رهنمود قرآنی رهبر شهید: اعتصام جمعی مؤمنانه به پیروزی قطعی میانجامد
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 15 فروردين 1405 - 14:08
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تقاطع وحی و تدبیر و جایی که آیات الهی به نقشهراه تمدنی تبدیل میشوند، پرسش از چیستی و چرایی «همگرایی ایمانی» دیگر یک گفتمان صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی و معرفتی است. در جریان جنگ تحمیلی که این روزها بار دیگر از سوی امریکای جنایتکار و رژیم صهونیستی به کور ما تحمیل شده، بازخوانی رهنمودهای رهبر شهید انقلاب، شهید امام خامنه ای (ره) میتواند راهگشای مسائل بسیاری در کشور باشد.
خبرگزاری تسنیم در گفتوگو با دکتر محمدحسن جعفری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل دینی، ضمن تکیه بر ژرفای اندیشه قرآنی متجلی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، به واکاوی ابعاد پنهان و آشکار انسجام امت میپردازد.
با گذر از خوانشهای سطحی، اگر بخواهیم آیه «وَاعْتَصمُوا بحَبْل اللَّه جَمیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» را در هندسه معرفتی اندیشه قرآنی رهبر شهید انقلاب قرار دهیم، این «حبلالله» دقیقاً به چه ساحتی از حقیقت دینی اشاره دارد و چرا تمسک جمعی به آن، پیششرط غلبه بر چالشهای کلان امت تلقی میشود؟
در هندسه معرفتی قرآن کریم، عبارت «حبلالله» استعارهای از نظام توحیدی و برنامهای است که خداوند برای ساماندهی حیات فردی و اجتماعی بشر ترسیم کرده است. این ریسمان محکم، تجلی عینی شریعت، عدالت و ولایت الهی است که در گفتمان قرآنی رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، بهعنوان محور هویتساز امت اسلامی تبیین شده است.
وقتی قرآن فرمان میدهد که «همگی» به این ریسمان چنگ زنید، در واقع یک اصل جامعهشناختی وحیانی را مطرح میکند: نجات و تعالی، امری انفرادی نیست، بلکه محصول همافزایی ارادهها در مدار فرمان الهی است. این همپیمانی، زمینهساز شکلگیری قدرتی است که در برابر توطئههای پراکندهساز، چون کوهی استوار باقی میماند.
از منظر راهبردی، تفرقه تنها یک انحراف اخلاقی نیست، بلکه گسستی است که زیرساختهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه را فرو میریزد. در همین راستا، تأکید بر چنگ زدن جمعی به حبلالله، در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، بهعنوان پادزهری برای بیماریهای ساختاری امت مطرح میشود که ریشه در فراموشی محوریت قرآن دارد.
بنابراین پیروزی در معادلات پیچیده معاصر، نه در گرو برتریهای مادی صرف، بلکه در گرو بازگشت به این میثاق الهی است. امتی که خود را در حلقه اتصال به برنامه آسمانی قرار دهد، خودبهخود از پراکندگی رها شده و به ظرفیتی تبدیل میشود که هیچ نیروی بیگانهای توان شکستن آن را نخواهد داشت.
آیه 247 سوره بقره با اشاره به نعمتهای ویژهای چون وحی و رزق طیبات، پیوند ناگسستنی میان «شکرگزاری»، «توحید عملی» و «انسجام اجتماعی» را ترسیم میکند. از منظر شما، چگونه میتوان این مثلث قرآنی را در معماری نظام اسلامی متأثر از رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب بازخوانی کرد؟
در نظام اندیشهای قرآن، نعمتها هرگز تصادفی یا بیهدف نیستند؛ بلکه ابزاری برای آزمون، رشد و تکامل اجتماعیاند. آیه مورد اشاره، وحی را بهعنوان قطبنمای هدایت و رزق طیبات را بهعنوان بستر معیشتی معرفی میکند تا امت بداند این الطاف، امانتهایی هستند که تنها در سایه سپاسگزاری عملی و دوری از شرک و پراکندگی، پایدار میمانند.
شکر در اینجا، فقط ذکر زبانی نیست، بلکه به معنای بهکارگیری نعمت در مسیر تقویت پیوندهای ایمانی و همافزایی اجتماعی است. وقتی یک جامعه اسلامی، ثروت، علم و قدرت خود را در راستای تحکیم وحدت و اجرای احکام الهی هزینه کند، در واقع بزرگترین مصداق شکر را محقق ساخته و زمینه نزول برکتهای بعدی را فراهم میآورد.
در گفتمان راهبردی متبلور در اندیشه رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، این اصل قرآنی به یک دکترین مدیریتی تبدیل شده است که بر آن تأکید دارد امنیت و اقتدار ملی، محصول مستقیم همگرایی حول محور توحید و عمل به فرامین وحیانی است. هرگونه انحراف از این مدار، نه تنها نعمتها را سلب میکند، بلکه جامعه را در برابر تهاجمات فرهنگی و اقتصادی آسیبپذیر میسازد.
از اینرو، تداوم مسیر رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب، در واقع تداوم همان مسیر شکرگزاری عملی است که امت را در برابر گزند طمعورزیهای استکباری بیمه میکند. جامعهای که نعمتها را در ترازوی وحدت و عدالت بسنجد، هرگز طعمه فروپاشی نخواهد شد و همواره در اوج عزت و ثبات باقی میماند.
آیه 46 سوره انفال با صراحتی کمنظیر، اطاعت از خدا و رسول و پرهیز از نزاع را خط قرمز حفظ توانمندی امت میداند. چگونه میتوان این هشدار قرآنی را بهعنوان یک پروتکل امنیتی-سیاسی در برابر نفوذ و رخنه دشمنان تفسیر کرد؟
قرآن کریم با نگاهی واقعبینانه به روانشناسی اجتماعی جوامع، نزاعهای درونی را نه یک اختلاف سلیقه، بلکه عاملی ویرانگر میداند که شیرازه قدرت را از هم میپاشد. آیه مورد استناد، با پیوند زدن اطاعت از مبدأ وحی به دوری از تفرقه، یک مکانیسم دفاعی خودکار را برای امت طراحی میکند که در آن، وحدت رویه، ضامن بقای نظام اسلامی است.
در عرصه ژئوپلیتیک، دشمنان همواره از شکافهای داخلی بهعنوان نقطه ورود بهره میبرند. وقتی جامعهای در دام جدالهای فرقهای یا جناحی گرفتار شود، عملاً دروازههای نفوذ را به روی بیگانگان گشوده است. قرآن با نهی از تفرقه، در واقع یک سد استراتژیک در برابر مهندسی اجتماعی دشمن ترسیم میکند. در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، این آیه بهعنوان مانیفست مقاومت در برابر جنگ ترکیبی قرائت میشود. ایشان همواره یادآوری کردهاند که حفظ همبستگی، یک انتخاب نیست، بلکه یک تکلیف الهی است که اجرای دقیق آن، نقشههای شوم دشمنان برای تجزیه و تضعیف امت اسلامی را خنثی میسازد.
پس پایبندی به مسیر رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب، به معنای فعالسازی همین پروتکل دفاعی است. جامعهای که مرزهای عقیدتی و عملی خود را با دقت حفظ کند و از هرگونه اختلافافکنی دوری گزیند، به دژی غیرقابل نفوذ تبدیل میشود که دشمن حتی جرات نزدیک شدن به آن را نخواهد داشت.
همان طور که اشاره کردید تاریخ صدر اسلام، بهویژه غزوات پیامبر اکرم(ص)، گواهی است بر اینکه پیروزیهای سرنوشتساز، ریشه در همدلی و انسجام مؤمنان داشت. این الگوی تاریخی چگونه میتواند در مواجهه با چالشهای چندلایه دنیای معاصر بازتولید شود؟
وقایع صدر اسلام، آزمایشگاه زندهای بودند که در آن، آیات قرآن از حالت نظری به عینیت تاریخی تبدیل شدند. در میدانهای نبرد، آنچه برتری عددی یا تجهیزاتی دشمنان را خنثی کرد، نه تاکتیکهای صرفاً نظامی، بلکه روحیه یگانهای بود که از ایمان مشترک و اطاعت از رهبری الهی سرچشمه میگرفت. این الگو، هرگز منسوخ نشده است؛ بلکه با تغییر فرم، محتوای خود را حفظ کرده است.
امروز هم میدانهای مبارزه، از عرصههای نظامی به جنگهای شناختی، اقتصادی و سایبری گسترش یافتهاند، اما اصل حاکم بر آنها یکسان است: پیروزی از آن گروهی است که ارادههایشان در یک کانون واحد متمرکز شده باشد.
امام خامنهای با تأکید بر همان روحیه بدر و احد، خاطرنشان میسازند که امت اسلامی باید با عبور از مرزبندیهای مصنوعی، به همافزایی راهبردی دست یابد تا در برابر ماشین تبلیغاتی و تحریمی دشمن، شکستناپذیر باقی بماند. تداوم حرکت در مسیر رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب، دقیقاً به معنای زنده نگه داشتن این سنت پیروزمندانه است. وقتی نسل امروز، خود را وارث همان پیمانهای برادری میداند و اختلافات را فدای منافع کلان امت میکند، در واقع تاریخ را تکرار نمیکند، بلکه آن را در مقیاسی تمدنی و جهانی بازتعریف میکند.
با توجه به تعدد تهدیدات داخلی و خارجی، قرآن همبستگی را بهعنوان یک سپر بیبدیل معرفی میکند. این کارکرد دفاعی-توسعهای وحدت، چگونه میتواند به پارادایمی برای سیاستگذاری کلان در جوامع اسلامی تبدیل شود؟
در ادبیات قرآنی، وحدت یک زیرساخت امنیتی و توسعهای است. وقتی مؤمنان در یک ساختار منسجم قرار میگیرند، منابع پراکنده، ظرفیتهای هدررفته و انرژیهای متعارض، به یک جریان هدایتشده تبدیل میشوند که میتواند کوههای موانع را جابهجا کند. این سپر محکم، در برابر تهدیدات نرم و سخت کارکردی یکسان دارد. در عرصه داخلی، از فروپاشی سرمایه اجتماعی جلوگیری میکند و در عرصه خارجی، هزینه مداخلات بیگانه را بهشدت افزایش میدهد. قرآن با تأکید بر این کارکرد، در واقع امت را به سمت یک معماری نهادی سوق میدهد که در آن، همبستگی، ستون فقرات تصمیمگیریهاست.
در گفتمان سیاستگذاری متأثر از اندیشه رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، این اصل قرآنی به یک دکترین حکمرانی تبدیل شده است. ایشان بر آن تأکید دارند که برنامهریزیهای کلان باید بهگونهای طراحی شوند که شکافها را ترمیم کنند، نه اینکه آنها را عمیقتر سازند. هر سیاستی که وحدت را تضعیف کند، از منظر قرآنی، مردود و ضد مصلحت امت است.
فرآیند استنباط راهبردهای کلان از آیات وحدتساز قرآن، نیازمند چه متدولوژی تفسیری و فقهی است تا از سقوط به دام برداشتهای سلیقهای یا فرقهای مصون بماند؟
استخراج راهبردهای کلان از قرآن، نیازمند گذر از قرائتهای تکبعدی و ورود به فهم سیستماتیک آیات است. این فرآیند، مستلزم تسلط بر علم المقاصد، توجه به سیاق نزول، و درک رابطه متقابل آیات محکم و متشابه است تا تفسیر، در مدار اصالتهای وحیانی باقی بماند. آسیبشناسی تاریخ نشان میدهد که هرگاه تفسیر قرآن از بستر اجتهاد جمعی و نظارت فقهی خارج شده، به ابزاری برای توجیه منافع جناحی تبدیل شده است. قرآن کریم خود با نهی از تفرقه، هشدار داده که هر برداشتی که به گسست امت بینجامد، از دایره فهم صحیح خارج است.
رهبر شهید انقلاب همواره تأکید کردهاند که فهم قرآن باید در بستر زمانه، با حفظ ثوابت، و با هدف حل مسائل واقعی امت انجام پذیرد تا از انحرافات ایدئولوژیک در امان بماند. بنابراین همراستایی با مسیر رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب، به معنای پذیرش این چارچوب روششناختی است. پژوهشگران و سیاستگذارانی که از این متدولوژی پیروی کنند، نهتنها از دام برداشتهای سلیقهای رها میشوند، بلکه میتوانند آیات وحدتساز را به نقشهراهی عملیاتی برای مدیریت بحرانها و پیشبرد اهداف تمدنی تبدیل کنند.
بهعنوان جمعبندی، اگر بخواهیم چشمانداز نهایی قرآن برای امت اسلامی در گام دوم تمدنسازی را ترسیم کنیم، کدام فرمان الهی، کلیدواژه عبور از بحرانها و رسیدن به قله اقتدار و عدالت جهانی است؟
قرآن در اوج فراز و نشیبهای تاریخی، یک حقیقت تغییرناپذیر را تکرار میکند: عزت، پیروزی و استقرار عدالت، محصول یک اراده جمعی معطوف به حق است. این فرمان، نه یک آرزوی دور، بلکه یک قانون اجتماعی الهی است که هرگاه امت آن را محقق ساخته، تاریخ را به نفع خود رقم زده است.
در گام دوم تمدنسازی، چالشها پیچیدهتر و میدانها گستردهتر شدهاند، اما کلیدواژه پیروزی تغییر نکرده است. همان اعتصام جمعی به حبلالله و دوری از تفرقه، هنوز هم دقیقترین و کارآمدترین فرمول برای عبور از گردنههای سخت و رسیدن به افقهای روشن است. در منظومه راهبردی امام خامنهای، این فرمان الهی به یک برنامه جامع تمدنساز تبدیل شده است. ایشان با تأکید بر این نکته که قرآن، چراغ راه سیاستگذاری و مدیریت جامعه اسلامی است، خاطرنشان ساختهاند که تنها در سایه همبستگی مبتنی بر وحی میتوان در اوج توطئهها، پژواک اقتدار و عدالت را به گوش جهانیان رساند.
پس تداوم حرکت در مسیر رهنمودهای قرآنی رهبر شهید انقلاب، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی و تکلیفی است. امتی که این مسیر را با بصیرت، استقامت و همدلی بپیماید، قطعاً به وعده الهی «وَلا تَهنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إن کُنتُم مُّؤمنینَ» دست خواهد یافت و پرچم عدالت و توحید را بر فراز جهان به اهتزاز درخواهد آورد.
انتهای پیام/