افسانه نیروهای ویژه آمریکایی واقعی است؟

گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 36 - گزارش شماره 224):  مروری بر تاریخچه عملیات‌های ویژه ایالات متحده نشان می‌دهد که این حوزه، برخلاف تصویر رسانه‌ای، خالی از ناکامی‌های جدی نبوده است. نمونه شاخص آن، عملیات در موگادیشو سومالی است؛ جایی که نیروهای آمریکایی—از تفنگداران تا یگان دلتا فورس—برای بازداشت یکی از رهبران گروه‌های مسلح وارد عمل شدند. این عملیات به درگیری گسترده انجامید و در جریان آن، دو بالگرد بلک‌هاوک با شلیک آرپی‌جی در آسمان هدف قرار گرفتند و سقوط کردند.

 

 

شدت درگیری به‌حدی بود که در نهایت، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (از جمله نیروهای پاکستانی) برای خارج‌کردن نیروهای آمریکایی وارد عمل شدند! تلفات قابل‌توجهی به آمریکا وارد شد و انتشار تصاویر کشیده‌شدن اجساد سربازان آمریکایی در خیابان‌ها، ضربه‌ای سنگین به حیثیت نظامی و رسانه‌ای ایالات متحده وارد کرد.

 پیش از آن نیز، عملیات طبس نمونه دیگری از یک شکست جدی در عملیات ویژه بود که به‌طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. این موارد نشان می‌دهد آنچه تحت عنوان «عملیات ویژه» از سوی آمریکا مطرح می‌شود، الزاماً در میدان عمل به همان میزان موفق نبوده است.

 در واقع، این نوع عملیات‌ها زمانی بیشترین شانس موفقیت را دارند که شرایط به‌طور کامل از پیش مهندسی شده باشد—مانند سناریوهایی که در برخی کشورها با هماهنگی‌های گسترده و ریسک پایین اجرا می‌شوند. اما در شرایط واقعی و پیچیده، نتایج متفاوت است.

در همین چارچوب، بر اساس روایت‌های منتشرشده از سوی منابع آمریکایی، در نخستین روزهای درگیری نیز یک فروند جنگنده (اف-18) منهدم شده و یک بالگرد هدف قرار گرفته و آسیب دیده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده چالش‌های عملیاتی در همان مراحل اولیه است. در رخداد اخیر نیز، ادعای نقص فنی در بالگرد عملیات ویژه و نیاز به عملیات نجات ثانویه، مجدداً این پرسش را مطرح می‌کند که سطح آمادگی عملیاتی این یگان‌ها تا چه اندازه با تصویر ارائه‌شده همخوانی دارد.

 به‌طور کلی، آنچه از یگان‌هایی مانند دلتا فورس، نیروهای ویژه دریایی و واحدهای تخصصی نیروی هوایی آمریکا—که مأموریت‌هایی نظیر نجات خلبانان ساقط‌شده را بر عهده دارند—انتظار می‌رود، با عملکرد مشاهده‌شده فاصله دارد. این در حالی است که این نیروها حتی هنوز با یگان‌های ویژه ایران به‌طور مستقیم درگیر نشده‌اند و عمدتاً مواجهه‌ها با واحدهای متعارف صورت گرفته است.

 نکته مهم‌تر آن است که در ساختار نیروهای مسلح ایران، عملیات‌های «ضد هلی‌برن» (مقابله با هلی‌برن و نفوذ هوابرد) یکی از اصول اساسی آموزش و تمرین محسوب می‌شود. این نوع عملیات‌ها نه‌تنها در یگان‌های ویژه، بلکه در بسیاری از واحدهای زمینی—چه در ارتش و چه در سپاه—به‌صورت مستمر تمرین می‌شود و بخشی از آمادگی پایه نیروها را تشکیل می‌دهد.

در نهایت، این تحولات یک اصل کلیدی را یادآوری می‌کند:
قدرت واقعی هر نیروی مسلح، نه در مانورها، برنامه‌ریزی‌ها یا تصویرسازی‌های رسانه‌ای، بلکه در میدان واقعی نبرد سنجیده می‌شود. فاصله میان «تصویر» و «واقعیت عملیاتی» جایی است که توان واقعی مشخص می‌شود—و آنچه تاکنون دیده شده، نشان می‌دهد که عملکرد برخی از این یگان‌ها با انتظارات مطرح‌شده همخوانی کامل ندارد.

انتهای پیام/