تهران؛ کاراکاس نیست

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سید محمدعماد اعرابی در یادداشتی که در روزنامه کیهان منتشر شده، آورده است: «بوسه بر نفت» کاری بود که «کریس رایت»، وزیر انرژی آمریکا وقتی پس از سال‌ها قطع رابطه به ونزوئلا سفر کرد، در بازدید از تأسیسات نفتی این کشور انجام داد. «هوگو چاوز»، رئیس‌جمهور فقید ونزوئلا درست می‌گفت: «آمریکا نفت ونزوئلا را می‌خواهد، تاریخ این را ثابت می‌کند.» و بالاخره تاریخ 13 سال پس از مرگ چاوز این را ثابت کرد.

حدود ساعت 2 بامداد 3 ژانویه 2025 (13 دی 1404) بالگردهای آمریکایی طی عملیاتی که نام آن را «عزم راسخ» گذاشته بودند در محل استقرار «نیکولس مادورو»، رئیس‌جمهور ونزوئلا در کاراکاس فرود آمدند تا او را بربایند. این عملیات از ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود. نیروهای نظامی آمریکا ماکتی در اندازه واقعی از محل استقرار مادورو ساخته بودند و بارها عملیات خود و مسیر ورود و خروج ساختمان را تمرین کرده بودند.

حمله به یک کشور و ربودن رئیس‌جمهور قانونی آن که با رأی مردمش به قدرت رسیده، هر طور که حساب کنیم نقض فاحش قوانین بین‌المللی و یک عقب‌گرد آشکار به عصر بربریت است؛ اما وقتی پای آمریکا در میان باشد باید چنین انتظاری را داشت. در مقایسه با دنیای وحشیِ حاکمان آمریکا، حتی جنگل یک قلمرو مدنی و قانونمند محسوب می‌شود.

مادرور در آن نیمه شب سعی کرد به «اتاق امن» موجود در محل اقامتش برود که از فولاد ساخته شده بود اما قبل از اینکه بتواند در اتاق را ببندد، تروریست‌های آمریکایی سر رسیدند، او و همسرش را ربودند و به آمریکا منتقل کردند.

برداشت آمریکایی‌ها این بود که حذف فقط شخص مادورو کافی است تا قدرت را در ونزوئلا به شکل قابل قبولی تحت کنترل خود درآورند. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) از آگوست 2024 تیمی را در داخل ونزوئلا مستقر کرده بود و حتی منبعی در درون دولت و از افراد نزدیک به مادورو در اختیار داشت. آنها می‌دانستند مادوروی 63 ساله، چه می‌پوشد، کجا می‌خوابد، چه می‌خورد و حتی ادعا می‌کردند «حیوان خانگی» او را هم زیر نظر دارند.

اما فقط این موارد نبود که نیروهای امنیتی آمریکا زیر نظر گرفته بودند. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) با بررسی دولتمردان و مدیران ارشد دولت ونزوئلا یک ارزیابی اطلاعاتی محرمانه به رئیس‌جمهور آمریکا ارائه کرد. طبق اطلاعاتی که بعدها نشریه آمریکایی «وال‌استریت‌ژورنال» از این ارزیابی محرمانه فاش کرد؛ سیا در این ارزیابی به «دونالد ترامپ» و مقامات ارشد دولت آمریکا گفته بود: «اعضای ارشد دولت نیکلاس مادورو از جمله دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور بهترین گزینه‌ها برای رهبری یک دولت موقت در کاراکاس و حفظ ثباتی کوتاه مدت به شمار می‌روند... و اپوزیسیون [ونزوئلا] برای اداره دولت موقت با مشکل مواجه می‌شود.»

بر همین اساس بود که ترامپ تصمیمی غافلگیرکننده در کنار گذاشتن اپوزیسیون ونزوئلا گرفت و گفت: «ماریا ماچادو (سرکرده اپوزیسیون ونزوئلا) از حمایت و احترام کافی در این کشور، برای به دست گرفتن قدرت برخوردار نیست.» «خوان کروز» مقام ارشد دولت اول ترامپ در حوزه آمریکای لاتین در واکنش به این تصمیم ترامپ گفت: «دونالد ترامپ اپوزیسیون را بازنده می‌بیند، چون نتوانست نتیجه دهد. به نظر او این اپوزیسیون کم‌اثر و ناکام است، پس چرا باید قدرت را به آن‌ها بسپارد؟»

«دلسی رودریگز» که سیا(CIA) او را بهترین گزینه برای جانشینی مادرو و مدیریت دولت موقت تشخیص داد، دختر یک چریک مارکسیست و از سال 2018 معاون نیکلاس مادورو بود که در زمره «انقلابیون چاوزی» دسته‌بندی می‌شود. برکناری مادورو و جایگزینی معاونش یعنی رودریگز با او این گمان را در میان تحلیل‌گران تقویت کرد که رودریگز نقشی در ربودن مادورو داشته است. «لیندسی موران» افسر سابق سیا(CIA) در این زمینه گفت: «فکر می‌کنم این واقعیت که ما فقط مادورو را کنار زده‌ایم و معاون رئیس‌جمهور باقی بماند بسیار معنادار است... واضح است که منابعی در سطح بالا وجود داشته‌اند. حدس فوری من این بود که این منابع در دفتر معاون رئیس‌جمهور بوده‌اند، اگر نه خود او.» 

«فیل گانسون»، تحلیل‌گر ارشد گروه بین‌المللی بحران مستقر در آمریکا در تحلیلی از شخصیت «رودریگز» گفت: «رودریگز تا حدی اصلاح‌طلب اقتصادی بوده‌است. او از نیاز به گشایش اقتصادی آگاه است.» نکته‌ای که «هنری زیمر» پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن نیز به آن اعتقاد داشت و گفت: «رودریگز در اجرای خواسته‌های واشنگتن از جمله فراهم کردن شرایط برای شرکت‌های نفتی آمریکایی، حتی کاهش روابط با چین، روسیه و کوبا در صورتی که منجر به لغو تحریم‌های آمریکا باشد، مشکلی نخواهد داشت.»

رودریگز پس از ربودن مادورو ابتدا مواضعی محکم و ضدآمریکایی داشت. او اقدام آمریکا در ربودن مادورو را «جنایت بین‌المللی» دانست، دولت ترامپ را دولت «افراطی‌ها» خواند و تأکید کرد: «تنها رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو است.» اما چیزی نگذشت که رودریگز لحن و ادبیاتش تغییر کرد.

او طی مطلبی که 4 ژانویه 2025 (15 دی 1404) در پیامرسان تلگرام منتشر کرد، نوشت: «ما حرکت به سمت یک رابطه متوازن و محترمانه بین آمریکا و ونزوئلا را در اولویت می‌دانیم ما از دولت آمریکا دعوت می‌کنیم تا بر اساس یک دستورکار همکاری با هدف توسعه مشترک با ما همکاری کند.» مدتی بعد او شرایط آمریکا برای تولید و صادرات نفت ونزوئلا را پذیرفت و حاضر شد تحت نظر آمریکا به صادرات نفت بپردازد و پول حاصل از صادرات را نیز تحت نظارت آمریکا هزینه کند. رودریگز حتی به خواسته آمریکا فرماندهان ارشد نظامی و مقامات بلندپایه امنیتی ونزوئلا را که همچنان وفادار به مادورو بودند برکنار کرد.

وقتی «کریس رایت» وزیر انرژی آمریکا پس از 6 سال قطع رابطه به ونزوئلا سفر کرد مورد استقبال ویژه رودریگز قرار گرفت. او به یکی از میادین نفتی ونزوئلا رفت و در اقدامی معنادار بطری حاوی نفت ونزوئلا را بوسید.

پس از این صحنه‌ها بود که «باب مک‌نالی»، مشاور «جورج بوش»(رئیس‌جمهور سابق آمریکا) گفت: «تصور کنید که وارد ایران شویم، نفت متعارف بیشتری بسیار زودتر از ونزوئلا به دست خواهیم آورد و همین‌طور گاز... ترامپ حاضر است در مورد نفت ریسک کند.» مک‌نالی چندان بی‌راه نمی‌گفت. ترامپ یک ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، هدف واقعی‌اش را آشکار کرد و در مصاحبه با «فایننشال‌تایمز» گفت: «راستش را بخواهید، کار مورد علاقه‌ام این است که نفت ایران را بگیرم.»

نفت ونزوئلا زیر زبان ساکنان کاخ سفید مزه کرده بود و فکر می‌کردند در ایران نیز با الگویی مشابه و حذف رهبر معظم انقلاب، قدرت در تهران به سمت آنها متمایل می‌شود. ما از ارزیابی‌های محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) درباره ایران و اینکه آنها روی چه فرد یا افرادی برای جایگزینی سرمایه‌گذاری کرده بودند؛ اطلاعی نداریم. شاید این اسناد سال‌ها بعد از طبقه‌بندی محرمانه خارج شوند و برگ جدیدی از تاریخ معاصر را پیش چشم مورخان بگذارند؛ اما می‌دانیم تیر واشنگتن در تهران به سنگ خورده است.

با شهادت رهبر معظم انقلاب، مجلس خبرگان رهبری در انتخابی حکیمانه و الهی جایگزینی شایسته برای ایشان انتخاب کرد. انتخابی که شاید اگر حماقت آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران نبود، در شرایط عادی امکان داشت با چالش‌های به مراتب بیشتری مواجه شود. این در حالی بود که رئیس‌جمهور آمریکا یک هفته پس از شروع جنگ مدعی شد باید در انتخاب رهبر ایران نقش داشته باشد، همان‌طور که در انتخاب جانشین مادورو در ونزوئلا نقش داشت. ترامپ اندکی بعد باز هم موقعیت ایران را با ونزوئلا مقایسه کرد و به خبرنگار «سی‌ان‌ان» گفت: «من با وجود یک رهبر دینی در ایران مخالفتی ندارم، اما او باید با ایالات متحده و اسرائیل به خوبی رفتار کند انتخاب من برای رهبر آینده ایران به سادگی انجام خواهد شد، همان‌طور که در ونزوئلا انجام دادم.»

اما تهران، کاراکاس نیست. پس از شهادت رهبر عزیز انقلاب؛ رئیس قوه مقننه، رئیس قوه قضائیه و شخص رئیس‌جمهور محکم و بدون تردید بر مواضع جمهوری اسلامی ایستادگی کردند. نیروهای مسلح کشور بی‌درنگ و بی‌وقفه در پیروی از دستور فرمانده شهید کل قوا اراضی اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار دادند و گلوی دشمن را در تنگه هرمز فشردند؛ و مهم‌تر از همه مردم ایران بیش از یک ماه است که با حضور حماسی و مستمر خود در خیابان و به حمایت از نظام جمهوری اسلامی، فرصت توطئه و آشوب را از مزدوران داخلی دشمن گرفته‌اند.

با این حال دشمن شیطان‌صفت آمریکایی-صهیونی نشان داده تا آخرین لحظه دست از نیرنگ و توطئه برنمی‌دارد. به نظر می‌رسد اکنون که مقامات واشنگتن نتوانستند سرمایه‌های مورد علاقه خود را در ایران بر رأس امور بنشانند؛ آنها را برای برون‌رفت آبرومندانه‌شان از جنگ به میدان آورده‌اند.

آنها در سخنان و طرح‌های‌شان با بیانی زیبا و دلسوزانه نسخه «تسلیم» برای ملت ایران می‌پیچند و با عوام‌فریبی از «پایان دادن به جنگ» و «اصلاحات اساسی سیاست‌های نظام» می‌گویند. سرمایه‌های آمریکا در ایران، با این اقدام بذر تردید در افکار عمومی می‌کارند و به اختلاف‌افکنی در میان مردم و مسئولان می‌پردازند تا یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت این‌روزهای ایران یعنی اجماع همگانی بر برخورد پشیمان‌کننده با دشمن متجاوز را بشکنند.

منبع: کیهان

انتهای پیام/