وقتی صدا به میدان نبرد روایتها میآید
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 15 فروردين 1405 - 14:37
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، سید علی موسوی، استاد دانشگاه و استاد رسانه و فضای مجازی در یادداشتی اختصاصی با عنوان "واهای حماسی و بازسازی روح جمعی" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
در روزگاری که جنگ فقط در میدان نبرد تعریف نمیشود و همزمان در ذهنها، روایتها و شبکههای اجتماعی جریان دارد، نواهای حماسی از یک قالب آیینی فراتر میروند و به ابزار کنش رسانهای تبدیل میشوند. آنچه امروز در فضای عمومی ایران دیده میشود، صرفاً تکرار یک سنت صوتی نیست؛ بلکه بازتولید یک حافظه جمعی است که در لحظه بحران، به جامعه امکان میدهد خود را دوباره تعریف کند.
تجربه تاریخی ایرانیان نشان داده که در شرایط تهدید، صدا میتواند نقشی همسنگ تصویر و حتی فراتر از آن داشته باشد. در سالهای دفاع مقدس، نوای حماسی حاج صادق آهنگران تنها یک مدیحهخوانی نبود؛ بخشی از سازوکار حفظ روحیه، نظم عاطفی و معنابخشی به رنج جمعی بود.
آن صداها به جبهه محدود نماندند و به پشت جبهه، خانهها و حافظه نسلها راه یافتند. از همین نقطه بود که نغمه حماسی به یک سرمایه فرهنگی تبدیل شد؛ سرمایهای که امروز نیز در بزنگاههای تازه، دوباره فعال میشود.
وجه مهم نواهای حماسی در وضعیت کنونی این است که صرفاً یادآور گذشته نیستند، بلکه گذشته را به اکنون ترجمه میکنند. این آثار، با ترکیب شعر، ریتم، تصویر و اجرای پرهیجان، مفهومی را که شاید در زبان تحلیلی خشک و رسمی کماثر شود، در سطح احساس عمومی زنده میکنند.
در جنگ شناختی، همین ویژگی اهمیت دارد: روایتها نه فقط باید گفته شوند، بلکه باید شنیده، حس و تکرار شوند تا در ذهن مخاطب تثبیت شوند.
جنگ شناختی و نبرد بر سر معنا
در جنگ شناختی، هدف اصلی تصرف خاک نیست، بلکه شکل دادن به ادراک است. طرفها میکوشند به مخاطب بگویند چه چیزی تهدید است، چه چیزی افتخار است، و کدام روایت باید «روایت اصلی» تلقی شود. در چنین فضایی، نواهای حماسی نقش میانجی دارند؛ آنها پیام سیاسی یا ارزشی را از سطح شعار به سطح تجربه عاطفی ارتقا میدهند.
قدرت این آثار در سادگی ظاهری و پیچیدگی کارکردشان است. وقتی یک قطعه حماسی با تکرار واژگان کلیدی، ضربآهنگ پرقدرت و صدای آشنا همراه میشود، مخاطب فقط یک متن را نمیشنود؛ او در یک وضعیت احساسی مشارکت میکند.
همین مشارکت است که پیام را از سطح مصرف لحظهای بیرون میآورد و آن را به حافظه تبدیل میکند. از این منظر، موسیقی حماسی نوعی «فشردهسازی روایت» است: مفاهیم سنگینِ وطن، مقاومت، شهادت، امید و پایداری را در قالبی کوتاه، شنیدنی و بهیادماندنی عرضه میکند.
همین ویژگی موجب میشود که نواهای حماسی در فضای بحران، کارکردی فراتر از سرگرمی یا مراسم پیدا کنند. آنها به بازآرایی ذهنی جامعه کمک میکنند؛ یعنی ترس را مدیریت، پراکندگی را مهار و حس بیقدرتی را با حس حضور جمعی جایگزین میسازند. جامعهای که در وضعیت فشار قرار دارد، بیش از هر چیز نیازمند زبان مشترک است. این نواها دقیقاً چنین زبانی میسازند.
از هیئت تا خیابان
نکته تعیینکننده در موج تازه نواهای حماسی، خروج آن از فضای صرفاً آیینی و ورودش به عرصه عمومی است. امروز این آثار تنها در هیئتها یا مراسم مذهبی شنیده نمیشوند، بلکه در خیابان، خودروها، تجمعهای مردمی و بهویژه شبکههای اجتماعی گردش میکنند. این جابهجایی، کارکرد آنها را چند برابر کرده است.
در گذشته، انتقال چنین آثاری بیشتر به صورت حضوری و جمعی انجام میشد؛ اما امروز نماهنگها، انتشار مجازی و بازنشر شبکهای، این نواها را به یک جریان گسترده رسانهای تبدیل کردهاند. به همین دلیل است که قطعاتی از مداحانی، چون حسین طاهری، مهدی رسولی، حسین ستوده و دیگر چهرههای این حوزه، با سرعت بالایی دیده و شنیده میشوند. تصویر، موسیقی و متن در کنار هم، اثری میسازند که هم قابلیت انتشار بالا دارد و هم از نظر عاطفی ماندگار است.
این تحول را باید جدی گرفت. وقتی یک اثر حماسی از حالت «اجرا» خارج و به «محتوا»ی قابلتکثیر در فضای مجازی تبدیل میشود، دیگر فقط برای یک جمع محدود معنا نمیسازد؛ بلکه در میدان وسیعتری از رقابت روایتها عمل میکند. در این میدان، هر بار پخش شدن یک قطعه، نوعی تأیید جمعی است. هر بار همخوانی، نوعی اعلام حضور است؛ و هر بار بازنشر، نشانهای از زنده بودن یک احساس مشترک.
پیوند احساس و سیاست
نباید فراموش کرد که نواهای حماسی، هرچند ریشه در سنت مذهبی دارند، اما در لحظه بحران به ابزار پیوند احساس و سیاست نیز تبدیل میشوند. این پیوند لزوماً به معنای شعارزدگی نیست. برعکس، زمانی مؤثر میشود که پیام سیاسی در لباس احساس عرضه شود.
مخاطب ممکن است استدلال پیچیده سیاسی را رد کند، اما در برابر صدایی که خاطره، هویت و همبستگی را برمیانگیزد، واکنشی متفاوت نشان میدهد.
از همینرو، اثرگذاری این نواها را باید در سطح «سیاست عاطفه» فهمید. آنها مردم را صرفاً قانع نمیکنند؛ بلکه با آنان همنفس میشوند. در زمانهای که اضطراب، خبرهای متناقض و فشار روانی میتوانند جامعه را فرسوده کنند، همین همنفسی اهمیت دارد.
انتهای پیام/424/