منطقه راهبردی غرب آسیا و اخراج آمریکا از آن

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مصطفی ملکوتیان استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در یادداشتی با عنوان «منطقه راهبردی غرب آسیا و اخراج آمریکا از آن» نوشت: اهمیت ویژه راهبردی غرب آسیا بدلایل مختلف از جمله مرکزیت جغرافیائی، منابع غنی انرژی، پتانسیل و واقعیت عبور راه‌های شمالی - جنوبی و شرقی – غربی از آن، و بالاتر از همه بازتاب‌های انقلاب اسلامی بر آن و تشکیل محور قدرتمند مقاومت در منطقه، کاملا واضح و آشکار است و این اهمیت بویژه در جنگ تحمیلی کنونی علیه ایران اسلامی آشکارتر و مشخص تر شد.  

حال، در جریان نبرد تحمیلی فعلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی، که دشمن فکرمی‌کرد با انجام جنایت بزرگ به شهادت رساندن رهبری معظم انقلاب و مقتدای امت اسلامی، ظرف مدت  4 روز به اهداف پلید خود از جمله تغییر نظام، تجزیه ایران، سلطه بر نفت ایران و...خواهد رسید؛ با تهاجم دلیرانه و مقتدرانه نیروهای مسلح کشور و مجموعه محور مقاومت علیه مواضع دشمن و همزمان به صحنه آمدن بی‌نظیر ملت غیور و انقلابی ایران  و انتخاب شایسته و بموقع حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به رهبری انقلاب و نظام اسلامی از سوی مجلس خبرگان رهبری، نه تنها دشمنان از دستیابی به اهدافشان ناکام و دچار یأس شدند، بلکه ضربات هولناکی به هیمنه، قدرت و نفوذ آمریکا و موجودیت رژیم غاصب وارد آمد.

در این نبرد تحمیلی، که اکنون 35 روز از آغاز آن گذشته است، ایران مقتدرانه در 95 موج حمله، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه - حداقل 17  پایگاه در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن- که جای پای این کشور در این منطقه و حافظ منافع استعماری آن هستند را قدرتمندانه مورد هجوم قرار داد و با هزاران موشک بالستیک و پهپادهای تهاجمی به رژیم صهیونیستی یورش برد. به‌زودی رادارهای هشدار آمریکا در منطقه و داخل رژیم نیز منهدم شده و مهمات آنها نیز به سمت تمام شدن رفته و بدین ترتیب، آسمان رژیم به طور کامل در اختیار ایران قرار خواهد گرفت.

 از طرف دیگر، ناوهای بزرگ هواپیمابرآمریکائی مانند آبراهام لینکلن و جرالد فورد –  دومی با 25000 نیرو و ده‌ها هواپیما- که به منطقه آمده بودند تا در تهاجم علیه کشور شرکت کنند، مورد اصابت قرار گرفته و هردو از منطقه فرار کردند. ترامپ خود گفت که ناو جرالد فورد از 17 جهت مورد حمله قرار گرفت و اگر می‌ماندیم غرق می‌شدیم و فرار کردیم.

همزمان طی این مدت پدافند یکپارچه هوائی کشور، علاوه بر انهدام  حدود 160 پهپاد دشمن، توانست تعدادی از هواپیماهای پیشرفته دشمن از اف35 گرفته تا آواکس‌ها، سوخت‌رسان‌ها، اف15، اف 16،اف18 و... - واز جمله در یک روز 5 هواپیما و هلیکوپتر آمریکا - را ساقط یا منهدم کند. یکی از صحنه‌های انهدام هواپیماها که جهانیان را متحیر کرد، دونیم شدن هواپیمای آواکس 700 میلیون دلاری آمریکا، توسط پهپاد نقطه زن ایرانی بود.

اتفاق بسیار مهم دیگری که از آغاز نبرد افتاد، کنترل ایران بر عبور و مرور درتنگه  هرمز که حدود 20 تا 25 درصد سوخت مصرفی دنیا از آن می‌گذرد و جلوگیری از عبور نفتکش ها و کشتی‌های وابسته و همراه دشمن از آن بود. این امر، قیمت جهانی نفت را از حدود 60 دلار در هر بشکه به حدود 120 دلار رساند. دشمن با استفاده از روش‌ها و تهدیدهای مختلف تلاش کرد تا تنگه را باز کند و از جمله ترامپ متوسل به کشورهای اروپائی و ناتو شد تا او را در بازکردن تنگه همراهی کنند، ولی آنها با اعلام اینکه این جنگ  جنگ آنها نیست، با او همراهی نکرده و او در این باره نیز ناامید شد و گفت هرکس به عبور از تنگه نیاز دارد، خودش آنرا باز کند!. و این در حالی بود که باز کردن تنگه تمام همّ و غم او را تشکیل می‌داد و او در این امر ناکام ماند. به‌طور کلی، افزایش بالای قیمت جهانی نفت نه تنها باعث گران شدن قیمت سوخت در جهان و در خود آمریکا می‌شود، بلکه به‌دلیل بصرفه نبودن تولید کالا با قیمت‌های بالا، جهان را در بحران بزرگ اقتصادی فرو می‌برد.

بدین ترتیب، دشمن آمریکائی به‌زودی فهمید که در محاسباتش بکلی اشتباه کرده و نه‌تنها خبری از هیچ پیشرفتی برای او در کارنیست، بلکه در یک جنگ فرسایشی مهلک گرفتار شده است. در این هنگام،  شروع کرد به فرستادن میانجی‌های مختلف و برای برقراری آتش بس به التماس افتاد؛ هرچند به‌ظاهر خود را در رسانه‌ها طرفدار ادامه جنگ نشان می‌داد وهم اکنون همانطور که می‌بینیم، ابتکار نبرد در دستان ایران اسلامی قرار گرفته که با اقتدار برای دستیابی به نتایج مورد نظر و شروط خود، به نبرد ادامه می‌دهد.

بنابراین، اکنون آمریکا ،که زمانی فرمانروای منطقه با استفاده از عوامل خودفروخته و پایگاه‌هایش در کشورهای مرتجع عربی بود، در وضعیت اخراج کامل از این منطقه راهبردی قرار گرفته و زدن این پایگاه‌ها توسط ایران مقتدر وکنترل ایران بر تنگه هرمز، خبرهای امید بخش برای آینده نزدیک در این منطقه دارد: منطقه‌ای بدون سلطه و حضور آمریکا که نتیجه دیگری نیز دارد و آن جمع شدن بساط رژیم غاصب صهیونیستی است.

اکنون ترامپ، این ابرجنایتکار دروغگو و از نظر روحی نامتعادل، که در مقابل نیروهای مسلح ایران انقلابی درمانده و ناامید شده،  با تناقض‌گویی- که نشان از سختی شکستهایش دارد- از یکطرف مدام می‌گوید که به پیروزی رسیده و از طرف دیگر، تهدید می‌کند که ایران را با زدن زیرساخت‌هایش به عصر حجر باز می‌گرداند! و این یعنی استیصال و اعلام شکست سخت و غیر قابل تصور برای کشوری که زمانی با حرکت ناوهایش همه تسلیم او می‌شدند.

در اینجا باید به او فهماند – هرچند  نخواهد فهمید -  که ایرانیان، که از یک فرهنگ و تمدن غنی اسلامی برخوردارند و وقوع و تداوم انقلاب اسلامی نیز آن را اثبات می‌کند و این فرهنگ، ناشی از انسان‌شناسی و هستی‌شناسی اسلامی و مبتنی بر سرشت و فطرت انسان است، مردمانی بسیار متمدن و دارای آگاهی و بصیرت هستند و تنها انسان‌های تماما مادیگرای غربی مثل تو (ترامپ) - یعنی پلیدترین آدم‌ها که اینگونه، شریف‌ترین و بزرگترین انسان‌ها را مظلومانه و با اعمال تروریستی و جنایتکارانه به شهادت می‌رسانند – هستند که درعصر حجرزندگی می‌کنند.  

بنابراین، روند مسائل نشان می‌دهد که سرنوشتی تلخ در انتظار این ابرقدرت قبلی یعنی آمریکاست؛ به‌زودی او، خود و عاملش  را در این منطقه فوق راهبردی، غایب خواهد دید و ان‌شاءالله جهانیان فروریختن و فروپاشی قدرت آمریکا در جهان و ظهور تمدن نوین اسلامی را نظاره خواهند کرد.

انتهای پیام/