جبران خسارات جنگ از تنگه هرمز؛ درآمد 500 میلیارد دلاری ایران از عوارض

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در پی تشدید درگیری‌های اخیر موسوم به «جنگ رمضان» و وارد آمدن خسارات قابل توجه به زیرساخت‌های صنعتی و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی کشور، رویکرد جدیدی در حوزه تأمین منابع مالی برای جبران این خسارات در حال شکل‌گیری است؛ رویکردی که بر استفاده از ظرفیت راهبردی تنگه هرمز متمرکز شده است.

بر اساس این سیاست، اعلام شده که جمهوری اسلامی ایران در دوره پساجنگ، جبران کامل خسارات وارده به صنایع و شرکت‌های آسیب‌دیده را از محل عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز دنبال خواهد کرد؛ گذرگاهی که یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان به شمار می‌رود.

کدام صنایع کشور خسارت دیده اند؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد در جریان این درگیری‌ها، مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه‌های فولاد، پتروشیمی، پالایش، داروسازی و صنایع زیرساختی هدف حملات قرار گرفته و متحمل آسیب‌هایی شده‌اند. مجموع ارزش این شرکت‌ها بالغ بر 1140 هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود که نشان‌دهنده ابعاد قابل توجه خسارات وارده به بخش واقعی اقتصاد است.

رویترز: تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران برای جبران خسارت

در همین حال، گزارش‌های بین‌المللی از جمله تحلیل‌های منتشرشده توسط خبرگزاری رویترز حاکی از آن است که تنگه هرمز به‌عنوان گلوگاه عبور حدود 20 درصد انرژی جهان، ظرفیت درآمدزایی قابل توجهی برای کشوری که کنترل آن را در اختیار دارد، ایجاد می‌کند. بر این اساس، روزانه حدود 150 کشتی و نزدیک به 20 میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور می‌کند.

محاسبات نشان می‌دهد که حتی اعمال عوارضی در سطح متوسط، می‌تواند سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد ایجاد کند. به‌عنوان نمونه، دریافت حدود 2 میلیون دلار عوارض از هر کشتی عبوری، رقمی در حدود 110 میلیارد دلار درآمد سالانه به همراه خواهد داشت.

از سوی دیگر، در سناریوهای میانه، امکان بهره‌برداری از ظرفیتی معادل 120 میلیارد دلار در سال (شامل درآمدهای نفتی و گازی) برای ایران متصور است؛ رقمی که در صورت تداوم چندساله، می‌تواند به مجموعی بین 350 تا 500 میلیارد دلار برسد و عملاً بخش قابل توجهی از خسارات جنگی و حتی فراتر از آن را پوشش دهد.

کارشناسان معتقدند استفاده از این اهرم ژئوپلیتیکی، علاوه بر جبران خسارات، می‌تواند موقعیت اقتصادی و راهبردی ایران را در معادلات منطقه‌ای و جهانی به‌طور معناداری تقویت کند؛ هرچند تحقق این سناریو به متغیرهای متعددی از جمله شرایط امنیتی، واکنش بازیگران بین‌المللی و پایداری کنترل در این گذرگاه حیاتی وابسته خواهد بود.

انتهای پیام/