گعده‌های شبانه رشت در میدان شهدای ذهاب/ دوستی‌های تازه در دل جنگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در این شب‌های شلوغ دور میدان شهدای ذهاب رشت، شهر چهره دیگری به خود می‌گیرد، چهره‌ای روشن، پرجنب‌وجوش و آمیخته با نشانه‌هایی که از حضور مردم، خاطره و اراده حکایت می‌کنند. 

رفت‌وآمد بی‌وقفه جمعیت، میدان شهدای ذهاب را در این شب‌های جنگی، به قلبی تپنده بدل می‌کند که انگار هر ضربانش در هر نقطه‌اش، رنگی به این شب‌های شور و حماسه می‌دهد. 

یکی از زیباترین قاب‌ها دختر رشتی است که با لباس رزم بر تن در حال طراحی و نقاشی تصویر رهبر شهیدش بر بوم نقاشی است که این خود پیامی بی‌نظیر به وطن فروشان که با شعار جعلی «زن، زندگی، آزادی» می‌خواستند زنان و دختران غیور این مرز و بوم را با خود همراه سازند، اما با بصیرت و درک این چنینی زنان و دختران ما روبه‌رو شدند. 

در سویی دیگر از میدان شهدای ذهاب در پاسخ به تهدیدات حملات زمینی دشمن دون، صف مردم از پیر و جوان، زن و مرد در حال اسم‌نویسی برای میدان رزم هستند تا دشمن بداند ایرانی باخت نمی‌دهد. 

میدان شهدای ذهاب حالا دیگر فقط محل تجمع نیست، محل آموزش رزم با اسلحه است و کودکان و نوجوانان و زنان و مردان در موکب آموزش اسلحه با شور حماسی به دقت در حال یادگیری کار با سلاح هستند که این خود پیام صلابت یاران میرزا کوچک جنگلی را به جهانیان نشان می‌دهد که این سوی تاریخ یاران میرزا هنوز ایستاده اند. 

در موکب دیگری هنرمندان با زبان هنر و خوشنویسی رجزخوانی این میدان را با قلم رقم می‌زنند و آهنگ جنگ را در لا به لای صفحات مقوایی خوش می‌نویسند تا زیبایی شب‌های جنگ رمضان صدچندان شود. 

اینجا دوستی‌های تازه شکل می‌گیرد و گعده‌های شبانه از یاران و وطن‌پرستان جان برکف، زخم‌های جنگ را مرهمی می‌شود و خاطرات جمعی ملت ایران را می‌سازد. 

پرچم‌ها در باد شب تکان می‌خورند و در میان نورها، رنگ می‌گیرند. گویی تمام صحنه زیر سایه یک هویت مشترک ایستاده است، هویتی که در ازدحام جمعیت گم نمی‌شود، بلکه پررنگ‌تر و استوارتر دیده می‌شود. این پرچم، مثل نشانی از ایستادگی، بر دوش نگاه‌ها و بر فراز شانه‌های مردم می‌نشیند. 

تصاویر هر موکب، روایت ساز است و هر کدام تکه‌ای از یک داستان بزرگ‌ترند که در دل شب، میان نورهای سفید و سرخ و زرد، جان گرفته است. 

حضور مادران با کالسکه‌ها و فرزندان‌شان نشان می‌دهد، مردم محور همه‌چیزند. همه بخشی از یک پیکره‌اند. اینجا جمعیت فقط تماشاگر نیست؛ خودش بخشی از صحنه است، بخشی از روایت، بخشی از معنا که می‌خواهد با قلم و قدم نقش خود را در حفاظت این مرز پرگهر ثابت کند. 

و این تصاویر از شهری می‌گویند که در دل هیاهو هم نظم دارد، در دل شب هم روشن است و در دل جمعیت هم صدای واحدی شنیده می‌شود: صدای حضوری که خاموش نمی‌شود. میدان شهدای ذهاب در این قاب‌ها، نه فقط یک مکان، بلکه صحنه‌ای از ایستادگی، همدلی و زندگی جمعی است، صحنه‌ای که شب را به روایت عشق به وطن بدل می‌کند. 

سارا ناصری

انتهای پیام/