«غرّش شیر» کجا بود؟ ما شکست خوردیم!
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 15 فروردين 1405 - 15:43
گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 36 - گزارش شماره 221)
پروفسور آوی برالی (אבי בראלי) بهعنوان یک چهره برجسته آکادمیک در اسرائیل ارزیابی قابلتأملی از وضعیت کنونی ارائه میدهد. او معتقد است که اسرائیل اکنون در حیاتیترین و در عین حال مبهمترین مرحله از جنگ قرار دارد؛ مرحلهای که نهتنها به این درگیری خاص محدود نمیشود، بلکه حاصل روندی است که طی حدود دو سال و نیم گذشته شکل گرفته و سرانجام آن نیز هنوز روشن نیست.
به گفته او، یکی از نشانههای این وضعیت، ناتوانی مقامات عالیرتبه در ارائه توضیحی روشن از شرایط موجود است. این مسئله، بهزعم برالی، از آنجا ناشی میشود که خودِ تصمیمگیران نیز با ابهام و دشواری در انتخاب مسیر مواجهاند. او تأکید میکند که سختترین وضعیت برای ساختارهای سیاسی و امنیتی، زمانی است که امکان تصمیمگیری روشن وجود ندارد؛ چراکه حتی یک تصمیم غلط، از وضعیت بلاتکلیفی قابلتحملتر است.
این سردرگمی در سطح حاکمیت، بهگفته برالی، به بدنه جامعه نیز منتقل شده است. در نتیجه، فضای عمومی اسرائیل دچار نوعی ناامیدی و یأس شده و این پرسش در میان افکار عمومی شکل گرفته که مجموعه عملیاتهای نظامی اخیر با نامهایی مانند «ملتی چون شیر» (که شکست خوردیم) و «غرش شیر» در نهایت به چه نتیجهای انجامیدهاند. برداشت غالب، بهگفته او، این است که این عملیاتها نهتنها به پیروزی منجر نشده، بلکه الگوی تکرارشوندهای از ناکامی را ایجاد کردهاند.
برالی همچنین به شکلگیری پرسشهای بنیادین در جامعه اشاره میکند:
آیا اساساً وضعیت اسرائیل پیش از این حملات تا این حد بحرانی بود که ورود به چنین درگیریهایی ضروری تلقی شود؟ و مهمتر از آن، آیا شرایط پس از این حملات بهبود یافته یا بدتر شده است؟
به باور او، درک غالب در جامعه اسرائیل این است که وضعیت پس از این حملات بدتر شده است؛ چراکه ایران توانسته در برابر فشارها مقاومت کند و این تصور در افکار عمومی شکل گرفته که این کشور از سطح بالایی از تابآوری و پایداری برخوردار است—بهگونهای که نه بهسادگی تضعیف میشود و نه قابل حذف است.
این برداشت، پیامد مهمی دارد: اگر یکی از اهداف اصلی جنگ، تغییر بنیادین وضعیت ایران بوده، اکنون بخش قابلتوجهی از جامعه اسرائیل به این نتیجه رسیده که چنین هدفی دستیافتنی نیست. در نتیجه، نهتنها تهدید موردنظر برطرف نشده، بلکه حتی ممکن است در برخی ابعاد تشدید نیز شده باشد.
در همین چارچوب، برالی به موضوع حزبالله نیز اشاره میکند و میگوید ارزیابی غالب در جامعه این است که این بازیگر نیز، حتی در صورت تحمل ضربات، قابلیت بازسازی و بازگشت به صحنه را دارد.
جمعبندی او صریح است:
اگر تعریف «رفع تهدید» به معنای از میان بردن کامل آن باشد، چنین هدفی—در مورد ایران—عملاً قابل تحقق نیست. بنابراین، اسرائیل با وضعیتی مواجه است که در آن، نه تهدید بهطور کامل رفع میشود و نه چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود دارد؛ و این همان بنبست راهبردی است که امروز خود را نشان میدهد.
انتهای پیام/