جنگ رمضان؛ فرصتی برای بازیابی قدرت ملی ایران
- اخبار اقتصادی
- اخبار اقتصاد ایران
- 15 فروردين 1405 - 09:23
به گزارش خبرگزاری تسنیم، جنگ تحمیلی موسوم به «جنگ رمضان» از سوی رژیمهای جنگافروز دنیا یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی تحمیل شد. این جنگ بیش از آنکه دامن ایران را بگیرد، ضرر و زیان آن به مراتب بیشتر، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، بر اقتصاد کشورهای درگیر و اقتصاد جهانی اثرگذار بوده است. کشورهای درگیر به طور مستقیم و دیگر کشورهای جهان به صورت غیرمستقیم از تبعات جنگ تأثیر پذیرفتهاند و حتی در پساجنگ نیز کماکان از تأثیرات آن مصون نخواهند ماند.
چند ملاحظه و نکتهٔ مهم در مورد جنگافروزی منطقهای رژیمهای آمریکایی-صهیونیستی قابل طرح است که به اختصار به آنها اشاره میشود:
**الف – تأثیرات جنگ بر اقتصاد و بازارهای مالی و سرمایهای آمریکا و جهان
**اولاً**، آمریکا و رژیم صهیونیستی با محاسبات غلط و توهمات غیرواقعبینانه خود را درگیر جنگی کردهاند که خلاصی از تبعات آن حتی پس از اتمام جنگ نیز برایشان متصور نیست. در برنامهریزی این جنگ بهگونهای طراحی شده بود که به زعم کشورهای متجاوز شروعکنندهٔ جنگ، باید حداکثر ظرف سه روز اول با اعلام پیروزی از سوی جبههٔ متخاصم، کار ایران تمام میشد. ولی نه تنها محاسباتشان برای پیروزی زودهنگام غلط از کار درآمد، بلکه سیلی محکمی از طرف رزمندگان اسلام دریافت کردند که گیجکننده بود؛ چراکه پیش از آن واقعیتهای جنگ در مغزشان خطور نمیکرد.
**ثانیاً**، همانطور که پیشبینی میشد، جنگ فعلی به یک جنگ منطقهای تبدیل شد. کشورهای ثروتمند منطقهٔ خلیج فارس که با اقتصادی کاملاً نفتی-تجاری اداره میشوند و بسیار نیز ضربهپذیر هستند، با در اختیار گذاشتن بخشی از قلمرو سرزمینی خود به آمریکا برای احداث پایگاههای نظامی، در واقع خود را درگیر جنگی ناخواستهٔ منطقهای کردهاند. این جنگ به خاطر حفظ و دوام دشمنِ دیرینهٔ ذاتی این کشورها – که خود روزگاری چند جنگ ناموفق را با دشمن حقیقی خود یعنی رژیم صهیونیستی متجاوز تجربه کردهاند – عملاً آنها را در کنار جبههای برای بقای رژیم صهیونیستِ توسعهطلب قرار داده است. آمریکا با فدا کردن این کشورها در برابر تأمین امنیت رژیم اشغالگر قدس، جنگی را شروع کرده که خود قادر به کنترل و پایان آن نیست. در صورت حماقتهای بیشتر، آتش آن نه تنها منطقهٔ خلیج فارس، بلکه دنیا را فرا خواهد گرفت.
**ثالثاً**، کشورهای متخاصم با حملهٔ ظالمانه به کشور مسلمان و انقلابی ایران، خواستهاند مانع اصلیِ توسعهطلبی رژیم صهیونیستی – یعنی ایران که بزرگترین تهدید بالقوهٔ نیروی بازدارنده در راه زیادهخواهی و توسعهطلبی این رژیم است – را بردارند و راه را برای اجرای طرح دیرینهٔ رژیم صهیونیستی برای رسیدن به سرزمین موعود (تصرف سرزمین کشورهای منطقه از دجله تا نیل) باز کنند. بیتردید جنگ فعلی دامی است برای کشورهای منطقه و در واقع آنها را قربانی جنگی کردهاند تا اقتصاد نفتی-تجاریشان بیش از پیش آسیب ببیند. ضمن آنکه آیندهای مبهم و تاریک پیش رویشان گشوده میشود و به بهانهٔ بازسازی و حفاظت از امنیت آنان، کلاه گشاد دیگری برای چپاول بلندمدت منابع خدادادی این کشورها بر سرشان میگذارند.
**رابعاً**، این جنگ خواسته یا ناخواسته بر اقتصاد جهان تأثیرات منفی میگذارد. از یک سو سقوط 4.5 تریلیون دلاری ارزش سهام بازارهای مالی آمریکا در وال استریت – که فقط در یک شب 1.3 تریلیون دلار از ارزش سهام آن سقوط کرده – و کاهش مستمر ارزش بازارهای مالی و سهام آمریکا، مسلماً بازارهای مالی کشورهای اروپایی و کشورهای آسیای جنوب شرقی را از پسلرزهٔ آن مصون نخواهد ماند. بنا به گفتهٔ ناظران مالی بینالمللی، ممکن است به بحرانی مالی جهانی شبیه بحران مالی 1929 تبدیل شود. از سوی دیگر به علت وابستگی کشورهای جهان به نفت، گاز و محصولات پتروشیمی کشورهای حوزهٔ خلیج فارس، اقتصاد آنها بر اثر جنگ و عدم دسترسی آسان به این منابع خدادادی به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و دچار رکود خواهد شد. افزایش دوبرابری قیمت جهانی نفت – که به نقل از نیویورک تایمز اعلام شده: «شوک جهانی انرژی در دههٔ 70 را باید به یاد آورد، وضعیت قرار است از آن هم بدتر شود» – کاهش نرخ اشتغال و رشد اقتصادی و افزایش نرخ تورم در آمریکا و کشورهای صنعتی دور از انتظار نخواهد بود. هماکنون نیز آثار این تحولات منفی در اقتصاد اغلب کشورهای جهان مشهود است و در آینده نیز اثر آن را در شاخصهای کلان اقتصادی کشورهای وابسته به انرژی منطقهٔ خلیج فارس شاهد خواهیم بود.
**خامساً**، افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و درخواست ترمیم بودجهٔ 200 میلیارد دلاری جنگ از کنگره توسط دولت آمریکا، تبعات منفی جنگ را به مردم این کشور نشان میدهد و بر اعتراضات داخلی خواهد افزود. آمریکا که به تحریک و تشویق رژیم متجاوز صهیونیستی وارد جنگی نافرجام شده، بیش از دیگر کشورها از ترکشهای آن آسیب دیده و بیشتر خواهد دید. سرمایهگذاری سنگین آفندی و پدافندی در بیش از هفده پایگاه نظامی در منطقهٔ خلیج فارس و آسیای غربی، و وارد شدن صدمات اساسی به این پایگاهها – که بیش از نیم قرن با سرمایهگذاریهای هنگفت تجهیز شده بودند – در اثر حملات نظامی ایران، خسارتهای سنگینی به همراه داشته است. بسیاری از ادوات جنگی و لجستیک آمریکا در طی بیش از یک ماه از شروع جنگ از دست رفته است. خسارتهای وارده و هزینههای جنگ به سرمایهٔ مادی و انسانی آمریکا بر اثر حملات کوبندهٔ نظامی ایران، هم از بُعد نظامی و هم از نظر اقتصادی بسیار سنگین است. افزون بر آن، خیز نرخ تورم و سقوط مستمر بازارهای مالی و سرمایهای – که طبق گزارشهای منتشرشدهٔ ناظران بینالمللی، سقوط مستمر بازار سرمایه و اوراق مالی در بزرگترین بازار سرمایهٔ جهان یعنی وال استریت بسیار سنگین بوده – همانطور که اشاره شد، سایر بازارهای مالی و سرمایهای دنیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد و سهامداران مطرح و عمدهٔ جهان از کاهش ارزش سهام، زیان هنگفتی خواهند دید. مسلماً آثار رکودی در اقتصاد آمریکا و جهان در صورت تداوم جنگ بروز خواهد کرد. نارضایتی مصرفکنندگان آمریکایی از افزایش نرخ بنزین و موضعگیری صاحبان صنایع در برابر افزایش نزدیک به دوبرابری قیمت نفت، و نیز حماقتها و رفتارهای غیرعادی رئیسجمهور و دولتمردان فعلی آمریکا، این کشور را با چالشهای روزافزون بیشتری مواجه خواهد کرد. تأثیرات آن بر تشدید اعتراضات مردمی و بر انتخابات میاندورهای آمریکا قابل توجه خواهد بود. ضمن آنکه جنگ تحمیلی علیه ایران هیچ دستاورد تعریفشدهای که اهداف از پیش تعیینشدهٔ سردمداران آمریکا و رژیم صهیونیستی را تأمین کند، نداشته است.
**ب – آثار و عواقب جنگ تحمیلی بر بازسازی اقتصاد و ترمیم ظرفیتهای مادی و انسانی جمهوری اسلامی ایران
از سوی دیگر، جنگ فعلی در برابر کشور مقاوم و با صلابت ایران قرار دارد. ایران در طی 47 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره هدف توطئههای مستمر آمریکا و عوامل خارجی و داخلی و دیگر دولتهای سلطهگر خارجی بوده است. عمدهترین آن، جنگ هشت سالهٔ تحمیلی از سوی عمال منطقهای آمریکا بود، ولی نتوانست انقلاب نوپای اسلامی را سرنگون کند. تحریمهای ظالمانهٔ آمریکا که در دو دورهٔ ریاستجمهوری ترامپ به تحریمهای حداکثری رسید، ترورهای مداوم رژیم منحوس صهیونیستی، ترور ناجوانمردانهٔ شهید قاسم سلیمانی (یکی از خوشنامترین فرماندهان نظامی ایران) توسط ترامپ در دور اول ریاستجمهوری، تحمیل جنگ دوازدهروزهٔ خرداد 1404 و طراحی شورشهای خیابانی توسط عوامل و مزدوران آمریکایی-صهیونیستی در دور دوم ریاستجمهوری، همگی خبیثترین اقدامات براندازی علیه کشور عزیز ایران بودند. ترور ناجوانمردانهٔ رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از فرماندهان نظامی در ساعات اولیهٔ شروع جنگ، گرچه داغی بزرگ بر دل مردم مقاوم ایران گذاشت، ولی این اقدامات ایذایی براندازی یکبهیک با پایداری نیروهای مقاوم بازدارنده و نیز نیروهای بااستقامت مردمی نقش بر آب شد. بنابراین ایران مقاوم در برابر ویروسهای متعدد خارجی کاملاً واکسینه شده است و مشاهده میشود در جنگ رمضان چگونه اهداف نظامی آمریکایی-صهیونیستی مورد حملهٔ نیروهای جانبرکف سپاه و ارتش جمهوری اسلامی قرار میگیرد. در فراز این تحلیل اشاره میکنیم که چرا ایران اسلامی از جنگ فعلی برای ترمیم کاستیهای اقتصادی و بازسازی کشور استفاده خواهد کرد و به دلایلی که اشاره میشود، وضعیت ادارهٔ کشور و قدرت اقتصادی آن به مراتب از قبل از جنگ بهتر و قویتر خواهد شد.
**اولاً**، کشور ایران دارای اقلیمهای متنوع آبوهوایی برای تولیدات کشاورزی و دامی است. افزون بر تنوع آبوهوایی، طبق گفتهٔ تحلیلگران مستقل بینالمللی – که توسط فایننشال تایمز به صراحت اعلام شده – «علیرغم فشار بر اقتصاد ایران، حتی اگر جنگ یک سال طول بکشد، تابآوری لازم برای بقا را دارد». در ادامه به مواردی استناد کرده و تابآوری ایران را از ابعاد مختلف در برابر فشارهای خارجی و جنگ تحمیلی فعلی بررسی میکند که به علت مطابقت با مباحث تحلیلی این بخش، عیناً اشاره میشود:
1- «ایران یکی از متنوعترین و صنعتیترین اقتصادهای منطقه را دارد. جمهوری اسلامی ایران محصولاتی را تولید میکند که وارداتشان دشوار است؛ مثل تولید دارو، لوازم خانگی. صدها نیروگاه برق در سراسر کشور پراکنده هستند. درسی که از جنگ ایران و عراق در دههٔ 1980 گرفته شد، نابود کردن شبکهٔ برق را دشوارتر کرده است.
2- کسبوکارهای خصوصی بر این پایه ساخته شدند تا در برابر دههها تحریم آمریکا و غرب پس از انقلاب اسلامی 1979 پاسخ دهند. آنها در دور زدن تحریمها ماهرتر شدند، مسیرهای تجاری جایگزین ساختند و در دورهٔ اول ریاستجمهوری ترامپ، وقتی تحریمها تشدید شد و ایران از سیستم مالی جهانی قطع گردید، جایگزینی واردات را تسریع کردند.
3- تاکنون دولت (بزرگترین کارفرما) به پرداخت حقوق کارمندان دولتی و پاداش پایان سال ادامه داده، هرچند برخی اختلالات ناشی از حملات سایبری به سیستم بانکی وجود داشته است. قیمت مواد غذایی به اندازهٔ ماههای اخیر نوسان نداشته است.
4- از زمان آغاز جنگ در 28 فوریه، ایالات متحده و اسرائیل هزاران حملهٔ هوایی به ایران انجام دادهاند، رهبران آن را ترور کرده و زیرساختهای نظامیاش را هدف قرار دادهاند. زیرساختهای حیاتی نیز مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله انبارهای سوخت، بزرگترین مجتمع گازی ایران و حتی یک بانک؛ همه برای تضعیف حکومت. با این حال، تحلیلگران میگویند نشانههایی وجود دارد که "اقتصاد مقاومتی" تا حالا کار خود را انجام داده است.
5- تجارت از مرزهای زمینی ادامه یافته، هرچند تردد تجاری کمی از تنگهٔ هرمز انجام میشود. حتی با وجود بمباران بیوقفهای که ایران تحمل میکند، مقامات تلاش کردهاند ثبات نشان دهند و اصرار دارند که هیچ کمبود کالاهای اساسی وجود ندارد.»
تحلیل فایننشال تایمز، جدا از بزرگنمایی حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران – و بدون اشاره به پاسخهای چندبرابری ایران به تجاوزات دشمن با حملات تلافیجویانه به زیرساختهای نظامی رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکا در منطقه، که به نظر تحلیلگران مستقل خارجی چنان ضربهٔ سنگینی را آمریکاییها و رژیم صهیونیستی در طول تاریخ موجودیتشان تجربه نکرده بودند – تحلیل روشنگرانهای از استقامت و مقاومت کشور عزیزمان در برابر سه جنگ تحمیلی دشمن در طی سال 1404 ارائه میدهد. همهٔ این تابآوریها به واسطهٔ تجارب کسبشده در جنگ تحمیلی هشت ساله، تحمل تحریمهای ظالمانه، تجربه در دور زدن تحریمهای حداکثری، و تکیه بر داشتهها و امکانات داخلی و ایجاد اقتصاد مقاومتی است.
**ثانیاً**، تنوع جغرافیایی با آبوهوای گرم، سرد، معتدل و مرطوب همزمان در تمام فصول سال، تنوع در کشت و برداشت محصولات کشاورزی، وسعت سرزمینی، ذخایر فراوان نفت، گاز، مس و سایر فلزات اساسی، و موقعیت سوقالجیشی ایران را در زمرهٔ ده کشور اول دنیا قرار داده است. از نظر دانشهای بومی در نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، پزشکی، دانش هستهای، فناوریهای نوین، تکنولوژی مدرن نظامی و شاخصهای نیروی انسانی نیز ایران بسیار توانمند است و میتواند در شرایط سخت با تولید دانشهای نوین خود را از تکانههای خارجی و جنگهای مدرن خانمانسوز مصون نگه دارد. تکرار حرف دشمن مبنی بر نابودی بسیاری از توان نظامی، زیرساختهای اقتصادی و زیربنایی کشور، ریشه در عدم شناخت ایران نیرومند با توان بسیار بالای تطبیق وضعیت کشور با شرایط جنگی دارد. هشت سال تجربهٔ جنگ تحمیلی و تحریمهای طولانی، درس فراوانی به برنامهریزان کشور داده است. پویایی و تطبیق شرایط با وضع موجود از خصوصیات بارز تغییرات اقتضایی در شرایط اضطراری است که ایران به وفور از آن استفاده کرده و دشمن از آن غافل است.
**ثالثاً**، موقعیت سوقالجیشی ایران در چهارراه ارتباطی شرق و غرب، شمال و جنوب جهان و تسلط بر تنگهٔ هرمز، فرصت استثنایی به ایران داده تا از این مزیت در شرایط جنگ تحمیلی استفاده کرده و برتری خود را در کنترل تنگهٔ هرمز نشان دهد. این موقعیتهای استراتژیک منحصربهفرد، ایران را در وضعیت برتری قرار داده است.
**رابعاً**، طبق شواهد و قرائن قابل اتکا، جنگ فعلی یک شوک اقتصادی مثبت به شقوق مختلف کسبوکارهای کشور وارد خواهد کرد. در حال حاضر با وجود اوج جنگ با دشمن آمریکایی-صهیونیستی، نرخ تورم سالانه که قبل از شروع جنگ پیشبینی میشد با شوکهای ارزی و قیمتیِ رخداده در خرداد 1405 به بالای 50 درصد برسد، براساس اعلام اخیر مرکز آمار ایران، نرخ سالانه منتهی به پایان اسفند 1404 به 50.6 درصد رسیده است و این نرخ میتوانست با بروز جنگ رمضان به ارقام بالاتری افزایش یابد، ولی چنین نشد. به نقل از فایننشال تایمز، افزایش قیمت مواد غذایی معمولاً یکی از عوامل افزایش نرخ تورم کشور در سال 1405 بود، اما به گفتهٔ این روزنامهٔ معتبر، قیمت مواد غذایی پس از جنگ نسبت به قبل از آن تغییرات قابل توجهی نداشته است، در حالی که کشورهایی که حتی درگیر جنگ نبودند با افزایش قیمت اقلام غذایی مواجه شدند. این امر نشاندهندهٔ انتظارات مثبت شکلگرفتهٔ مردم از سرانجام جنگ تحمیلی است.
**خامساً، همبستگی و همدلی مثالزدنی مردم مقاوم ایران و تجمع شبانهٔ آنان در خیابانها و میادین شهرها و در اقصی نقاط کشور، و مقاومت و استقامت رزمندگان سرافراز ایران اسلامی در میادین جنگ به رغم بهکارگیری تمام امکانات رزمی و نظامی دشمن آمریکایی-صهیونیستی، تحسین بسیاری از صاحبنظران و ناظران بینالمللی را برانگیخته است. بسیاری به صراحت اعلام کردهاند تاکنون ایران با صلابت انقلابی، پیروز میدان جنگ است. دشمن با ترفندهای تبلیغاتی و رسانهای ادعا میکند در این جنگ به اهداف خود رسیده است؛ حتی ادعای مضحک تغییر رژیم در ایران و نابودی تمام نیروی دریایی، موشکی و زیرساختهای ایران را مطرح میکند. ولی همهٔ موارد مورد ادعای دشمن با قوت و حدتی وصفناشدنی به شدت ادامه دارد و دشمن را گیج و مستأصل کرده است؛ اگر بگوییم به گزاف نگفتهایم. البته جنگ خوب نیست. هیچ عقل و منطقی جنگ را نمیپسندد، ولی کشور ایران شروعکنندهٔ جنگ نبوده و تمام حملات نظامی حالت دفاعی، بازدارندگی و جنبهٔ تنبیهی دارد. لذا باید اذعان کنیم که قدرت ملی و قدرت نظامی ایران در طی جنگ تحمیلی، ایران را در چشم مردم دنیا سرافراز کرده و در پساجنگ نیز حساب جدیدی در روابط سیاسی و اقتصادی بینالمللی در برابر کشور مقدس ایران گشوده خواهد شد که بسیار متفاوت با قبل از شروع جنگ تحمیلی است.
**امین دلیری**
کارشناس و تحلیلگر اقتصادی
انتهای پیام/