در چنین وضعیتی، بانک‌های مرکزی هرچقدر هم با نرخ بهره بازی کنند، نمی‌توانند مسیرها را مین‌روبی کرده یا حق بیمه‌ها را در بازارهای جهانی کاهش دهند.

«الچین علی‌اوغلو» در جمع‌بندی تحلیل خود نتیجه‌گیری می‌کند: تز «اقتصاد جهانی پیشین دیگر وجود نخواهد داشت» یک اغراق رسانه‌ای نیست، بلکه تثبیت یک گسست ساختاری در نظم جهانی است. جهان نابود نمی‌شود، اما از این پس با قوانین جدیدی کار خواهد کرد. اقتصاد جدید، اقتصادی بسیار گران‌تر، با ریسک‌های نهادینه شده، لجستیک پرهزینه و دخالت‌های اجباری دولت‌ها برای محافظت از بازار خواهد بود. جنگ‌افروزی علیه ایران، «اعتماد» را که چسب نامرئی بازار جهانی بود، ذوب کرد. برگرداندن احساس ثبات و پیش‌بینی‌پذیری، بسیار دشوارتر از بازسازی پایانه‌های ویران‌شده است؛ و بدون این اعتماد، اقتصاد جهان هرگز به شکل سابق خود بازنخواهد گشت.

انتهای پیام/